بی توجهی بورس به تورم؛ بازار سرمایه در آزمون صبر و امیدی که هنوز زنده است
به گزارش خبرگزاری آنا،معاملات بورس تهران در هفته جاری در شرایطی به کار خود پایان داد که نشانههایی از کاهش فشار فروش و تعدیل رفتار هیجانی معاملهگران نسبت به هفته گذشته به چشم میخورد. اگرچه بازار سرمایه همچنان در فضای رکودی و احتیاط فعالان حرکت میکند، اما حمایت هدفمند از برخی نمادهای شاخصساز موجب شد شاخص کل روندی متفاوت را تجربه کند و از تکرار افتهای سنگین هفته قبل فاصله بگیرد.
در همین رابطه مریم محبی کارشناس ارشد بازار سرمایه در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری آنا، گفت: افت امروز شاخص بورس یک اتفاق مقطعی و یکروزه نیست. ما تقریباً حدود یک هفته است که روزانه شاهد کاهش نزدیک به ۱۰۰ هزار واحدی شاخص هستیم و این نشان میدهد بازار وارد یک مسیر ریزشی شده است. این روند از زمانی آغاز شد که بحث احتمال حمله آمریکا به ایران یا تشدید درگیریهای نظامی علیه کشور پررنگتر شد.
وی افزود: بازار سرمایه ذاتاً به امنیت نیاز دارد. هر زمان که سطح تنشهای سیاسی و امنیتی افزایش پیدا میکند، فرار سرمایه پدیدهای کاملاً طبیعی است. در چنین شرایطی، نمیتوان انتظار داشت بازاری که سرمایههای مردم در آن جریان دارد، بدون واکنش باقی بماند؛ بنابراین دلیل اصلی ریزش شاخص، ابهامات سیاسی و مشکلات کلان اقتصاد کشور است و تا زمانی که این ابهامها برطرف نشوند، نمیتوان انتظار بازگشت پایدار بازار را داشت.
شکستهشدن حمایتهای مهم؛ زنگ خطر بازار
محبی گفت: در کنار عوامل بنیادی و سیاسی، نباید از اهمیت سطوح تکنیکال غافل شد. کانال ۴ میلیون واحدی یک حمایت بسیار مهم برای شاخص بورس بود که نباید از دست میرفت، اما متأسفانه در روز چهارشنبه شاهد شکستهشدن این سطح بودیم و امروز نیز این روند نزولی ادامه پیدا کرد.
وی افزود: وقتی حمایتهای مهم شکسته میشود، ترس در بازار تشدید شده و این موضوع خود به عاملی برای تعمیق ریزش تبدیل میشود، بهویژه زمانی که فضای سیاسی نیز نااطمینانکننده باشد.
وضعیت شرکتهای صادراتی؛ نگاه تکبعدی کافی نیست
کارشناس بورس گفت: این تصور وجود دارد که افزایش نرخ ارز باید بهطور مستقیم به نفع شرکتهای صادراتی تمام شود، اما این نگاه بسیار سادهانگارانه است. نرخ ارز فقط یکی از عوامل تأثیرگذار بر عملکرد این شرکتهاست.
وی افزود: شرکتهای صادراتی در کنار نوسانات ارزی، با تنشهای بزرگتری مانند خطر جنگ، محدودیتهای نقلوانتقال، دشواری تأمین مواد اولیه و افزایش هزینههای تولید مواجه هستند. افزایش نرخ ارز ممکن است ارزش ریالی فروش را بالا ببرد، اما همزمان هزینهها را نیز افزایش میدهد؛ بنابراین نمیتوان تنها با تکیه بر رشد دلار، آینده این شرکتها را مثبت ارزیابی کرد. در مجموع، شرایط اقتصادی حاکم نهتنها برای بورس و شرکتهای صادراتی، بلکه برای کل اقتصاد و جامعه، شرایط مطلوبی نیست.
