تحلیلی بر خصومت اتحادیه اروپا با ایران و پیامدهای امنیتی تروریستی خواندن سپاه
به گزارش خبرگزاری آنا، وارونگی حقیقت در بروکسل تصمیم و تحرکات اخیر اتحادیه اروپا برای قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی، فراتر از یک اقدام حقوقی یا نمادین، نشانه عبور اروپا از «عقلانیت دیپلماتیک» به سمت «ماجراجویی امنیتی» است. این اقدام که تحت فشارهای سنگین لابیهای صهیونیستی و دیکتههای سیاسی واشنگتن صورت میگیرد، مصداق بارز یک «خطای محاسباتی» است که در آن، اروپا نهادی را هدف قرار داده که خود بزرگترین سد در برابر تروریسم تکفیری در غرب آسیا بوده است. این نوشتار با واکاوی این خصومت، به بررسی تناقضات رفتاری اروپا، حمایتهای پنهان و آشکار آن از خشونت در منطقه و ذلت سیاسی این اتحادیه در برابر آمریکا و اسرائیل میپردازد.
1. سپاه پاسداران و پارادوکس داعش: هدیه اروپا به تروریسم تکفیری
بزرگترین خطای تحلیلی اروپا، نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی دهه اخیر است. اسناد غیرقابل انکار و حتی اعترافات مقامات غربی در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ نشان میدهد که اگر حضور مستشاری و میدانی سپاه پاسداران و فرماندهی میدانی شهید سلیمانی نبود، جغرافیای سیاسی منطقه تغییر میکرد و پایتختهای عراق و سوریه به مراکز خلافت داعش تبدیل میشدند. اروپا در حالی سپاه را تروریست میخواند که امنیت خیابانهای پاریس، بروکسل و برلین، مدیون مبارزه همین نیرو با داعش است. حذف یا تضعیف سپاه پاسداران به عنوان لنگرگاه ثبات و اصلیترین نیروی ضدتروریسم در منطقه، عملاً به معنای ایجاد «تنفّس مصنوعی» برای هستههای خفته داعش، القاعده و جبههالنصره است. این اقدام اروپا، ناخواسته (و شاید همسو با منافعی پنهان)، جادهصافکنِ بازگشت هرج و مرج به غرب آسیا است؛ گروههایی که بدون سد محکم سپاه، دامنه عمل خود را تا مدیترانه و شاخ آفریقا گسترش میدادند.
۲. بازخوانی پرونده سیاه اروپا: تجارت خون در غرب آسیا
اتحادیه اروپا که اکنون در جایگاه مدعی نشسته است، کارنامه سیاهی در حمایت از خشونت و جنگافروزی در منطقه ما دارد. این ادعای حقوق بشری در برابر فکتهای زیر رنگ میبازد:
• تسلیح جنایتکاران: بر اساس گزارشهای موسسات بینالمللی (مانند SIPRI)، کشورهای اروپایی از جمله آلمان، فرانسه و انگلیس، تأمینکننده اصلی سلاحهای کشتار جمعی و بمبهای هدایتشوندهای بودند که رژیم سعودی و ائتلاف عربی بر سر مردم یمن فرو ریختند. اروپا شریک جرم مستقیم در بزرگترین بحران انسانی قرن در یمن است.
• تجهیز صدام: تاریخ فراموش نکرده است که تسلیحات شیمیایی و تجهیزات نظامی که صدام حسین علیه مردم ایران و حلبچه استفاده کرد، عمدتاً توسط شرکتهای آلمانی و فرانسوی تأمین شده بود.
• پروژه سوریه: اروپا با حمایت سیاسی و لجستیکی از گروههایی که آنها را «معارضان میانهرو» مینامید (و نهایتاً به داعش و النصره پیوستند)، آتش جنگ داخلی سوریه را شعلهور کرد و صدها هزار نفر در سوریه و عراق کشته و مجروح و میلیونها نفر آواره شدند.
۳. آزمون غزه و سقوط اخلاقی اروپا
وقایع پس از طوفانالاقصی و نسلکشی آشکار در غزه، نقاب از چهره واقعی اتحادیه اروپا برداشت. در حالی که رژیم صهیونیستی در حال بمباران بیمارستانها، مدارس و کشتار هزاران کودک بود، رهبران اروپا نه تنها سکوت کردند، بلکه با سفرهای پیدرپی به تلآویو، حق دفاع مشروع را برای اشغالگر قائل شدند. این استاندارد دوگانه، «مرگ حقوق بشر اروپایی» را اعلام کرد. اروپایی که برای اوکراین گریبان میدرد، در برابر سلاخی مردم غزه، تبدیل به حامی لجستیکی و سیاسی اسرائیل شد. این ذلت در برابر صهیونیسم بینالملل، نشان داد که معیارهای تروریستی خواندن گروهها در اروپا، نه بر اساس «عملکرد» (خشونت و کشتار)، بلکه بر اساس «منافع اسرائیل» تنظیم میشود.
۴. اروپا؛ از بازیگر مستقل تا مستعمره سیاسی آمریکا
ریشه خصومتهای اخیر اروپا با ایران را باید در «فقدان استقلال راهبردی» این اتحادیه جستوجو کرد. دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، اوج تحقیر اروپا بود. ترامپ در دور قبل با خروج یکجانبه از برجام، عملاً امضای کشورهای اروپایی را بیاعتبار کرد و اروپا با وجود وعدههایی مثل INSTEX، حتی نتوانست یک تراکنش مالی مستقل از اراده آمریکا انجام دهد؛ و حالا امروز از موضوع گریلند تا تحقیرهای کلامی ترامپ علیه رهبران ناتو و اتحادیه اروپا و باجگیریهای اقتصادی او، ثابت کرد که اروپا در معادلات کلان امنیتی، فاقد اراده مستقل است. تروریستی خواندن سپاه نیز تداوم همین ذلت است؛ اروپا هزینههای امنیتی تصمیمی را میپردازد که سود آن به جیب آمریکا و اسرائیل میرود. اروپاییها امنیت انرژی و مرزهای خود (مهاجرت) را قربانی سیاستهای دیکته شده از واشنگتن کردهاند.
چشمانداز
اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه پاسداران، فرار به جلو برای پوشاندن شکستهای داخلی و خارجی این اتحادیه است. این تصمیم، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را منزوی نخواهد کرد، بلکه با تضعیف کانالهای دیپلماتیک و امنیتی، اروپا را در برابر بحرانهای آینده منطقه آسیبپذیرتر میکند. جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که امنیت و توان دفاعی خود را به تأیید غرب گره نزده است، اما اروپا باید بداند که با تروریستی خواندن نیروی رسمی نظامی یک کشور عضو سازمان ملل، بدعتی خطرناک گذاشته که دود آن بیش از همه به چشم قارهای خواهد رفت که امنیتش به شدت وابسته به ثبات غرب آسیاست. اروپا با این کار، عملاً خود را از جایگاه یک بازیگر دیپلماتیک حذف و به یک طرف مخاصمه تبدیل کرده است.
انتهای پیام/
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس