پیشنهاد سردبیر
سکوت در برابر ترور، فریاد برای استعفا؛ چرا رگ سلبریتی‌ها گزینشی می‌جنبد؟

واکاوی استاندارد‌های دوگانه در مواجهه با تهدیدات امنیت ملی 

کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

«بیلبورد»؛ آینه‌ای صادق برای سینما، با ترک‌های پنهان

فیلم سینمایی «بیلبورد» به کارگردانی سعید دشتی در جشنواره فیلم فجر با روایتی درون‌نگر از زیست یک چهره شناخته‌شده سینما روی پرده رفت؛ اثری که با نگاهی تأمل‌برانگیز به مفهوم شهرت و فرسایش انسان در مناسبات حرفه‌ای می‌پردازد، اما در کنار نقاط قوت، بی‌نقص هم نیست.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، «بیلبورد» به کارگردانی سعید دشتی فیلمی آرام، کنترل‌شده و مبتنی بر جزئیات است؛ اثری که بیش از آن‌که بخواهد تماشاگر را غافلگیر کند، او را به تماشای فروپاشی تدریجی یک وضعیت دعوت می‌کند.

سعید دشتی در نخستین تجربه بلند سینمایی خود، به سراغ موضوعی رفته که همواره در سینمای ایران حساس و لغزنده بوده است: ستاره‌بودن و بهایی که برای آن پرداخت می‌شود.

فیلم با تمرکز بر شخصیت اصلی، موفق می‌شود فضای سرد و فرساینده اطراف او را به‌خوبی منتقل کند. انتخاب ریتم ملایم، قاب‌بندی‌های حساب‌شده و پرهیز از اغراق، از جمله نقاط قوت «بیلبورد» است.

 با این حال، همین ریتم یکنواخت در بخش‌هایی از فیلم به پاشنه آشیل آن تبدیل می‌شود و باعث افت ضرباهنگ در میانه روایت می‌شود؛ جایی که فیلم بیش از اندازه به تکرار موقعیت‌ها تکیه می‌کند.

از منظر فیلمنامه، ایده مرکزی اثر قابل‌توجه است، اما پرداخت برخی گره‌های داستانی می‌توانست عمیق‌تر باشد. فیلم در مواجهه با بحران‌های شخصیت اصلی، گاه محتاطانه عمل می‌کند و به‌جای رفتن تا انتهای موقعیت‌های بحرانی، ترجیح می‌دهد در سطحی امن متوقف شود. این محافظه‌کاری سبب شده برخی تعارض‌ها، به‌ویژه در نیمه دوم فیلم، آن‌طور که انتظار می‌رود به اوج نرسند.

در نشست خبری فیلم، سعید دشتی تأکید کرد که قصد داشته قضاوت را به مخاطب واگذار کند و از صدور حکم‌های قطعی پرهیز کند. این رویکرد هرچند از شعارزدگی جلوگیری کرده، اما در برخی لحظات به کم‌رنگ‌شدن نقطه‌نظر مؤلف نیز انجامیده است؛ به‌گونه‌ای که فیلم می‌توانست موضع روشن‌تری نسبت به مناسباتی که ترسیم می‌کند، داشته باشد.

شخصیت‌های فرعی نیز از دیگر نقاط ضعف فیلم به‌شمار می‌آیند. بسیاری از آنها کارکردی صرفاً موقعیتی دارند و فرصت کافی برای پرداخت مستقل پیدا نمی‌کنند. این مسئله باعث می‌شود جهان پیرامونی فیلم، با وجود فضاسازی مناسب، در سطح روابط انسانی کمی تخت و کم‌عمق به نظر برسد.

با وجود این کاستی‌ها، «بیلبورد» همچنان اثری قابل‌احترام در سینمای اجتماعی معاصر ایران است. فیلم نه مدعی پاسخ‌های بزرگ است و نه در پی جنجال؛ بلکه تلاش می‌کند پرسش‌هایی واقعی و ملموس مطرح کند. نقاط ضعف آن بیش از آن‌که حاصل ضعف ایده باشند، ناشی از انتخاب‌های محتاطانه در اجرا هستند.

در مجموع، «بیلبورد» فیلمی است با نگاه مستقل و دغدغه‌مند که نشان می‌دهد سعید دشتی مسیر خود را آگاهانه انتخاب کرده است؛ مسیری که اگر در آثار بعدی با جسارت بیشتر در روایت و شخصیت‌پردازی همراه شود، می‌تواند به سینمایی پخته‌تر و اثرگذارتر منتهی شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر