هدف از مصادره اعتراضات و ایجاد آشوب و تروریسم خیابانی چه بود؟

عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه نوشت: همزمان با روایت‌سازی رسانه‌ای، همچون همیشه فشار سیاسی نیز در دستور کار مقامات غربی به خصوص آمریکا قرار گرفت. در این بین رئیس جمهور آمریکا صراحتا با حمایت از آشوب‌ها و اقدامات تروریستی در کشور، ایران را به انجام اقدامات و عملیات نظامی تهدید کرد. دیگر مقامات آمریکایی از جمله پامپئو به صراحت حضور نیرو‌های صهیونیستی و موساد در میانه آشوب‌ها را تایید کردخواهد شد.

محسن داوری عضو هیات علمی گروه حقوق و معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی آذربایجان غربی واحد ارومیه در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری آنا نوشت: تحولات اخیر در برخی شهر‌های کشور، بار دیگر به بستری برای فعال‌سازی اقدامات مداخله‌جویانه و تروریستی دشمن در امور داخلی کشور تبدیل شد؛ مداخله‌ای که این‌بار با صراحت کلام، تهدید نظامی و ژست‌های به‌اصطلاح «حقوق بشری» همراه شد.

در روزهای اخیر دشمن آمریکایی-صهیونیستی با هدف ایجاد آشوب و اقدامات تروریستی از پیش برنامه‌ریزی شده، اعتراضات برحق اقتصادی در کشور را مصادره کرد.

در داخل کشور اعتراض اقتصادی کسبه و بازاریان نه تنها نادیده گرفته نشد بلکه از عالی‌ترین مقام کشور یعنی رهبر معظم انقلاب تا روسای قوا، نمایندگان مجلس، وزرا و مقامات همگی به حق بودن اعتراضات را مورد تایید و تاکید قرار دادند. مردم نیز اعتراض خود را با تجمع مسالمت آمیز به گوش مسئولان رساندند.

اما یکی دو روز بیشتر طول نکشید که دشمن همچون همیشه باز هم از فرصت استفاده کرد و بدین ترتیب اعتراض به حق مردم به دست عده‌ای تروریست و مزدور اجیر شده در خیابان‌های تهران و کم‌کم شهر‌های دیگر به آشوب تبدیل شد. دشمن تلاش کرد تا با مصادره اعتراضات به حق مردم و تبدیل آن به نزاع و درگیری‌های خیابانی روایت مدنظر خود از اعتراضات را مخابره کند و جریانات را در مسیر دلخواه خود پیش ببرد.

همزمان با روایت‌سازی رسانه‌ای، همچون همیشه فشار سیاسی نیز در دستور کار مقامات غربی به خصوص آمریکا قرار گرفت. در این بین رئیس جمهور آمریکا صراحتا با حمایت از آشوب‌ها و اقدامات تروریستی در کشور، ایران را به انجام اقدامات و عملیات نظامی تهدید کرد. دیگر مقامات آمریکایی از جمله پامپئو به صراحت حضور نیرو‌های صهیونیستی و موساد در میانه آشوب‌ها را تایید کرد.

هر چند در ظاهر و طبق روایت‌سازی رسانه‌ای غرب همه چیز برخاسته از نارضایتی معیشتی است، اما وقتی همه این گزاره‌ها کنار هم که قرار می‌گیرد کاملا روشن می‌شود که هدف از مصادره اعتراضات و ایجاد آشوب و تروریسم خیابانی چه بوده است؟ چرا اصلا این آشوب‌ها و اقدامات انجام گرفته و چگونه در اندک مدتی دامنه این آشوب‌ها و اقدامات تروریستی به جایی ختم شده است که مقامات و نیرو‌های امنیتی و حتی بسیاری از مردم عادی در خیابان‌ها به فجیع‌ترین شکل ممکن به شهادت رسیدند.

انتقام شکست دشمن در جنگ ۱۲ روزه

جنگ ۱۲ روزه شکست بی‌چون و چرای دشمن آمریکایی-صهیونستی بود که برترین و بهترین تجهیزات نظامی جهان را در اختیار داشت. اما پیشتوانه این پیروزی بر دشمن نیز ملت ایران بودند که با ایستادگی و حمایت خود از نظام و نیرو‌های امنیتی باز هم میدان را خالی نکردند. دشمن امیدوار بود در جنگ ۱۲ روزه بین نظام و ملت فاصله ایجاد کند و بعد از هدف قرار دادن مقامات ارشد نظامی و در حالی که کشور و نظام خالی از پشتوانه مردمی است، پیکره نظام جمهوری اسلامی را از هم بپاشاند. اما مردم نه تنها میدان را خالی نکردند بلکه با ایستادگی، حمایت قاطع از جمهوری اسلامی و قوای نظامی در نهایت دشمن صهیونیستی را به زانو درآوردند.

نباید فراموش کرد ماهیت دشمن این چنین است که هرگز میدان نبرد را خالی نکرده و نخواهد کرد. اگر یکبار از مسیری شکست خورد، مسیر و میدان دیگری را برای ضربه زدن انتخاب خواهد کرد. این روز‌ها خیابان‌های کشور و شهر‌ها همان میدانی است که باز هم دشمن را به مصاف ملت آورده است.

