دانشگاه در سایه جنگ؛ اساتید چگونه مرجع آگاهی جامعه میشوند؟
به گزارش خبرگزاری آنا، در شرایطی که بحرانها، فضای روانی جامعه را با فشارهای مضاعف مواجه میکنند، دانشگاه و اساتید با تکیه بر دانش، تحلیل مستند و مسئولیتپذیری اجتماعی، به عنوان یکی از مهمترین مراجع آگاهیبخش و اعتمادساز ایفای نقش میکنند.
دانشگاه؛ نهاد مرجع در روزهای پرابهام
دانشگاه همواره فراتر از یک نهاد آموزشی صرف تعریف شده است. این نهاد علمی، در بزنگاههای حساس و شرایط بحرانی، نقشی تعیینکننده در ساماندهی افکار عمومی و ارائه چارچوبهای تحلیلی ایفا میکند. هنگامی که جامعه با انبوهی از اخبار، روایتها و دادههای پراکنده مواجه میشود، دانشگاه به عنوان مرجع تولید دانش و تحلیل، میتواند مسیر فهم درست واقعیتها را هموار کند.
دکتر شریفی، استاد دانشگاه تهران، در اینباره معتقد است: «در شرایطی که جامعه با حجم گستردهای از اطلاعات و روایتهای متناقض مواجه میشود، نقش دانشگاه بیش از هر زمان دیگری برجسته میشود. دانشگاه باید بتواند با اتکا به روش علمی، چارچوبی برای فهم دقیقتر تحولات ارائه دهد و جامعه را از سردرگمی اطلاعاتی خارج کند.»
در شرایط جنگی و زمانی که خاک جمهوری اسلامی ایران زیر سلطه نظام صهیونیستی قرار گرفته است، یکی از راههای برونرفت از شرایط دشوار این است که اساتید دانشگاه با تکیه بر تخصص علمی، روش تحقیق و نگاه نقادانه، امکان تفکیک واقعیت از برداشتهای سطحی را فراهم آورند. این نقش مرجعیت علمی، بهویژه در شرایطی که هیجانات اجتماعی افزایش مییابد، اهمیت مضاعفی پیدا میکند.
در همین زمینه، دکتر رضایی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، میگوید: «در زمان بحران، جامعه نیازمند روایتهای دقیق و تحلیلهای مبتنی بر داده است. اگر این خلأ توسط دانشگاهیان پر نشود، میدان برای شایعات و روایتهای غیرمستند باز میشود و همین مسئله میتواند آسیبهای اجتماعی را تشدید کند.»
نقش تبیین؛ از توصیف رویداد تا فهم عمیق پدیدهها
تبیین، یکی از مهمترین کارکردهای جامعه دانشگاهی در شرایط جنگ است. تبیین علمی، فراتر از بازگویی رخدادها، به تحلیل علل، زمینهها و پیامدهای پدیدهها میپردازد. استادان دانشگاه با بهرهگیری از دانش تخصصی خود در حوزههای مختلف، از علوم اجتماعی و روانشناسی گرفته تا اقتصاد، مدیریت و ارتباطات، میتوانند تصویری جامع و چندبعدی از وضعیت موجود ارائه دهند.
دکتر موسوی، استاد دانشگاه شهید بهشتی، در این خصوص تأکید میکند: «تحلیل علمی به جامعه کمک میکند که رویدادها را صرفاً در سطح اخبار روزمره نبیند، بلکه آنها را در بستر تاریخی، سیاسی و اجتماعیشان درک کند. چنین درکی باعث میشود واکنشهای اجتماعی منطقیتر و سنجیدهتر باشد.»
این رویکرد تحلیلی، به جامعه کمک میکند تا از قضاوتهای شتابزده و برداشتهای احساسی فاصله بگیرد و به درکی واقعبینانهتر دست یابد. در چنین فضایی، تصمیمگیریهای فردی و جمعی نیز با دقت و عقلانیت بیشتری انجام میشود.
دکتر قاسمی، استاد دانشگاه شیراز نیز معتقد است: «در بحرانها، احساسات جمعی میتواند بر تصمیمگیریها سایه بیندازد. حضور فعال استادان و تحلیلگران دانشگاهی میتواند به نوعی نقش تنظیمکننده داشته باشد و فضای عمومی را به سمت گفتوگوی عقلانی هدایت کند.»
آگاهیبخشی علمی؛ مقابله با ابهام و اطلاعات نادرست
در عصر ارتباطات، سرعت انتشار اطلاعات به شکل بیسابقهای افزایش یافته است. در شرایط بحرانی، این حجم بالای اطلاعات میتواند موجب سردرگمی، اضطراب و شکلگیری برداشتهای نادرست شود. جامعه دانشگاهی با تکیه بر روشهای علمی، نقش مهمی در پالایش اطلاعات و ارائه دادههای معتبر ایفا میکند.
دکتر فرهمند، استاد دانشگاه الزهرا (س)، در این زمینه میگوید: «یکی از مهمترین مسئولیتهای دانشگاه در عصر رسانههای اجتماعی، آموزش سواد رسانهای است. جامعهای که بتواند منابع اطلاعاتی را ارزیابی کند و شایعه را از خبر تفکیک دهد، در برابر جنگهای شناختی و روانی مقاومتر خواهد بود.»
اساتید دانشگاه با آموزش مهارتهای تحلیل خبر، ارزیابی منابع و تفکیک دادههای مستند از شایعات، به ارتقای سواد رسانهای جامعه کمک میکنند. این آگاهیبخشی، نه تنها برای دانشجویان، بلکه برای عموم شهروندان، ابزاری ضروری برای مواجهه مسئولانه با جریان اطلاعات به شمار میآید.
در همین رابطه، دکتر کاظمی، استاد دانشگاه صداوسیما، میافزاید: «در بسیاری از بحرانهای معاصر، جنگ روایتها به اندازه جنگهای میدانی اهمیت دارد. دانشگاهیان با تولید محتوای علمی و تحلیلهای دقیق میتوانند به شکلگیری روایتهای مبتنی بر واقعیت کمک کنند.»
نقش «حلقه میانی» استادان در شرایط جنگی
در شرایط بحرانی، بهویژه در زمان جنگ، جامعه با انبوهی از پرسشها، نگرانیها و ابهامات مواجه میشود. در چنین موقعیتی، وجود گروههایی که بتوانند میان مردم و حاکمیت ارتباط مؤثر برقرار کنند، اهمیتی دوچندان مییابد. استادان دانشگاه، به دلیل جایگاه علمی، آگاهی عمیق از مسائل و پیوند همزمان با دو عرصه تخصصی و اجتماعی، ظرفیت کمنظیری برای ایفای نقش میانجی دارند. این نقش که در ادبیات اجتماعی به «حلقه میانی» شناخته میشود، میتواند به تقویت تابآوری جامعه، انتقال صحیح مطالبات و شکلدهی به فهمی روشنتر از تحولات کمک کند.
حسن فارسی، عضو هیأت علمی جهاددانشگاهی، در گفتوگو با خبرنگار آنا تصریح میکند: نخبگان و اساتید دانشگاهی به عنوان یکی از پیشرانهای جامعه و کشور، در صورتی که مسئولانه و فعالانه به ایفای نقش بپردازند، یکی از مهمترین و مؤثرترین گروههای مرجع به شمار میآیند.
وی میافزادی: نخبگان و اساتید دانشگاهی بخشی از قوه عاقله جامعه محسوب میشوند که احساس مسئولیت، مسئولیتپذیری و نظام ارتباطی آنها با جامعه و دیگر بخشهای نخبگانی، یعنی دانشجویان ــ که در واقع تار و پود یک جامعه را تشکیل میدهند ــ میتواند بر میزان نقشآفرینی آنها تأثیرگذار باشد.
فارسی میگوید: طبیعتاً این نقشآفرینی و تأثیرگذاری که در شرایط عادی و نرمال هر جامعهای وجود دارد، در شرایط بحرانی و از جمله در جنگها اهمیت مضاعف پیدا میکند.
عضو هیأت علمی جهاددانشگاهی کشور با بیان اینکه امروزه ایران درگیر «جنگ تحمیلی سوم» است، تأکید میکند: جنگی تحمیلی و ترکیبی از سوی دستکم دو رژیم متخاصم علیه ایران و جمهوری اسلامی؛ یکی رژیم ترور که اساساً با ترور نفس میکشد و با ترور شناخته میشود، یعنی رژیم صهیونیستی، و دیگری دولت زیادهخواه آمریکا.
وی ادامه میدهد: آمریکا نماد استکبار و نظام سلطه در دنیاست. البته این تجاوز با همراهی برخی سران کشورهای عربی منطقه که دارای نظامهای سیاسی فرومانده و وابسته هستند نیز علیه کشور ما صورت گرفته است. در این وضعیت، بهویژه با توجه به ماهیت ترکیبی و پیچیده این جنگ و تجاوز، نقش اساتید و نخبگان دانشگاهی بسیار بارز و برجسته است و انتظار میرود این کنشگری فعال و مسئولانه به منصه بروز و ظهور برسد.
وی میافزاید: نقشآفرینی اساتید و نخبگان در مدیریت بحران در سطوح مختلف قابل بررسی است و آنان میتوانند در لایهها و سطوح گوناگون نقشآفرین باشند. یکی از این سطوح، سطح اجتماعی است؛ یعنی در تعامل با مردم و جامعه. در شرایط بحرانی و جنگی که میزان تابآوری جامعه تحت تأثیر شرایط جنگی قرار میگیرد، انتظار میرود نخبگان و اساتید نقش «حلقه میانی» در ارتباط میان حکومت و جامعه را بهطور مؤثر ایفا کنند.
در تکمیل این دیدگاه، دکتر ملکی، استاد دانشگاه تربیت مدرس، معتقد است: «اساتید دانشگاه به دلیل ارتباط همزمان با بدنه علمی کشور و لایههای مختلف جامعه، میتوانند نقش واسطی مؤثر ایفا کنند؛ نقشی که هم در انتقال دغدغههای جامعه به تصمیمگیران اهمیت دارد و هم در تبیین سیاستها برای افکار عمومی.»
آرامشبخشی اجتماعی؛ کارکرد مغفول دانشگاه
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده نقش دانشگاه در شرایط بحران، کارکرد آرامشبخشی آن است. این آرامشبخشی به معنای نادیده گرفتن مشکلات یا سادهسازی واقعیتها نیست؛ بلکه مبتنی بر ارائه تحلیلهای دقیق، شفاف و مبتنی بر شواهد است.
دکتر یوسفی، استاد دانشگاه اصفهان، در این خصوص میگوید: «در شرایط جنگی، اضطراب جمعی به سرعت در جامعه گسترش مییابد. اگر تحلیلهای علمی و آرامشبخش در فضای عمومی مطرح نشود، این اضطراب میتواند به بیاعتمادی و ناامیدی اجتماعی منجر شود.»
اساتید دانشگاه با بیان واقعبینانه شرایط، تبیین ظرفیتها و توانمندیهای علمی و اجتماعی، و تأکید بر راهکارهای قابل اجرا، میتوانند از تشدید اضطرابهای جمعی جلوگیری کنند. این رویکرد عقلانی، به جامعه کمک میکند تا با حفظ امید و اعتماد، مسیر عبور از بحران را با کمترین آسیب طی کند.
آمادگی تخصصی دانشگاه برای کمکهای کوتاهمدت پساجنگ
در کنار نقشهای تحلیلی و اجتماعی دانشگاه در دوران بحران، ظرفیتهای تخصصی این نهاد علمی میتواند در مرحله پس از جنگ نیز نقشی تعیینکننده ایفا کند. دانشگاهها بهعنوان مراکز تولید دانش، تربیت نیروی انسانی متخصص و توسعه فناوری، توانایی آن را دارند که در دورههای کوتاهمدت پس از بحران، به ارائه راهکارهای علمی برای بازسازی زیرساختها، مدیریت پیامدهای اقتصادی و اجتماعی و ارتقای کارآمدی نظامهای خدماتی کمک کنند. بهرهگیری از توان پژوهشی استادان و دانشآموختگان دانشگاهی میتواند روند بازگشت جامعه به شرایط پایدار را تسریع کرده و مسیر برنامهریزی برای بازسازی و جبران خسارتها را علمیتر و هدفمندتر سازد.
یوسف حجت رئیس دانشگاه تربیت مدرس در گفتوگو با خبرنگار آنا، درباره نقش دانشگاهها در پشتوانه علمی و فناوری دفاع کشور را کلیدی میداند و اظهار میکرد: موفقیتهای ما در این جنگ، محصول توانمندی پاسگاهها نبود، بلکه نتیجه توانمندیهای تکنولوژیک کشور بود. امروز جنگ، جنگِ تکنولوژی است؛ موشک، انرژی، پهپاد و… که همه اینها از دانشگاهها و فارغالتحصیلان دانشگاهی نشأت گرفتهاند. اگر تسلیحات ما وارداتی بود، دشمن دقیقاً میدانست چه داریم؛ اما، چون کاملاً ساخت داخل است، هیچ شناخت دقیقی از توان ما نداشته و ندارد. این یک مزیت بزرگ است که به دست دانشگاهیان شکل گرفته است.
او با اشاره به اینکه تأثیر دانشگاه در عرصه دفاعی و علمی معمولاً با تأخیر زمانی دیده میشود، میگوید: فارغالتحصیلی که ده سال پیش از دانشگاه خارج شده، امروز در طراحی و ساخت این تجهیزات نقش دارد. به همین دلیل، خیلیها نقش دانشگاه را نمیبینند، در حالی که دانشگاهها در شکلگیری این غرور ملی نقش پررنگی داشتهاند و پس از این هم باید همین مسیر تقویت توان ملی را ادامه دهند.
در همین راستا، دکتر مرادی، استاد دانشگاه، معتقد است: «دانشگاهها علاوه بر نقش بلندمدت در تربیت نیروی انسانی متخصص، در دورههای پسابحران نیز میتوانند با ارائه راهکارهای فناورانه و مدیریتی، در بازسازی زیرساختها و ارتقای توان صنعتی کشور نقش مؤثری ایفا کنند.»
استادان؛ مرجع اعتماد و سرمایه اجتماعی
اعتماد عمومی، یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی هر جامعه است. در شرایط پرتنش، این اعتماد میتواند دچار آسیب شود. جامعه دانشگاهی، بهویژه استادان، به دلیل جایگاه علمی و اخلاق حرفهای خود، از ظرفیت بالایی برای بازسازی و تقویت این اعتماد برخوردارند.
دکتر صالحی، استاد دانشگاه خوارزمی، در این باره میگوید: «یکی از ویژگیهای استادان دانشگاه، سرمایه نمادین و علمی آنهاست. این سرمایه میتواند در شرایط بحرانی به تقویت اعتماد اجتماعی کمک کند؛ به شرط آنکه استادان با مسئولیتپذیری و دقت علمی در فضای عمومی حضور داشته باشند.»
حضور فعال استادان در فضای عمومی، رسانهها و محافل علمی، با حفظ اصول بیطرفی، دقت علمی و پرهیز از هیجانزدگی، میتواند به شکلگیری گفتمانهای عقلانی کمک کند. این نقش مرجعیت، زمانی مؤثرتر خواهد بود که استادان بر مبنای تخصص خود سخن بگویند و از اظهارنظرهای غیرتخصصی پرهیز کنند.
دانشگاه و مسئولیت اخلاقی در شرایط بحران
مسئولیت دانشگاه در شرایط بحران، تنها به تولید دانش محدود نمیشود. این نهاد علمی، وظیفهای اخلاقی در قبال جامعه بر عهده دارد. پایبندی به صداقت علمی، شفافیت در بیان واقعیتها و پرهیز از جهتگیریهای غیرعلمی، از جمله اصولی است که جامعه دانشگاهی باید به آنها وفادار بماند.
دکتر محمودی، استاد دانشگاه تبریز، در این زمینه میگوید: «اقتدار دانشگاه از صداقت علمی آن نشأت میگیرد. اگر دانشگاهیان در بیان واقعیتها دچار مصلحتاندیشیهای غیرعلمی شوند، اعتماد اجتماعی به تدریج تضعیف خواهد شد.»
اساتید با رعایت این اصول، الگویی از رفتار حرفهای و مسئولانه ارائه میدهند؛ الگویی که میتواند در سایر سطوح جامعه نیز تأثیرگذار باشد. چنین الگوسازیای، به ارتقای فرهنگ گفتوگو و عقلانیت در فضای عمومی کمک میکند.
ریشه توانمندیهای فناورانه کشور در دانشگاهها شکل گرفته است
دانشگاهها طی دهههای گذشته نقش محوری در شکلدهی به زیرساختهای علمی و فناورانه کشور داشتهاند؛ نقشی که گاه به دلیل ماهیت بلندمدت فرآیندهای علمی، کمتر بهطور مستقیم دیده میشود. بسیاری از دستاوردهای صنعتی، دفاعی و فناوریهای پیشرفته امروز، ریشه در پژوهشها، نوآوریها و تربیت نیروهای متخصصی دارد که سالها پیش در فضای دانشگاهی شکل گرفتهاند. به همین دلیل، هر تحولی که امروز مشاهده میشود، نتیجه یک سرمایهگذاری علمی طولانیمدت است که در کلاسها، آزمایشگاهها و مراکز تحقیقاتی دانشگاهها آغاز شده است.
محمدرضا عصاری، معاون اداری و مالی دانشگاه الزهرا (س)، در گفتوگو با خبرنگار آنا اظهار میکند: موضوع چندان عجیبی نیست. توان نظامی، اقتصادی و فناورانه کشور عزیزمان طبیعتاً از بستر دانشگاه شکل میگیرد و به جامعه صنعتی و مجموعههای مرتبط منتقل میشود. اگر بخواهم به ریشه این خودباوری اشاره کنم، باید به سال ۱۳۶۵ و دوران جنگ با عراق برگردم؛ زمانی که مفاهیم خودکفایی و خودباوری بهطور جدی در کشور مطرح و دنبال شد.
وی میافزاید: جالب است بدانید در همان زمان، برای تحقق این خودکفایی، چنان اعتمادبهنفسی در جامعه وجود داشت که دانشجویان سال آخر دانشگاههای برتر کشور نیز در این مسیر حضور پررنگی داشتند. آنها توانستند در کمتر از دو سال مجموعهای را که در تراز فناوریهای پیشرفته قرار داشت، مهندسی معکوس کنند.
عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا (س) میگوید: این روند بالندگی از سالهای پس از انقلاب آغاز شد و مبتنی بر خودباوری و ایمان نسل جوان کشور بود؛ جوانانی که هم باهوشاند و هم معتقد. همین ویژگیها شاید یکی از مهمترین نگرانیهای دشمنان کشور باشد، زیرا دانشآموختگان خودباور و باایمان میتوانند در آینده برای آنها چالشی جدی به شمار آیند.
وی تاکید میکند: استادان با راهنمایی درست دانشجویان میتوانند آگاهیبخشی و مسئولیت پذیری را در قشر دانشجو در مقابل دفاع وطن از رژیم صهیونیستی زنده کنند تا در آینده ایران مسیر هموارتر به خود بگیرد.
در تکمیل این دیدگاه، دکتر بهرامی، استاد دانشگاه امیرکبیر معتقد است: «هر پیشرفت فناورانهای که امروز در کشور مشاهده میکنیم، ریشه در سرمایهگذاری علمی سالهای گذشته دارد. دانشگاهها بستر اصلی شکلگیری این سرمایه دانشی هستند.»
