پیشنهاد سردبیر
سکوت در برابر ترور، فریاد برای استعفا؛ چرا رگ سلبریتی‌ها گزینشی می‌جنبد؟

واکاوی استاندارد‌های دوگانه در مواجهه با تهدیدات امنیت ملی 

کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

بررسی جایگاه رشته زبان و ادبیات فارسی در گفت‌وگو با آنا

بی‌علاقگی به رشته‌های علوم انسانی مشهود است/ سلامت «ادبیات» را در ترمیم ساختار آموزش و پرورش می‌بینم

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی بی‌اعتنایی و بی‌علاقگی نسبت به رشته‌های علوم انسانی بویژه زبان و ادبیات فاسی را مشهود دانست و راهکارهای برون‌رفت از این معضل را تغییر بنیادی در نظام آموزش و پرورش، پیرایش تحصیلات آکادمیک از انتظارات شغلی و انقلاب در فرهنگ عنوان کرد.

محمد حکیم آذر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری آنا اظهار کرد: «متاسفانه در کشور ما نهاد دانشگاه با بنگاه کاریابی اشتباه گرفته شده و به جای اینکه نهادی آگاهی‌بخش و اثرگذار در حوزه مسائل فرهنگی و اجتماعی باشد به تشکیلاتی برای کاریابی و ضمانت شغلی تبدیل شده است.»


مسئول گسست نسل حاضر با وضعیت تاریخی و فرهنگی گذشته را نهاد آموزش و پرورش می دانم چراکه نحوۀ آموزش علوم انسانی و به طور خاص زبان و ادبیات فارسی در مقاطع مختلف تحصیلی به جای این که اشتیاق آفرین و آگاهی بخش باشد، بیزارکننده و آزاردهنده است

صاحب ایده دانشنامه فرهنگی استان چهارمحال و بختیاری ادامه داد: «به همین دلیل است که مردم به علوم انسانی روی خوش نشان نمی‌دهند و عمدتا تا آنجایی که می‌شود دانش آموزان بااستعداد بویژه از این رشته گریزانند چراکه آینده شغلی مشخص و روشنی در علوم انسانی نمی بینند و همین موضوع باعث شده وضعیت بسیاری از رشته های حوزۀ علوم انسانی و از جمله آنها رشته زبان و ادبیات فارسی نامطلوب باشد.»


عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد درباره جایگاه فعلی رشته زبان و ادبیات فارسی گفت: «درباره این موضوع در کشور باید اندیشمندان و متفکران و نظریه پردازان علوم انسانی گردهم بیایند و بنشینند و درباره وضعیت زبان و ادبیات فارسی یک آسیب شناسی جدی انجام دهند چراکه وضعیت خوبی نیست.»


حکیم آذر خاطرنشان کرد: «اگر زبان و ادبیات فارسی را به دو بخش زبان فارسی و ادبیات فارسی تقسیم کنیم می بینیم که توجه به زبان فارسی در برهه ای که در آن زندگی می کنیم به دلیل انفجار ناگهانی اطلاعات و کثرت رسانه‌های جدید از قبیل رسانه‌های دیداری و شنیداری مناسب نیست. در حوزۀ ادبیات فارسی هم فقدان معیارهای علمی، همه‌پسند و معتبر باعث شده که هر کسی اندک توانی در برداشتن خودکار داشته باشد خود را شاعر، داستان نویس و ادیب جا می زند.»


این عضو هیات علمی دانشگاه بیان کرد: «نسل جدید گسست فرهنگی اسفباری با گذشته خود حاصل کرده است. بنده مسئول گسست نسل حاضر با وضعیت تاریخی و فرهنگی گذشته را نهاد آموزش و پرورش می دانم چراکه نحوۀ آموزش علوم انسانی و به طور خاص زبان و ادبیات فارسی در مقاطع مختلف تحصیلی به جای این که اشتیاق آفرین و آگاهی بخش باشد، بیزارکننده و آزاردهنده است. غایت آموزش زبان و ادبیات فارسی در مدارس ما ایجاد توان تست‌زنی در دانش آموز است و هیچ توجهی به پرورش قوه تحلیل او نمی شود.«



وی ادامه داد:‌ «در حوزه خط و نگارش فارسی نوعی بی بندوباری و شلختگی متداول شده که با توجه به رسانه های مجازی مشاهده می‌کنیم مخفف‌نویسی، خلاصه نویسی و کوتاه نویسی جای نگارش فاخر و نوشتن منسجم و منطقی را گرفته و خیلی هم فراگیر شده است. رسانه های دیگر هم به این امر دامن می زنند و با کمال تاسف باید بگویم در حوزه خط و نگارش نسل جدید ما فاصله کهشکشانی با گذشته فرهنگی خود حاصل کرده است.»


