پیشنهاد سردبیر
کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

قتل شهروندان و موعظه جهان/ داستان کدخدا از خیابان‌های مینیاپولیس تا کوچه پس کوچه‌های تهران

حادثه تیراندازی مأمور فدرال آمریکا به یک زن غیرمسلح در مینیاپولیس، نه یک خطای فردی، بلکه نشانه‌ای آشکار از بحران ساختاری در نظامی است که هم‌زمان با شلیک به شهروندان خود، برای دیگر کشورها نسخه «حقوق بشر» می‌پیچد؛ بحرانی که با دروغ‌پردازی رسمی و سانسور رسانه‌ای، ابعاد نگران‌کننده‌تری یافته است.

به گزارش خبرگزاری آنا؛ در یکی از سردترین روز‌های ژانویه، مأموران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) در شهر مینیاپولیس گلوله‌ای شلیک کردند که بیش از هر چیز، چهره واقعی کشوری را برملا ساخت که خود را در ادعا «پناهگاه آزادی و عدالت» می‌نامد. بله گلوله‌ که به سمت زنی شلیک شد که نه مهاجر غیرقانونی بود، نه شورشی، بلکه «ساکن قانونی» یک کشور بود و سندی بر قانونی که در آمریکا مدت‌هاست معنا ندارد.

ویدیو‌هایی که از این حادثه منتشر شده‌اند، نه تنها روایت رسمی واشنگتن را نقض می‌کنند بلکه نشان می‌دهند «امنیت، پلیس و حقوق بشر» در این کشور پوششی است برای هر نوع خشونت عریان. مأمور ICE که بر اساس ویدیو‌های منتشر شده، در سطح خیابان تنها به فاصله چند متری خودرو ایستاده بود، بدون آن‌که خطری متوجهش باشد، اسلحه را به سمت زنی بی‌دفاع نشانه رفت و چند بار شلیک کرد. تا کنون مقامات دولت ترامپ سعی کردند موضوع را توجیه کنند اما مقامات محلی، از شهردار گرفته تا فرماندار، روایت دولت فدرال مبنی بر دفاع از خود را «دروغ محض» می‌خوانند.

چنین اتفاقاتی در آمریکا تازگی ندارد. با نمونه‌هایی چون قتل جرج فلوید تا شلیک به دانشجویان در دانشگاه‌های ایالتی، این کشور دیگر نیازی به دشمن بیرونی برای تخریب چهره خود ندارد؛ کافی است واقعیت مستند را نگاه کنید: کشوری که مدعی «حقوق بشر جهانی» است، درون مرز‌های خود هم نتوانسته حداقل مرز میان قانون و بی‌قانونی را حفظ کند و برای ماموران خود قانون وضع کند. آن وقت همین دولت و کشور برای جهان نسخه می‌پیچد.

داستان کدخدا از خیابان‌های مینیاپولیس تا کوچه پس کوچه‌های تهران

سکوتِ پرمعنای سازمان‌های حقوق بشری غربی

وقتی نام ایران می‌آید، همان سازمان‌هایی که در برابر این جنایت آشکار آمریکایی حتی یک بیانیه خشک و خالی صادر نکرده‌اند، ناگهان بیدار می‌شوند؛ جلسه اضطراری می‌گیرند، گزارش تصویری منتشر می‌کنند و از «حق اعتراض» می‌گویند. اما حالا که زنی آمریکایی، مادر سه کودک، با شلیک مستقیم مأمور دولتی در خاک آمریکا کشته شده، سکوت سنگینی بر فضای مجامع موسوم به حقوق بشری حاکم است.

از دید همین نهادها، اگر پلیس ایران در تهران از گاز اشک‌آور برای متفرق کردن اغتشاشگران استفاده کند، «نقض فاحش حقوق بشر» است؛ اما اگر پلیس یا مأمور فدرال آمریکایی زنی شهروند را در وسط خیابان به ضرب گلوله در چهره بکشد، «اقدام دفاعی» یا «اختلال امنیتی» تلقی می‌شود.

این دوگانگیِ تهوع‌آور نشان می‌دهد که حقوق بشر در قاموس غرب نه یک ارزش انسانی، بلکه ابزاری سیاسی برای فشار، تهدید و مداخله در کشور‌های مستقل است. سازمان‌هایی که با بودجه وزارت خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا اداره می‌شوند، هدفی جز مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های تجاوزکارانه ندارند. آنان نه دیده‌بان حقوق بشرند، بلکه بازوی رسانه‌ای و نرمِ همان ساختاری‌اند که در خیابان‌های مینیاپولیس خون شهروندان خود را می‌ریزد.

داستان کدخدا از خیابان‌های مینیاپولیس تا کوچه پس کوچه‌های تهران

تناقض رسانه‌های غربی در سلنسور حقیقت

اما رسانه‌های آمریکایی و اروپایی همان شبکه‌هایی که روز و شب با دقتی بیمارگونه، تحولات ایران را تحلیل می‌کنند و کوچک‌ترین تجمع صنفی را با تیتر «شورش مردمی علیه نظام» برجسته می‌سازند، اکنون در برابر شلیک مستقیم پلیس فدرال به یک زن آمریکایی، آگاهانه سکوت کرده‌اند.

