کمالالدین فارسی؛ مردی که نور و عدد را دوباره معنا کرد
به گزارش خبرگزاری آنا؛ فارسی که تنها وارث علمی ابنهیثم در جهان اسلام شناخته میشود، با ترکیب آزمایشهای عملی در اتاق تاریک و استدلالهای ریاضی، تحولی در فهم علمی نور و بینایی ایجاد کرد.
از رنگینکمان تا نظریه اعداد؛ دانشمندی که نور را دوباره تفسیر کرد
اگر امروز از یک فیزیکدان بپرسید رنگینکمان چگونه شکل میگیرد، پاسخ او بر پایه شکست و بازتاب نور در قطرههای آب خواهد بود؛ اما بیش از هفت قرن پیش، زمانی که هنوز ابزارهای آزمایشگاهی مدرن وجود نداشت، دانشمندی ایرانی در تبریز کوشید همین پدیده را با آزمایش و استدلال توضیح دهد. نام او کمالالدین ابوالحسن محمد فارسی است؛ دانشمندی که دانشنامه ایرانیکا، اثر برجسته او در بازنگری انتقادی بر کتاب ابنهیثم را یک “نقطه عطف” در درک علمی نور و بینایی معرفی میکند.
بر اساس اطلاعات بایگانی تاریخچه ریاضیات مکتیوتر، کمالالدین فارسی حدود سال ۱۲۶۰ میلادی متولد شد و حدود سال ۱۳۲۰ میلادی در تبریز درگذشت. او شاگرد قطبالدین شیرازی، از منجمان برجسته رصدخانه مراغه بود. بر اساس روایت دانشنامه ایرانیکا، جرقه تحقیقات او زمانی زده شد که فارسی نسبت به توضیحات ناصرالدین طوسی درباره انکسار نور و بزرگنمایی ستارگان در افق قانع نشد. به پیشنهاد استادش، او به مطالعه کتاب «المناظر» ابنهیثم روی آورد؛ نسخهای که قطبالدین شیرازی از «سرزمینی دور» برای او تهیه کرده بود.
شاگردی که منتقد شد: فراتر از یک شرح ساده
در آغاز، هدف فارسی تنها نوشتن خلاصه یا شرحی بر کتاب ابنهیثم بود؛ اما کار او به یک بازنگری بنیادین به نام «تنقیح المناظر» تبدیل شد. بایگانی تاریخچه ریاضیات مکتیوتر خاطرنشان میکند که فارسی صرفا مفسر نبود، بلکه با جسارت برخی نظریات ابنهیثم را نادرست دانست و جایگزینهای خود را ارائه کرد. طبق گزارش دانشنامه ایرانیکا، او مرزهای نورشناسی را گسترش داد و مباحثی، چون تداخل نور، سایهها و خسوف را به این علم افزود.
کالبدشکافی چشم قوچ و راز بینایی
یکی از هیجانانگیزترین بخشهای کار فارسی، تحقیقات او در حوزه فیزیولوژی چشم است. دانشنامه ایرانیکا تشریح میکند که فارسی برای درک نحوه تشکیل تصویر در چشم، از مدلهای تجربی استفاده کرد. او با استفاده از «چشم کالبدشکافی شده یک قوچ» در اتاق تاریک، نشان داد که تصاویر بصری از طریق انکسار و انعکاس نور در بخشهای شفاف چشم شکل میگیرند. او موفق شد تصاویری را در چشم توصیف کند که امروزه در علم پزشکی با نام «تصاویر پورکینجه» شناخته میشوند؛ پدیدهای که طبق گزارش ایرانیکا حدود ۶۰۰ سال بعد، در قرن نوزدهم میلادی، بار دیگر توسط پورکینجه و سانسون توصیف و ثبت گردید. این رویکرد او در استفاده از مدل فیزیکی برای آزمون فرضیات، مشابه روشهای علمی قرن هفدهم اروپا توصیف شده است.
آزمایشی که راز رنگینکمان را آشکار کرد
مهمترین دستاورد کمالالدین فارسی، تبیین ریاضیاتی پدیده رنگینکمان است. بایگانی تاریخچه ریاضیات مکتیوتر توضیح میدهد که نظریات قبلی (مانند نظریه ابنهیثم) بر بازتاب نور از ابر استوار بود که امکان راستیآزمایی نداشت. فارسی، اما فرضیه خود را بر اساس رفتار نور در یک قطره آب بنا کرد.
او برای اثبات فرضیهاش، یک کره شیشهای بزرگ را از آب پر کرد تا نقش یک قطره باران عظیم را ایفا کند. طبق شرح دانشنامه ایرانیکا، او این کره را در یک اتاق تاریک قرار داد و با تاباندن نور از یک روزنه کوچک، مسیر پرتوها را رصد کرد. او به درستی دریافت که رنگینکمان اصلی حاصل دو بار شکست نور و یک بار بازتاب داخلی است و رنگینکمان ثانویه از دو شکست و دو بازتاب داخلی ایجاد میشود. او حتی وارونگی رنگها در کمان دوم را به درستی توصیف کرد.
با این حال، وبسایت Encyclopedia.com خاطرنشان میکند که اگرچه ایده بنیادی او درباره دو شکست نور کاملا درست بود، اما او در تحلیل نهایی خود درباره تعداد دقیق بازتابها در برخی حالات دچار تردید بود و تبیین او از ماهیت رنگها (که آن را حاصل ترکیب نور و تاریکی میدانست) با دانش مدرن منطبق نبود.
ریاضیدانی در قلمرو اعداد متحابه
علاوه بر فیزیک، فارسی در ریاضیات محض نیز درخشید. در حوزه ریاضیات، مکتوتور به اثر فارسی با نام «تذکرة الاحباب» اشاره میکند. او در این کتاب برهانی جدید برای قضیهای از «ثابت بن قره» (ریاضیدان قرن نهم میلادی) در باب اعداد متحابه یا همان اعداد موافق (دو عددی که مجموع مقسومعلیههای یکی برابر دیگری باشد) ارائه داد.
میراثی که در شرق تنها ماند
در تضادی آشکار با ابنهیثم که آثارش به سرعت به لاتین ترجمه شد و غرب را تکان داد، کمالالدین فارسی در جهان اسلام به تعبیر دانشنامه ایرانیکا «تنها وارث علمی» ابنهیثم باقی ماند. آثار او هرگز در قرون وسطی به لاتین ترجمه نشد، اگرچه شباهتهای عجیبی میان نظریات او و معاصر اروپاییاش «دیتریش فون فرایبرگ» وجود دارد.
انتهای پیام/