ترامپ از توییتر برای اعمال فشار سیاسی استفاده کرد
در پی انتشار توییت اخیر دونالد ترامپ درباره تحولات داخلی ایران، بار دیگر مسئله «مداخلهگری خارجی» و نقش شبکههای اجتماعی در تشدید فشارهای سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران به کانون توجه رسانهها و تحلیلگران بازگشته است. این اظهارنظر که با لحنی هشدارآمیز و مداخلهجویانه منتشر شد، در حالی مطرح میشود که جمهوری اسلامی ایران طی دهههای گذشته همواره نسبت به هرگونه دخالت بیرونی در امور داخلی خود هشدار داده و آن را نقض آشکار حاکمیت ملی کشورها دانسته است. با این حال، تجربه نشان داده است که مقامات آمریکایی، بهویژه در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، بارها از بستر رسانههای نوین برای ارسال پیامهای سیاسی، امنیتی و حتی تهدیدآمیز استفاده کردهاند؛ پیامهایی که بیش از آنکه در چارچوب دیپلماسی رسمی قابل تفسیر باشد، در حوزه جنگ روانی و مدیریت ادراک عمومی معنا پیدا میکند.
توییت اخیر ترامپ نیز از همین جنس است؛ موضعگیریای که در ظاهر با ادبیاتی اخلاقی و با ادعای حمایت از مردم ایران بیان میشود، اما در لایههای پنهان خود حامل پیامهایی آشکار برای فشار سیاسی، مشروعیتبخشی به مداخله خارجی و بینالمللیسازی مسائل داخلی کشور است. چنین اظهاراتی نهتنها از سوی مقامات رسمی ایران بهعنوان دخالت مستقیم در امور داخلی تلقی میشود، بلکه در سطح منطقهای و بینالمللی نیز واکنشهایی را به همراه داشته و بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که مرز میان «اظهارنظر سیاسی» و «اقدام مداخلهجویانه» در عصر شبکههای اجتماعی کجاست.
در همین راستا، برای بررسی ابعاد پنهان و آشکار این توییت و تحلیل پیامدهای گفتمانی، رسانهای و سیاسی آن، گفتوگویی با سجاد فخرایی، دانشجوی دکترای رشته ارتباطات و تحلیلگر رسانه و فضای مجازی انجام دادهایم. فخرایی با تمرکز بر تحلیل گفتمان انتقادی و دیپلماسی دیجیتال، معتقد است توییت اخیر ترامپ را نمیتوان یک واکنش احساسی یا موضعگیری مقطعی دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از یک راهبرد ارتباطی هدفمند برای بازتولید گفتمان سلطه و اعمال فشار چندلایه بر جمهوری اسلامی ایران ارزیابی کرد. گفتوگوی پیشرو تلاشی است برای واکاوی دقیقتر این توییت جنجالی؛ از بررسی زبان و چارچوببندی پیام گرفته تا تحلیل زیرمتنهای قدرت و پیامدهای آن در عرصه سیاست خارجی و افکار عمومی. در این مصاحبه، سجاد فخرایی توضیح میدهد که چگونه یک پیام کوتاه در فضای مجازی میتواند به ابزاری برای اعمال نفوذ، تشدید تنش و بازتعریف روایتهای سیاسی تبدیل شود و چرا باید چنین اظهاراتی را نه صرفاً یک توییت، بلکه بخشی از یک «اقدام مداخلهجویانه نرم» تلقی کرد.
تحلیل گفتمانی توئیت مداخلهجویانهٔ ترامپ: نمایش قدرت در فضای مجازی
فخرایی توییت دونالد ترامپ را فراتر از یک موضعگیری ساده دانست و گفت: بررسی توییت دونالد ترامپ دربارهٔ واکنش احتمالی آمریکا به سرکوب اعتراضات در ایران، فراتر از یک موضعگیری سیاسی ساده است؛ این یک نمونهٔ بارز از تلاقی دیپلماسی قدرت، روانشناسی رسانه و مدیریت افکار عمومی در عصر شبکههای اجتماعی است. تحلیل عمیق این پیام نشان میدهد که چگونه یک جملهٔ کوتاه میتواند لایههای متعددی از قدرت، هشدار و تأثیرگذاری را پنهان سازد.
