پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

10:07 23 / 11 /1398
یادداشت وارده/

سرشت زاینده برف

سرشت برف دانه‌های پاک و صیقل‌خورده آب آسمانی است که با پویش و پالایش دمادم خود به سرنوشتی زلال از سبزی و طراوت زاینده طبیعت می‌انجامد.
photo5881965503398917452.jpg

از دیرباز در ولایت ما، نیاکانمان تَرسالی را به چند بارش برف‌انداز می‌شناختند. چون برف کم‌کم آب می‌شود. به جای آن‌که سیلاب‌های سطحی راه بیندازد و خرابی به بار آورد، آرام‌آرام در نسوج زمین نفوذ می‌کند، یکنواخت و یکدست در زمین می‌خلد و نَرم‌نَرمک در خُلل‌وفُرَج آن فرو می‌غلتد و آهسته‌آهسته رگه‌های کوچکی پدید می‌آورد که از دهلیزهای زمین نشت می‌کنند و از فواصل گوناگون با ترکیب و طعم جوراجور گرد می‌آیند.


سپس این برفاب جاری چون مویرگ‌هایی به‌هم‌پیوسته جویبارک‌های باریکی پدید می‌آورد که سر بر سر هم می‌گذارند و در هم می‌آمیزند و غلت‌زنان در هم غوطه‌ور می‌شوند تا آبی مرکّب از خواص گونه‌گون پدید آورند. آن‌گاه است که از میان گل‌ولای و سنگ‌ریزه‌ها با غنش می‌گذرند، نم‌نم می‌پالایند و به مجرای قنات فرومی‌ریزند و نهری مصفّا می‌سازند که دلارام و سرانداز در مظهر کاریز رُخ به آفتاب می‌ساید.


آنجاست که عطشی فرومی‌نشاند و یا رویی را به زلالی خود می‌شوید و یا تفتیده‌ای را با برودت خود خنکا می‌بخشد و سرانجام هم دشت‌ها و کشتخوان‌ها را مشروب ساخته و سرسبزی‌ها به بار می‌آورد.


سرشت برف دانه‌های پاک و صیقل‌خورده آب آسمانی است که با پویش و پالایش دمادم خود به سرنوشتی زلال از سبزی و طراوت زاینده طبیعت می‌انجامد.


برف، زمین و هوا را نیز چنان می‌پالاید که گویی همگی تازه خلق شده‌اند. زمین که گویی در نشئه انجذاب برف سرمست شده در همه کوه و دشت چنان در تکاپوی درون خود مستغرق است که گویا برف را چون شرابی نیوشیده که رگ و پِی را در تن و جانش از هم باز کرده و نبضش را بیدار می‌کند و بخاری گرم پوسته‌اش را در برمی‌گیرد و تنش را به عرق می‌نشاند؛ اما به نظرم این باده برف مانند شراب سپید بهشتی، اثری از خماری و تباهی عقل ندارد و تنها مایه سرمستی و نشاط است (سوره صافات، آیه ۴۷)؛ چون برف این کوهسار، جوشیدن چشمه‌ها و سیراب شدن قنات‌ها را اُمید می‌دهد و سرسبزی و طراوت بوستان‌های پُر گل و ریحانی را نوید می‌بخشد که با آمدن بهار، روی از رخسار کهربایی‌رنگ زمین به سبزی برمی‌دارند.


هوا هم با پاکی و صافی بی‌نظیر خود تا فرسنگ‌ها دورتر، چشم‌اندازهای روشن‌تری، پیش روی می‌گشاید. گویا برف زمین و زمان را فراخناک می‌کند. آن سان‌ که همه بیمناکی‌های زمانه را در خود مستحیل می‌کند و چنان راحِ روح و روضه رضوان می‌گردد که شعله امید و نشاطش بر جان خسته و فسرده زمین به پرواز درمی‌آید. به قول فریدون مشیری:


پرواز به آنجا که نشاط است و امید است
پرواز به آنجا که سرود است و سرور است


آنجا که سراپای تو در روشنی صبح
رؤیای شرابی ست که در جام بلور است


علی‌اکبر جعفری ندوشن، پژوهشگر فرهنگی و عضو هیئت علمی دانشگاه یزد


انتهای پیام/4062/پ


انتهای پیام/

ارسال نظر