این استاد دانشگاه بیان کرد:‌ «ادبیات محصول به‌کار بستن درست زبان در یک بستر عاطفی و تخیلی است ما متاسفانه در این حوزه هم مشاهده می کنیم که آنچه خلق می شود محصولی پشتوانه‌دار و اثرگذار نیست. در حوزه شعر و تولید محتوای ادبی می‌بینیم که شلخته‌نویسی و ساندویچی‌نویسی متداول شده و آثار ادبی فاخر کمتر تولید می شوند. بازار ادبیات مانند بازار آموزش که از کتاب گرفته شده و به کمک‌آموزشی تبدیل شده از آثار فاخر گرفته شده و به آثار ساندویچی میل کرده و متاسفانه وضعیت مطلوبی ندارد«.


به گونه‌ای از پایه و از کلاس های ابتدایی برنامه‌ریزی کنیم که وقتی که دانش ‌آموز به سطح بالا رسید و خواست انتخاب رشته دانشگاهی کند یکی از رشته‌های ممتاز از نظر وی حوزه‌های انسانی مثل فلسفه، ادبیات فارسی و الهیات که اکنون خیلی کم مشتری هستند، باشد

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی افزود: «رشته زبان و ادبیات فارسی رشته ای است که مطالعات ادبی و مطالعات زبانی در آن صورت می‌گیرد؛ بی اعتنایی و بی علاقگی مردم نسبت به رشته های علوم انسانی به صورت عام و رشته ادبیات فاسی به صورت خاص کاملا در جامعه مشهود است.»


این استاد دانشگاه راهکارهای برون رفت از این معضل را تغییر بنیادی در نظام آموزش و پرورش، تقویت اقتصاد، پیرایش تحصیلات آکادمیک از انتظارات شغلی و انقلابی جدی در حوزۀ فرهنگ دانست و به آنــا گفت: «به طور خلاصه سلامت ادبیات را در ترمیم ساختار آموزش و پرورش می‌بینم یعنی باید به گونه‌ای از پایه و از کلاس های ابتدایی برنامه‌ریزی کنیم که وقتی که دانش ‌آموز به سطح بالا رسید و خواست انتخاب رشته دانشگاهی کند یکی از رشته‌های ممتاز از نظر وی حوزه‌های انسانی مثل فلسفه، ادبیات فارسی و الهیات که اکنون خیلی کم مشتری هستند، باشد.»


وی ادامه داد:‌ «معتقدم آموزش و پرورش باید با متخصصان این موضوع درباره ضعف و ناتوانی دانش آموزان در حوزه اندیشه و تحلیل آسیب شناسی کند و سازکاری نو بیفریند.«


حکیم آذر بیان کرد:‌ «نباید دانش آموز از دبستان، ماشین تست‌زنی بار بیاید بلکه باید به عنوان یک انسان به دانش‌آموز نگاه شود یعنی انسانی که دارای قوه تحلیل است، تحلیل‌گر است و می اندیشد. در حقیقت آموزش و پرورش ما به جای تولید ماشین‌های تست‌زنی انسان‌های آگاه و تحلیل‌گر باید تولید کند. انسان‌هایی آگاه و تحلیل‌گر که شالوده و بنیان فرهنگی اعتقادی و بنیان ایدئولوژیک‌ جامعه را پی‌ریزی می‌کنند و فرهنگ جامعه بر شانه‌های آ‌نها استوار می شود. ما الان پایه‌های فرهنگمان را بر شانه‌های دانش آموزانی نهاده ایم که ماشین‌های تست‌زنی هستند و از ارائه یک تحلیل درباره یک موضوع ساده ناتوانند«.


انتهای پیام/

ارسال نظر