پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

جبار آذین*

جشنواره فیلم فجر، ویترین دیروز و امروز سینمای ایران

جشنواره فیلم فجر به‌ویژه در حوزه بین‌الملل، به عنوان ویترین و نمایشگاه سینمای ایران در داخل و خارج از کشور، دارای ارزش و اعتبار بود.
880x495_story-cb0c8512-049f-5e0a-be09-f9342a3e5272_82826.jpg

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا، جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، در دهه شصت به همت مدیران دوران طلایی سینمای ایران با اهدافی چون تثبیت، هدایت و حمایت از سینما و سینماگران کشور، ایجاد ویترینی از اوضاع و احوال و تولیدات سینما و معرفی و ورود فیلم‌های ایرانی به بازار و جشنواره‌های جهانی سینما و پاسداری از دستاوردها و میثاق با ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی، راه‌اندازی و برگزار شد.


این جشنواره با تمام کاستی‌ها و ضعف‌هایش، به‌ویژه در حوزه بین‌الملل، به عنوان ویترین و نمایشگاه سینمای ایران در داخل و خارج از کشور، دارای ارزش و اعتبار بود و ظهور سینماگران مستعد و تولید فیلم‌های با ارزش و موفقیت‌های جهانی، هر سال بر اعتبار و جایگاه و موقعیت آن می‌افزود و این روند تا سال‌ها تداوم داشت.


پس از خداحافظی مدیران پیشین سینما از کرسی مدیریت، به جز یک، دو مورد مانند دوران مدیریت زنده‌یاد سیف‌الله داد به‌مرور سمت و سوی مدیریت، تولیدات، اکران و مناسبات سینما و همچنین جشنواره فیلم فجر از مسیر آغازین، منحرف و به دلیل ناکارآمدی مدیران وقت و آشفتگی‌های موجود و رخنه عناصر تاجرمآب، تغییر کرد و سینما به دلیل سلیقه‌مداری مدیران و نفوذ عوامل فیلم‌فارسی و شیفتگان سینمای غرب، از ارزش‌ها و آرمان‌ها، باورها و سلیقه مردم دور شد و سیر سقوط در دامان تولید فیلم های بازاری و نازل را در پیش گرفت.


دو دهه بعد با تغییر دولت و کرسی‌نشینی مدیران جدید، سینما هم مدیران تازه یافت. اما این مدیران پیش از آنکه اهل فرهنگ بوده و با سینما و سینماگران آشنا باشند، اهل سیاست و رفاقت بودند و همین‌ها با جهالت و عملکرد غلط و غیر تخصصی بر سرعت سقوط سینما افزودند.


حجت‌الله ایوبی مدیری بود که سینما، سینماگران و مسائل و مدیریت سینمایی را نمی‌شناخت و به ناچار برای اداره سینما از افرادی به عنوان مشاور یاری گرفت که بعضی از آنها نه سینماشناس بودند و نه صادق. او مخالفان زیادی در داخل سازمان اشتباهی سینمایی که پیدایش آن، حاصل اختلافات سلیقه‌ای داخلی وزارت ارشاد و ... بود و در بدنه سینما داشت.


مخالفت‌ها با ایوبی کار را به جایی رساند که او بودجه لازم و کافی برای برگزاری جشنواره فیلم فجر را در اختیار نداشت و به توصیه مشاورانش، تصمیم گرفت، بخشی از جشنواره را با عنوان جشنواره ملی فیلم فجر برگزار کند. او و همکارانش از یک نکته مهم غافل بودند؛ اینکه با این اقدام آن‌ها، جشنواره تکه پاره شده و بدعتشان به سینمای کشور صدمه‌ای جبران‌ناپذیر می‌زند که زده است.


ادامه اشتباهات ایوبی و یارانش، حذف او را به دنبال داشت، اما بدعت نادرست آنها توسط مدیران بعدی ادامه یافت و جشنواره معتبر فیلم فجر از اهداف و آرمان‌هایش به دور افتاد و دوپاره شد. آنها حتی می‌خواستند نام فجر را هم از روی جشنواره بردارند که با اعتراض اجتماعی و فرهنگی جامعه روبرو شده و به اجبار از خواسته خود عقب نشستند.


از آن زمان تاکنون جشنواره فیلم فجر به صورت دوتکه و دوپاره و ناموفق با عناوین ملی و جهانی برگزار می‌شود، بدون آنکه هیچ دستاوردی در ایران و جهان برای سینما و کشور داشته باشد. از همین رو کوشش‌های مدیران ناکارآمد سینما و دبیران هر دو تکه جشنواره، اگر صادقانه هم باشد، چون مسیر، بیراه و کجروی است، جشنواره نمی‌تواند آبرو و اعتبار پیشین را بیابد.


متأسفانه از آن جشنواره موفق فیلم فجر سابق، فقط یاد و خاطره‌ای مانده و آنچه به جای آن برگزار می‌شود، عمدتاً محفلی برای دورهمی آقایان و رفقایشان است و این همه در شرایطی رخ می‌دهد که حال سینمای بیمار ایران روزبه‌روز بدتر می‌شود.


انتهای پیام/4072/4046/پ


انتهای پیام/

ارسال نظر