پیشنهاد سردبیر
عقب نشینی کاخ سفید و سکوت رسانه‌های عبری در برابر گرز تهران

چرا دکترین جنگ منطقه‌ای ترامپ را به زانو درآورد؟

وقتی «درد معیشت» از «رنج بیماری» پیشی می‌گیرد

بررسی یک چرخه معیوب در نظام سلامت

خیبر چگونه گنبد آهنین را سوراخ می‌کند؟

وقتی سرعت ماخ ۱۶ معادلات پاتریوت و پیکان را برهم می‌زند؛ انقلاب در شهر‌های زیرزمینی

تقوی‌نیا در گفت‌و‌گو با آنا:

مذاکرات مسقط از موضع اقتدار انجام شد/ آمریکا پس از مشاهده قدرت ایران به‌دنبال فرار از جنگ است

کارشناس مسائل بین‌الملل با تأکید بر اینکه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط نه بر پایه اعتماد بلکه بر اساس قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است، گفت: تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که آمریکا قابل اعتماد نیست، اما تفاوت مذاکرات فعلی با دوره‌های پیشین در آن است که ایران این بار از موضع اقتدار وارد گفت‌و‌گو شده و طرف آمریکایی به‌خوبی دریافته که گزینه جنگ، پرهزینه و غیرقابل کنترل خواهد بود.

«علیرضا تقوی‌نیا» کارشناس حوزه سیاست خارجی و مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، با اشاره به برگزاری دور نخست مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا در مسقط، اظهار کرد: این مذاکرات در شرایطی برگزار شد که منطقه غرب آسیا در یکی از حساس‌ترین مقاطع امنیتی خود قرار دارد و مجموعه‌ای از بحران‌ها، از جنگ غزه گرفته تا تنش‌های دریای سرخ و تحولات خلیج فارس، فضای تصمیم‌گیری بازیگران بین‌المللی را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است.

ارزیابی اولیه مثبت، اما بدون خوش‌بینی ساده‌لوحانه

وی افزود: هرچند وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران پس از پایان دور نخست مذاکرات، ارزیابی مثبتی از روند گفت‌وگوها ارائه کرد، اما این ارزیابی به‌هیچ‌وجه به معنای خوش‌بینی یا اعتماد به طرف آمریکایی نیست. تجربه تاریخی روابط ایران و آمریکا نشان داده که واشنگتن بارها از مذاکره به‌عنوان ابزاری برای خرید زمان، مدیریت بحران و حتی فریب طرف مقابل استفاده کرده است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل تصریح کرد: در بسیاری از موارد، آمریکایی‌ها هم‌زمان با مذاکره، مسیر فشار، تحریم و تهدید را دنبال کرده‌اند و همین مسئله باعث شده نگاه بدبینانه به آمریکا نه یک رویکرد احساسی، بلکه یک تحلیل مبتنی بر تجربه و واقعیت باشد.

سابقه بدعهدی آمریکا و تکرار الگوی فشار هم‌زمان با مذاکره

تقوی‌نیا ادامه داد: نمونه بارز این رفتار را می‌توان در مذاکرات گذشته مشاهده کرد؛ جایی که هم‌زمان با گفت‌وگو، رژیم صهیونیستی و آمریکا دست به اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران زدند و جنگ ۱۲روزه‌ای را رقم زدند. این جنگ نه از موضع قدرت دشمن، بلکه بر اساس محاسبات غلط و برآورد نادرست از توان پاسخ ایران آغاز شد.

وی تأکید کرد: دشمنان تصور می‌کردند ایران یا واکنش محدودی نشان می‌دهد یا اساساً از پاسخ گسترده پرهیز می‌کند، اما پاسخ موشکی و آمادگی عملیاتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، این تصور را به‌طور کامل از بین برد و نشان داد که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، با هزینه‌های سنگین و پیش‌بینی‌ناپذیر همراه خواهد بود.

جنگ ۱۲روزه؛ نقطه عطف در بازدارندگی ایران

این تحلیلگر سیاسی با اشاره به پیامدهای جنگ ۱۲روزه گفت: این جنگ را باید نقطه عطفی در معادلات بازدارندگی منطقه‌ای دانست. پس از این رویداد، نه‌تنها آمریکا بلکه متحدان منطقه‌ای آن نیز به این جمع‌بندی رسیدند که محاسبه هزینه–فایده جنگ با ایران، به‌هیچ‌وجه به نفع آن‌ها نیست.

تقوی‌نیا افزود: اثرات این تغییر محاسبه را امروز می‌توان در رفتار دیپلماتیک آمریکا مشاهده کرد؛ جایی که به‌جای تهدید مستقیم، مسیر مذاکره غیرمستقیم را انتخاب کرده است.

ورود ایران به مذاکره با تصمیم نظام و چارچوب مشخص

وی با اشاره به نحوه ورود ایران به مذاکرات مسقط تصریح کرد: حضور آقای عراقچی در این مذاکرات، تصمیم فردی یا ابتکار شخصی نبوده، بلکه نتیجه تصمیم‌گیری در بالاترین سطوح نظام و بر اساس مصوبات شورای عالی امنیت ملی است. این موضوع نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران با محاسبه دقیق و بر اساس منافع ملی وارد این فرآیند شده است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل ادامه داد: چارچوب مذاکرات، خطوط قرمز و حدود اختیارات تیم مذاکره‌کننده به‌صورت دقیق و شفاف مشخص شده و وزیر امور خارجه صرفاً مجری این تصمیمات است. بنابراین، فضاسازی رسانه‌ای درباره احتمال امتیازدهی خارج از چارچوب، با واقعیت همخوانی ندارد.

