به مناسبت میلاد ابوالفضل العباس

جگرهایی که با بیت‌العباس سوخت/یار وفادار امام حسین در قلب تمام ایران خانه دارد

مردم ایران از دیرباز تاکنون حضرت ابوالفضل العباس(ع) را نه تنها به عنوان برادر و پرچمدار وفادار امام حسین(ع) که به عنوان نماد عینی ایثار، غیرت، مردانگی و استواری در راه حق می‌شناسند و ارادتی ژرف و گسترده به ایشان دارند. امسال بیت‌العباس شهرضا در آتش نفاق سوخت اما ابوالفضل در دل مردم خانه دارد.

این ارادت به ابوالفضل فراتر از یک احترام تاریخی ساده، به باوری قلبی و عملی تبدیل شده که در گوشه‌گوشه این سرزمین کهن، از کویرهای خشک مرکزی تا کوهستان‌های سربه‌فلک‌کشیده شمال و از سواحل آرام جنوب تا دشت‌های گسترده غرب، در زندگی و مناسک مردم جاری است.

در خراسان، مزار منسوب به قدمگاه حضرت عباس(ع) همواره مورد توجه زائران است و مردم اعتقاد راسخی دارند که یاد و نام عباس(ع) حافظ و یاری‌رسان است، تا جایی که در باور عامه، نام بردن از او در آغاز سفرها و کارهای مهم، سپری در برابر بلاهاست.

در خطه آذربایجان، رسم کهن «پرچم‌گردانی» و تزیین اماکن با نشان‌های عباسی، بیانگر دلبستگی عمیق مردم به «قمر بنی‌هاشم» است؛ پرچم‌های سیاه و سبزی که بر بام خانه‌ها و حسینیه‌ها می‌افرازند، تنها برای نمایش عزا نیست، بلکه نشانه‌ای از پناه بردن به پرچمدار کربلاست و اعتقاد بر این که این پرچم، خانه و خانواده را در پناه خود می‌گیرد.

 در استان‌های مرکزی مانند اصفهان و یزد، هنرمندان در قالب کاشی‌کاری، نقره‌کاری، قلم‌زنی و خوشنویسی، نام و نقش عباس(ع) را جاودانه کرده‌اند و اعتقاد بر این است که دستی که در کارش نام عباس را ببرد، هنرش برکت می‌یابد و اثرش ماندگار می‌شود. نخل‌های عظیم و پیچیده تاسوعا در یزد، که مانند کشتی‌های نجات در بیابان‌ها حرکت می‌کنند، تنها نمادی از تابوت نیستند، بلکه تجسمی از همان پرچم‌داری و استواری عباس(ع) هستند و مردم با گرداندن آن، گویی خود را به آن پرچم ابدی می‌پیوندند.

 در استان‌های جنوبی و کرانه خلیج فارس، دریانوردان و ماهیگیران پیش از آغاز سفر دریا، با ذکر نام حضرت ابوالفضل(ع) بر کشتی‌های خود پرچمی می‌زنند و از او برای امنیت دریا طلب یاری می‌کنند؛ باوری کهن که می‌گوید او که بر رود خروشان فرات چیره شد، می‌تواند بر امواج خشمگین دریا نیز پیروز شود و ناخدا و ملوانان را به ساحل امن برساند. در مناطق کویری و خشک، رسم است که در کنار چشمه‌ها، قنات‌ها و آب‌انبارها، نام عباس(ع) را می‌برند تا آبش خیر و برکت داشته باشد و تشنگی را بزداید، چرا که او را «سقّای دشت کربلا» و آب‌دهنده به لب‌تنگان می‌دانند و هر قطره آبی را با یاد او، فیضی الهی می‌شمارند.

در میان عشایر و جوامع کوچ‌نشین، نام عباس(ع) مترادف با شجاعت، جوانمردی و وفای به عهد است و برای پسران خود نام «عباس» را انتخاب می‌کنند تا تحت حمایت و سرمشق او پرورش یابند و خصلت‌های مردانگی را از او به وام بگیرند. این باورها تنها بخشی از جلوه‌های یک اعتقاد دیرینه و ریشه‌دار است که حضرت ابوالفضل(ع) را چهره‌ای محبوب، نزدیک به دل مردم و واسطه‌ای فیض‌بخش در میان عامه مردم می‌داند.

مراسم خاص تاسوعا در گیلان و مازندران، با آن سینه‌زنی‌های سنگین و زنجیرزنی‌های منظم، تنها برای امام حسین(ع) نیست، بلکه رگه‌ای قوی از حزن برای از دست دادن آن پرچمدار وفادار را در خود دارد؛ گویی مردم با این حرکات موزون، ریتم پایمردی و ایستادگی عباس(ع) را در ذهن و بدن خود زنده می‌کنند.

در مناطق کردنشین، نقل‌ها و اشعار محلی فراوانی درباره «ئه‌بووڵفەزل» (ابوالفضل) وجود دارد که او را قهرمانی فراتر از مرزهای مذهب می‌دانند. این عشق و ارادت، گذر زمان و تفاوت‌های قومی، زبانی و حتی مذهبی را درنوردیده و چنان در تاروپود فرهنگی و معنوی این سرزمین تنیده شده که حضرت عباس(ع) برای هر ایرانی، تنها یک نام تاریخی یا یک شخصیت مذهبی دور نیست، بلکه تجسم زنده و همیشه‌حاضری از وفاداری بی‌چون و چرا، رشادتی آمیخته با حکمت، و بخشندگی بی‌منت است.

او قهرمانی است که مردم در مشکلات روزمره، در تنگناهای زندگی، در هنگام ترس و خطر، و در جشن‌های پیروزی به یادش می‌افتند و نامش را زمزمه می‌کنند. از قدیم‌الایام، مادران برای حفظ فرزندانشان از چشم زخم، دعایی به نام «دعای عباسی» می‌خواندند و پیرزنان، بندی از پرچم سیاه تاسوعا را برای تبرک نگه می‌داشتند.

این همه، نشان از آن دارد که حضرت ابوالفضل العباس(ع) در قلب و خانه‌های مردم ایران، جایی امن و همیشگی دارد و اعتقاد به او، میراثی نانوشته اما زنده است که از نسلی به نسل دیگر، نه با کتاب، که با دل و آیین منتقل شده است. او که در کربلا برای رساندن آب به خیمه‌ها جان داد، امروز در باور مردم، منشأ برکت و دهندگی است و یاد او، همواره جاری و زنده، همچون آبی که از فرات می‌جوشد.

اما امسال غمی بر دل‌های طرفداران آن عزیز کرده بر دل مردم شهرضا ماند. بیت‌العباس شهرضا که محلی برای نذر و نیاز عاشقان آن حضرت بود، در آتش نفاق سوخت. عباس در دل مردم جای دارد، خانه عباس در دل‌های تمام ارادتمندانی است که یا ابوالفضل را واسطه‌ای برای درمان آلام خود می‌دانند.

انتهای پیام/

ارسال نظر