دشمن این بار در لباس دیگر و با سلاحی متفاوت وارد میدان شده است. اگر روزی از هوا مردم و کشور را هدف قرار می‌داد امروز در خیابان و از پشت سر مردم را به شهادت می‌رساند. اگر روزی هدفش پایگاه‌های موشکی و فرماند‌های نظامی بود امروز در خیابان حافظان امنیت را هدف قرار داده است. اگر دیروز با هواپیما بر سر مردم و نیرو‌های ایرانی بمب می‌ریخت، امروز نیرو‌های مزدور و اجیر شده‌اش در خیابان با گلوله و قداره حافظان امنیت را به شهادت می‌رسانند.

مهم‌تر از همه؛ دیروز اگر می‌دانستیم دشمن رو در روی نیرو‌های ما صف‌آرایی کرده است و مستقیم حمله می‌کند امروز دست‌پرورده‌های ترویست صهیونیست‌ها از پشت سر، نظامی و غیر نظامی را هدف قرار می‌دهند. بله دشمن زخمی به دنبال انتقام آمده است و قصد دارد با جنگ ترکیبی از گذر رسانه، فضای مجازی، سلاح و نیرو‌های نفوذی در میانه ملت نفوذ کند و به هدف نهایی خود یعنی شکست و سلطه بر ملت ایران دست یابد.

پهلوی همدست صهونیست‌ها و علیه ملت

در متن اخبار و روایت‌ها و حتی هدایت و ساماندهی آشوب‌ها و اقدامات تروریستی در کنار اسامی مقامات آمریکایی-صهیونیستی نام‌هایی، چون مریم رجوی و رضا پهلوی بیشتر از سایرین به چشم می‌خورد. به عبارتی بازمانده خاندان پهلوی که دوره‌ای دارایی و خاک ایران را به تاراج بردند و بذل و بخشش کردند این بار دست به دست دشمن صهیونیستی داده‌اند و به عنوان مزدور اجیر شده طبق دستورات مقامات آمریکایی-صهیونیستی اقدام می‌کنند.

در شب‌های گذشته دعوت پهلوی از مردم برای سر دادن شعار‌های شبانه، فراخوان‌های خیابانی، آسیب زدن به اماکن دولتی و غیر دولتی و حتی اماکن مقدس نشانه روشنی از تلاش این قماش افراد برای ضربه زدن به کشور از طریق اقدامات خرابکارانه و نافرمانی مدنی است. هدف نیز افزایش اصطکاک میان مردم و حاکمیت و کشاندن کشور به فضای بی‌ثباتی مزمن است.

حال اینکه این افراد خود نه هزینه‌ای می‌دهد و نه مسئولیتی می‌پذیرد؛ بلکه صرفاً از دور آتش‌بیار معرکه‌ای هستند که پیامد‌های امنیتی و اجتماعی آن را مردم در داخل کشور تحمل می‌کنند.

دلیل هم کاملا روشن است. دشمن به‌روشنی متوجه شده است که براندازی ایران با وجود حمایت مردمی و حمله نظامی به هیچ وجه ممکن نیست؛ بنابراین راهبرد جایگزین را انتخاب کرده است که فرسایش اعتماد عمومی، ناامیدسازی و تداوم التهاب است؛ بنابراین هرچقدر خیابان ملتهب‌تر باشد، فرصت برای شعله‌ور کردن بحران فراهم‌تر و مناسب‌تر است.

وظیفه دولت و مسئولین چیست؟

بر همگان روشن است که جامعه و اقتصاد ایران دچار چالش است. اما دشمن به خوبی این را درک کرده است که اگر مشکلات اقتصادی را بتواند به کف خیابان ربط دهد عملاً به هدف خود یعنی ایجاد بن‌بست اجتماعی دست خواهد یافت. پس بدین ترتیب طولانی‌شدن بحران، تخلیه انرژی اجتماعی و تضعیف انسجام ملی از گذر چالش‌های اقتصادی را می‌توان از مهم‌ترین اهداف دشمن برشمرد؛ پروژه‌ای که بدون هوشیاری افکار عمومی و مدیریت دقیق مطالبات واقعی، می‌تواند هزینه‌زا شو؛ نکته‌ای که رهبر انقلاب نیز در سخنان خود نسبت به آن هشدار دادند و بحران اقتصادی را مجرای نفوذ دشمن خواندند؛ لذا اینجا است که دولت و مسئولان سیاستگذار در نخستین اقدام خود باید تروم و نوسانات ارزی را مهار کنند چرا که این دو مورد مستقیما با زندگی مردم در ارتباط است و زندگی روزمره مردم به‌ویژه کسبه، تولیدکنندگان خرد و حقوق‌بگیران را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

شفافیت تصمیم‌گیری، هماهنگی میان نهاد‌های اقتصادی، سرعت در اصلاح رویه‌های معیوب و گفت‌وگوی صادقانه با مردم، از جمله ابزار‌هایی هستند که می‌توانند فاصله میان واقعیت اقتصادی و روایت رسمی را کاهش دهند و همچنین روایت معیوب دشمن از چالش‌های اقتصادی را خنثی کنند. هرچه این فاصله کمتر شود، امکان موج‌سواری رسانه‌ای دشمن نیز محدودتر خواهد شد.

از این منظر، هرگونه اقدامی که خلاف جهت کنترل نرخ ارز و تورم باشد، حرکت در مسیر دلخواه دشمن و بخشی از «جنگ ترکیبی» حساب است که دشمن علیه ایران به راه انداخته است؛ جنگی که همزمان معیشت، افکار عمومی و امنیت اجتماعی را نشانه گرفته است و در آن، اقتصاد به خط مقدم تبدیل شده است

انتهای پیام/

ارسال نظر