پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

14:38 30 / 08 /1395
سید میثم سیاسی نژاد*

راه عاشقی

از شهرهای انتهایی منتهی به مرز کم‌کم موکب‌ها و ایستگاه‌های خدمت به زائران به چشم می خورد. به مرز که می رسی حال و هوای آن جور دیگر است. موکب­‌ها چسبیده به هم یکی با چای و قهوه و دیگری با غذا و دیگری آب و دیگری خوردنی­های دیگر و صدای مداحی­های مختلف ایرانی و عربی.

یکی قرآن در دست دارد تا زائران را از زیر آن رد کند و یکی دیگر کفش­‌های زائران را واکس می­زند که گرد­و­خاک آن را بزداید و دیگری برای زائران اسفند دود می­‌کند. احساس خوبی به آدم دست می­دهد از این همه احترام و از اینجا می­فهمی که دیگر زائر حسین شده‌­ای و دلت برایش تنگ­تر و تنگ­تر می­‌شود.


پس از عبور مرز و رساندن خود به نجف باید خود را برای زیارت آقا امیرالمؤمنین آماده کنی. بنابراین به همراه سایر زائران از مسیری که دیگر اتومبیل­‌ها اجازه ورود ندارند و یا ترافیک بیش از حد، رسیدن به مرقد با پای پیاده را آسان­تر می­‌نمایاند به سمت حرم راهی می­‌شوی.


از کوچه­‌ها می­گذریم و به حرم می­رسیم، شلوغی حرم کمی انسان را گیج می‌­کند. اما با کمی طمأنینه خود را جمع­ و ­جور کرده و با تحویل وسایل به قسمت امانات و یا امانت نزد دوستی که در صحن حرم در حال استراحت است وارد شبستان حرم می­‌شوی.


اینجاست که عظمت مولای متقیان علی‌­بن ­ابی­طالب(ع) تمام وجودت را فرا می­‌گیرد و ناخودآگاه با سایر زائران شعار لبیک­ یا ­حیدر و یا حیدر حیدر سر می­دهی و همین­جور که مو به تنت سیخ شده با یک حال مثال نزدنی خود را به نزدیک ضریح مطهرش می­رسانی. چه زیبا صحنه‌­ها­یی از حال و هوای زائران آنجا می­‌ببینی. هرکس به کار خود مشغول است و به نوعی به مولای خود عرض ارادت می­کند و از او گدایی می‌­کند.


یکی با خواندن زیارت­نامه، یکی نماز، یکی با مداحی برای چند نفر از دوستان خود و یکی هم در گوش‌ه­ای با نگاه گره­‌خورده در ضریح و جنبیدن آرام لب­ها و اشک­هایی که از روی گونه‌­هایش را به پائین می­غلتند.


پس از زیارت حضرت امیرالمؤمنین(ع)،سری هم به قبرستان وادی­‌السلام و مسجد کوفه و مسجد سهله می­زنی و باید جائی برای استراحت تا صبح بیابی که البته پس از خروج از مسجد کوفه و سهله مردم آن منطقه با خواهش و التماس تو را به خانه‌­هایشان دعوت می‌­کنند تا شب را پس از صرف شام در آنجا سپری کنی. اینجا انتخاب با خودت است که در خانه­‌های عراقی بخوابی و یا در یکی از موکب­‌های مستقر در ابتدای مسیر کربلا. اما چیزی که بیشتر از همه جلب توجه می­ کند عشق­ و­ علاقه مردم عراق به زائران است که در ادامه بیشتر به آن خواهم پرداخت.


بعد از نماز صبح و صرف صبحانه پیاده روی خود را به سوی حرم عشق آغاز می‌­کنی. از ابتدای مسیر موکب­‌ها چسبیده به هم آماده سرویس دهی به زائران هستند که البته اکثراً عراقی و هر چندین کیلومتر یک موکب ایرانی مجهز مستقر است.


از خدمات در مسیر برایتان بگویم. از ماساژ و استراحت­گاه و سرویس ­بهداشتی گرفته تا انواع غذاها و آشامیدنی­ها ( مثل آش معمولی، آش نخود، حلیم، شلغم، حلوا، خرماارده، میوه، عدسی، انواع ­ساندویچ­ها ،کبا ب­ترکی ،کبا ب­معمولی ،ماهی، خورشت­لوبیا،خورشت ­قیمه، انواع ­مرغ، دمپخت، شیرینی، چای، قهوه، شیر گرم و...).


یعنی در واقع در طول مسیر برای استراحت و غذا هیچ مشکلی نخواهی داشت اما مهمترین نکته‌­ای که در این حرکت عظیم و بزرگ به چشم می­خورد به جان خریدن سختی­ها و مشکلات برای رسیدن به هدف است، چه برای زائران و چه برای صاحبان و دست‌­اندرکاران موکب­ها.


