رسانههای معاند و بازآفرینی تهدید خارجی در قاب عملیات روانی
به گزارش خبرگزاری آنا، رصد و پایش محتوای منتشرشده در رسانههای معاند فارسیزبان و شبکههای ماهوارهای ضدایرانی نشان میدهد که یکی از محوریترین خطوط عملیات رسانهای، «مشروعیتبخشی و معتبرسازی تهدیدات» علیه ایران بوده است. این رسانهها تلاش کردهاند با برجستهسازی اظهارات تکراری و بعضاً مبهم رئیسجمهور و برخی مقامات آمریکایی-صهیونیستی، فضایی از بازگشت قریبالوقوع فشار حداکثری و حتی تهدید نظامی را القا کنند؛ تهدیدی که بیش از آنکه واقعیت میدانی داشته باشد، کارکرد روانی و ادراکی دارد.
در این چارچوب، رسانههای معاند با استفاده از تکنیک «بزرگنمایی گزینشی»، اظهارات پراکنده چهرههای جمهوریخواه نزدیک به ترامپ را بهعنوان نشانهای از اجماع سیاسی در آمریکا بازنمایی میکنند. این در حالی است که شکافهای عمیق در ساختار قدرت ایالات متحده و اولویتهای داخلی این کشور، عملاً امکان تحقق چنین تهدیدهایی را با تردید جدی مواجه میسازد. با این حال، هدف اصلی این فضاسازی، تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخل کشور و القای احساس نااطمینانی نسبت به آینده است.
نکته قابل توجه آن است که این رسانهها بهطور عامدانه از بازخوانی تجربه شکستخورده سیاست فشار حداکثری توسط ترامپ و شرکای غربی او پرهیز میکنند. حذف این پیشزمینه تاریخی، بخشی از پروژه «معتبرسازی تهدید» است؛ پروژهای که میکوشد دشمنی فرسوده و ناکارآمد را در قالب تهدیدی نو و جدی بازتولید کند.
آلترناتیوسازی مصنوعی با محوریت پهلویگرایی
دومین راهبرد پرتکرار رسانههای معاند، تمرکز بر «آلترناتیوسازی با پهلویگرایی» متمرکزاست. این خط رسانهای با برجستهسازی فعالیتهای نمادین و تبلیغاتی وابستگان به جریان سلطنتطلب، تلاش دارد تصویری از وجود یک جایگزین سیاسی منسجم و آماده را در ذهن مخاطب القا کند؛ تصویری که بیش از آنکه ریشه در واقعیت اجتماعی ایران داشته باشد، محصول مهندسی رسانهای است.
در این راستا، شبکههای ماهوارهای ضدایرانی با دعوتهای هدفمند، مصاحبههای تکراری و بازنشر گسترده پیامهای شبکههای اجتماعی وابسته به این جریان، به دنبال دمیدن روح سیاسی به بدنهای فاقد پایگاه مردمی هستند. تمرکز افراطی بر نوستالژیسازی از دوران پهلوی، تحریف تاریخ و سانسور کارنامه سیاه وابستگی و سرکوب در آن دوره، از ابزارهای اصلی این آلترناتیوسازی مصنوعی محسوب میشود.
این پروژه رسانهای در حالی دنبال میشود که حتی در میان اپوزیسیون خارجنشین نیز، پهلویگرایی با شکافها و اختلافات عمیق مواجه است. با این حال، رسانههای معاند با نادیدهگرفتن این واقعیت، میکوشند یک گزینه شکستخورده تاریخی را بهعنوان «تنها آلترناتیو ممکن» به افکار عمومی تحمیل کنند؛ رویکردی که نشاندهنده فقر راهبردی و بنبست گفتمانی جریان ضدایرانی است.
آمارسازی و مستندنمایی جعلی در جنگ روایتها
سومین محور برجسته در عملیات رسانهای، «تلاش برای آمارسازی و مستندنمایی تعداد جانباختگان فتنه آمریکایی-صهیونی» است. در این خط، رسانههای معاند با استناد به منابع نامشخص، گزارشهای بدون سند و تصاویر آرشیوی یا جعلی، سعی دارند روایت مورد نظر خود از حوادث گذشته را بازتولید و تثبیت کنند. هدف اصلی این اقدام، احیای سرمایه عاطفی فتنه و بازگرداندن آن به چرخه مصرف رسانهای است.
این رسانهها با بهرهگیری از تکنیک «تکرار عدد»، تلاش دارند آمارهای ساختگی را بهعنوان واقعیت قطعی جا بیندازند؛ روشی که در جنگهای شناختی، یکی از ابزارهای کلاسیک برای القای باور محسوب میشود. در این میان، هرگونه روایت رسمی، گزارش مستند یا توضیح حقوقی و قضایی، یا سانسور میشود یا با برچسبهایی نظیر «پروپاگاندا» بیاعتبار جلوه داده میشود.
مجموع این سه راهبرد نشان میدهد که رسانههای معاند همچنان در چارچوب یک جنگ ترکیبی فرسایشی علیه جمهوری اسلامی عمل میکنند؛ جنگی که بیش از آنکه بر تغییر واقعیتها متمرکز باشد، بر دستکاری ادراک و روایتها استوار است. با این حال، تکرار کلیشههای نخنما، آلترناتیوسازیهای بیپشتوانه و آمارسازیهای فاقد اعتبار، بیش از هر چیز از استیصال و فقدان راهبرد مؤثر در جبهه رسانهای ضدایرانی حکایت دارد.
انتهای پیام/
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس