پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

حقوق بشر یا اهرم فشار

چرا ایران باید آرایش دیپلماتیک خود را بازچینی کند؟

پرونده حقوق بشر در قبال ایران، سال‌هاست بخشی از معادله سیاسی غرب است. ایران می‌تواند با بازچینی آرایش دیپلماتیک، شکستن انحصار روایت غرب و تعریف اقدام متقابل حساب‌شده، این چرخه را تغییر دهد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، همزمان با از سرگیری تلاش دیپلماتیک میان ایران و آمریکا، بار دیگر شورای حقوق بشر سازمان ملل و اتحادیه اروپا موج جدیدی از مواضع و قطعنامه‌های انتقادی علیه تهران را آغاز کرده‌اند. 

هم‌زمانی این فشار‌ها با تحولات دیپلماتیک، این پرسش جدی را مطرح می‌کند که آیا حقوق بشر برای برخی بازیگران غربی به ابزاری سیاسی تبدیل شده است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، ایران دیگر نمی‌تواند تنها به موضع‌گیری دفاعی بسنده کند؛ بلکه نیازمند بازچینی آرایش دیپلماتیک و تعریف اقدام متقابل هوشمندانه است.
 
وقتی حقوق بشر به ابزار ژئوپلیتیک بدل می‌شود

در سال‌های گذشته، هر زمان پرونده هسته‌ای ایران وارد فاز مذاکره یا بازتنظیم شده، هم‌زمان شاهد فعال‌تر شدن پرونده حقوق بشری در نهاد‌های بین‌المللی بوده‌ایم. این هم‌زمانی، ولو آنکه به‌صورت رسمی انکار شود، در عمل کارکردی سیاسی دارد: افزایش اهرم فشار. 

اروپا و برخی کشور‌های غربی در حالی خود را مرجع اخلاق جهانی معرفی می‌کنند که در بسیاری از بحران‌های انسانی معاصر، از جنگ‌های منطقه‌ای تا رفتار با مهاجران، کارنامه‌ای بدون ابهام ندارند. با این حال، در ساختار‌های بین‌المللی مانند شورای حقوق بشر، به دلیل آرایش رأی‌ها و قدرت رسانه‌ای، توانسته‌اند روایت خود را غالب کنند.

 اگر ایران بخواهد از چرخه تکراری «قطعنامه – اعتراض – تکرار» خارج شود، باید زمین بازی را تغییر دهد؛ نه فقط در سطح واکنش، بلکه در سطح ساختار ائتلاف‌ها.
 
۱. متنوع‌سازی ائتلاف‌های بین‌المللی؛ شکستن انحصار روایت

در نهاد‌هایی مانند شورای حقوق بشر و مجمع عمومی، واقعیت ساده است: آرایش رأی‌ها تعیین‌کننده است. اگر بلوک‌بندی سیاسی تغییر کند، نتیجه رأی‌گیری‌ها نیز تغییر می‌کند.

الف) فعال‌سازی ظرفیت کشور‌های غیرغربی

ایران می‌تواند همکاری حقوق بشری فعال‌تری با کشور‌های عضو بریکس، سازمان همکاری شانگهای و جنبش عدم تعهد ایجاد کند. بسیاری از این کشور‌ها نیز تجربه فشار‌های سیاسی با برچسب حقوق بشر را داشته‌اند و نسبت به «استاندارد‌های دوگانه» حساس‌اند.

تعامل حقوقی و کارشناسی با این کشورها، برگزاری نشست‌های مشترک، تدوین بیانیه‌های همسو و ایجاد شبکه مشورتی می‌تواند وزن سیاسی ایران را در نهاد‌های بین‌المللی افزایش دهد. هدف این کار تقابل ایدئولوژیک نیست؛ بلکه ایجاد توازن است.

ب) ابتکار عمل در ارائه قطعنامه‌های موضوعی

به‌جای آنکه ایران همواره در موضع دفاع باشد، می‌تواند ابتکار قطعنامه‌هایی درباره «سیاسی‌سازی حقوق بشر» یا «لزوم مقابله با استاندارد‌های دوگانه» را مطرح کند. چنین ابتکار‌هایی حتی اگر به تصویب نرسد، گفتمان جدیدی ایجاد می‌کند و غرب را در موضع پاسخ‌گویی قرار می‌دهد. 

وقتی موضوع از «پرونده ایران» به «ساختار حقوق بشر جهانی» منتقل شود، انحصار روایت شکسته می‌شود.

