آیا انجام بازیهای خشن باعث بروز خشونت در نوجوانان میشود؟
انجام بازیهای ویدیویی تفریحی هیجانانگیز برای بسیاری از نوجوانان است که میتواند ساعتها آنها را سرگرم کند، اما والدین این نوجوانان همواره نگرانیهایی درباره تأثیر این بازیها دارند. تأثیر احتمالی بازیهای خشن بر رفتار و ذهن نوجوانان یکی از این نگرانیهاست. بازیهای ویدیویی خشن علاوه بر احتمال تأثیرگذاری بر رفتارهای پرخاشگرانه، میتواند بر نحوه تصمیمگیری، کنترل تکانهها و تنظیم هیجانات نوجوانان نیز اثر بگذارد. در ادامه، زینب غدیری، پژوهشگر روانشناسی تربیتی، مشاور خانواده و مدرس دانشگاه، در گفتوگو با آناتک، درباره ابعاد مختلف تأثیر این بازیها بر نوجوانان و راهکارهای مفید برای والدین نگران برای مدیریت این موضوع، توضیح میدهد.

آیا رابطهای بین انجام بازیهای خشن و پرخاشگری وجود دارد؟
وقتی صحبت از بازیهای ویدیویی خشن به میان میآید، نخستین نگرانی والدین این است که آیا این بازیها واقعاً فرزندشان را پرخاشگر میکند یا نه. اگر بخواهیم دقیقتر به این موضوع نگاه کنیم، باید گفت رابطه این دو با یکدیگر ساده و مستقیم نیست. بازیهای خشن بهتنهایی کسی را به فردی خشن تبدیل نمیکند. این بازیها بیشتر شبیه مدرسه یا آموزشگاهی هستند که در آن خشونت آموزش داده میشود. یعنی اگر نوجوانی از نظر خلقوخو، شرایط خانوادگی یا ژنتیک مستعد باشد، یا به دلیل ویژگیهای شخصیتی و شرایط زندگی در محیطی پرتنش قرار داشته باشد، انجام این بازیها میتواند مانند یک جرقه عمل کند و به او یاد بدهد که برای هر مشکلی از سریعترین راهحل استفاده کند.
استفاده از زور، رفتارهای تکانشی و تهاجم معمولاً نخستین چیزهایی هستند که در این بازیها تقویت میشوند. این بازیها معمولاً فرد را در موقعیتی قرار میدهند که باید برای بقا تلاش کند، حمله کند و زنده بماند. در حالی که ما در زندگی عادی همیشه در شرایط حفظ بقا نیستیم و بیشتر با موقعیتهایی مواجهیم که نیازمند تعامل و ارتباط با دیگران هستند. در چنین شرایطی، آنچه بیشتر به آن نیاز داریم، یادگیری مهارتهای ارتباط مؤثر است.
برای مثال، نوجوانی را در نظر بگیرید که در بازی عادت کرده است برای رسیدن به هدف خود همه موانع را تخریب کند. وقتی این نوجوان وارد دنیای واقعی میشود و میخواهد با فردی تعامل داشته باشد، درباره مسئلهای صحبت کند، یک مسئله ریاضی را حل کند یا حتی با درخواست مادرش برای مرتب کردن اتاقش مواجه شود، ممکن است به جای فکر کردن، همکاری کردن یا حل مسئله، با عصبانیت و پرخاشگری واکنش نشان دهد و همان الگوهای پرخاشگرانهای را بروز دهد که در بازی تقویت شده است. ممکن است لباسهایش را پرت کند یا حتی به شکل خشونت منفعلانه رفتار کند. برای مثال، حرف گوش ندهد و عمداً بیتوجهی کند تا والدین چندین بار یک درخواست را تکرار کنند و در نهایت عصبانی شوند.
آیا این بازیها بر سیستمهای تصمیمگیری و تکانشگری نوجوانان هم تأثیر میگذارند؟
مهمترین نشانه تأثیرگذاری این بازیها که میتوان به آن اشاره کرد، مسئلهای است که اصطلاحاً به آن «حسزدایی» میگوییم. وقتی نوجوان نسبت به رنج دیگران بیحس میشود، خشونت برایش عادی و گاهی حتی خندهدار میشود. این مسئله خطرناک است
این موضوع فقط به پرخاشگری محدود نمیشود و میتواند بر سیستم ترمز مغز نوجوان نیز اثر بگذارد. برای مثال، در بازیهای پرسرعت و خشن، اگر یک ثانیه فکر کنید، ممکن است بازی را ببازید؛ بنابراین مغز فرد یاد میگیرد ابتدا عمل کند و بعد فکر کند. در نتیجه، نوجوان در موقعیتهای پراسترس به جای اینکه بتواند مهارت تنظیم هیجانات خود را به کار بگیرد، ابتدا هیجاناتش را فروکش کند و سپس تصمیمی بالغانه و عاقلانه بگیرد، ممکن است به علت تکانشگری تصمیمگیری کند. حتی ممکن است پس از انجام کار خودش تعجب کند و پشیمان شود.
نوجوانی که ساعتها بازیهای خشن انجام میدهد، ممکن است در دنیای واقعی نیز همین الگو را با خود همراه کند. برای مثال، ممکن است فردی بهطور تصادفی در صف یا خیابان به او تنه بزند، بدون اینکه این کار عمدی باشد. نوجوان به جای اینکه بگوید اشکالی ندارد و با لبخند یا استفاده از دفاعهای روانی سطح بالا این هیجان و اضطراب را مدیریت کند، ممکن است بدون فکر کردن شروع به دعوا و فریاد زدن کند و حتی طرف مقابل را هل بدهد. این دقیقاً همان الگویی است که در بازیها به عنوان پاسخ سریع یاد گرفته است. فرد این الگو را از دنیای ذهنی خود به دنیای واقعی میآورد و در شرایطی که دیگر فرصتی برای تحلیل منطقی وجود ندارد، ترمز مغزی او از کار میافتد.
چه نشانههایی مشخص میکند که نوجوان تحت تأثیر بازیهای خشن قرار گرفته است؟
مهمترین نشانهای که میتوان به آن اشاره کرد، مسئلهای است که اصطلاحاً به آن «حسزدایی» میگوییم. وقتی نوجوان نسبت به رنج دیگران بیحس میشود، خشونت برایش عادی و گاهی حتی خندهدار میشود. این مسئله خطرناک است. برای مثال، اگر نوجوانی که قبلاً مهربان بوده است، فردی را در تلویزیون یا در محیط واقعی ببیند که آسیب دیده و به کمک نیاز دارد، اما به جای ابراز دلسوزی بیتفاوتی کند یا حتی بخندد، باید نگران شد.
این مسئله ممکن است در زبان و نحوه صحبت کردن نوجوان نیز دیده شود. به جای اینکه بگوید «من با دوستم بحث کردم»، ممکن است با لذت از همان اصطلاحاتی استفاده کند که در بازی به کار میرود. این اصطلاحات ممکن است در بازیها برای توصیف محیط خشن وجود داشته باشد، اما وقتی زبان جنگی بازی جای زبان همدلی را در روابط انسانی میگیرد، موضوعی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
آیا انجام افراطی بازیهای خشن باعث اختلال در خواب میشود؟
بله. فشارهای روانی و هیجانی ممکن است شب نیز همراه نوجوان باقی بماند. از سوی دیگر، نور لپتاپ یا صفحه کامپیوتر نیز میتواند بر ساعات خواب تأثیر بگذارد. هورمون خواب، یعنی ملاتونین، باید در زمان مناسب و در شرایط نور کم، در ساعات پایانی شب، مثلاً از حدود ساعت ۹ یا ۱۰ به بعد، بهتدریج ترشح شود تا بدن برای خواب آماده شود. در این زمان به فضای تاریک شب نیاز داریم تا ترشح این هورمون بهتدریج آغاز شود.
وقتی نوجوان مدام مقابل صفحه مانیتور نشسته است و نور آبی از آن به چشم او میرسد، ترشح این هورمون دچار اختلال میشود و چرخه و زمانبندی خواب او به هم میریزد. خواب اهمیت بسیار زیادی دارد و اگر مختل شود، چرخه اضطراب در نوجوانان افزایش پیدا میکند. بههمریختگی خواب و افزایش اضطراب نیز میتواند رفتارهای تکانشی و پرخاشگرانه را افزایش دهد.
فشارهای روانی و هیجانی ممکن است شب نیز همراه نوجوان باقی بماند. از سوی دیگر، نور لپتاپ یا صفحه کامپیوتر نیز میتواند بر ساعات خواب تأثیر بگذارد. هورمون خواب، یعنی ملاتونین، باید در زمان مناسب و در شرایط نور کم، در ساعات پایانی شب، مثلاً از حدود ساعت ۹ یا ۱۰ به بعد، بهتدریج ترشح شود تا بدن برای خواب آماده شود. در این زمان به فضای تاریک شب نیاز داریم تا ترشح این هورمون بهتدریج آغاز شود. وقتی نوجوان مدام مقابل صفحه مانیتور نشسته است و نور آبی از آن به چشم او میرسد، ترشح این هورمون دچار اختلال میشود و چرخه و زمانبندی خواب او به هم میریزد.
ممکن است نوجوان تا ساعت یک شب مشغول بازی باشد و حتی پس از خاموش کردن بازی، ضربان قلبش بالا باشد و تا ساعت سه صبح نتواند بخوابد. ممکن است با وجود اینکه مثلاً هشت ساعت خوابیده است، صبح با خستگی شدید بیدار شود، زیرا مغز او در تمام این مدت درگیر پردازش تصاویر خشنی بوده که ساعتها در طول روز مشاهده کرده است و استراحت لازم برای آن اتفاق نیفتاده است.
این فضا میتواند برانگیختگی شدیدی در وضعیت روانی نوجوان ایجاد کند. او احساس میکند هنوز در میدان جنگ است و باید برای زنده ماندن بیدار بماند و همین مسئله مشکلاتی ایجاد میکند.
چه زمانی میتوان دریافت که نوجوان دچار اعتیاد به این بازیها شده و انجام بازی از حد تفریح گذشته است؟
تفاوت آن ساده است. در تفریح، شما رئیس بازی هستید. حالتان با بازی بهتر میشود، فرصتی برای استراحت پیدا میکنید و بعد میتوانید کارهایتان را با نشاط بیشتری انجام دهید. اما در اعتیاد، بازیای که طراحی شده، رئیس شماست. وقتی بازی جایگزین تمام اولویتهای زندگی شود، با مشکل مواجه میشویم.
نوجوانی را در نظر بگیرید که قبلاً عاشق فوتبال بوده و هر هفته به باشگاه میرفته، اما حالا باشگاه و دوستانش را رها کرده و ساعتها مقابل مانیتور نشسته است. ممکن است بازی تعاملی هم باشد، اما او همچنان ساعتهای زیادی را در همان فضا سپری میکند. برای اینکه در یک مرحله مهم از بازی عقب نماند، ممکن است حمام رفتن را کنار بگذارد، بهداشت فردیاش را فراموش کند و گاهی وعدههای غذاییاش را حذف کند. اگر والدین برای محدود کردن زمان بازی تلاش کنند، ممکن است نوجوان در مقابل آنها بهشدت دچار خشم شود یا حتی به افسردگی عمیقی فرو برود. اینها مواردی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.
والدین در صورت مشاهده این علائم چطور میتوانند به فرزندانشان کمک کنند؟
والدین باید از نقش پلیس بودن خارج شوند و نقش همسفر را پیدا کنند. وقتی با یک نوجوان بر سر بازی بجنگید، او بیشتر به سمت فضای مجازی میرود و فاصلهاش با شما نیز دو برابر میشود. حتی اگر گاهی به خاطر فشار شما بازی را کنار بگذارد، ممکن است دو برابر بیشتر از شما اجتناب کند. این یک اصل روانشناسی اجتماعی است؛ بنابراین راهکار اصلی این است که هیجان را با هیجان جایگزین کنیم. نباید صرفاً به نوجوان بگوییم «بازی نکن». میتوانیم به او بگوییم: «میبینم که در این بازی خیلی مهارت داری. بیا مثلاً سهشنبه یا چهارشنبه یکی از این روزها با هم برنامهای بگذاریم در دنیای واقعی این هیجانات را تجربه کنیم تا مهارتهایی را که الان در ذهنت پیدا کردهای، در دنیای واقعی هم امتحان کنی.»
همچنین میتوان مناطقی را در خانه مشخص کرد که در آنها استفاده از تکنولوژی ممنوع باشد. همه اعضای خانواده باید این قانون را رعایت کنند. برای مثال، سر میز غذا هیچکس، حتی والدین، گوشی دستش نگیرد. در اتاق خواب نیز میتوان این قانون را رعایت کرد. هنگام خوابیدن باید به نوجوان یاد بدهیم که ارتباط انسانی میتواند بسیار لذتبخشتر از ارتباطاتی باشد که در فضای مجازی شکل میگیرد.
به عنوان یک روانشناس چه توصیهای به نوجوانانی دارید که به این نوع بازیها اعتیاد پیدا کردهاند؟
در نهایت، به دوستان نوجوانم میگویم که اسیر این بازیها نشوند. بازیها به شکلی طراحی شدهاند که به شما در آن بازی حس قدرت میدهند، اما متأسفانه این فقط یک توهم است، یک توهم دیجیتالی. قهرمان واقعی کسی است که در دنیای واقعی نیز طعم برنده شدن و قهرمان شدن را بچشد؛ کسی که بتواند بر احساسات خود کنترل، تنظیم هیجانی مناسب و ظرفیت هیجانات خود را بالا برده باشد، همچنین از مهارتهای ارتباطی برخوردار باشد، یک قهرمان است.
شما هم سعی کنید هر روز ۱۵ دقیقه کمتر صرف بازی بکنید و آن زمان را به یک کار واقعی اختصاص دهید. یک ساز یاد بگیرید، یک ورزش یاد بگیرید، با دیگران تعامل داشته باشید یا زمانی را با خانواده سپری کنید. با اعضای خانواده چای بنوشید. دنیای شما باید دنیای واقعی باشد.
لذت بردن در این فضا و گرفتن یک مدال واقعی، هزاران برابر ارزشمندتر از این است که مثلاً در یک بازی یک جام دیجیتالی بگیرید که با خاموشی برق از بین میرود یا اگر کامپیوتر شما خراب شود، دیگر وجود نخواهد داشت. لذت و ارزش تجربه واقعی بسیار بیشتر است.
انتهای پیام/