ناترازی انرژی آزمون حکمرانی دانشبنیان در عصر صنعت و دانشگاه/ شدت مصرف در ایران تا سه برابر میانگین جهانی
به گزارش خبرگزاری آنا، در شرایطی که رقابت جهانی در حوزه انرژی از منطق «وفور منابع» به منطق «بهرهوری، فناوری و حکمرانی هوشمند» تغییر جهت داده، بحران ناترازی در ایران نیز به یکی از اصلیترین گرههای توسعهای اقتصاد کشور تبدیل شده است؛ بحرانی که نشانههای آن از خاموشیهای فصلی و افت فشار گاز تا فرسایش زیرساختها و جهش هزینههای پنهان یارانهای، در سطح زندگی روزمره و بخش تولید قابل ردیابی است.
در همین چارچوب، کارشناس اقتصاد انرژی، با تاکید بر اینکه ناترازی موجود صرفاً یک مسئله فنی یا مدیریتی کوتاهمدت نیست، آن را برآیند انباشت چند دهه سیاستگذاری نادرست، تعویق اصلاحات ساختاری و تداوم نگاه تکلیفی و نمایشی در پروژههای انرژی میداند؛ روندی که به گفته او با تحولات ژئوپلیتیک منطقه و تغییرات محیط بینالملل، پیچیدهتر هم شده و امروز کشور را در برابر یک «ابربحران» چندوجهی قرار داده است.
شکاف میان نهاد تصمیمساز و محافل علمی
نقطه کور این وضعیت «شکاف میان نهاد تصمیمساز و محافل علمی» است؛ شکافی که باعث شده دانشگاهها به جای قرار گرفتن در متن تصمیمسازی و طراحی راهحل، در حاشیه ساختار اجرایی بمانند و خروجی آموزشی آنها نیز الزاماً با نیازهای واقعی صنعت نفت، گاز و برق همخوانی نداشته باشد. نتیجه چنین گسستی آن است که نه بدنه حکمرانی از ظرفیت پژوهش و نوآوری برای کاهش شدت مصرف و افزایش راندمان بهره میبرد و نه صنعت، مسیر مشخص و پیوستهای برای تبدیل دانش به فناوری و از فناوری به محصول و بهرهوری در اختیار دارد؛ در حالی که تجربه کشورهای پیشرو نشان داده پیوند نظاممند دانشگاه و صنعت، یکی از کلیدیترین ابزارهای عبور از بحران انرژی، ارتقای تابآوری و تحقق اهداف تولید است.
تا زمانی که سازوکارهای قیمتگذاری و مشوقهای مصرف اصلاح نشود و همزمان زیرساختهای کاهش مصرف از ناوگان حملونقل عمومی و خودروهای کممصرف تا استانداردهای سختگیرانه ساختمان، نوسازی موتورخانهها و ارتقای راندمان نیروگاهها به شکل گسترده فراهم نیاید، توصیههای کلی درباره صرفهجویی به تنهایی راه به جایی نمیبرد. سلطانی با اشاره به شکاف معنادار میان هزینه سفر با خودروی شخصی و گزینههای حملونقل عمومی، این فاصله قیمتی را یکی از محرکهای مصرف بیرویه و تضعیفکننده هرگونه انگیزه اصلاح الگوی مصرف میخواند و معتقد است سیاستهای تسکینی و کوتاهمدت، نهایتاً با تغییر فصل و اوجگیری تقاضا، دوباره به بنبست میرسند.