BBC، CNN و دیگر بازو‌های رسانه‌ای غرب از کنار این حادثه با عناوینی مبهم و فریبنده عبور کرده‌اند. اما همین رسانه‌ها، وقتی در ایران یک کاسب، کارگر، معلم یا راننده تاکسـی خواسته صنفی مطرح می‌کند، بلافاصله روایت را به سمت «اغتشاش» و «خیزش» هدایت می‌کنند.

این رویکرد سازمان‌یافته خبری، بخشی از جنگ ترکیبی علیه ملت ایران است یا ساخت روایتی معیوب از جامعه ایرانی، القای بحران و آشوب و در مقابل، تطهیر چهره خون‌آلود نظام سیاسی در واشنگتن. ملت باید بداند که پشت واژه‌هایی چون «دموکراسی» و «آزادی بیان» غربی، دستگاهی از فریبکاران نشسته‌اند که حقیقت را بر اساس منافع ژئوپلیتیکی خود سانسور می‌کنند.

داستان کدخدا از خیابان‌های مینیاپولیس تا کوچه پس کوچه‌های تهران

از مینیاپولیس تا تهران و هشدار به افکار عمومی 

حادثه مینیاپولیس تنها یک تراژدی داخلی نیست؛ نمایانگر فروپاشی اخلاقی نظام غربی است که خود را قاضی جهان می‌داند. این سقوط اخلاقی، زمانی خطرناک می‌شود که همان کشور‌ها از همین جایگاه دروغین، علیه ملت‌هایی چون ایران عملیات روانی و رسانه‌ای راه می‌اندازند.

وقتی مأمور مسلح آمریکایی، شهروند خود را با  گلوله  می‌زند و دولت آن را «عملیات ضدترور» می‌نامد، هیچ مشروعیتی برای سخن گفتن از حقوق بشر نمی‌ماند. اما نکته مهم‌تر این است که همین ساختار، با بی‌شرمی تمام در امور داخلی ایران دخالت می‌کند؛ از بزرگ‌نمایی اعتراضات محدود تا تحریک چهره‌های وابسته به بیگانگان برای آشوب.

ملت ایران باید بیدار باشد. امروز دشمن برای تسخیر ذهن ما از سلاح شیمیایی یا موشک استفاده نمی‌کند، بلکه با خبر‌های مهندسی‌شده، واژگان نرم و تصویر‌های جعلی به میدان آمده است. هدف، خسته‌کردن روحیه ملی، ایجاد بی‌اعتمادی و باز کردن راه برای همان سناریویی است که در ضمیر سیاست آمریکا تکرار می‌شود: تسلیم ملت‌ها از درون.

داستان کدخدا از خیابان‌های مینیاپولیس تا کوچه پس کوچه‌های تهران

نفوذ رسانه‌ای و مسئولیت ما

حادثه مرگبار مینیاپولیس ثابت کرد که «آمریکا» نه مدافع آزادی، بلکه بزرگ‌ترین تولیدکننده خشونت سازمان‌یافته است. اگر امروز این خشونت در قلب آمریکا به مردم خودش رحم نمی‌کند، آیا سزاوار است ملت مستقلی، چون ایران انتظار انصاف از آن داشته باشد؟ و آیا همین حکومت برای ما انصاف به خرج خواهد داد و ناجی ما خواهد بود؟

درسی که از این فاجعه باید گرفت، روشن است: رسانه‌های غربی نه در جست‌وجوی حقیقت‌اند و نه دغدغه انسان دارند. مأموریت‌شان مهندسی ادراک ملت‌هاست. بنابراین، هشیاری در برابر روایت‌های وارداتی، یک ضرورت امنیت ملی محسوب می‌شود. هر خبر، هر تصویر و هر بیانیه‌ای که از آن سوی اقیانوس‌ها منتشر می‌شود، باید با نگاه نقادانه دیده شود، زیرا پشت هر واژه، هدفی نهفته است.

بدانیم اگر امروز در مینیاپولیس گلوله‌ای شلیک شد و نهاد‌های مدعی حقوق بشر سکوت کردند، فردا همین سکوت می‌تواند در برابر ترور رسانه‌ای علیه ملت ایران تکرار شود. ما تنها با شناخت دقیق دشمن و ایستادگی در برابر تحریف، می‌توانیم هویت و امنیت خود را حفظ کنیم.

شلیک به «رنه مکلین گود» شاید برای بسیاری از آمریکایی‌ها یک خبر تلخ باشد، اما برای ملت‌های مستقل جهان، نشانه‌ای است از ذات واقعی امپراتوری‌ای است که سال‌ها با نام آزادی بر دیگران تاخته است. نظامی که شهروندش را در خیابان می‌کشد، پلیسش دروغ می‌گوید، رسانه‌اش سانسور می‌کند و نهاد‌های حقوق بشری‌اش ساکت می‌شوند، حق ندارد درباره ایران و ملت‌های آزاد سخن بگوید.

انتهای پیام/

ارسال نظر