در گزارش آنا بخوانید

اقتصاد ایران در آستانه یک گذار ساختاری؛ هشداری درباره کوچک شدن طبقه متوسط

در حالی که هنوز رقم رسمی خط فقر از سوی نهادهای دولتی اعلام نشده، برآوردها از عبور آن از مرز ۴۰ میلیون تومان در ماه حکایت دارد؛ شاخصی که دیگر صرفاً عددی آماری نیست بلکه به گفته کارشناس اقتصادی، نشانگر بحران اجتماعی است که از کاهش درآمد سرانه کشور خبر می‌دهد که این وضعیتی با فقر مزمن، شکاف طبقاتی و حذف طبقه متوسط است.

به گزارش خبرگزاری آنا، انتشار خبری جدید و تکان‌دهنده از وضعیت اقتصادی ایران، باعث شده طی چند روز اخیر منجر به افزایش همهمه‌ها و حتی نگرانی‌ها از سوی مردم شده است. سخنگوی کمیسیون اصل نودم مجلس شورای اسلامی در گفتگویی اعلام کرد که در تهران خط فقر به ۴۰ میلیون تومان رسیده؛ اعلام غیررسمی این رقم برای یک خانوار در تهران، بیش از آنکه یک عدد اقتصادی باشد، نشانه‌ای روشن از عمق بحرانی است که آرام و بی‌سر و صدا در حال گسترش است. 

عددی که اگر چند سال پیش مطرح می‌شد، اغراق‌آمیز به نظر می‌رسید، امروز برای بسیاری از خانوار‌های شهری به یک واقعیت ملموس تبدیل شده است؛ واقعیتی که سیاست‌گذار یا بهتر بگوییم دولت به عنوان سکاندار اصلی هدایت اقتصاد، هنوز پاسخ روشنی برای آن ندارد. خط فقر به این معناست که بخش قابل توجهی از خانوار‌های حقوق‌بگیر، حتی با داشتن شغل رسمی، در عمل زیر خط بقا زندگی می‌کنند.

در حالیکه حداقل حقوق یک کارگر با احتساب مواردی مانند حق خواروبار و مسکن و اولاد، به ۱۵ میلیون تومان می‌رسد، اگر هم مرد و هم زن خانواده کار کنند، با حقوق کارگری باز هم زیر خط فقر هستند. یعنی تلاش‌های شبانه‌روزی دو ستون یک خانواده کفاف تامین حداقل نیاز‌ها رو نمی‌دهد و این یک ننگ بزرگ برای صاحبان اقتصاد کشور است.

حذف بدیهیات زندگی برای بقا

بررسی ساده سبد هزینه‌های ماهانه در تهران نشان می‌دهد اجاره مسکن به‌تنهایی بین ۱۸ تا ۲۵ میلیون تومان را می‌بلعد. هزینه حمل‌ونقل، درمان، آموزش و خدمات حداقلی نیز به‌راحتی ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان دیگر به این رقم اضافه می‌کند. تورم فزاینده‌ای که برای اقلام خوراکی وجود دارد خود به تنهایی می‌تواند دو سوم حقوق افراد را در برگیرد. در چنین شرایطی، حقوق‌های ۱۵ تا ۲۰ میلیونی دیگر حتی پوشش‌دهنده نیمی از هزینه‌های زندگی نیستند. پیامد‌های عبور خط فقر از مرز ۴۰ میلیون تومان فقط اقتصادی نیست.

کاهش کیفیت تغذیه، حذف هزینه‌های درمانی، ترک تحصیل پنهان، افزایش اشتغال دوم و سوم و رشد آسیب‌های اجتماعی و حتی از هم پاشیدگی خانواده‌ها ناشی از افزایش فشار‌های اقتصادی، از جمله نتایج مستقیم این وضعیت است. وقتی خانواده‌ها برای بقا مجبور به حذف آموزش و سلامت می‌شوند، هزینه‌های آن را در آینده‌ای بسیار نزدیک به‌صورت بحران‌های اجتماعی و انسانی خواهیم دید.

ایران پاکستانیزه شد!

پیمان مولوی، کارشناس ارشد اقتصادی در گفت‌و‌گو با خبرنگار اقتصادی آنا، درباره اعلام خط فقر گفت: هنوز اسناد دقیقی درباره میزان خط فقر اعلام نشده و براساس برخی صحبت‌ها، نظرات عنوان می‌شود. اما اهمیت ندارد که خط فقر در واقعیت ۴۰ میلیون تومان است یا ۳۰ میلیون. مهم فاجعه‌ایست که این روز‌ها شاهد رخداد آن در اقتصاد و در معیشت مردم هستیم. از بیش از یک دهه پیش، هشدار جدی درباره پاکستانیزه شدن اقتصاد ایران داده بودم، اما همه آن را نادیده گرفتند و به نظرشان برای ایران این اتفاق نمی‌افتد. اما در حال حاضر اقتصاد ایران به سمت پاکستانیزه شدن با شتاب زیاد حرکت می‌کند و این خطرناک است.

وی ادامه داد: پاکستانیزه شدن مفهومیست به معنای گسترش فقر مزمن، شکاف شدید طبقاتی و بزرگ شدن جمعیت شاغلان کم‌درآمد در کنار کوچک شدن طبقه متوسط. در چنین الگویی، اقتصاد روی کاغذ فعال به نظر می‌رسد، اما بخش بزرگی از جامعه توان تامین حداقل‌های معیشتی را ندارد.

به گفته مولوی؛ افزایش خط فقر تا محدوده ۴۰ میلیون تومان، هم‌زمان با تثبیت دستمزد‌های پایین، رشد اقتصاد غیررسمی، کاهش قدرت خرید و عقب‌نشینی دولت از نقش حمایتی، نشانه‌هایی است که ایران را به این مسیر نزدیک می‌کند. مسیری که در آن فقر به پدیده‌ای عادی تبدیل می‌شود، نابرابری بازتولید می‌گردد و رشد اقتصادی اگر هم رخ دهد، اثر ملموسی بر زندگی اکثریت جامعه ندارد.

رشد تورم زیر سایه سکوت دولت

مولوی گفت: برخی برآورد‌های غیررسمی نشان می‌دهد اگر روند فعلی تورم و افزایش هزینه‌ها و به‌ویژه کاهش ارزش پول ملی ادامه پیدا کند، خط فقر در تهران تا پایان سال می‌تواند به محدوده ۴۵ تا حتی ۵۰ میلیون تومان نزدیک شود. این پیش‌بینی بر اساس ادامه رشد اجاره‌بها، افزایش قیمت خدمات شهری و احتمال اصلاح قیمت انرژی و کالا‌های اساسی مطرح می‌شود.

کارشناس ارشد اقتصادی تاکید کرد: مسئله اصلی اینجاست که خط فقر دیگر یک شاخص آماری صرف نیست؛ یک خط قرمز تاب‌آوری اجتماعی در مسائل اقتصادیست که هر بار بخش بیشتری از جامعه را در زیر خود له می‌کند. موضوع نگران‌کننده این است که سیاست مشخصی برای مهار این روند دیده نمی‌شود و اغلب واکنش‌ها، مقطعی و کوتاه‌مدت است. به نگرانی‌های شدید مردم از سوی دولت و مسئولین معیشت مردم پاسخ داده نمی‌شود و التهاب در بازار‌های ارز و طلا و حتی کالایی، نتیجه این سکوت و افزایش فشار است.

انتهای پیام/

ارسال نظر