یک خواننده آمریکایی ۶ سال به لپتاپ خود دست نزد
به گزارش خبرگزاری آنا، به نقل از گاردین؛ اما بدینگتون یکی از نویسندههای این روزنامه در مقالهای طنزآمیز به حرف هری استایلز درباره لپتاپ ازکارافتادهاش پرداخته است. این خواننده در گفتوگویی با تام یورک، خواننده گروه ریدیوهد، گفت لپتاپش حدود شش سال است خاموش مانده و نمیداند شارژر آن را کجا گذاشته است.
این جمله خیلی زود به سوژه شوخی کاربران تبدیل شد؛ از جمله کسانی که تصور میکردند یک فرد مشهور با چنین درآمدی، بهراحتی میتواند لپتاپی تازه بخرد. بدینگتون هم میپذیرد که کنار گذاشتن فناوری برای کسی که توان خرید و جایگزینی آن را دارد، با تجربه بیشتر مردم تفاوت دارد.
او در مقالهاش به این نکته اشاره میکند که افراد عادی برای انجام کارهای روزمره و کسب درآمد به فناوری وابستهاند. در مقابل، افراد مشهور در بسیاری از امور دیجیتال به کمک دستیاران و اطرافیانشان متکیاند. کنار گذاشتن تلفن یا ایمیل برای چنین افرادی به معنای حذف دردسرها نیست؛ بخشی از این کارها را دیگران انجام میدهند.
احتمال دارد این تصمیم به دلیل خستگی از پیچیدگیهای فناوری باشد. بدینگتون از تجربه شخصی خود میگوید: «گاهی دستگاه قدیمی درست کار نمیکند، اما فکر انتخاب مدل تازه، ظرفیت حافظه و سروکله زدن با فضای ابری، آنقدر گیجکننده و خستهکننده است که تعویض آن را عقب میاندازد.»
او در پایان با لحنی شوخ پیشنهاد میکند استایلز برای پیدا کردن شارژرش، کشوی جورابهایش را بگردد؛ جایی که خودش آخرین بار شارژر گمشدهاش را پیدا کرده بود.
آیا لپتاپ قابلیت جایگزینی با گوشی را دارد؟
ماجرای استایلز فقط درباره لپتاپی نیست که شش سال خاموش مانده؛ او در همان گفتوگو توضیح میدهد که ایدههای موسیقیاش را با گوشی ثبت میکند. از GarageBand و یادداشتهای صوتی استفاده میکند و به گفته خودش، این روش برایش حالتی ابتداییتر و سادهتر دارد.
در گفتوگوی منتشرشده در Rolling Stone، تام یورک از شنیدن این موضوع تعجب میکند. وقتی استایلز استفاده از GarageBand را مطرح میکند، یورک با شوخی واکنش نشان میدهد و بعد از تجربه خودش در استفاده از دستگاه MiniDisc میگوید. این بخش از گفتوگو نشان میدهد که هر دو هنرمند برای ثبت ایدههای موسیقی از ابزارهای متفاوتی استفاده کردهاند؛ یکی با گوشی و دیگری با ابزارهای ضبط و لپتاپ.
آیا GarageBand برای ساخت موسیقی کافی است؟
استفاده استایلز از گوشی به معنای تولید کامل آثار موسیقی با یک تلفن نیست؛ او از این ابزارها برای ثبت ایدهها و طرحهای اولیه استفاده میکند. GarageBand امکان ساخت و ضبط موسیقی را در دستگاههای اپل فراهم میکند و ایدههای اولیه را میتوان در آینده به نرمافزارهای پیشرفتهتر منتقل کرد.
در گزارش MusicRadar نیز به همین نکته اشاره شده است که GarageBand ابزار ساده و بیاستفادهای نیست و برای ثبت و توسعه ایدههای موسیقی قابلیتهای قابلتوجهی دارد. در مقابل، تام یورک درباره کار با لپتاپ به جنبه دیگری اشاره میکند؛ دسترسی به انبوه صداها و ابزارها گاهی هنرمند را به دستکاری بیپایان اثر میکشاند و تمرکز را از ایده اصلی دور میکند.
به باور منتقدان، افراد مشهور و ثروتمند میتوانند از ابزارهای دیجیتال فاصله بگیرند، چون بسیاری از کارهای روزمرهشان را دیگران انجام میدهند؛ اما برای بسیاری از مردم، گوشی و لپتاپ ابزار ضروری کار، ارتباطات، خرید، پرداخت و حتی دسترسی به خدمات عمومی هستند.
نویسنده به نمونههای دیگری از چهرههای مشهور اشاره میکند که از فناوریهای روزمره فاصله گرفتهاند؛ اما این فاصلهگرفتن در زندگی آنها الزاماً به معنای کنار گذاشتن تمام مسئولیتهای دیجیتال نیست، چون دستیاران و اطرافیانشان بخشی از کارها را برعهده دارند.
البته اما بدینگتون در ادامه نگاه دیگری را مطرح میکند. شاید استایلز قصد خودنمایی نداشته باشد و واقعا با فناوری و دردسرهای آن کنار نیاید. او از تجربه شخصی خود میگوید؛ از کابلهایی که گم میشوند، دستگاههایی که درست کار نمیکنند و تصمیم دشوار خرید یک گوشی جدید.
حتی برای کسی که زندگی پرمشغلهای ندارد، انتخاب دستگاه تازه میتواند گیجکننده باشد که کدام مدل مناسب است؟ چه میزان حافظه نیاز دارد؟ باید از فضای ابری استفاده کند؟ و با دستگاه قدیمی چه کند؟ چنین تصمیمهایی برای کسی که در سراسر جهان سفر میکند و برنامه کاری فشردهای دارد، پیچیدهتر هم میشود.
آیا واقعا میتوان از فناوری فاصله گرفت؟ برای بسیاری از افراد، لپتاپ و گوشی فقط ابزار سرگرمی یا ارتباط نیست؛ بخش جداییناپذیر کار، تحصیل، پرداختها، خدمات عمومی و ارتباط با دیگران است. خاموش گذاشتن لپتاپ برای شش سال، در چنین شرایطی، تجربهای نیست که همه بتوانند تکرارش کنند.
کنار گذاشتن لپتاپ برای شش سال، برای بسیاری از افراد امکانپذیر نیست. دانشجویان، کارمندان، فریلنسرها و صاحبان کسبوکار برای انجام وظایف روزمره به دستگاههای دیجیتال وابستهاند. در مقابل، افراد مشهور و برخوردار از امکانات مالی، راحتتر از فناوری فاصله میگیرند؛ چون بخشی از کارهای دیجیتال را به دستیاران و اطرافیانشان میسپارند یا بهسادگی دستگاه دیگری تهیه میکنند.
از طرف دیگر، وابستگی دائمی به دستگاهها هم هزینههای مخصوص به خودش را مانند حواسپرتی، فشار برای پاسخگویی، بهروزرسانیهای پیدرپی و نیاز به یادگیری مداوم ابزارهای جدید، را دارد. گفتههای یورک درباره وسوسه دستکاری بیپایان صداها و تجربه بدینگتون از دشواری تعویض دستگاه، دو نمونه متفاوت از همین مسئلهاند.
فناوری برای همه به یک اندازه ضروری و در عین حال قابلاجتناب نیست. برای یک نفر، خاموش ماندن لپتاپ شش ساله میتواند نشانه بیخیالی یا انتخاب سبک زندگی باشد؛ برای دیگری، حتی یک روز بدون لپتاپ یعنی عقب افتادن کار و مختل شدن زندگی. مسئله فقط این نیست که چه کسی میتواند از فناوری فاصله بگیرد، بلکه این است که چه کسی اختیار چنین فاصلهای را دارد.
مهمترین بخش این ماجرا نه گم شدن شارژر است و نه خاموش ماندن لپتاپ، بلکه این است که یک نفر برای ثبت ایدههایش به ابزاری سادهتر پناه برده است. در جهانی که مدام دستگاهها و قابلیتهای تازه را به ما معرفی میکند، گاهی یک گوشی و یک یادداشت صوتی برای شروع کافیاند؛ اما فاصله گرفتن از فناوری، برخلاف تصور، برای همه یک انتخاب آزاد و آسان نیست.
انتهای پیام/