ج) تقویت دیپلماسی پارلمانی

پارلمان اروپا در سال‌های اخیر یکی از فعال‌ترین نهاد‌ها در صدور قطعنامه علیه ایران بوده است. پاسخ متناسب می‌تواند از مسیر دیپلماسی پارلمانی شکل بگیرد؛ گفت‌و‌گو با مجالس کشور‌های همسو، تشکیل کمیته‌های مشترک و حتی صدور بیانیه‌های متقابل.

وقتی سطح پاسخ از دولت‌ها به نهاد‌های تقنینی گسترش یابد، تقابل از حالت یک‌طرفه خارج می‌شود و به میدان متوازن‌تری تبدیل می‌گردد. در مجموع، متنوع‌سازی ائتلاف‌ها به معنای تغییر قواعد بازی است؛ از دفاع انفعالی به کنش فعال.
 
۲. اقدام متقابل متوازن و حساب‌شده؛ افزایش هزینه رفتار سیاسی

در کنار بازچینی ائتلاف‌ها، ایران نیازمند تعریف اقدام متقابل است؛ اما اقدامی که هیجانی و مقطعی نباشد، بلکه بر اساس محاسبه دقیق طراحی شود.

الف) بازنگری در همکاری‌های داوطلبانه حقوق بشری

برخی همکاری‌های ایران با سازوکار‌های بین‌المللی، ماهیت داوطلبانه دارند. در صورت تداوم رفتار سیاسی اروپا، تهران می‌تواند سطح این همکاری‌ها را بازبینی کند. این اقدام باید پیام روشنی داشته باشد: تعامل یک‌طرفه پایدار نخواهد ماند.

ب) استفاده هدفمند از ابزار‌های اقتصادی

در صورتی که فشار‌ها به تحریم‌های جدید یا اقدامات اقتصادی منجر شود، ایران می‌تواند در چارچوب قواعد بین‌المللی، از ابزار‌های تعرفه‌ای یا بازتنظیم تجاری استفاده کند. اما اینجا یک اصل کلیدی وجود دارد: هر اقدام اقتصادی باید ارزیابی دقیق هزینه–فایده داشته باشد.

ج) بازنگری در سطح روابط دیپلماتیک

کشور‌هایی که در خط مقدم فشار سیاسی قرار دارند، می‌توانند با بازنگری در سطح روابط یا احضار‌های رسمی و اقدامات نمادین دیپلماتیک، با پیام سیاسی مواجه شوند. چنین اقداماتی اگر هماهنگ و مرحله‌بندی‌شده باشد، می‌تواند هزینه سیاسی رفتار گزینشی را افزایش دهد، بدون آنکه مسیر‌های ضروری گفت‌و‌گو را کاملاً مسدود کند.
 
راهبرد ترکیبی؛ ائتلاف‌سازی بیرونی، بازدارندگی حساب‌شده

دو محور فوق در واقع مکمل یکدیگرند. ائتلاف‌سازی، زمین بازی را تغییر می‌دهد و اقدام متقابل، هزینه بازی یک‌طرفه را بالا می‌برد.

اگر ایران تنها به ائتلاف‌سازی بسنده کند، ممکن است فشار‌های عملی کاهش نیابد. اگر تنها اقدام متقابل کند، بدون پشتوانه سیاسی گسترده، در معرض انزوا قرار می‌گیرد. ترکیب این دو، راهبردی متوازن می‌سازد:گسترش شبکه هم‌پیمانان در نهاد‌های بین‌المللی و هم‌زمان افزایش هزینه رفتار گزینشی.
 
جمع‌بندی؛ عبور از موضع دفاع دائمی

واقعیت این است که پرونده حقوق بشر در قبال ایران، سال‌هاست بخشی از معادله سیاسی غرب است. انتظار تغییر ناگهانی این رویکرد واقع‌بینانه نیست. اما تداوم وضعیت فعلی نیز به معنای پذیرش چرخه‌ای تکراری است.

ایران می‌تواند با بازچینی آرایش دیپلماتیک، شکستن انحصار روایت غرب و تعریف اقدام متقابل حساب‌شده، این چرخه را تغییر دهد. حقوق بشر نباید به ابزار فشار سیاسی تبدیل شود. اگر چنین ابزاری به کار گرفته شود، پاسخ نیز باید متناسب با آن باشد. در نهایت، در جهان چندقطبی امروز، کشوری موفق‌تر است که نه‌تنها از خود دفاع کند، بلکه قواعد بازی را نیز بازنویسی کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر