پیشنهاد سردبیر
سکوت در برابر ترور، فریاد برای استعفا؛ چرا رگ سلبریتی‌ها گزینشی می‌جنبد؟

واکاوی استاندارد‌های دوگانه در مواجهه با تهدیدات امنیت ملی 

کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

یک پژوهشگر هوش مصنوعی در گفت‌و‌گو با آناتک

پشت‌پرده خلق ثروت در هوش مصنوعی؛ پول و قدرت در دست چه کسانی است

نحوه توزیع هوش مصنوعی در جهان به یکی از عوامل اثرگذار بر فاصله میان کشور‌ها تبدیل شده است، فاصله‌ای که می‌تواند هم عمیق‌تر شود و هم با تصمیم‌های درست تعدیل گردد. تمرکز زیرساخت‌های پردازشی، داده و مدل‌های پایه در چند کشور محدود، فرصت بهره‌مندی برابر را برای بسیاری از جوامع کاهش داده و آنها را در موقعیت مصرف‌کننده نگه داشته است. با این حال، گسترش آموزش، دسترسی آنلاین و زیرساخت‌های ابری می‌تواند به‌تدریج از شدت این نابرابری بکاهد. آینده جایگاه کشور‌ها در اقتصاد هوش مصنوعی، به انتخاب‌ها و سیاست‌گذاری‌های امروز وابسته است.
نویسنده : فهیمه سنجری

تحولاتی که هوش مصنوعی رقم زده، تنها به افزایش بهره‌وری یا تسهیل خدمات محدود نمانده، بلکه ساختار‌های سنتی خلق ثروت، توزیع قدرت و حتی مفهوم عدالت اجتماعی را نیز با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است. در چنین شرایطی، پرسش درباره این که ثروت حاصل از هوش مصنوعی چگونه و توسط چه کسانی تولید می‌شود، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند.

نگاهی تاریخی به موج‌های پیشین فناوری، از انقلاب صنعتی تا عصر اینترنت، نشان می‌دهد که هر تحول بزرگ فناورانه در ابتدا به تمرکز ثروت در دست گروهی محدود انجامیده و سپس به‌تدریج اثرات آن به لایه‌های گسترده‌تری از جامعه منتقل شده است. با این حال، سرعت و مقیاس تغییرات در حوزه هوش مصنوعی به‌گونه‌ای است که بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر سیاستگذاری و آموزش عمومی هم‌زمان با توسعه فناوری پیش نرود، شکاف‌های موجود عمیق‌تر و پایدارتر خواهند شد.

در این میان، مساله نابرابری جنسیتی، جغرافیایی و اقتصادی در اکوسیستم هوش مصنوعی، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها به‌شمار می‌رود. این که چرا ثروتمندان جدید این حوزه اغلب از کشور‌های خاص و عمدتا مرد هستند، یا چرا استعداد‌ها در سراسر جهان فرصت‌های برابر برای موفقیت ندارند، پرسش‌هایی است که پاسخ به آنها می‌تواند مسیر آینده این فناوری را روشن‌تر کند.

در همین چارچوب، افروز وظیفه‌دان، دانش‌آموخته و پژوهشگر حوزه هوش مصنوعی در گفت‌وگویی تحلیلی با خبرنگار آناتک، به بررسی مسیر خلق ثروت در این اکوسیستم، دلایل نابرابری‌ها و پیامد‌های اجتماعی آن پرداخته است. این مصاحبه تلاش می‌کند با نگاهی واقع‌بینانه، نسبت میان فناوری، فرصت و عدالت را واکاوی کند و چشم‌اندازی از انتخاب‌های پیش روی جوامع ارائه دهد.

خلق ثروت در اکوسیستم هوش مصنوعی معمولا از چه مسیری اتفاق می‌افتد؟

گسترش فضا‌های ابری، دورکاری و دسترسی آنلاین به منابع آموزشی، فرصت‌های تازه‌ای ایجاد کرده است. برای نمونه، ما خودمان گروهی را تشکیل داده‌ایم که همه اعضای آن خانم هستند و بخش عمده‌ای از آنها مادرانی با فرزندان کوچک‌اند. با وجود این شرایط، توانسته‌ایم در محیط خانه تیم تشکیل دهیم، کد‌های موثری در حوزه هوش مصنوعی بنویسیم و حتی محصولات قابل‌ارائه تولید کنیم. این تجربه نشان می‌دهد که در آینده، هم از نظر جنسیتی و هم از نظر جغرافیایی و نژادی، توزیع فرصت‌ها می‌تواند عادلانه‌تر شود

در حال حاضر، هر چقدر که افراد یا شرکت‌ها به هسته اصلی فناوری نزدیک‌تر باشند، امکان کسب ثروت بیشتری برای آنها فراهم می‌شود. منظور از هسته فناوری، بخش‌هایی مانند زیرساخت‌های پردازش ابری، طراحی و تولید تراشه‌ها، توسعه مدل‌های پایه و مدیریت داده‌های کلان است. شرکت‌هایی که در این لایه‌های بنیادی فعالیت می‌کنند، به‌دلیل کنترل منابع کلیدی و مقیاس‌پذیری بالا، قادرند سود‌های بسیار قابل‌توجهی به‌دست آورند.

در مقابل، هر چه از این هسته فاصله می‌گیریم و به لایه‌های کاربردی‌تر و مصرفی‌تر می‌رسیم، معمولا ثروت ایجادشده حالت بادآورده‌تر و ناپایدارتر پیدا می‌کند. این نوع ثروت‌ها اغلب وابسته به ترندها، تغییرات بازار و تصمیمات بازیگران بزرگ هستند و دوام بلندمدت آنها تضمین‌شده نیست.