خلأ سیاستگذاری و نبود برنامه حمایتی مؤثر
محبی گفت: در خصوص برنامههای حمایتی دولت، تاکنون سیاست مشخص و جدیدی فراتر از برنامههایی که در ششماهه نخست سال مطرح شده بود، مشاهده نشده است؛ برنامههایی که یا بهطور ناقص اجرا شدند یا اساساً به مرحله اجرا نرسیدند.
وی افزود: اگر به ساختار حکمرانی اقتصادی نگاه کنیم، وزارت اقتصاد دو بازوی اصلی یعنی بانک مرکزی و سازمان بورس را در اختیار دارد و رؤسای این دو نهاد عملاً بهعنوان معاونان وزیر اقتصاد عمل میکنند. تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای کلان این بخشها بدون اراده و جهتدهی وزیر اقتصاد شکل نمیگیرد.
تجربه حلقه مفقوده مدیریت اقتصادی
کارشناس بازار سرمایه گفت: وزیر اقتصاد از نظر علمی و آکادمیک فردی توانمند، شریف و از نخبگان کشور است، اما مدیریت اقتصاد ایران صرفاً دانش تئوریک نمیخواهد. کار کردن در فضای پرابهام و سیاسی اقتصاد ایران نیازمند تجربه عملی و میدانی است.
وی افزود: به همین دلیل است که در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، رؤسای بانکهای مرکزی و نهادهای مالی، افرادی با سابقه طولانی و تجربه بالا هستند. در شرایط فعلی، رئیس سازمان بورس و رئیس بانک مرکزی مجری سیاستهایی هستند که باید از سطح بالاتر به آنها ابلاغ شود، اما متأسفانه برنامه منسجم و روشنی مشاهده نمیشود.
فاصله سیاستگذار با فعالان بازار
محبی گفت: فعالان بازار سرمایه بارها آمادگی خود را برای کمک و ارائه راهکار به سازمان بورس اعلام کردهاند. با این حال، حدود یک سال است که ارتباط مؤثری شکل نگرفته است. تنها در هفتههای ابتدایی حضور رئیس جدید سازمان بورس، یک جلسه چندساعته با جمعی از فعالان برگزار شد و پس از آن، دیگر شاهد تداوم این جلسات نبودیم.
وی افزود: در حال حاضر نه از سوی وزارت اقتصاد، نه بانک مرکزی و نه سازمان بورس، حمایت کلامی مؤثر یا برنامه مدونی دیده نمیشود و به نظر میرسد اقتصاد کشور بر اساس منطق «امروز را بگذرانیم تا فردا چه شود» مدیریت میشود.
جاماندگی بازار از تورم؛ روزنهای برای امید
وی گفت: با وجود همه این شرایط، یک نکته امیدوارکننده وجود دارد و آن جاماندگی بازار سرمایه از تورم است. قیمت دلار افزایش یافته و ارزش داراییهای شرکتهای بورسی، بهویژه داراییهای ثابت آنها، رشد قابل توجهی داشته است، اما این افزایش هنوز در قیمت سهام منعکس نشده است.
محبی افزود: شرکتهایی که داراییهای قابلتوجه دارند و مدیران آنها به تنوعبخشی داراییها توجه کردهاند، از پتانسیل رشد بالایی برخوردارند. این شرکتها میتوانند در آینده نقشی شبیه داراییهایی مانند بیتکوین در سالهای ۲۰۱۸ یا ۲۰۲۰ ایفا کنند. البته فعلاً فضای سیاسی اجازه بروز این ظرفیتها را نمیدهد.
شرط بقا حفظ داراییها و مدیریت نقدینگی
کارشناس ارشد بازارسرمایه گفت: شرکتهای بورسی همچنان ظرفیتهای ارزشمندی در اختیار دارند و تا این لحظه توانستهاند آنها را حفظ کنند.
وی افزود: این حفظ داراییها، اما تا یک نقطه مشخص امکانپذیر است. اگر شرکتها مجبور به فروش داراییهای خود برای تأمین نقدینگی نشوند و بتوانند شرایط را مدیریت کنند، آینده بازار سرمایه میتواند بسیار متفاوت و امیدوارکننده باشد.
انتهای پیام/