آخرین اخبار:

فناوری دیجیتال، بهبود رفاه و افزایش فشار زندگی را همزمان رقم می‌زند

رفاه مردم، از کار و آموزش گرفته تا ارتباطات اجتماعی و مراقبت‌های سلامت، بیش از هر زمان دیگری به اینترنت و ابزار‌های دیجیتال گره خورده است. داده‌های پژوهشی نشان می‌دهد گسترش اینترنت و فناوری‌های نوین، از یک سو دسترسی به خدمات، مراقبت‌های سلامت و مشارکت اجتماعی را افزایش داده و از سوی دیگر با رشد فشار روانی، فرسودگی شغلی، نابرابری دیجیتال و تضعیف اعتماد اجتماعی همراه بوده است. اثر فناوری بر رفاه مردم نه یکدست است و نه اجتناب‌ناپذیر، بلکه به الگوی استفاده، سطح مهارت و چارچوب‌های سیاست‌گذاری عمومی وابسته است.
نویسنده : فهیمه سنجری

رفاه در عصر دیجیتال مفهومی یکدست و تک‌بعدی نیست. اثر فناوری را نمی‌توان به یک شاخص یا یک نتیجه مشخص فروکاست. دیجیتالی شدن می‌تواند همزمان کیفیت زندگی را ارتقا دهد و آن را تضعیف کند و مسیر این تاثیرگذاری به عواملی، چون زمینه اجتماعی، سطح مهارت، نوع استفاده و چارچوب‌های سیاست‌گذاری وابسته است. به همین دلیل، داوری‌های مطلق درباره سود یا زیان فناوری، بیش از آنکه روشنگر باشند، ساده‌ساز واقعیتی پیچیده‌اند.

فناوری در میان ابعاد به‌هم‌پیوسته زندگی

در گزارش «تاثیر فناوری‌های دیجیتال بر رفاه»، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) برای تحلیل این رابطه از چارچوب رفاه خود استفاده می‌کند؛ چارچوبی که بعد از جمله سلامت، ارتباطات اجتماعی، مشارکت مدنی، امنیت فردی، توازن کار و زندگی و رضایت ذهنی را در بر می‌گیرد. در این چارچوب، هیچ بعدی به‌تنهایی قابل فهم نیست و تغییر در هر حوزه، به حوزه‌های دیگر سرایت می‌کند. به همین دلیل، اثر فناوری را نمی‌توان به صورت مجزا و ایزوله بررسی کرد.

مرور بیش از ۱۲۰ مطالعه علمی نشان می‌دهد که فناوری‌های دیجیتال در هر یک از این ابعاد می‌توانند پیامد‌های متضاد داشته باشند. نه رابطه‌ای خطی میان میزان استفاده و سطح رفاه وجود دارد و نه می‌توان از یک آستانه مشخص برای مفید یا مضر بودن فناوری سخن گفت. آنچه تعیین‌کننده است، چگونگی استفاده و زمینه‌ای است که این استفاده در آن شکل می‌گیرد.

سلامت؛ فرصت و مخاطره

حتی در کشور‌هایی با دسترسی گسترده به اینترنت، تفاوت در مهارت، درآمد و آموزش به استفاده نابرابر از فناوری منجر می‌شود. این مسئله می‌تواند دسترسی به آموزش آنلاین، خدمات سلامت دیجیتال و مشارکت مدنی را محدود کند و رفاه را به شکلی نابرابر توزیع نماید

یکی از پررنگ‌ترین حوزه‌های اثرگذاری فناوری دیجیتال، سلامت جسمی و روانی است. شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که استفاده افراطی از صفحه نمایش، به‌ویژه در میان کودکان و نوجوانان، با اختلال خواب، کاهش تمرکز و افزایش نشانه‌های اضطراب و افسردگی همبستگی دارد. برخی مطالعات گسترده نشان می‌دهد کاربران سنگین رسانه‌های دیجیتال بیش از سایرین در معرض افت رفاه روانی قرار دارند.