تسلط بر چارچوب: انتخاب روایت به جای واقعیت عریان
وی بیان کرد: مهمترین جنبهٔ این توییت، مهارت در چارچوببندی است. ترامپ بهجای آنکه صرفاً به نقض حقوق بشر بپردازد، روایت را به سمت یک تقابل ایدئولوژیک هدایت کرد: آزادی در برابر دیکتاتوری این چارچوببندی، پیامدهای استراتژیک مهمی داشت، با برجستهسازی «سرکوب خشن»، مسئلهٔ داخلی ایران را به یک بحران اخلاقی جهانی تبدیل کرد که حق مداخلهٔ بینالمللی را در ادبیات سیاسی تقویت میکند. این رویکرد، فضای میانهروی یا راهحلهای دیپلماتیک محتاطانه را تنگتر کرده و مخاطبان را به انتخاب یکی از دو طرفِ کاملاً تعریفشده وادار میکند.
دیپلماسی در قالب صدایی واحد: استفاده از پلتفرم
دانشجوی دکتری ارتباطات هدف این توییت را اعمال فشار مستقیم دانست و اظهار کرد: این توییت مصداق عینی دیپلماسی دیجیتال است که در آن، ابزار ارتباطی (توئیتر) به یک ابزار سیاستگذاری تبدیل میشود. هدف صرفاً اطلاعرسانی نیست، بلکه اعمال فشار مستقیم است. پیام بهصورت علنی و بدون واسطه به رهبران ایران ارسال شد، که این امر ریسکِ محاسبات اشتباه یا اقدامات تلافیجویانه را به شدت افزایش داد، زیرا هرگونه واکنش خشونتآمیز میتوانست با واکنش سریع بینالمللی مواجه شود. این توییت برای مخاطبان داخلی آمریکا و متحدانش، یک بیانیهٔ شفاف مبنی بر همسویی با ناراضیان و عدم پذیرش وضعیت موجود بود.
زیرمتن قدرت: نقد گفتمان حاکم
وی خاطرنشان کرد: از منظر تحلیل گفتمان انتقادی، باید گفت که این پیام، هرچند با نیت ظاهری حمایت، گفتمان هژمونیک قدرت جهانی را بازتولید میکند. گفتمان غالب، فرض را بر این میگذارد که یک بازیگر بیرونی (ایالات متحده) حق دارد خطوط قرمز داخلی یک کشور دیگر را ترسیم کند. این گفتمان، استقلال کامل داخلی را زیر سؤال میبرد و راه را برای توجیه اقدامهای آینده باز میکند. در این سبک گفتمان، مردم و اعتراضات آنها به ابزاری در دست دیپلماسی قدرت تبدیل میشوند تا اهداف ژئوپلیتیک کلانتر محقق شود.
فخرایی در پایان گفت: به صورت کلی میتوان گفت توئیت ترامپ، نمایشی استادانه از بهکارگیری ابزارهای نوین ارتباطی برای تشدید تنشهای سیاسی و کنترل روایتها بود. این پیام نه تنها یک موضعگیری ساده نبود، بلکه یک عملیات روانی هوشمندانه بود که با استفاده از چارچوبهای اخلاقی جهانی، تأثیر مستقیم دیپلماتیک و بازتولید گفتمان قدرت، توانست دستور کار رسانهای و سیاسی پیرامون ایران را به شکلی معنادار تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، این متن نشان داد که در عصر جدید، کلیدهای سیاستگذاری خارجی بسیاری از اوقات در دست دکمههای کوچکِ شبکههای اجتماعی است.
انتهای پیام/
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس