تکثر گوشها و قلمها رسمیت دارد
در چنین شرایطی، قطعا جابهجایی حرفی از کلام رهبرِ یک انقلاب، میتواند پشتوانه اجتماعی آن رهبر را از بین ببرد و سرنوشت آن انقلاب را دستخوش حوادث کند.
با این حال، تورقی در روزنامههای دهه اول انقلاب، به خوبی نشان میدهد که مطبوعات آن روز ـ درست است که تعدادشان چندان هم زیاد نبود ـ، اما هر یک به قلم خود سخنان امام(ره) را نوشتهاند و به سبک خود برای آن تیتر زدهاند.
این روزها گاهی که جملهای از امام(ره) را در صحیفه امام(ره) نمییابیم، اگر به روزنامههای دهه 60 رجوع کنیم، خواهیم دید که آن جمله که نُقل محافل شده و بر در و دیوار نشسته است، ناشی از برداشت فلان روزنامه از سخن امام(ره) بوده؛ برداشتی که هیچکس جلوی آن را نمیگرفت و انتشار اخبار سخنان امام(ره) را کانالیزه نمیکرد.
حالا بعد از ارتحال امام(ره)، در شرایطی که قرار است در حوادث جاری، به آرمان او، راه او و خط فکری امام(ره) به عنوان منبع و سند بالادستی مراجعه کنیم، قطعا حساسیت درباره نقل قول از امام(ره)، منطقی است.
از سوی دیگر، به دلیل گسترش سطح و عمق نفوذ وسایل ارتباط جمعی و رسانهها؛ خبرگزاریها و مطبوعات کشور در این سالها، در توافقی نانوشته، پذیرفتهاند که سخنان رهبر معظم انقلاب نیز از کانال دفتر ایشان منتشر شود و در اختیار رسانهها قرار گیرد؛ چراکه هم این جایگاه، حساس و مهم است و هم از این رهگذر میتوان از هرگونه سوء استفاده و تحریف جلوگیری کرد.
بر این مبنای نانوشته، هیچ خبرنگاری، پای سخنرانیها و خطبههای رهبر معظم انقلاب، قلم به دست نمیگیرد تا از صدر تا ذیل سخنان رهبری را بنویسد و نوشته خود را در رسانه متبوعش گزارش کند.
تا این جای کار، منطقی است و کسی به آن اعتراضی ندارد؛ گره از جایی در کار میافتد که این پذیرشِ موردی، به توقعی از سوی دیگر شخصیتها و چهرههای ریز و درشت تبدیل میشود.
چک کردن متن گفتوگوهای کوتاه و تفصیلی، قبل از انتشار آن، مدتهاست که به روال عادی فعالان حوزههای مختلف و مسئولان تبدیل شده است؛ چککردنی که گاه تا مرز تغییر کامل متن مصاحبه پیش میرود.
«این» را ضمیمه کنید به جا افتادن سنتِ «خبرنگاران چیزی ننویسند؛ دفتر، اخبار را منتشر میکند!».
هر روز به عدد باورمندان به این سنت افزوده میشود؛ خبرنگاران برای پوشش یک مراسم دعوت میشوند اما صرفا زینتالمجالس هستند تا کسی نگوید پشت درهای بسته بود. با پایان یافتن مراسم، یکی از اعضای دفتر آن شخصیت حقیقی یا روابط عمومی آن شخصیت حقوقی، به جمع خبرنگاران میآید و میگوید: لطفا خبری منتشر نکنید، دفتر، خبر را در اختیارتان میگذارد.
نکته جالبتر اینکه، متأسفانه در میان معتقدان به این سنت، کم نیستند کسانی که همهروزه در نطقهایشان، برای آزادی بیان و تکثر صداها، سینه چاک میکنند و گریبان میدرند.
اینجاست که این سؤال پیش میآید: چگونه است که تکثرصداها و زبانها رسمیت دارد؛ اما تکثر گوشها، تکثر گزارشها و تکثر قلمها به رسمیت شناخته نمیشود؟
تردیدی نیست که خبرنگاران باید در اطلاعرسانی دقت داشته و هرگز صحت را فدای سرعت و بدتر از آن، فدای رقابتهای سیاسی نکنند؛ لازمه رسیدن به چنین سطحی در فضای اطلاعرسانی کشور، ورود تحصیلکردگان و آموزشدیدگان مرتبط به این حوزه و همچنین تحول در فضای آموزش خبرنگاری و روزنامهنگاری است.
با این حال، باید از مسئولان و فعالان حوزههای مختلف پرسید، چرا همیشه اختلال در فرایند ارتباط را ناشی از گیرنده میدانید؟، چرا هیچیک از خطابهخوانان و مصاحبهشوندگان در حین سخنرانی و پاسخ به سؤالاتِ مصاحبهکننده، دقتهای لازم را به خرج نمیدهند تا دچار تبعات ناشی از اظهاراتشان نشوند؟، چرا به محض مواجهه با بازخورد اظهاراتشان در جامعه، گریبان رسانهها را میگیرند؟ و چرا برای پیشگیری، به کانالیزهکردن خبررسانی و حصر قلمها میاندیشند؟
و مهمتر آنکه، خبرنگاری که قرار نیست خبری بنویسد، چرا به برنامهای دعوت میشود؟
به نجاری بگویند چوب نبر؛ به پیکرتراشی بگویند نتراش و نساز، به نقاشی بگویند نقش نزن، به معلمی بگویند نیاموز، به پزشکی بگویند مداوا نکن، به معماری بگویند بنا نساز و به سیاستورزی بگویند سیاست نورز!
جایگاه خبرنگار را باید در فرایند برقراری ارتباط میان مسئولان و فعالان حوزههای مختلف اجتماعی، سیاسی و غیره با مردم یافت؛ جایگاهی که اگر تعریف درستی از آن نداشته باشیم، وجود رسانههای متعدد با رویکردهای مختلف و وجود خبرنگاران مختلف با درکها، دیدگاهها و قلمهای متفاوت در جامعه محلی از اعراب ندارد.
به نظر میرسد فاجعه تنزل مقام خبرنگاری به رتبه بسیار نازل «میرزابنویس»، به حدی عمیق است که خود خبرنگاران نیز به آن اعتراضی نداشته و با آن کنار آمدهاند. شاید هیچیک از صنوف به سادگی خبرنگاران، از کنار اصول کاری خود عبور نکنند و از حقوق حرفهای خود نگذرند.
ایستادن در برابر ننگ «کاتب اعظم» بودن، امروز وظیفه تکتک خبرنگاران است؛ همین نگاه ننگین به خبرنگاری است که باعث میشود قلم او را نگه دارند و بگویند برای وحدت رویه، ما به جایت مینویسیم.
کمپینی لازم است؛ «کنترل پیش از انتشار و کانالیزه کردن عرصه اطلاعرسانی، ممنوع!».
* دبیر سیاسی خبرگزاری آنا
انتهای پیام/
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس