گسترش فضای مجازی کیفیت روابط انسانی را کاهش داده است
در گذشته، زمانی که فرد با مشکل روبه رو میشد، اطرافیان گرد هم میآمدند، گفتوگو میکردند و حمایت عاطفی ارائه میدادند. در شرایط کنونی، فرد ممکن است درگیر مشکل باشد، اما پاسخ اطرافیان اغلب به یک پیام کوتاه یا احوالپرسی سطحی محدود میشود که در بسیاری از موارد از عمق عاطفی برخوردار نیست.
نکته قابل توجه این است که اکنون تجربهای مشترک در حال رخ دادن است، اما افراد به صورت جداگانه آن را تجربه میکنند و امکان حل جمعی آن کمتر وجود دارد. در این وضعیت، اتصال وجود دارد، اما تعلق شکل نمیگیرد. افراد با یکدیگر در ارتباط هستند، اما صمیمیت عمیق و پایدار میان آنها دیده نمیشود.
گوهر یسنا انزانی، روانشناس و مشاور، در گفتوگو با خبرنگار آناتک به بررسی پدیده تنهایی اجتماعی در عصر ارتباط دائمی پرداخته است. این گفتوگو با تمرکز بر تجربه زیسته انسان معاصر، نقش شبکههای اجتماعی، تفاوت تنهایی فیزیکی و تنهایی اجتماعی و پیامدهای روانی ارتباطات آنلاین انجام شده است.
چگونه با وجود ارتباط ۲۴ ساعته آنلاین، احساس تنهایی در انسان معاصر افزایش یافته است؟
افزایش ارتباطات لزوما به معنای افزایش صمیمیت نیست. ارتباطات زیاد شده، اما عمق پیدا نکرده است. مغز انسان برای تعداد محدودی رابطه معنادار تکامل یافته و توانایی پردازش این حجم از ارتباطات سطحی را ندارد. تعدد کانال ها، گروهها و صفحات مختلف موجب خستگی اجتماعی میشود.
ارتباط ۲۴ ساعته به این معناست که جریان پیامها و اطلاعات همواره فعال است، اما این ارتباطات اغلب بدون حضور کامل هستند و بیشتر حالت نیمه حضور دارند. آنلاین بودن مداوم، ارتباط را به ابزاری برای نمایش خود تبدیل میکند و افراد پشت نقابهای متعدد پنهان میشوند.
بخشی از روابط نه بر اساس احساسات درونی، بلکه بر اساس الگوها و تعاریف شبکههای اجتماعی شکل میگیرد. در نتیجه، فرد دائما آنلاین است، اخبار را دنبال میکند و زمانی برای خلوت، خودشناسی و معناپردازی باقی نمیماند. انتظار غیرواقعی از خود برای در دسترس بودن دائمی شکل میگیرد.
تنهایی امروز نه به دلیل فقدان ارتباط، بلکه به دلیل واقعی نبودن و غیرصمیمی بودن ارتباطات و فقدان حضور فیزیکی و معنادار ایجاد میشود. در این شرایط، فرد در میان انواع ارتباطات گم میشود و نمیداند کدام رابطه برای او معنا دارد.
تفاوت تنهایی اجتماعی با تنها بودن فیزیکی از نگاه روانشناسی چیست؟
در ارتباط آنلاین، بدن حذف میشود و بخش بزرگی از معنا از بین میرود. همدلی از نگاه، فاصله فیزیکی و واکنشهای لحظهای شکل میگیرد، اما در فضای آنلاین این زبان حذف شده است. تنظیم هیجانی مشترک تضعیف میشود و تاخیر در پاسخ میتواند اضطراب و سوء برداشت ایجاد کند
تنهایی یک تجربه ذهنی است، در حالی که تنها بودن فیزیکی یک وضعیت بیرونی محسوب میشود و الزاما منفی نیست. تنها بودن فیزیکی میتواند آرامش بخش باشد، خلاقیت ایجاد کند و به رشد فردی کمک کند. به این وضعیت، تنهایی انتخابی گفته میشود که نشانه سلامت روان است.
در مقابل، تنهایی اجتماعی یک احساس است، نه یک وضعیت. در این حالت، فرد احساس طرد شدن، دوست داشتنی نبودن، بی ارزشی و نداشتن تعلق را تجربه میکند. ممکن است فرد روابط متعدد یا حتی رابطه عاطفی داشته باشد، اما همچنان احساس کند جایی در این روابط ندارد.
در روانشناسی، تنهایی اجتماعی نتیجه فاصله میان روابط مطلوب و روابط موجود است. در روانکاوی، این مفهوم عمیقتر بررسی میشود و به رابطه فرد با دیگری درونی باز میگردد. توانایی تنها بودن، نشانه بلوغ روانی است، زیرا فرد دارای دیگری درونی امن است.
تنهایی اجتماعی زمانی شکل میگیرد که این امنیت درونی ایجاد نشده باشد و فرد احساس دیده نشدن و ناتوانی در تجربه صمیمیت داشته باشد. میتوان گفت تنهایی فیزیکی به نبود دیگری بیرونی اشاره دارد، اما تنهایی اجتماعی به نبود دیگری درونی مربوط است. انسان معاصر بیش از کمبود افراد، از کمبود روابطی رنج میبرد که بتواند در آنها خود واقعی اش باشد.
شبکههای اجتماعی چگونه کیفیت روابط انسانی را تحت تاثیر قرار دادهاند؟
شبکههای اجتماعی کمیت روابط را افزایش دادهاند، اما کیفیت روابط را وارد وضعیتی دوگانه کردهاند. این فضا نه کاملا روابط را تخریب کرده و نه کاملا تقویت، بلکه ماهیت روابط را تغییر داده است. صمیمیتی که از حضور فیزیکی شکل میگرفت، به متن، تصویر و نمایش تبدیل شده است.
با افزایش دسترسی، تعهد کاهش یافته است. واکنشها به احساسات به استیکر، آیکون یا یک جمله کوتاه محدود شده و ابراز و دریافت احساسات سطحیتر شده است. شبکهها تعیین میکنند چه چیزی دیده شود و با چه کسانی ارتباط بیشتری برقرار شود.
در نتیجه، انتخاب آگاهانه کاهش مییابد و مقایسه مداوم با دیگران افزایش پیدا میکند. ترس از قضاوت شدت میگیرد و گفتوگوها به حرفهای تکراری تبدیل میشود. شنیده نشدن، یکی از مخربترین آسیبهای روابط است.
در فضای آنلاین، اختلافها سریعتر شعله ور و دیرتر ترمیم میشوند. نبود زبان بدن و تماس چشمی، همدلی را کاهش میدهد و روابط شکنندهتر میشود. رابطه از یک فرایند مشترک به تعاملی قابل نمایش و قابل جایگزین تبدیل میشود.
چرا ارتباطات آنلاین نمیتوانند نیاز عاطفی انسان به دیده شدن و درک شدن را برآورده کنند؟
نیاز عاطفی انسان به دیده شدن و درک شدن، تنها با انتقال پیام برآورده نمیشود و نیازمند تجربه حضور انسان دیگر است. دیده شدن عاطفی یعنی توجه به لحن، مکث، زبان بدن و واکنشهای طرف مقابل.
در ارتباط آنلاین، بدن حذف میشود و بخش بزرگی از معنا از بین میرود. همدلی از نگاه، فاصله فیزیکی و واکنشهای لحظهای شکل میگیرد، اما در فضای آنلاین این زبان حذف شده است. تنظیم هیجانی مشترک تضعیف میشود و تاخیر در پاسخ میتواند اضطراب و سوء برداشت ایجاد کند.
ارتباط آنلاین زمینه ساز سوءتعبیر و افزایش افکار منفی است. توجه تقسیم میشود، پیامها نادیده گرفته میشوند و خودسانسوری افزایش مییابد. فرد به یک صفحه تبدیل میشود و تجربه حضور دیگری از بین میرود. در نتیجه، صمیمیت شکل نمیگیرد و گرسنگی عاطفی ایجاد میشود.
تنهایی در عصر دیجیتال با چه نشانههای روانی خود را نشان میدهد؟
نشانههای روانی تنهایی اغلب پنهان هستند. احساس دیده نشدن، دوست داشتنی نبودن و شکاف میان تعامل و تجربه عاطفی افزایش مییابد. پس از حضور طولانی در شبکههای اجتماعی، فرد احساس خالی شدن میکند و آرامش پیدا نمیکند.
اضطراب افزایش مییابد، واکنش دیگران به عنوان طرد شدن تعبیر میشود و مقایسه وسواسی با دیگران شدت میگیرد. احساس ناکافی بودن، جا ماندن و کاهش ارزشمندی شخصی شکل میگیرد. نیاز افراطی به تایید دیگران و چک کردن مداوم شبکهها افزایش مییابد.
بیان احساسات واقعی و درخواست حمایت کاهش پیدا میکند. فرد ممکن است در جمع باشد، اما احساس کند حرفی برای گفتن ندارد. صمیمیت واقعی کاهش مییابد، ذهن شلوغ میشود و در صورت مدیریت نشدن این وضعیت، افسردگی، اضطراب اجتماعی، وسواس و رفتارهای تکراری و اعتیادی افزایش پیدا میکند.
انتهای پیام/