پیشنهاد سردبیر
کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

11:10 28 / 08 /1395
در گفت‌وگو با آنا

کارمند پیشکسوت دانشگاه آزاد اسلامی جهرم: باید با جان و دل از دانشگاه مراقبت و حفاظت کنیم

کارمند پیشکسوت دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم از چگونگی راه‌اندازی این دانشگاه از ابتدا تاکنون می‌گوید و به همه کارمندان سفارش و تاکید می‌کند که باید با جان و دل از دانشگاه به عنوان خانه دوم‌مان مراقبت و حفاظت کنیم. آقا جلیل معتقد است که با تلاش و پشتکار می‌شود مشکلات را حل کرد.

خطوط برجسته پیشانی‌اش، خنده‌هایش، صحبت‌های شیرین‌اش و نگاه‌های خیره‌اش، همه بوی دانشگاه می‌دهد. دست‌های گرم و صمیمی‌اش خبر از قریب به 30سال کار و تلاش می‌دهد. حدود 30سال است که تلخ و شیرین دانشگاه را به دوش کشیده است.


اسمش جلیل کارگر معروف به آقاجلیل؛ با موتورش نامه برده و نامه آورده است. از این بانک به آن بانک و از این اداره به آن اداره و از این اتاق به آن اتاق. آنچه هست توسعه علمی دانشگاه آزاد اسلامی که اکنون برای خودش درخت تنومندی شده است بر دوش آقاجلیل ما و امثال اوست.


در باران و سرما، در آفتاب گرم جهرم و شعله خرماپزانش رفته و آمده، عرق ریخته و سوخته و ساخته و در زمستان سرما دیده و سرما خورده است تا دانشگاه به این مرحله رسیده است. به مرحله ای که اکنون بیش از 70 عضو هیات علمی و بیش از 100 کارمند و هزاران دانشجو دارد. به مرحله ای که فارغ التحصیلانش حالا برای خودشان کسی شده اند و در تمام کشور چرخ توسعه را می چرخانند.


از جلیل کارگر خواستیم که پای صحبتهایش بنشینیم و میهمان خاطراتش شویم و بگوید کجا بودیم و اکنون به کجا رسیده ایم. دانشگاهی که خیلی ها آن را تحسین کرده اند و البته حسودان دانا و نادانی هم دارد.


* لطفا خودتان را معرفی کنید؟


(بعد از سلام به رهبر فرزانه انقلاب و درود بر شهیدان انقلاب اسلامی و شهدای مدافع حرم)


-این جانب جلیل کارگر به عنوان اولین کارمند دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم که از روز 67/4/1 به عنوان نامه رسان در این واحد دانشگاهی مشغول به کار شدم .


* از آغاز و تاسیس دانشگاه بگویید؟


- دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم کار خود را از همین تاریخ در یک ساختمان اجاره ای با 2 اتاق و یک حال و یک پذیرایی آغاز کرد. مالک ساختمان آقای موسویان بود که به منظور کمک به دانشگاه به مدت یک سال اجاره ای نگرفت تا به دانشگاه کمک شود و در همان سال در تاریخ 67/6/14 دانشگاه به طور رسمی تاسیس شد.


آن موقع مرحوم دکتر علی شهبازی رئیس و حاج خلیل صحرائیان معاون اداری مالی بود و در همین تاریخ در جلسه باشکوهی که از طرف فرمانداری جهرم در دانشگاه علوم پزشکی جهرم برگزار شد و با حضور دکتر جاسبی و دکتر محمدحسن شجاعی فرد و دکتر کریم زارع و همه روسای ادارات و نهادها و امام جمعه فقید جهرم آیت الله مرحوم سیدحسین آیت اللهی برگزار شد، آقای شهبازی به عنوان اولین رئیس واحد جهرم حکم خود را از آقای جاسبی دریافت کرد.


* اوایل کار دانشگاه چه مشکلاتی وجود داشت؟


رئیس دانشگاه تا پاسی از شب دیوارهای سیمانی را آب می داد. کار اداری ما از 7 صبح تا 11 شب بود و کار جهادی پیش می رفت و کارکنان زیادی تلاش کردند

- بنده در این مدت سختی های زیادی کشیدم. ابتدا مسئول تدارکات بودم و مسئول خرید و کارهای دیگر. وقتی وارد ساختمان آقای موسویان شدیم فقط یک میز و دو صندلی بود و اگر میهمانی می آمد، صندلی نداشتیم. یادم می آید که در یکی از روزها برای رئیس میهمان آمد و چون صندلی نبود به آنها گفتم که ابتدای کار دانشگاه است و چون افراد خیّری بودند، گفتم که به دانشگاه کمک کنند که یکی از آنها فورا مرا به مغازه آقای ابتهاج برد و گفتند ایشان می آیند و هر تعداد صندلی خواستند به او بدهید و من 30صندلی و 2میز گرفتم و با یک ماشین آنها را آوردم. روزی دیگر 2نفر از خیّران که در کویت و قطر ساکن بودند، گفتند ما می خواهیم کمک کنیم.


در این زمان دستگاه فتوکپی و 2 عدد یخچال و ضبط و جارو برقی نیازمند بودیم. بعد از چندماه ماشینی پر از وسایل آمد و تجهیزاتی را که خواسته بودیم و نیاز داشتیم تمام و کمال تحویل دادند، این گونه بود که دانشگاه کم کم با کمک مسئولان و خیران شکل گرفت.


من خودم دفتری داشتم و در شهر می گشتم و دانشگاه را به مردم معرفی می کردم و کمکهای خیران را جمع می کردم و در آن می نوشتم و در نماز جمعه مردم 100هزار تومان در آن زمان کمک کردند که به حساب دانشگاه واریز شد و بنده مورد تشویق قرار گرفتم.


پس از مدتی کلاس ها قرار بود که با 150 دانشجو در مدرسه راهنمایی تشکیل شود. من و مهدی کارگر که از کارکنان اولیه دانشگاه بود هر کدام‌مان یک دوچرخه داشتیم و دانشگاه 300صندلی خریده بود و از آنجایی که مدرسه نزدیک مغازه ای بود که از آنجا صندلی خریداری شده بود ما به خاطر صرفه جویی در هزینه های دانشگاه و اینکه هزینه کرایه در آن شرایط بر دانشگاه تحمیل نشود در طول یک هفته تمام 300صندلی را با دوچرخه هایمان جابه‌جا کردیم تا اینکه ساختمان اصلی دانشگاه در طول 2 سال با سختی های فراوان ساخته شد.


در این 2 سال هر وقت آجر و سیمان می آمد ما خودمان تخلیه می کردیم و حتی رئیس دانشگاه تا پاسی از شب دیوارهای سیمانی را آب می داد. کار اداری ما از 7 صبح تا 11 شب بود و کار جهادی پیش می رفت و کارکنان زیادی تلاش کردند از جمله خود مرحوم دکتر شهبازی و مهدی کارگر و حاج خلیل صحرائیان و دیگر عزیزان.


* الان که دانشگاه به اوج پیشرفت خود رسیده چه احساسی داری؟


- من دانشگاه را به عنوان خانه خودم حساب می کنم و لذت می برم درست مثل اینکه انسان به فرزند خود نگاه کند و کیف کند. به کسانی که بعضی وقتها از کمبودها و مشکلات شکایت می کنند می گویم که با تلاش و پشتکار می شود مشکلات را حل کرد و قدر این سرمایه و امکانات را بدانید چرا که دانشگاه خانه دوم ماست و باید با جان و دل از آن مراقبت و حفاظت کنیم.


انتهای پیام/

ارسال نظر