چهارده قرن شعر و یک عشق بیپایان؛ جایگاه رهبر شهید در حراست از ادب فارسی
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، شعر فارسی، این میراث گرانسنگ هزارساله، از رودکی تا حافظ و از فردوسی تا امروز، همواره حامل اندیشه، حماسه و عشق این سرزمین بوده است.
شعر فارسی؛ از رودکی تا امروز و نگاه امینانه رهبر شهید به میراث سخن
شعر در تمدن ایران، هرگز تنها یک «سرگرمی ادبی» نبوده است. از همان سدههای نخست پس از اسلام که رودکی سمرقندی را «پدر شعر فارسی» خواندند، تا امروز که قرنها از آن روزگار میگذرد، شعر فارسی همواره حامل اندیشه، حماسه، عشق، عرفان و اعتراض بوده است. این گزارش، نگاهی دارد به جایگاه رفیع شعر در ادبیات ایران و سپس به نقش و نگاه کسی که در دوران معاصر، «امین» این میراث گرانسنگ خوانده میشد: حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (رضوانالله تعالی علیه).
شعر فارسی؛ آیینه تمامنمای فرهنگ و هویت ایرانی
ادبیات فارسی، بهویژه شعر، از دیرباز نقشی محوری در حفظ و انتقال هویت ملی و فرهنگی ایران ایفا کرده است. پس از حمله اعراب و ورود اسلام به ایران، زبان فارسی نوین (دری) از سده نهم میلادی بهتدریج به عنوان زبان ادبیات ظهور کرد. در این مسیر، چهرههای شاخصی پدید آمدند که هر یک ستونی از این خیمه بلندند:
فردوسی (درگذشته حدود ۱۰۲۰ میلادی) با شاهنامهای که دستکم ۳۵ هزار بیت دارد، نه تنها حماسه ملی ایران را برای همیشه زنده کرد، بلکه زبان فارسی را در برابر هجوم واژگان بیگانه صیقل داد. شاهنامه «کمترین واژه عربی را دارد و اغلب شاهکار ادبیات ملی ایران به شمار میرود».
نظامی گنجوی (درگذشته حدود ۱۲۰۹ میلادی) با خمسه خود - شامل مخزنالاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر و اسکندرنامه - به چنان اوجی در داستانسرایی عاشقانه و حکمی رسید که «توصیف او از احساسات انسانی کاملاً باورپذیر است و شخصیتهایش با بینشی تیزبینانه به طبیعت انسان ترسیم شدهاند». آثار او قرنها الهامبخش شاعران در زبانهای ترکی، کردی و اردو بوده است.
مولانا جلالالدین بلخی (۱۲۰۷-۱۲۷۳) با مثنوی معنوی خود، «استثنایی در سنت تعلیمی صوفیانه شعر فارسی» به شمار میرود. دیوان شمس تبریزی و مثنوی او «نماد نقشه معنوی اندیشه صوفیانه برای فارسیزبانان» شده است.
سعدی شیرازی (۱۲۱۰-۱۲۹۱) با بوستان و گلستان، «بیش از همه به دلیل پاکی اندیشههای معنوی، شوخطبعی دلنشین، سبک دلربا و اعتدال در استفاده از نظریات عرفانی» محبوبیتی جهانی یافته است.
حافظ شیرازی (حدود ۱۳۲۰-۱۳۹۰) که «بزرگترین شاعر غزلسرای ایران» خوانده میشود، دیوانش چنان در فرهنگ ایرانی نفوذ کرده که هنوز هم بسیاری برای گرهگشایی به فال حافظ مینشینند.
این شاعران، هر یک به سهم خود، نشان دادند که شعر فارسی فقط «هنر» نیست؛ بلکه «حکمت» است، «هویت» است، «مقاومت» در برابر زوال است و «آیینه تمامنمای» آنچه ما ایرانیان بوده و هستیم.
رهبر شهید؛ امین شعر انقلاب
در میان شخصیتهای معاصر ایران، کمتر کسی را میتوان یافت که به اندازه حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای از شعر و ادبیات فارسی سخن گفته باشد. عنوان «امین شعر انقلاب» که بر تارک نام ایشان میدرخشد، ریشه در نیمقرن حضور مستمر، نگاه نقادانه و عشقی بیریا به کلمه و معنا دارد.
جلسات سالانه شعر؛ سنتی بینظیر
یکی از ماندگارترین سنتهای فرهنگی دوران رهبری ایشان، برگزاری جلسات منظم شعر بود. در آخرین دیدار شعری ایشان که در اسفندماه ۱۴۰۳ برگزار شد، بیش از ۳۶ شاعر اشعار خود را در موضوعات دینی، اجتماعی و سیاسی خواندند. این جلسات که معمولاً در ماه رمضان یا اعیاد مذهبی برگزار میشد، فرصتی بود برای گفتوگوی چهرهبهچهره رهبر انقلاب با شاعران جوان و پیشکسوت.
نکته قابل توجه این بود که ایشان نه به عنوان یک شنونده تشریفاتی، که به عنوان یک منتقد ادبی صاحبنظر در این جلسات حضور مییافتند. شاعران بارها نقل کردهاند که ایشان با دقت به تکبیتها گوش میدادند و پس از پایان جلسه، نظرات دقیق خود را درباره وزن، قافیه، مضمون و زبان شعرها بیان میکردند.
شعر؛ رسانهای منحصربهفرد
رهبر شهید در این دیدارها بارها بر «منحصربهفرد» بودن هنر شعر تأکید کردهاند. ایشان در یکی از سخنرانیهای خود در جمع شاعران فرمودند: «شعر یک رسانه و هنر منحصربهفرد است که سایر رسانهها نتوانستهاند جایگاه آن را تنزل دهند».
این نگاه، برآمده از درک عمیق ایشان از ظرفیتهای شعر در جامعه ایرانی بود. جامعهای که رهبرش در توصیف آن میگوید: «مردم ما ذاتاً شاعرند». از این منظر، توجه به شعر نه یک ذوق شخصی، بلکه یک ضرورت ارتباطی و فرهنگی بود.
عصر ظهور سعدیها و حافظهای تازه
یکی از نکات امیدوارکنندهای که رهبر شهید بارها بر آن تأکید میکرد، ظرفیت دوران کنونی برای ظهور شاعران بزرگ بود. ایشان در دیدار اخیر خود با شاعران فرمودند: «عصر ما میتواند عصر ظهور سعدیها، حافظها و نظامیها باشد، زیرا برخلاف دوران طاغوت که شاعران بزرگ از احترام و توجه برخوردار نبودند، امروز احترام اجتماعی و توجه به شاعران در سطح بالایی است».
این جمله، هم نقدی بر دوران پیش از انقلاب بود که در آن بسیاری از شاعران بزرگ یا در فقر میزیستند یا نادیده گرفته میشدند، و هم نویدی برای آیندهای بود که در آن شعر میتواند به جایگاه واقعی خود بازگردد.
سه توصیه کلیدی به شاعران
در جلسات شعری خود، همواره سه توصیه کلیدی به شاعران داشتند که نشاندهنده نگاه عمیق ایشان به ماهیت شعر است:
اول؛ پرهیز از ابتذال در شعر عاشقانه: ایشان با تأکید بر اینکه «سرودن شعر عاشقانه که نشاندهنده جوشش احساسات عاطفی شاعر است، منعی ندارد»، اما هشدار میدادند که «شعر عاشقانه در سنت ادبیات فارسی همواره پاکدامنانه و نجیب بوده است؛ بنابراین نگذارید شعر عاشقانهتان از مرز عفت و نجابت فراتر رود و به صراحت و بیشرمی آلوده شود».
دوم؛ پایبندی به تقوا و معرفت: ایشان با اشاره به آیهای از قرآن که به شاعران توصیه به ذکر و یاد خدا میکند، میفرمودند: «هرچه درون شاعر پاکتر و شفافتر باشد، شعر او نیز پاکتر و شفافتر خواهد بود».
سوم؛ بهرهگیری از گنجینه ادبیات کهن: ایشان همواره بر ضرورت «استخراج از گنجینه ادبیات فارسی و منابع هنری موجود در آثار شاعران بزرگ ایرانی» تأکید میکردند.
شعر و حافظه جمعی؛ زنده نگه داشتن یاد قهرمانان
یکی از کارکردهای مهمی که رهبر شهید برای شعر قائل بودند، «زنده نگه داشتن یاد قهرمانان ملی و مذهبی» بود. ایشان در آخرین دیدار شعری خود، به اشعاری اشاره کردند که در رثای سردار سلیمانی، رئیسجمهور شهید رئیسی، شهید نصرالله و شهید سنوار سروده شده بود و فرمودند: «این مفاهیم زندهکننده میتوانند با شعر در اذهان مردم زنده بمانند».
شعر در این کارکرد، نقش تاریخ شفاهی و حافظه جمعی را ایفا میکند. همانگونه که شاهنامه فردوسی حماسه ایران را برای هزار سال زنده نگه داشت، شعر انقلاب نیز میتواند حماسههای دوران معاصر را به نسلهای آینده منتقل کند.
شعر انقلاب؛ دستاوردی بینظیر
رهبر شهید، سبک و سیاق کنونی شعر فارسی را «زبانی بیسابقه و محصول دوران انقلاب» میدانستند و تأکید میکردند که «این امتیاز هنری، زمینه دیگری برای برآمدن شاعران بزرگ و قلههای شعر در عصر ماست».
این ارزیابی، نشان میدهد که ایشان تحولات شعر فارسی در چهار دهه اخیر را نه یک انحراف از سنت، که یک جهش کیفی میدانستند. شعری که هم به سنت کلاسیک وفادار است و هم به مسائل و دغدغههای امروز جامعه میپردازد؛ شعری که هم «هنری» است و هم «متعهد»؛ چرا که در نگاه ایشان، این دو هرگز جداییناپذیر بودهاند.
تأثیر فرامرزی؛ شعر فارسی، زبان مشترک فرهنگی
توجه رهبر شهید به شعر و ادبیات فارسی، تنها محدود به مرزهای ایران نبود. به تازگی، شب شعری تحت عنوان «یاران خراسان امین» در کابل برگزار شد که در آن شاعران افغانستانی به شعرخوانی به زبان فارسی پرداختند. دکتر حسینی، وابسته فرهنگی ایران در کابل، در این مراسم تأکید کرد که این گردهمایی «به یکی از حامیان کلیدی زبان و ادبیات فارسی، رهبر معظم انقلاب امام خامنهای، ادای احترام میکند».
این رویداد نشان میدهد که نگاه رهبر شهید به شعر، فراتر از یک رویکرد ملی، یک رویکرد تمدنی بود؛ نگاهی که در آن شعر فارسی، به عنوان زبان مشترک فرهنگی ایران، افغانستان، تاجیکستان و سایر مناطق فارسیزبان، میتواند نقشی بیبدیل در همگرایی فرهنگی ایفا کند.
سخن پایانی؛ در آستانه چهلم
چهلمین روز شهادت رهبری که خود «امین شعر انقلاب» بود، فرصتی است برای بازخوانی این میراث گرانبها. او که با فردوسی و حافظ و سعدی و مولانا انس دیرینه داشت، هیچگاه از تذکر و هشدار به شاعران معاصر فروگذار نکرد، اما این تذکرها همواره با بشارتی همراه بود که شاعران را به پرواز فرا میخواند. او بود که به شاعران یادآور میشد «احساس توقف و به منزل رسیدگی برای شاعران، سهمی مهلک دارد» و هم او بود که وقتی شعر خوبی میشنید، با جملات کوتاه اما پرمعنای «احسنت» و «به»، جان تازهای در کالبد ادبیات انقلاب میدمید.
بیگمان، جلسات شعر بدون آن نگاه ژرف و آن لبخند رضایتبخش، دیگر آن طراوت پیشین را نخواهد داشت؛ اما میراثی که ایشان از خود به جای گذاشتهاند - هم در قاموس نظری و هم در تربیت نسلی از شاعران متعهد - تا سالها چراغ راه خواهد بود. روحش شاد و راهش پررهرو باد.
انتهای پیام/