از این رو مدیریت ناترازی انرژی در ایران، نیازمند تغییر پارادایم در نظام حکمرانی انرژی است؛ تغییری که هم «جراحی اقتصادی شجاعانه» در حوزه قیمتها و یارانههای پنهان را در بر بگیرد، هم «نوسازی تکنولوژیک» را به یک اولویت ملی تبدیل کند و مهمتر از همه، دانشگاه و مراکز علمی را از نقش تشریفاتی به جایگاه عملیاتی در تصمیمسازی، طراحی نقشه راه، پایش سیاستها و حل مسئله ارتقا دهد. از منظر این کارشناس اقتصاد انرژی، عبور از وضعیت فعلی نه با تکلیفمحوری و اقدامات نمایشی، بلکه با بازگشت رویکرد دانشبنیان و تعریف یک مشارکت واقعی میان دولت، صنعت و دانشگاه ممکن خواهد بود؛ مشارکتی که بتواند مسیر دستیابی به تراز پایدار سوخت و برق را هموار کرده و تابآوری انرژی کشور را به سطحی قابل اتکا برساند.
علیرضا سلطانی، عضو هیئترئیسه دانشگاه و کارشناس اقتصاد انرژی، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی آنا، در تحلیل آخرین وضعیت بحران انرژی کشور، بر لزوم تغییر پارادایم در نظام حکمرانی و بهرهگیری از ظرفیت نخبگانی تاکید کرد. وی معتقد است ناترازی فعلی فراتر از یک چالش فنی، محصول دههها سیاستگذاری نادرست و بیتوجهی به پیوند میان صنعت و دانشگاه است.
شکاف عمیق میان نهاد تصمیمساز و محافل علمی
سلطانی با انتقاد از حاشیه نشینی دانشگاهها در ساختار اجرایی کشور اظهار داشت که متاسفانه نظام حکمرانی در ایران خود را بینیاز از ظرفیتهای علمی دانسته و دانشگاهها صرفا به مراکزی برای تربیت فارغالتحصیلانی تبدیل شدهاند که تخصص آنها با نیازهای واقعی صنعت و چالشهای ملی همخوانی ندارد. این گسست ساختاری باعث شده است تا در حوزههای راهبردی نظیر نفت، گاز و نیرو، نه دانشگاه بتواند خلاهای دانشبنیان را پر کند و نه بخشهای صنعتی از پتانسیلهای موجود در مراکز تحقیقاتی بهرهمند شوند.
ریشههای تاریخی ناترازی؛ از پوپولیسم تا بحرانهای ژئوپلیتیک
این کارشناس اقتصاد انرژی، ناترازی فعلی را نه یک اتفاق مقطعی، بلکه میراث سیاستهای پوپولیستی و ضدتوسعهای دهههای گذشته دانست. او تاکید کرد که بحران انرژی در ایران با چالشهای جدیدی نظیر تغییرات پس از جنگهای منطقهای و تحولات بینالمللی پیچیدهتر شده است. اگرچه از اواخر دهه ۹۰ تلاشهایی برای بهینهسازی مصرف صورت گرفت، اما عواملی نظیر رکود اقتصادی، بیثبات بودن سیاستهای کلان و کاهش قدرت خرید مردم، این اقدامات را به سمت سیاستهای تسکینی، محافظهکارانه و غیربنیادی سوق داده است.
بنبست سیاستهای تکلیفی و اقدامات نمایشی
بخش دیگری از این تحلیل به تداوم سیاستهای نادرست گذشته اشاره دارد. اجبار دستگاههای اجرایی به ادامه پروژههایی مانند گازرسانی به مناطق صعبالعبور که فاقد توجیه اقتصادی و فنی است، در کنار عدم اراده سیاسی برای اصلاحات ساختاری، باعث شده تا اقدامات انجام شده در سالهای اخیر صرفا ماهیت مقطعی داشته باشد و با تغییر فصول یا شرایط اقلیمی، اثربخشی خود را از دست بدهد.
نقشه راه عبور از ابربحران؛ از واقعیسازی قیمت تا نوسازی ناوگان
سلطانی با تاکید بر اینکه راهکارهای حل بحران ناترازی لزوما پیچیده نیستند، مجموعهای از اقدامات فنی و اقتصادی را برای مدیریت وضعیت فعلی برشمرد. واقعیسازی قیمت حاملهای انرژی، تولید و عرضه گسترده خودروهای کممصرف و برقی، ارتقای راندمان نیروگاهها، اجرای دقیق مقررات ملی ساختمان در حوزه انرژی و نوسازی موتورخانهها از جمله این راهکارهاست.
او خاطرنشان کرد که تا زمانی که زیرساختهای لازم برای کاهش مصرف فراهم نشود، درخواست از مردم برای صرفهجویی بیفایده خواهد بود. مصرفکننده ایرانی در حال حاضر به دلیل در اختیار داشتن لوازم خانگی و خودروهای پرمصرف و همچنین نبود دسترسی ارزان به حملونقل عمومی، عملا امکان فنی برای همکاری با دولت را ندارد.
شکاف قیمتی مشوقی برای مصرف بیرویه
عضو هیئترئیسه دانشگاه با ارائه یک مثال ملموس به بررسی ابعاد اقتصادی بحران پرداخت. مقایسه هزینه سفر یک خانواده چهار نفره نشان میدهد که سفر با خودروی شخصی به دلیل بنزین ارزان و یارانهای، دهها برابر ارزانتر از وسایل حملونقل عمومی نظیر هواپیما و قطار تمام میشود. این فاصله معنادار قیمتی، که در سالهای اخیر به شدت افزایش یافته، هرگونه انگیزه برای اصلاح الگوی مصرف را از بین برده است. مدیریت ناترازی انرژی در ایران مستلزم یک جراحی اقتصادی شجاعانه، نوسازی تکنولوژیک و از همه مهمتر، بازگشت دانشگاه به متن تصمیمگیریهای کلان کشور است تا بتوان با رویکردی دانشبنیان، از وضعیت بحرانی فعلی عبور کرد.
نقش راهبردی دانشگاه در مدیریت ناترازی انرژی؛ ضرورت پیوند نهاد علمی با دیپلماسی اجرایی
تحلیلگر حوزه اقتصاد معتقد است؛ در مسیر مقابله با چالشهای ناترازی انرژی، بهرهگیری از ظرفیتهای نخبگانی و توانمندیهای مراکز علمی به عنوان یک ضرورت استراتژیک برای عبور از مدلهای سنتی مدیریت مصرف مطرح شده است. بررسیهای آماری نشان میدهد که ایجاد توازن میان هزینههای حملونقل عمومی و شخصی و همچنین ارتقای شاخصهای فنی در بخشهای نیروگاهی، نیازمند یک نقشه راه علمی و جامع است که دانشگاهها در آن نقش محوری ایفا کنند. با تقویت تعامل میان صنعت و دانشگاه و گذار از سیاستهای موقتی به سمت راهکارهای پایدار و دانشبنیان، میتوان بستر لازم را برای اصلاح بنیادین الگوی مصرف و ارتقای تابآوری انرژی در کشور فراهم کرد.
به گزارش آنا، در حالی که ناترازی انرژی به یکی از پیچیدهترین گرههای توسعهای در اقتصاد ایران تبدیل شده است، بازخوانی ظرفیتهای مغفولمانده علمی نشان میدهد که کلید عبور از این بحران، نه در اقدامات مقطعی و تسکینی، بلکه در بازگشت به رویکردهای دانشبنیان و تقویت پیوند میان نظام حکمرانی و دانشگاه نهفته است. ناترازی فعلی که ریشه در دههها سیاستگذاریهای مبتنی بر یارانههای پنهان و الگوهای مصرف غیربهینه دارد، اکنون فراتر از یک چالش فنی، به آزمونی برای دیپلماسی علمی کشور بدل گشته است. کارشناسان معتقدند برای گذار از این وضعیت و دستیابی به پایداری در تراز سوخت و نیرو، ضروری است که ظرفیتهای نخبگانی از حاشیه به متن تصمیمگیریهای کلان منتقل شده و با نوسازی تکنولوژیک در کنار اصلاحات اقتصادی، مسیری نوین برای مدیریت هوشمندانه منابع انرژی در کشور ترسیم شود.
انتهای پیام/