با این حال، این تصویر کامل نیست. سلامت دیجیتال (Digital Health)، خدمات درمان از راه دور و ابزار‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، دسترسی به مراقبت‌های پزشکی را بهبود داده‌اند و برای گروه‌هایی مانند سالمندان، افراد دارای معلولیت یا ساکنان مناطق دورافتاده، فرصت‌هایی ایجاد کرده‌اند که پیش‌تر در دسترس نبود. از این منظر، فناوری نه صرفا منبع مخاطره، بلکه ابزاری برای مداخله و جبران نیز به شمار می‌رود.

ارتباطات اجتماعی؛ کیفیت مهم‌تر از کمیت

برخلاف روایت‌های رایج درباره انزوای دیجیتال، شواهد نشان می‌دهد استفاده از اینترنت لزوما به افزایش تنهایی منجر نمی‌شود. در برخی گروه‌ها، به‌ویژه سالمندان، ارتباطات آنلاین با کاهش انزوای اجتماعی همراه بوده است. اما در میان جوانان، استفاده مقایسه‌محور و منفعلانه از شبکه‌های اجتماعی می‌تواند احساس تنهایی، نارضایتی و فشار روانی را تشدید کند.

گزارش‌ها بر تمایز میان تعاملات معنادار و مصرف منفعلانه محتوا تاکید دارند. کیفیت ارتباطات آنلاین، نه صرفا تعداد آنها، تعیین‌کننده اثر فناوری بر رفاه اجتماعی است. جایگزینی کامل روابط حضوری با روابط دیجیتال، به‌ویژه در سنین پایین، می‌تواند به تضعیف مهارت‌های اجتماعی و کاهش کیفیت پیوند‌های انسانی بینجامد.

کار، زندگی و مرز‌های فرسوده

دیجیتالی شدن محیط کار، به‌ویژه با گسترش دورکاری، توازن کار و زندگی را به شکلی بنیادین تغییر داده است. گزارش «زندگی در عصر دیجیتال» نشان می‌دهد که انعطاف‌پذیری زمانی و کاهش رفت‌وآمد از مهم‌ترین مزایای این تحول است. در عین حال، اتصال دائمی به ابزار‌های کاری، مرز میان زمان کار و استراحت را تضعیف کرده و با افزایش استرس شغلی همراه شده است.

نبود قواعد روشن سازمانی و ضعف مهارت‌های خودتنظیمی، می‌تواند به فرسودگی شغلی و افت رضایت از زندگی منجر شود. در نتیجه، رفاه شغلی در عصر دیجیتال بیش از گذشته به سیاست‌های محل کار و سطح سواد دیجیتال فردی وابسته شده است.

مشارکت مدنی و شکاف دیجیتال

فناوری‌های دیجیتال امکان مشارکت مدنی و سیاسی را گسترش داده‌اند. دسترسی آسان‌تر به اطلاعات، ابزار‌های بیان دیدگاه و خدمات دولت الکترونیک، در بسیاری از کشور‌ها مشارکت شهروندان را افزایش داده است. مطالعات نشان می‌دهد استفاده فعال و اطلاعات‌محور از اینترنت می‌تواند مشارکت آفلاین را نیز تقویت کند.

در عین حال، همان فضا به بستری برای انتشار اطلاعات نادرست و تشدید قطبی‌شدگی تبدیل شده است. تحلیل داده‌های کلان از پلتفرم‌هایی مانند ردیت (Reddit) نشان می‌دهد قطبی‌شدگی گفت‌و‌گو‌های سیاسی در مقاطع حساس افزایش یافته و می‌تواند اعتماد اجتماعی را تضعیف کند. هرچند شواهد در این حوزه یکدست نیست، اما ریسک آن انکارناپذیر است.

یکی از محور‌های مشترک، تاکید بر شکاف دیجیتال (Digital Divide) است. حتی در کشور‌هایی با دسترسی گسترده به اینترنت، تفاوت در مهارت، درآمد و آموزش به استفاده نابرابر از فناوری منجر می‌شود. این مسئله می‌تواند دسترسی به آموزش آنلاین، خدمات سلامت دیجیتال و مشارکت مدنی را محدود کند و رفاه را به شکلی نابرابر توزیع نماید.

انتهای پیام/

ارسال نظر