کاهش تنش؛ حداقل دستاورد اما نه هدف نهایی

تقوی‌نیا با اشاره به کارکرد مذاکرات غیرمستقیم گفت: حتی اگر این گفت‌وگوها به توافق جامع منجر نشود، حداقل فایده آن کاهش تنش و جلوگیری از سوءمحاسبه‌های خطرناک است. در شرایطی که کوچک‌ترین خطای محاسباتی می‌تواند به یک درگیری گسترده منجر شود، همین سطح از مدیریت تنش نیز اهمیت بالایی دارد.

وی افزود: با این حال، نباید دچار این خطای راهبردی شد که تصور کنیم مذاکره به‌تنهایی می‌تواند مانع جنگ شود. تجربه‌های گذشته نشان داده که بازدارندگی واقعی، محصول قدرت میدانی است، نه صرفاً گفت‌وگوهای سیاسی.

آماده‌باش کامل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران

این تحلیلگر سیاسی با اشاره به وضعیت نیروهای مسلح اظهار کرد: امروز ارتش، سپاه، نیروهای زمینی، هوایی و دریایی جمهوری اسلامی ایران در بالاترین سطح آمادگی قرار دارند. این آمادگی صرفاً در سطح اعلام رسمی نیست، بلکه به‌صورت عملیاتی و میدانی نیز کاملاً مشهود است.

تقوی‌نیا خاطرنشان کرد: حضور مستمر نیروهای دریایی ایران در خلیج فارس، استقرار تجهیزات پیشرفته و برگزاری رزمایش‌های گسترده، پیام روشنی برای طرف مقابل دارد و آن پیام این است که جمهوری اسلامی ایران در برابر هیچ تهدیدی غافلگیر نخواهد شد.

چرا آمریکا از جنگ با ایران می‌ترسد؟

وی با تأکید بر تغییر رفتار آمریکا گفت: اگر آمریکا توان و جرأت ورود به جنگ با ایران را داشت، نیازی به انتخاب مسیر مذاکره نبود. سیاست خارجی آمریکا نشان می‌دهد که این کشور در برابر دولت‌های ضعیف، بدون تعارف از گزینه نظامی استفاده می‌کند، اما در برابر ایران، ناچار به انتخاب مسیر گفت‌وگو شده است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل افزود: دلیل این تغییر رفتار، آگاهی آمریکا از پیامدهای یک جنگ گسترده با ایران است؛ جنگی که نه محدود خواهد بود و نه قابل کنترل و می‌تواند کل منطقه را وارد یک درگیری طولانی‌مدت کند.

نقش رهبری و مردم در تثبیت بازدارندگی

تقوی‌نیا با اشاره به نقش تعیین‌کننده رهبری و ملت ایران گفت: هشدارهای صریح رهبر معظم انقلاب مبنی بر منطقه‌ای شدن هرگونه جنگ علیه ایران، به‌عنوان یک پیام راهبردی از سوی آمریکا و متحدانش جدی گرفته شده است.

وی ادامه داد: در کنار این هشدارها، حمایت مردمی از نظام و حضور مردم در صحنه در مقاطع حساس، یکی از مؤلفه‌های اصلی قدرت ملی ایران است که محاسبات دشمن را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار داده است.

خطوط قرمز ایران در مذاکرات مسقط

این تحلیلگر سیاسی درباره مطالبات ایران تصریح کرد: شرط اصلی جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات، لغو کامل تحریم‌هاست و این موضوع به‌عنوان خط قرمز غیرقابل مذاکره مطرح شده است. همچنین موضوعات موشکی و منطقه‌ای اساساً در دستورکار مذاکرات قرار ندارد و ایران اجازه نخواهد داد این حوزه‌ها وارد فرآیند گفت‌وگو شود.

تقوی‌نیا افزود: در حوزه هسته‌ای نیز، حفظ حق غنی‌سازی و توان بومی کشور، از اصول قطعی و غیرقابل چشم‌پوشی است و تیم مذاکره‌کننده موظف به پایبندی کامل به این خطوط قرمز است.

مذاکره؛ ابزار دیپلماسی در کنار قدرت سخت

وی با جمع‌بندی دیدگاه خود گفت: تجربه برجام به‌روشنی نشان داد که مذاکره بدون پشتوانه قدرت، نه‌تنها امنیت‌آفرین نیست، بلکه دشمن را به زیاده‌خواهی بیشتر تشویق می‌کند. آنچه امروز ایران را از جنگ دور نگه داشته، قدرت موشکی، آمادگی نیروهای مسلح و بازدارندگی واقعی است.

تقوی‌نیا افزود: مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که مکمل قدرت باشد، نه جایگزین آن؛ و مذاکرات مسقط دقیقاً در چنین چارچوبی قابل تحلیل است.

جمع‌بندی نهایی؛ مذاکره از موضع قدرت، نه اعتماد

این کارشناس مسائل بین‌الملل در پایان خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران به‌دنبال جنگ نیست، اما هرگز با ترس، عقب‌نشینی یا امتیازدهی، از جنگ جلوگیری نخواهد کرد. اگر نتیجه مثبتی از مذاکرات حاصل شود و تحریم‌ها لغو شود، ایران از آن استقبال می‌کند، اما اگر نتیجه‌ای هم نداشته باشد، کشور متضرر نخواهد شد.

وی تأکید کرد: مذاکرات مسقط نه بر پایه اعتماد به آمریکا، بلکه بر اساس اقتدار نظامی، آمادگی امنیتی و آگاهی طرف مقابل از هزینه‌های جنگ شکل گرفته است و همین مسئله، تفاوت اساسی این مذاکرات با همه دوره‌های گذشته محسوب می‌شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر