آمریکا با محاصره دریایی ایران به دربسته خورده؛ همانطور که در جنگ خورد/ سناریوهایی که آمریکا را از معرکه فراری خواهد داد
خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ از زمان آغاز جنگ تحمیلی دشمنان آمریکایی ـ صهیونیستی علیه ایران، نبود یک قوه عاقله متمرکز بین هیئت حاکمه و دولتمردان آمریکایی مشهود بود و همین موضوع موجب اخذ تصمیمات عجولانه و غیرکارشناسی توسط ترامپ شد.
اقدام آمریکای جنایتکار محاصره دریایی ایران، بیش از اینکه به جمهوری اسلامی آسیب وارد کند آمریکا را تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی قرار خواهد داد، چراکه جمهوری اسلامی در تلاش است با کنترل هوشمندانه تنگه هرمز ( ونه انسداد کامل آن) هزینه را برای آمریکا و متحدانش بالاتر ببرد و این موضوع برای ایران اسلامی برد محسوب می شود.
فقدان راهبرد مشخص آمریکا در قبال ایران اسلامی
از سویی آمریکا نتوانسته یک سیاست راهبردی مشخص و منسجم در زمینه محاصره دریایی ایران داشته باشد و و تصمیمات رژیم منفور و جنایتکار آمریکا بازگشتی به طرحهای پیشین و شکستخورده است.
دلایل ناکامی احتمالی سیاست آمریکا در قابل محاصره دریایی ایران را می توان در مکمل سیاست ایران بودن و افزایش هزینه برای آمریکا و متحدانش، رویارویی احتمالی با قدرتهایی مانند چین و نارضایتی اروپا و هزینههای عملیاتی سنگین و فرساینده برای آمریکا برشمرد.
از سویی ایران میتواند با صبر استراتژیک این وضعیت را مدیریت کرده و با گسترش شبکههای تجاری از طریق همسایگان و کریدورهای جایگزین فشار این سیاست را کاهش دهد.
خبرنگار آنا با محور سایست شکستخورده «محاصره دریایی ایران» از سوی آمریکا و آخرین تحولات منطقه گفتوگویی را با مهدی زارع رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد لارستان، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد و تحلیلگر برجسته مسائل استراتژیک ترتیب داده است.
گپ و گفت آنا با زارع در پی میآید:
آنا: با توجه به تحولات اخیر در منطقه بهخصوص مباحث مطرحشده پیرامون تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران با تهدیدهای ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، شواهد موجود نشان میدهد که این اقدام از کارایی لازم برخوردار نبوده و امروز نیز خبری منتشر شد مبنی بر اینکه یک نفتکش ایرانی بدون هیچگونه محدودیتی از طریق تنگه وارد آبهای سرزمینی کشور شده است. تحلیلگران بینالمللی نیز این طرح را شکستخورده ارزیابی کردهاند. ارزیابی کلی حضرتعالی از اهداف این محاصره دریایی و دلایل ناکارآمدی آن چیست؟
زارع: به نظر میرسد، متأسفانه یا خوشبختانه ــ متأسفانه برای طرف مقابل و خوشبختانه برای ما ــ باید اذعان کرد که هیچ قوه عاقله متمرکزی برای تصمیمگیری درباره نحوه مواجهه با موضوع ایران و حل این موضوع در ایالات متحده آمریکا وجود ندارد.
از این رو، ما به صورت مکرر شاهد تصمیمات عجولانه و غیرعلمی از سوی دولتمردان آمریکا هستیم؛ تصمیماتی که هر لحظه در معرض چالش قرار میگیرند.
وقتی به این روند نگاه میکنیم، درمییابیم که پشت این تصمیمات نوعی نگاه فرضی و شخصی حاکم است؛ یا ترامپ رئیسجمهور آمریکا رأساً تصمیم میگیرد و سایر مسئولان او را تحسین میکنند و نگاه چاپلوسانه و تملقآمیز بخشی از هیئت حاکمه آمریکا، چنین تصمیمات غیرکارشناسی را تا حدودی تأیید میکند یا این تصمیمات عجولانه ناشی از نوعی فرورفتگی و سردرگمی ساختاری در درون نظام تصمیمسازی آمریکاست.
آنا: درمورد اصل طرح محاصره دریایی و محدودسازی تجارت ایران از مسیر تنگه هرمز، برخی معتقدند این اقدام مکمل سیاستهای ایران در زمینه کنترل این تنگه است. نظر شما چیست؟
زارع: بله. موضوع بستن تنگه هرمز و محدود کردن کشتیهایی که با ایران تجارت میکنند، در واقع نوعی تکمیل سیاستهای ایران است. جمهوری اسلامی هیچگاه سیاست انسداد کامل تنگه را در پیش نگرفته و به جای آن، کنترل هوشمندانه این مسیر حیاتی را دنبال کرده تا بتواند هزینههای خود را کاهش دهد.
اما ایالات متحده آمریکا با این اقدام خود عملاً درراستای تکمیل همان سیاست ایران حرکت میکند؛ چراکه هرچند ایران نیز هزینههایی میپردازد، این هزینهها بین خود ایران و آمریکا سرشکن میشود و در حقیقت آمریکا با فشار بر انرژی، همان سیاست افزایش هزینه حاملهای انرژی برای متحدانش را تحقق بخشیده و به نوعی سیاست ایران را تقویت میکند.
آنا: پس معتقدید این وضعیت نشانگر نبودِ یک راهبرد مشخص در سیاستهای ایالات متحده است؟
زارع: دقیقاً، ایالات متحده آمریکا در این زمینه نتوانسته یک سیاست راهبردی مشخص و منسجم را اتخاذ کند و این مسئله محدود کردن تجارت دریایی ایران پیش از تحولات اخیر نیز مطرح بود؛ آنان پیش از ورود به درگیریهای مستقیم، تصمیم داشتند چنین طرحی را اجرا کنند، اما ترجیح دادند وارد تقابل نظامی کوتاهمدتی به زعم خودشان شوند که تصور میکردند طی چند روز نتیجه خواهد داد.
زمانی که با مقاومت جدی و بنبست (در بسته و دیوار سخت) در برابر قدرت ایران مواجه شدند، دوباره به همان تصمیم از پیش شکستخورده بازگشتند و این بازگشت نشاندهنده فقدان عمق راهبردی در تصمیمات آمریکاییهاست.
آنا: از منظر شما چه عواملی موجب شکست طرح محاصره دریایی آمریکاییها میشود؟
زارع: این ناکامی دلایل متعددی دارد. نخست، همانطور که اشاره کردم، این اقدام مکمل سیاست ایران در کنترل هوشمندانه تنگه هرمز است و عملاً با هزینهسازی برای ایالات متحده آمریکا و متحدانش، به نفع ایران تمام میشود.
افکار عمومی نیز در این شرایط نمیتواند فشار ملموسی به ایران وارد کند، چراکه این عمل از سوی آمریکا صورت گرفته و مشروعیت لازم را ندارد.
دوم، بستن راههای ارتباطی دریایی با ایران، بهصورت طبیعی، موجب رویارویی ایالات متحده با قدرتهای بزرگی مانند چین خواهد شد. قطعاً چین در این زمینه حاضر به پذیرش فشارهای آمریکا نخواهد بود، بهخصوص در شرایطی که محدودیتهای قدرت ایالات متحده برای جهانیان آشکار شده است.
حتی کشورهای اروپایی نیز انتقادات خود را نسبت به سیاستهای واشنگتن صریحتر بیان میکنند، بنابراین، انتظار سکوت از چین در برابر چنین اقداماتی واقعبینانه نیست و ادامه این سیاست سختگیرانه، آمریکا را با چالش جدی مواجه خواهد کرد.
سوم، طرح شکستخورده محاصره دریایی ایران از نظر عملیاتی هزینههای بسیار سنگینی را بر دوش آمریکا میگذارد و ناوگانی که مسئول اجرای چنین طرحی باشد، نمیتواند تا بینهایت در منطقه باقی بماند و حضور مستمر داشته باشد و استقرار طولانیمدت چنین ناوگانی هزینهبر و فرساینده است.
آنا: در مقابل، ایران اسلامی مقابل طرح محاصره دریایی چه رویکردی میتواند اتخاذ کند؟
زارع: ایران میتواند با تکیه بر سیاست صبر استراتژیک این تصمیم نابخردانه را بیاثر کند؛ حتی اگر این وضعیت به درگیری نظامی نیز منجر نشود، همین سیاست صبر و پایداری میتواند نتایج مطلوبی داشته باشد و تصمیمات عجولانه طرف مقابل را مختل سازد.
آنا: با توجه به تجربههای اخیر ایران در عرصه تجارت خارجی، آیا مسیرهای جایگزین میتوانند فشار این سیاست را کاهش دهند؟
زارع: بله، آخرین و شاید مهمترین دلیل شکست این طرح در این نکته نهفته است که ایران اسلامی با توجه به تجربیات دو سال گذشته و احتمال بروز چنین شرایطی، در مسیر گسترش شبکههای تجاری خود از طریق همسایگان و کُریدورهای جایگزین حرکت کرده است.
سیاستهای منطقهای ایران سبب شده که بخش مهمی از تجارت از طریق کشورهای همسایه انجام شود. برای نمونه، درمورد پاکستان، اگرچه سیاست خارجی آن کشور تا حدودی متأثر از رویکردهای آمریکاست، اما در زمینه تجارت خارجی با ایران همکاری مطلوبی دارد. عراق نیز چنین وضعیتی دارد و بسیاری از کالاهای اساسی ایران نیز از مسیر روسیه و دریای خزر وارد میشوند.
بنابراین، هرچند طرح محاصره دریایی ممکن است زحماتی برای ایران ایجاد کند، اما هرگز منجر به انسداد کامل یا شکست راهبردی نخواهد شد و در نهایت، همانگونه که اشاره شد، آمریکا در این میدان نیز با شکست سنگین از صحنه بازی و معرکه خارج خواهد شد.
تحلیل اهداف ایران از کنترل تنگه هرمز و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن بر قیمت نفت
آنا: با توجه به تحولات اخیر و تحلیلهای کارشناسان مبنی بر احتمال افزایش قیمت نفت تا ۲۰۰ دلار با کنترل هوشمندانه تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی ایران، دیدگاهتان را درباره اهداف ایران از کنترل هوشمندانه تنگه هرمز و تأثیر این اقدامات بر بازارهای جهانی انرژی تشریح کنید.
زارع: همانطور که در پاسخ به سوال قبل اشاره کردم آمریکا سیاست مکمل ایران را دارد و درباره اهداف ایران از کنترل هوشمندانه تنگه هرمز، میتوان به دو هدف عمده اشاره کرد:
نخست. افزایش درآمدهای ارزی: تنگه هرمز یکی از آبراههای حیاتی در آبهای سرزمینی ایران محسوب میشود و با توجه به اینکه ایران عضو معاهده ۱۹۸۲ مبنی بر عدم دریافت عوارض از مسیرهای آبی خود نیست و همچنین با در نظر گرفتن ادعای حاکمیت همیشگی عمان بر این تنگه، ایران اصرار دارد تا براساس شرایط محیطی و اقدامات اجرایی ـ تأمینی و محیط زیستی، عوارضی را دریافت کند.
این رویکرد از منظر حقوق بینالملل نیز قابلیت توجیه و پذیرش را داراست و میتواند به افزایش قابل توجه درآمدهای ارزی کشور منجر شود.
اعمال فشار اقتصادی به دشمن از طریق افزایش قیمت انرژی: هدف دوم ایران، ایجاد فشار اقتصادی بر کشورهای مصرفکننده انرژی بهخصوص ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا، از طریق افزایش قیمت نفت و حاملهای انرژی است و این سیاست درراستای سیاستهای کلان اقتصادی و دیپلماتیک ایران تعریف میشود.
افزایش قیمت نفت و سناریوهای پیشبینی شده
آنا: تحلیل شما در مورد سیاست آمریکا و آنچه که برخی آن را شکست سیاست آمریکا میخوانند، چیست و این موضوع چگونه با اهداف ایران در تنگه هرمز مرتبط است؟
زارع: اینکه گفته میشود سیاست آمریکا در قبال ایران شکست خورده، یکی از دلایل اصلی آن، همسویی ناخواسته یا ناگزیر اقدامات آمریکا با سیاستهای ایران است. زمانی که آمریکا در امتداد سیاست ایران مبنی بر افزایش قیمت نفت و حاملهای انرژی عمل میکند، عملاً به اهداف ایران در این زمینه کمک کرده و این امر بهخصوص در شرایط کنونی که قیمت نفت روند افزایشی را تجربه میکند، مشهود است.
آنا: با توجه به پیشبینی افزایش قیمت نفت، چه سناریوهایی را برای آینده متصور هستید؟
زارع: افزایش قیمت نفت امری است که قطعاً شاهد آن خواهیم بود، اما چگونگی و شدت این افزایش به دو سناریوی اصلی بستگی دارد:
سناریوی اول: کشیده شدن به سمت جنگ نظامی: اگر تنشها به درگیری نظامی مستقیم منجر شود، این امر به طور مستقیم و قاطع بر افزایش قیمتها تأثیر گذاشته و آن را به شدت افزایش خواهد داد.
سناریوی دوم: ادامه تنشهای منطقهای بدون درگیری نظامی: در این سناریو، ایران با استفاده از صبر استراتژیک و فشارهایی که بر کشتیرانی در منطقه وارد میکند، تنشهای منطقهای را بالا میبرد. این فشارها شامل اقدام علیه کشتیهایی است که از بنادر کشورهای دیگر عبور و مرور میکنند. حضور کشتیهای چینی در این منطقه نیز به پیچیدگی اوضاع و افزایش تنشها میافزاید. حتی در صورت عدم وقوع جنگ نظامی، این تنشهای منطقهای به طور ۱۰۰ درصد منجر به افزایش قیمت انرژی و حاملهای آن خواهد شد.
آنا: تصور می کنید محاصره دریایی همانطور که مطرح شد، بر قیمت بنزین در آمریکا و نفت در جهان تأثیرگذار خواهد بود و آیا افزایش قیمت تا ۲۰۰ دلار را محتمل میدانید؟
زارع: قطعاً. همانطور که اشاره شد، هرگونه اختلال در عرضه یا افزایش تنش در تنگه هرمز به طور مستقیم بر قیمت نفت خام در بازارهای جهانی و به تبع آن، بر قیمت بنزین در آمریکا و سایر نقاط جهان تأثیر میگذارد.
افزایش قیمت نفت تا ۲۰۰ دلار، اگرچه یک پیشبینی حداکثری است، اما با توجه به عوامل ژئوپلیتیکی، تنشهای منطقهای و سیاستهای اعلانی ایران، دور از ذهن نیست و بهعنوان یک احتمال جدی باید در نظر گرفته شود.
انتهای پیام/