پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

ناامیدی یا ناترازی در عرضه

بررسی دقیق نوسانات اخیر در بازار نشان می‌دهد که اژد‌های تورم بیش از آنکه از نقدینگی تغذیه کند، محصول اتاق‌های فکر جنگ روانی است که پایداری ملی را هدف گرفته‌اند.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری آنا، تحولات اقتصادی ماه‌های اخیر در ایران حکایت از پدیده‌ای دارد که در ادبیات کلاسیک اقتصاد به ندرت یافت می‌شود. ما شاهد نوساناتی هستیم که ریشه در واقعیت‌های تولیدی و صنعتی کشور ندارند. وقتی چرخ‌های کارخانه‌ها در حال چرخش است و شاخص‌های کلان تولید علائم حیاتی مثبتی نشان می‌دهند، جهش‌های ناگهانی در بازار ارز و طلا را نمی‌توان صرفاً با متغیر‌های ریاضی توضیح داد.

رهبر انقلاب در سخنان خود با صراحت و دقتی مثال‌زدنی، این وضعیت را غیرمنطقی خواندند. این توصیف، تنها یک نقد ساده نیست، بلکه یک کد راهبردی برای تحلیلگران است. در علم اقتصاد، زمانی که قیمت‌ها از ارزش ذاتی خود فاصله می‌گیرند، اصطلاحاً حباب شکل می‌گیرد؛ اما در ایران، این حباب نه محصول ناترازی عرضه و تقاضا، بلکه محصول تزریق سیستماتیک ناامیدی است. ساختار اقتصادی ایران به واسطه دهه‌ها تجربه در مواجهه با سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ، اکنون به چنان سطحی از تاب‌آوری رسیده است که پتانسیل و ظرفیت لازم برای ثبات را در ذات خود دارد. این ثبات، ریشه در منابع عظیم زیرزمینی، موقعیت استراتژیک جغرافیایی و نیروی انسانی متخصصی دارد که در سخت‌ترین شرایط، دانش فنی را بومی‌سازی کرده‌اند.

آنچه امروز در سفره مردم احساس می‌شود، ترکیبی از شیطنت‌های بیرونی و نیاز مبرم به تلاش مضاعف درونی است. ایران امروز، دیگر آن نهال ضعیف و آسیب‌پذیر سال‌های اول انقلاب نیست که با یک تکان ارزی فرو بریزد. ما امروز با حکومتی مواجه هستیم که به شکلی عمیق متکی بر ملتی مستحکم است؛ ملتی که در تمامی بزنگاه‌ها نشان داده است که ستون اصلی خیمه نظام محسوب می‌شود. واقعیت این است که اقتصاد‌های بزرگ دنیا حتی با درصدی از فشار‌های وارده بر ایران، دچار فروپاشی‌های سیستمی می‌شدند، اما ماندگاری اقتصاد ایران نشان از یک قدرت درونی دارد که تنها نیازمند یک مدیریت دقیق و هوشمندانه برای عبور از این گردنه است.

مطالبه اصلی و بی‌واسطه امروز، متوجه دولتمردان و مسئولان اجرایی است. وقتی سخن از فعالیت مضاعف به میان می‌آید، مخاطب تمام کسانی هستند که در صف اول تصمیم‌گیری قرار دارند. باید پذیرفت که با روال‌های عادی و بروکراسی‌های خسته‌کننده اداری نمی‌توان به جنگ اژد‌های هفت‌سر تورم رفت. مقابله با این پدیده نیازمند یک بازآرایی در ستاد اقتصادی دولت است.

مسئولان موظفند محیط کسب‌وکار را برای تولیدکننده و بازرگان واقعی آرام کنند. این آرامش محقق نخواهد شد مگر با بهره‌گیری از امکانات فراوان و مغفول‌مانده کشور که می‌تواند ارزش پول ملی را به جایگاه اصلی و واقعی خود بازگرداند. حفظ ارزش پول ملی صرفاً یک هدف اقتصادی نیست، بلکه ابزاری برای حفظ کرامت انسانی و قدرت خرید طبقه‌ای است که همواره پای کار نظام ایستاده‌اند. این اقدامات اصلاحی، در حقیقت بخشی از یک پازل بزرگ‌تر دفاعی و امنیتی است. این مبارزه‌ای است علیه فتنه‌ای که دشمن در دی‌ماه با ابزار‌های امنیتی به راه انداخت و شکست خورد.

دشمن که در میدان نظامی و نبرد سخت، قافیه را به اقتدار ایران باخت، حالا تمام قوای خود را بر معیشت مردم متمرکز کرده است. هدف آنها سست کردن اراده ملت از طریق ایجاد بن‌بست‌های معیشتی است. اما تاریخ ثابت کرده است که همان‌طور که کودتای برنامه‌ریزی شده زیر پای مردم له شد، نقشه اقتصادی آنها نیز با هوشیاری و آمادگی دستگاه‌های مسئول شکست خواهد خورد. هوشیاری در اینجا به معنای پیش‌بینی حرکات دشمن در بازار ارز و طلا و بستن منافذی است که دلالان وابسته به جریان‌های خارجی از طریق آنها اقدام به اخلال در نظام پولی می‌کنند.

در نهایت، باید به پیوند ناگسستنی میان ثبات اقتصادی و اقتدار ملی اشاره کرد. این یک رابطه دوسویه است. وقتی مسئولان ما در سفر‌های بین‌المللی با احترام ویژه سران کشور‌ها و رسانه‌های جهانی روبه‌رو می‌شوند، باید بدانند که این اعتبار، میوه ایستادگی ملت در برابر سختی‌هاست. برای حفظ این برجستگی در تراز جهانی، باید وضعیت معیشتی به گونه‌ای سامان یابد که مردم بدون دغدغه‌های ذهنی و هراس از فردای اقتصادی، به کار و تولید بپردازند. این حق ملتی است که در تمامی بحران‌ها، وقت‌شناسی و فداکاری خود را به اثبات رسانده است.

استمرار جدی و دقیق کارها، رفع موانع تولید که مانند سدی در برابر نبوغ جوانان عمل می‌کنند، و برخورد بدون اغماض با اخلال‌گران بازار ارز، اقداماتی است که می‌تواند و باید آرامش را به سفره‌های مردم بازگرداند. امیدواری به این اصلاحات، یک خوش‌بینی ساده‌لوحانه نیست، بلکه ریشه در واقعیت‌های سرزمینی ایران دارد. چراکه ایران کشوری است که بر روی دریایی از انرژی و معادن نشسته و دارای جمعیتی جوان و باانگیزه است که اگر مدیریت صحیح بر آن حاکم شود، هیچ بن‌بستی برایش معنا نخواهد داشت. اکنون نوبت مسئولان است که با کار شبانه‌روزی و جهادی، پاسخ وفاداری این ملت بزرگ را با بهبود ملموس شاخص‌های اقتصادی بدهند و نشان دهند که مدیریت ایرانی قادر است بر تمامی بحران‌های ساختگی دشمن غلبه کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر