پیشنهاد سردبیر
کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

شعر نوسروده علیرضا قزوه برای نماینده فقید مجلس/ «همه دارند می‌روند آری همه خوب‌ها و خوب‌تران»

قزوه در شعری با اشاره به درگذشت سردار زارعی سرود؛ «بارها گفته‌ام به وجدانم، که چه می‌خواهی آخر از جانم، چشم‌ها را ببند و هیچ مگو، کار افتاده دست کور و کران».
unnamed.jpg

به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا، علیرضا قزوه در شعری تازه با اشاره به درگذشت سردار علی‌اصغر زارعی، نماینده ادوار مجلس و گرامیداشت یاد او سرود:


«این شعر را فی‌البداهه سرودم وقتی در خبرگزاری دیدم سردار دکتر علی‌اصغر زارعی هم غریبانه رفت.
همه دارند می‌روند آری همه خوب‌ها و خوب‌تران
آن طرف بیشتر شدند انگار جمع خونین‌دلان و خون‌جگران
مانده‌اند این طرف دریغا حیف جغدها، زاغ‌ها، زغن‌ها باز
رفته‌اند آن طرف شگفتا آه جمع ققنوس‌ها و شعله‌وران
آن طرف می‌چمند در آتش آهوان با نجابتی معصوم
این طرف می‌چرند در برجام رمه‌ گاوها و کره‌خران
بارها گفته‌ام به وجدانم، که چه می‌خواهی آخر از جانم
چشم‌ها را ببند و هیچ مگو، کار افتاده دست کور و کران
شیرها را یکی یکی کشتند، سگ زرد و برادران شغال
کار را دست کاردان دادیم، کار افتاد دست جانوران
آن طرف اصل و نسل و اسب و سوار، این طرف تیغ و زخم و رقص و فرار
آن طرف جمع با پدر مادر، این طرف خیل خیل بی‌پدران
چشم‌شان باز مانده تا این سو آن شهیدان که بار خود بستند
بس که دلواپس‌اند آن شهدا بس که دلواپس‌اند و دل‌نگران
این طرف نوچه‌های بی‌غیرت مثل ویروس تاج‌دار فقط
به شهیدان به رهبری به امام، متلک می‌زنند و زخم زبان!


انتهای پیام /4143/


انتهای پیام/

ارسال نظر