آموزش تفکر انتقادی؛ سرمایهگذاری برای آینده
یکی از ماندگارترین نقشهای استادان در شرایط بحران، آموزش تفکر انتقادی به نسل جوان است. دانشگاه با تربیت دانشجویانی که قادر به تحلیل، پرسشگری و ارزیابی منطقی اطلاعات هستند، زمینهساز شکلگیری جامعهای آگاه و مقاوم میشود.
دکتر کریمی، استاد دانشگاه مشهد، در این باره میگوید: «تفکر انتقادی به دانشجویان کمک میکند که صرفاً مصرفکننده اطلاعات نباشند، بلکه بتوانند اطلاعات را ارزیابی و تحلیل کنند. این مهارت در زمان بحران اهمیت دوچندان پیدا میکند.»
این مهارتها، تنها در کلاس درس محدود نمیشوند، بلکه در رفتار اجتماعی و تصمیمگیریهای شهروندان نیز نمود پیدا میکنند. در بلندمدت، چنین رویکردی میتواند تابآوری جامعه در برابر بحرانهای مختلف را افزایش دهد.
همافزایی علمی و همکاری بینرشتهای
بسیاری از بحرانهای معاصر، ماهیتی پیچیده و چندبعدی دارند و بررسی آنها نیازمند همکاری میان رشتههای مختلف علمی است. دانشگاهها با ایجاد بسترهای گفتوگوی بینرشتهای، میتوانند به تحلیل جامعتر مسائل و ارائه راهکارهای مؤثرتر کمک کنند.
دکتر احمدی، استاد دانشگاه تهران، در این خصوص میگوید: «هیچ بحرانی تنها یک بُعد ندارد. بحرانها ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی، روانی و فناورانه هستند و برای فهم آنها باید از ظرفیت رشتههای مختلف علمی استفاده کرد.»
اساتید رشتههای مختلف، با به اشتراک گذاشتن دیدگاهها و یافتههای خود، میتوانند تصویری کاملتر از ابعاد گوناگون بحرانها ارائه دهند. این همافزایی علمی، نقش مهمی در ارتقای کیفیت تصمیمسازیهای اجتماعی دارد.
روز استاد؛ فرصتی برای بازتعریف نقش دانشگاه
روز استاد، فرصتی است برای بازنگری در جایگاه و مسئولیتهای جامعه دانشگاهی. این روز یادآور نقش بیبدیل استادان در شکلدهی به اندیشهها، تربیت نسل آینده و هدایت فکری جامعه است؛ نقشی که در شرایط بحران، اهمیت آن دوچندان میشود.
دکتر حسینی، استاد برنامهریزی آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی، در این باره میگوید: «تجلیل از استادان صرفاً یک مراسم نمادین نیست. این روز باید فرصتی برای گفتوگو درباره نقش واقعی دانشگاه در حل مسائل جامعه و تقویت پیوند میان دانشگاه و جامعه باشد.»
تجلیل از استادان، تنها به بزرگداشت نمادین محدود نمیشود، بلکه مستلزم فراهمسازی بسترهای لازم برای ایفای نقش مؤثر آنان در عرصههای علمی و اجتماعی است. حمایت از استقلال دانشگاهی، تقویت ارتباط دانشگاه با جامعه و توجه به جایگاه علمی استادان، از جمله الزامات تحقق این هدف است.
در شرایطی که بحرانها فضای اجتماعی را با ابهام، فشار روانی و چالشهای متعدد مواجه میکنند، جامعه دانشگاهی و استادان به عنوان یکی از اصلیترین مراجع تبیین، آگاهیبخشی و آرامش اجتماعی شناخته میشوند. دانشگاه با تکیه بر دانش، روش علمی، مسئولیت اخلاقی و نگاه آیندهنگر، میتواند نقش مؤثری در هدایت عقلانی جامعه ایفا کند.
روز استاد، یادآور این حقیقت است که استادان نه تنها آموزگاران دانش، بلکه راهنمایان اندیشه و کنش اجتماعیاند؛ سرمایههایی ارزشمند که حضور آگاهانه و مسئولانه آنان، میتواند مسیر عبور جامعه از شرایط دشوار را هموارتر سازد.
انتهای پیام/