این چه حسی است که این همه جمعیت را با پای پیاده به اینجا کشانیده است،انصافاً و حقیقتاً تنها اسمی که می­شود روی آن گذاشت، جاده عــاشقی است.


تنها عشق است که می­تواند بهانه­‌ای برای این انسان­ها باشد. در طول مسیر به وفور با صحنه­‌هایی زیبا، معنوی، روح نواز و عاشقانه مواجه می­‌شوی که هر کدام عزم تو را برای رسیدن به هدفت استوارتر می‌­کند.


وقتی که خستگی راه بر بدنت غلبه می­کند و پاهایت کم­کم سُست می­ شود ناگهان پیرمرد و پیرزنی را می­بینی که عصا­ زنان و با کوله­‌ای بر پشت آرام­ آرام مسیر را می­‌پیماید و یا فردی که با پای شکسته و عصا­زنان از کنارت می­گذرد، دیگر بهانه­‌ای برای توقف نمی‌­یابی انگار جان دوباره‌­ای به پاهایت می‌­دهند و باز به راه خود ادامه می­دهی. اینجا سرشار از انرژی است، وقتی در گوشه‌­ای از مسیر می­نشینی و به خیل کثیر محبان اهل­‌بیت(ع) می‌­نگری لبریز از انرژی می‌­شوی و خستگی را به فراموشی می‌­سپاری.


در این مسیر به عظمت قدرت اهل­‌بیت(ع) پی می‌بری. اینجاست که می­دانی عشق به­ حسیـن یعنی چه؟


فردی که تمام طول مسیر را با پای برهنه در گرما و سرمای آسفالت، جاده را پیاده پیموده و کف پاهایش زخم شده و تاول زده که مجبور است برای راه رفتن از کناره­ های پایش کمک بگیرد را می­ بینی که آرام­ آرام با پرچمی بر دوش به سمت یار در حرکت است.


اینجا جـاده­‌ای است که هر گاه در طول شبانه ­روز دلت بخواهد به راحتی می­‌توانی زارزار گریه کنی و اشک بریزی. در واقع انگار تمام طول این مسیر جزء حرم آقا اباعبدالله الحسین­(ع)است و در واقع این جاده بین ­الحرمین است میان حرم پدر­ و­ پسرانش.


بعضی جاها از سخاوت و کریمی عرب­‌های عراقی و صاحبان موکب­‌ها بهت­‌زده می­‌شوی و بعضی­ جاها حتی به آن­ها حسادت می­کنی که با چه ارادتی به اباعبدالله به زائرانش خدمت می‌­کنند و تمام دار­ و ­ندار خودشان را در این ایام در اختیار زوار قرار می‌­دهند.


آن­ها با تمام وجود این کار را می­کنند و اعتقاد دارند که تا سال دیگر همین موقع به برکت حضرت امام­ حسین(ع) و ابالفضل ­العباس(ع) چندین­ برابر این را صاحب می­‌شوند و قطعا همین­‌گونه هم می­‌شود.


اینجا دریایی از عشق و سخاوت و کرامت و ایثار و آزادگی است که حداقل برای یک بار انسان باید آن را تجربه کند تا بداند که حب علی و خاندان او چه کارها که نمی‌­تواند بکند.


اما به عمودهای آخر که می­‌رسی دیگر کم­ کم خود را برای دیدن یار آماده می­کنی. از ورودی کربلا که وارد می­‌شوی در فکر لحظه رویت گنبد حرم حضرت اباالفضل العباس(ع) هستی تا اینکه پس از طی کردن چند خیابان گنبد و گلدسته­‌های حرم را می­‌بینی.


آنجاست که دیگر نمی­توانی راه بروی وسلام می­دهی و اشک می­ریزی و از او تشکر می­کنی که تو را دعوت کرده که به میهمانیش بیایی. در طول مسیر تا حرم هم همین طورچشمت به گنبد و گلدسته است و با خود می­گویی در حرم و بین­‌الحرمین حسابی اشک می­ریزم و برای غُربت حسین می­‌گریم، اما به محض ورود به حرم انگار که آبی بر روی آتش احساساتت ریخته می‌­شود و دلت چنان آرام می­گیرد که گویی تو همان انسان چند ­دقیقه قبل نیستی. اینجاهم به فکر محبین و زائران خود هستند.


صفای بـین‌­الحـرمـین هم خود حرف­ها دارد، در یک طرف گنبد­ و ­گلدسته سقای لب­‌تشنگان و در طرف دیگر گنبد ­و ­گلدسته مظلوم کـربلا. چه حال و هوایی دارد بـین الحـرمیـن.


*مدیر روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دشتستان- پیاده ­روی اربعین، آبان 95


انتهای پیام/

ارسال نظر