چرا بیشتر ثروتمندان جدید این حوزه مرد هستند و از چند کشور خاص می‌آیند؟

این که چرا بخش قابل‌توجهی از ثروتمندان حوزه هوش مصنوعی مرد هستند، ریشه‌ای تاریخی دارد. در طول تاریخ، به‌طور کلی مردان دسترسی بیشتری به منابع مالی، آموزشی و فرصت‌های فناورانه داشته‌اند و همین الگو در بسیاری از حوزه‌های نوآورانه نیز تکرار شده است.

از سوی دیگر، تمرکز ثروت در چند کشور خاص، به نابرابری‌های آموزشی، سرمایه‌ای، زیرساختی و همچنین پدیده مهاجرت نخبگان بازمی‌گردد. کشور‌هایی که زودتر سرمایه‌گذاری کرده‌اند، دانشگاه‌ها و شرکت‌های بزرگ فناوری را شکل داده‌اند و امکان جذب استعداد‌ها را داشته‌اند، طبیعتا سهم بیشتری از این ثروت را در اختیار گرفته‌اند.

با این حال، به‌نظر می‌رسد این وضعیت به‌تدریج در حال تعدیل است. گسترش فضا‌های ابری، دورکاری و دسترسی آنلاین به منابع آموزشی، فرصت‌های تازه‌ای ایجاد کرده است. برای نمونه، ما خودمان گروهی را تشکیل داده‌ایم که همه اعضای آن خانم هستند و بخش عمده‌ای از آنها مادرانی با فرزندان کوچک‌اند. با وجود این شرایط، توانسته‌ایم در محیط خانه تیم تشکیل دهیم، کد‌های موثری در حوزه هوش مصنوعی بنویسیم و حتی محصولات قابل‌ارائه تولید کنیم. این تجربه نشان می‌دهد که در آینده، هم از نظر جنسیتی و هم از نظر جغرافیایی و نژادی، توزیع فرصت‌ها می‌تواند عادلانه‌تر شود.

آیا همه افراد مستعد در دنیا شانس برابری برای موفقیت در حوزه هوش مصنوعی دارند؟

اگر از منظر استعداد نگاه کنیم، می‌توان گفت بله، افراد در سراسر جهان توانایی بالقوه برای موفقیت در حوزه هوش مصنوعی را دارند. هر کسی که استعداد و انگیزه داشته باشد، می‌تواند این دانش را بیاموزد، تلاش کند و حتی مرز‌های علمی را جابه‌جا کند.

اما از نظر فرصت، پاسخ منفی است. موفقیت در این حوزه تنها به هوش فردی و تلاش شخصی محدود نمی‌شود. افراد نیازمند اینترنت پایدار، آموزش با کیفیت و حداقلی از سرمایه هستند. برای مثال، اگر کسی بخواهد یک مدل زبانی قدرتمند داشته باشد و بر اساس آن یک سیستم ایجنت راه‌اندازی کند، باید بتواند مدل خود را روی یک سرور مناسب سرو کند. مدل‌های زبانی بزرگ، به‌دلیل تعداد زیاد پارامتر‌ها و حجم بالای داده، نیازمند زیرساخت‌های جدی هستند.

بنابراین، همواره چالشی جدی در زمینه عدالت و برابری فرصت‌ها در حوزه علوم و فناوری وجود داشته و هنوز هم این چالش به‌طور کامل حل نشده است.

این نابرابری چه تاثیری بر کاربرد‌های هوش مصنوعی در زندگی روزمره مردم می‌گذارد؟

هر چه نابرابری بیشتر باشد، محصولات هوش مصنوعی نیز بیشتر مطابق نیازها، ارزش‌ها و فرهنگ گروه‌هایی طراحی می‌شوند که مصرف‌کننده اصلی این فناوری هستند. زبان‌ها، فرهنگ‌ها و مسائل اجتماعی جوامع مختلف، تاثیر مستقیمی بر شکل‌گیری این محصولات دارند.

در نتیجه، جوامعی که مصرف‌کننده فعال‌تر هوش مصنوعی هستند، ابزار‌هایی متناسب با نیاز‌های خود دریافت می‌کنند، در حالی که سایر جوامع به‌تدریج منفعل‌تر می‌شوند. این روند، شکاف دیجیتال را عمیق‌تر می‌کند و باعث می‌شود برخی جوامع روزبه‌روز بهره‌ورتر و برخی دیگر عقب‌مانده‌تر شوند.

در نهایت، موج ثروت هوش مصنوعی بیشتر به نفع جامعه است یا فقط به نفع گروهی محدود؟

این که هوش مصنوعی تا چه اندازه به نفع جامعه عمل کند، کاملا به انتخاب‌های امروز ما بستگی دارد. اگر سیاستگذاری‌ها به‌سمت آموزش عمومی، دسترسی عادلانه و آشنایی دانش‌آموزان و مردم با این فناوری حرکت کند، هوش مصنوعی می‌تواند به بهبود سلامت و کیفیت زندگی کمک کند.

اما اگر در سیاستگذاری‌ها نسبت به این مساله بی‌توجه باشیم، خطرات جدی وجود دارد. در این صورت، هوش مصنوعی می‌تواند به ابزاری برای تمرکز ثروت و قدرت در دست گروه‌ها و جوامع خاص تبدیل شود. در حال حاضر نیز منافع این فناوری به‌صورت نامتوازن در جهان توزیع شده است. هر جامعه‌ای که نمی‌خواهد از این موج عقب بماند، باید همین امروز تصمیم بگیرد و مسیر خود را مشخص کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر