پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

قانون توزیع عادلانه آب؛ چالش‌ها و راهکار‌ها از منظر حقوق عمومی

قانون توزیع عادلانه آب با وجود بنیان‌های ارزشمند، پاسخگوی نیاز‌های امروز نیست و باید با اصلاحات ساختاری در حوزه قانون‌گذاری، مدیریت حوضه‌ای، اولویت‌بندی مصارف و تضمین حق بر آب، بازآفرینی شود.

فرید آزادبخت عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در یادداشتی برای خبرگزاری آنا با عنوان «» نوشت؛

۱. مقدمه: بحران آب و ماهیت حقوقی آن

ایران، سرزمینی با اقلیم خشک و نیمه‌خشک، سال‌هاست که با بحران آب دست به گریبان است. کاهش منابع تجدیدپذیر سرانه، خشکسالی‌های پیاپی، برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی و فرونشست زمین، زنجیره‌ای از تهدید‌ها را برای امنیت زیست‌محیطی و حیات اجتماعی کشور پدید آورده است. این بحران، صرفاً مسئله‌ای فنی و مهندسی نیست؛ بلکه بُعدی عمیقاً حقوقی و نهادی دارد که به مالکیت و حفاظت منابع، چگونگی تخصیص میان مصارف رقیب، و ضمانت اجرای قواعد توزیع مرتبط است.

۲. جبر جغرافیا و ساختار تقاضا

جغرافیای هیدرولوژیک ایران با بارش اندک و پراکندگی نامتوازن منابع آبی، هر سیاست تخصیصی را در چارچوبی سخت‌گیرانه قرار می‌دهد. بخش اعظم منابع سطحی و زیرزمینی در بازه‌های زمانی محدود شکل می‌گیرند و بسیاری از پهنه‌های مرکزی کشور با فقر آبی مزمن روبه‌رو هستند. این محدودیت طبیعی، وقتی با ساختار مصرف نامتوازن ــ شامل سهم بسیار بالای کشاورزی و توسعه صنایع آب‌بر در مناطق کم‌آب ــ همراه می‌شود، بحران را به نقطه جوش می‌رساند.

۳. چارچوب حقوقی موجود و نقاط قوت محدود آن

«قانون توزیع عادلانه آب» مصوب ۱۳۶۱، مالکیت عمومی منابع آبی را به رسمیت شناخته و مسئولیت بهره‌برداری و حفاظت از آن را به دولت سپرده است. این قانون از حیث اعلام اصل مالکیت عمومی و تکلیف دولت، گامی مهم به‌شمار می‌آید؛ اما در عمل با واقعیت‌های پیچیده امروز همخوانی ندارد و به‌ویژه در مدیریت یکپارچه منابع آب و مشارکت ذی‌نفعان با کاستی‌های جدی مواجه است.

۴. چالش‌ها و ایرادات اساسی

۱. تمرکزگرایی در تصمیم‌گیری و تخصیص: سپردن تمامی اختیارات تخصیص و صدور مجوز به دستگاه‌های مرکزی، امکان مدیریت مبتنی بر حوضه آبریز و هماهنگی میان ذی‌نفعان محلی را محدود کرده و منجر به تصمیمات بخشی و ناهماهنگ شده است.

۲. ضعف در مدیریت آب‌های زیرزمینی: کنترل ناکافی بر برداشت‌ها و استمرار فعالیت چاه‌های غیرمجاز، فرسایش سریع سفره‌های زیرزمینی را به دنبال داشته و تعادل اکولوژیک را مختل کرده است.

۳. نبود اولویت‌بندی الزام‌آور: هرچند اصل مالکیت عمومی تصریح شده، اما تقدم آب شرب و تأمین نیاز‌های محیط‌زیستی بر سایر مصارف به‌صورت صریح و با ضمانت اجرایی کافی در قانون و آیین‌نامه‌ها نهادینه نشده است.

۴. فقدان شفافیت و نظام نظارت مؤثر: نبود سامانه جامع اطلاعات آب و شفاف‌سازی تخصیص‌ها، مانع اعمال نظارت عمومی و پاسخگویی نهادی است.

۵. تمرکز صنایع آب‌بر در مناطق کویری: استقرار صنایع بزرگ و آب‌بر در مناطقی با کمبود منابع پایدار، فشار مضاعفی بر منابع محدود وارد کرده و زمینه‌ساز منازعات اجتماعی شده است.

۶. تشدید بحران با تغییر اقلیم: کاهش بارش‌ها و افزایش دما، همراه با فرونشست زمین، چالش‌های زیست‌محیطی را به بحران‌های حقوقی و اجتماعی تبدیل کرده است.

۵. کانون‌های بحرانی

دریاچه ارومیه: خشکیدگی گسترده به‌دلیل برداشت‌های بی‌رویه و سیاست‌های تخصیص ناموزون.

زاینده‌رود و حوضه اصفهان: افت منابع و ناتوانی در تأمین پایدار آب شرب و کشاورزی.

مناطق فرونشست‌زده: از جمله استان‌هایی که بهره‌برداری ناپایدار، سفره‌های زیرزمینی را در معرض نابودی کامل قرار داده است.

۶. راهکار‌ها و اصلاحات حقوقی

الف. اصلاح قانون توزیع عادلانه آب

درج صریح «حق دسترسی به آب سالم» به‌عنوان حق بنیادین شهروندی و معیار اولویت تخصیص.

تغییر واحد مدیریتی از تقسیمات سیاسی به حوضه‌های آبریز، و ایجاد سازمان‌های حوضه‌ای با اختیارات قانونی مشخص.

ثبت کامل چاه‌ها، محدودسازی پروانه‌های برداشت، و تعطیلی تدریجی چاه‌های پرخطر.

ب. قواعد تخصیص و محیط‌زیستی

الزام قانونی به رهاسازی حداقل جریان زیست‌محیطی در رودخانه‌ها و تالاب‌ها.

اولویت‌بندی مصارف: نخست آب شرب و بهداشت، سپس حفظ محیط‌زیست، بعد کشاورزی پایدار و در نهایت صنعت با الزام صنایع به استفاده از منابع غیرمتعارف.

ج. شفافیت و مشارکت عمومی

ایجاد پایگاه داده ملی منابع آب و انتشار دوره‌ای گزارش‌های تخصیص.

تضمین حق شکایت و دسترسی قضایی برای ذی‌نفعان.

مشارکت شورا‌های محلی و ذی‌نفعان در فرآیند تصمیم‌گیری.

د. سیاست‌های اقتصادی و صنعتی

قیمت‌گذاری هوشمند آب با حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و اعمال تعرفه‌های بازدارنده برای متقاضیان پرمصرف.

مشروط‌سازی مجوز صنایع آب‌بر به استفاده از آب‌های بازیافتی یا شیرین‌شده.

ه. انطباق با تغییر اقلیم

تدوین سیاست‌های تطبیقی و پیش‌بینی‌محور بر اساس داده‌های اقلیمی.

بازنگری توافقات فرامرزی با لحاظ شرایط اقلیمی جدید.

۷. جمع‌بندی

بحران آب در ایران حاصل تلاقی ناگزیر جبر جغرافیا با خطا‌های سیاست‌گذاری و کاستی‌های نهادی است. قانون توزیع عادلانه آب با وجود بنیان‌های ارزشمند، پاسخگوی نیاز‌های امروز نیست و باید با اصلاحات ساختاری در حوزه قانون‌گذاری، مدیریت حوضه‌ای، اولویت‌بندی مصارف و تضمین حق بر آب، بازآفرینی شود. چنین اصلاحی نه‌تنها ضرورتی زیست‌محیطی، بلکه تعهدی حقوقی در قبال شهروندان و نسل‌های آینده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر