جنگ بدون شلیک گلوله؛ دیپلماسی ایران در میدان روایت‌ها

در حالی که پیام‌های متناقض نتانیاهو و ترامپ فضای رسانه‌ای را ملتهب کرده، تهران ترجیح می‌دهد به‌جای واکنش به تیترها، روی اصل «بی‌اعتمادیِ فعال» بایستد. جنگی که امروز جریان دارد، نظامی نیست، اما تمام‌وقت در ذهن‌ها و در بستر روایت‌ها ادامه دارد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، در عرصه بین‌الملل، جنگ‌ها همیشه با شلیک اولین موشک آغاز نمی‌شوند. برخی جنگ‌ها زودتر شروع می‌شوند؛ از جایی میان تیترها، شایعه‌ها، پیام‌های محرمانه و تکذیب‌هایی که گاهی بیش از خود واقعیت دیده می‌شوند. آنچه این روز‌ها حول ایران جریان دارد، از همین جنس است: جنگی که هنوز تیر ترکش آن شلیک نشده، اما تمام‌وقت در حال پیش‌روی است؛ جنگی برای تصرف ذهن.

رهبر انقلاب وقتی در سخنرانی ۲۰ آذرماه از «تغییر آرایش تبلیغاتی و رسانه‌ای دشمن» سخن گفت، به همین میدان اشاره داشت؛ میدانی که در آن، طرف مقابل بعد از آن تجربه ۱۲ روزه به این استنباط رسید که فشار نظامی کارگر نیست؛ نه این خاک با بمب تسخیر می‌شود و نه این ملت با تهدید از پا می‌نشیند. 

پس برای آنها زمین بازی عوض شده است: از میدان نبرد به میدان ادراک و هدف دیگر خاک نیست، باور است.

تل‌آویو-مسکو-تهران، پازل جنگ روانی

در همین چارچوب، برجسته‌سازی مداوم احتمال/ یا عدم وقوع جنگ، یک تاکتیک آشناست؛ زنده نگه داشتن ترس، بدون پرداخت هزینه درگیری. نه صلح، نه جنگ؛ فقط اضطراب. در چنین فضایی، دشمن لزوماً نیازی به حمله ندارد. کافی است «احتمال حمله» را دائمی کند.

تقریباً هم‌زمان با این فضا، خبری منتشر می‌شود که در ظاهر آرامش‌بخش است: «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر اسرائیل از طریق «ولادیمر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه، پیام داده که قصد جنگ با ایران را ندارد. 

اما این پیام، فقط تا زمانی معتبر است که کنار خبر بعدی گذاشته نشود؛ همان‌جا که نتانیاهو، این‌بار در همراهی با ترامپ، خطاب به کنست، از عزم اسرائیل و آمریکا برای جلوگیری از بازیابی توان موشکی و هسته‌ای ایران سخن می‌گوید.

شاید در نگاه او، بین خبر اول و دوم تناقض وجود داشته باشد. اما دلایلی داریم که بگوییم، این تناقض نیست؛ طراحی است؛ اینکه پیام اول برای مهار واکنش تهران و پیام دوم برای مصرف رسانه‌ای و سیاسی در غرب است و جنگ روانی دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود.

تصمیم‌گیری خارج از چارچوب تیترهای خبری

در این میان، پاسخ تهران نه هیجانی است و نه شتاب‌زده. موضع وزارت خارجه، به‌ویژه در اظهارات اخیر «اسماعیل بقائی» سخنگوی آن، بر یک اصل استوار است: «اتکا نکردن به حرف‌های رژیم صهیونیستی». 

او روز ۱۵ دی، در نشست خبری با اصحاب رسانه، تأکید کرد: «جمهوری اسلامی ایران و نیرو‌های مسلح ما با چشمانی باز، مراقب حریم ایران هستند و قرار نیست ما به حرف‌های رژیم صهیونیستی اتکا کنیم یا به آن اعتماد داشته باشیم.»

بقائی عملاً خط قرمز روایت رسمی ایران را ترسیم کرد: 

نه به پیام‌های واسطه‌ای
نه به ژست‌های دلسوزانه نتانیاهو برای مردم ایران
و نه به بازی همیشگی «تهدید ـ انکار ـ تهدید»

وقتی سخنگوی وزارت خارجه می‌گوید «فریبکاری این رژیم برای ما ثابت شده است. بنابراین، آنچه برای ما اهمیت دارد و حتماً نقطه تمرکز ما هست، تقویت آمادگی‌ها و داشتن چشمانی باز برای دفاع از حریم ایران و کیان ایران است.» قصد تحویل یک جمله انگیزشی را ندارد. این عبارت خلاصه تجربه‌ای طولانی است؛ از مواجهه با ترور و تجاوز گرفته تا جنگ سایبری و عملیات روانی.

وقتی وزارت خارجه تأکید می‌کند که اظهارات مداخله‌جویانه نتانیاهو و برخی مقامات آمریکایی در حمایت از ناآرامی‌های ایران و حتی احتمال مداخله چیزی جز ترغیب به خشونت و جنگ روانی نیست، در واقع مرز میان دیپلماسی و فریب را روشن می‌کند و از جنگی سخن می‌گوید که می‌تواند بدون شلیک گلوله، قربانی بگیرد.

 پازل دشمن؛ تصویر نهایی

از این منظر، پیام‌های واسطه‌ای، دلسوزی‌های ناگهانی و رجزخوانی‌های علنی، همه اجزای یک پازل‌اند.

اگر این قطعات کنار هم قرار گیرند، تصویر روشن است: دشمن هنوز دنبال جنگ تمام‌عیار نیست، اما لحظه‌ای هم از جنگ روایت‌ها عقب ننشسته. هدف، تصرف خاک نیست؛ هدف، فرسایش حافظه، عادی‌سازی تهدید و تبدیل تناقض‌گویی به «دیپلماسی» است.

در چنین میدانی، هنر سیاست خارجی ایران نه در تند شدن، بلکه در سرد ماندن است؛ سردی‌ای که از بی‌عملی نمی‌آید، از محاسبه می‌آید. 

در سیاست خارجی، همیشه خطرناک‌ترین لحظه نه زمان حمله، بلکه لحظه‌ای است که دشمن موفق می‌شود «تصمیم» را به جای تو بسازد. بازی امروز اسرائیل و آمریکا نه برای شروع جنگ، بلکه برای مدیریت واکنش ایران است؛ بازی‌ای با پیام‌های متناقض، تهدید‌های مقطعی و ژست‌های دیپلماتیک که هدف نهایی‌اش فرسایش عقلانیت تصمیم‌گیر است. در این میدان، آنچه وزارت خارجه ایران انجام می‌دهد ـ بی‌اعتمادیِ آگاهانه، خونسردیِ محاسبه‌شده و نچسبیدن به تیتر‌ها ـ نه محافظه‌کاری، بلکه تجربه انباشته است. 

جنگی که اکنون جریان دارد، اگرچه هنوز به شلیک نرسیده، اما واقعی است؛ جنگی برای فراموشی، برای عادی‌سازی دروغ و برای کشاندن طرف مقابل به واکنش نابجا. این‌که تهران هنوز تصمیم‌هایش را نه در اتاق خبر، بلکه در اتاق محاسبه می‌گیرد، شاید مهم‌ترین مانع بسته‌شدن این معادله باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر