کارشناس حقوق بین‌الملل در گفت‌وگو با آنا:

مذاکره‌ای در کار نیست/ تنگه هرمز به وضعیت قبل از جنگ بازنمی‌گردد

خواجی گفت: جنگ روانی ترامپ درباره مذاکره و آتش‌بس راه به جایی نمی‌برد؛ چراکه تاریخ، جغرافیا و قانون دست به دست هم داده‌اند تا قدرت بلامنازع ایران در یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان حفظ شود.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، رئیس‌جمهور آمریکا چند ساعت قبل از پایان ضرب‌الاجل ۴۸ ساعته مبنی بر حمله به زیرساخت‌های ایران در صورت عدم بازگشایی تنگه هرمز، از ادعای خود عقب‌نشینی کرد.

البته او مدعی شده که دلیل انصرافش، مذاکراتی است که از چند روز پیش برای حل و فصل همه اختلافات ایران و آمریکا آغاز شده است!

جالب آنکه خیلی‌ها معتقدند ادعای او در حد بلوف و با هدف تنظیم بازار انرژی مطرح شده است.

در همین ارتباط، خبرنگار آنا گفت‌وگویی با «غلامرضا خواجی» کارشناس حقوق بین‌الملل و عضو هیأت علمی دانشگاه فروسی مشهد داشته است.

«نه» به آتش‌بس؛ دلایل عقب‌نشینی ترامپ 

خواجی گفت: اینکه «بلوف حمله به زیر ساخت‌های ایران توسط ترامپ، شکست خورد»؛ حضور گسترده مردم و حمایت از حملات سپاه قهرمان و ارتش غیور در لزوم تنبیه متجاوز را از عوامل موثر در عقب‌نشینی رئیس‌جمهور آمریکا عنوان کرد.

 وی افزود:، حمله به تأسیسات هسته‌ای دیمونا که شگفتانه‌ای در بین موج‌های حملات ایران علیه اهداف آمریکایی - صهیونی بود و موارد دیگر، ترامپ را از حمله به زیرساخت‌های حیاتی ایران منصرف کرد.

 خواجی فشار بازار‌های مالی و تهدید اوراق قرضه در آمریکا و سایر کشور‌های غربی را از دیگر عوامل دخیل در این عقب نشینی عنوان کرد و گفت: از ابتدای جنگ تا امروز، پیام‌هایی از سمت برخی میانجی‌گران به تهران ارسال شده است که پاسخ روشن آن این بوده که ما تا زمان رسیدن به تحقق شرایط‌مان به دفاع و اِعمال محدودیت در تنگه هرمز ادامه خواهیم داد.

اروپا؛ اخلاق یا منغعت؟

استا‌د حقوق بین‌الملل و مسائل سیاسی تأکید کرد: مذاکره‌ای در کار نیست و با این نحوه از جنگ روانی، نه تنگه هرمز به شرایط ماقبل جنگ بازمی‌گردد و نه آرامش به بازار‌های انرژی.

وی در پاسخ به سوالی در رابطه با موضع اتحادیه اروپا مبنی بر اینکه جنگ با ایران هیچ مبنای حقوقی ندارد؛ هشدار داد: این هم در نوع خود نوعی بازی با الفاظ است؛ چراکه در حال حاضر چیزی به نام حقوق بین الملل باقی نمانده و این قدرت است که در جنگ‌ها و روابط بین کشور‌ها حرف اول را می‌زند. 

عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد توضیح داد: این روز‌ها حرف از حقوق بین‌الملل نوعی فریب است. مثلا وقتی اتحادیه اروپا می‌گوید حمله به ایران هیچ مبنایی در حقوق بین‌الملل ندارد؛ ترجمه‌اش این می‌شود که، چون اتحادیه اروپا از بابت بسته شدن تنگه هرمز به لحاظ اقتصادی متضرر شده است، پس جنگ با ایران باید هرچه زودتر تمام شود.

وی در ادامه این مطلب تأکید کرد: غربی‌ها با الفاظ حقوق بین الملل بازی می‌کنند و نباید فریب آنها را بخوریم. به عنوان مثال، وقتی اتحادیه اروپا می‌گوید که ما در قضیه تنگه هرمز وارد همکاری با آمریکا نمی‌شویم؛ از منظر منافع ملی به آن نگاه می‌کنند و نه از دریچه اخلاق.

خواجی به مثال شورای امنیت هم اشاره کرد و گفت: آنجا هم وضعیت به همین ترتیب است. در حال حاضر، ٩ عضو از ١۵ عضو دائم و غیردائم شورای امنیت کشور‌هایی هستند که پایگاه نظامی در اختیار آمریکا قرار داده‌اند. بر مبنای حقوق بین‌الملل هر ۹ کشور باید به دلیل واگذاری خاک به کشور ثالث برای حمله به ایران محکوم شوند. 

اعراب و توهم اجماع علیه ایران

وی در پاسخ به سوالی درباره احتمال اجماع بین‌المللی علیه ایران با استناد به قطعنامه‌ای که اسفندماه از سوی بحرین ارائه و تصویب شد؛ گفت: این کشور‌ها می‌دانند که متخلف هستند. بنابراین، قطعنامه را تحت مفاد فصل ۶ تنظیم کردند و نه فصل ۷ که اهمیتی حیاتی دارد. مسئله بند ۷ را هم نباید خیلی بزرگ‌نمایی کرد؛ آمریکا همین الان هم به دنبال ائتلاف‌سازی علیه ایران است حال‌آنکه کشور‌های اروپایی به دلیل محاسبه سود و زیان به آن بها ندادند.

این کارشناس حقوق بین‌الملل بیان کرد: قطعنامه اسفندماه هم راه به جایی نمی‌برد چراکه فصل ۶ ضمانت اجرا ندارد و هر اقدامی در آینده احتمالا از سوی چین و روسیه وتو خواهد شد.

وی در ادامه این استدلال افزود: آمریکا دلیل موجهی برای حمله به ایران ارائه نکرد و مدعی شد اقدامش پیش‌گیرانه بو‌ده است حال آنکه با افشاگری مدیر مرکز ضدتروریسم دولت واشنگتن، همین ادعا هم زیر سوال رفت. از این چشم‌انداز است که اتحادیه اروپا برای حفظ آبرو هم که شده پای حقوق بین‌الملل را به میان کشیده و می‌گوید حمله به ایران هیچ مبنای حقوقی نداشته است. 

شگفتی‌های هرمز؛ دارایی استراتژیک ایران

خواجی در پاسخ به سوالی درباره تلاش ایران برای تعریف سازوکار حقوقی جدید برای تنگه هرمز، تصریح کرد: این آبراه بسیار راهبردی است؛ چراکه تنگه برخلاف کانال به صورت طبیعی شکل گرفته و قدمت تاریخی دارد. علاوه بر این، ویژگی منحصر‌به‌فرد تنگه هرمز این است که کوتاه‌ترین فاصله تنگه هرمز ۲۳ و نیم مایل دریایی است. یعنی از یک طرف (ایران) تنگه هرمز ۱۲ مایل و از طرف دیگر (عمان) هم ۱۲ مایل است. یعنی کلاً دو دریای سرزمینی در اختیار دو کشور ایران و عمان قرار دارد. 

عضو هیأت علمی دانشگاه مشهد توضیح داد: بر اساس قوانین حقوق بین الملل دریاها، اگر آبراهی داری این ویژگی باشد؛ در مواقع احساس خطر، می‌تواند مانع ورود و خروج شناور‌های بیگانه شود. 

وی در ادامه افزود: نکته دیگر این است که با بسته شدن تنگه، خلیج فارس به یک دریای بسته یا نیمه بسته تبدیل می‌شود و از لحاظ حقوق بین الملل دریاها، تامین امنیت یک حوزه بسته با کشور‌های همجوار است. 

خواجی در تکمیل توضیح خود گفت: بنابراین، خلیج فارس به لحاظ حقوقی باید توسط ۸ کشور ازجمله ایران اداره شود و کشور‌های خارج از این حوزه آبی به شمول آمریکا حقی برای مداخله در امور آن ندارند.

وقتی امنیت هزینه دارد

استاد و کارشناس حقوق بین‌الملل در تبیین اختلاف اصلی ایران و آمریکا بر سر این آبراه استراتژیک گفت: مسئله اینجاست که ما به دلایل امنیت ملی، حقوق بین الملل دریا‌ها را تصویب نکردیم، اما یک قانون دریایی داخلی تصویب شد که منهای موارد حساس، شامل همه مسائل مهم بین‌المللی هم می‌شود. اما مشکل بزرگ این است که غرب می‌گوید تنگه هرمز یک آبراه بین المللی است حال آنکه ایران با استناد به آن فاصله ۲۳ و نیم مایلی، آن را یک آبراه سرزمینی تلقی می‌کند.

 خواجی در تمجید از توانایی و همچنین حق ایران برای اعمال نفوذ بر این آبراه افزود: تنگه هرمز به گونه‌ای است که وقتی کشتی با تناژ بالا می‌خواهد وارد آبراه شود؛ از طرف عمان اقدام می‌کند؛ ولی وقتی از دهنه تنگه عبور می‌کند حتما باید مسیر خود را به سمت ایران تغییر دهد چراکه عمق آب‌های ایران بیشتر است و برای همین ما می‌توانیم عبور و مرور را کنترل کنیم.

 وی در نهایت خاطرنشان کرد: طبق قوانین داخلی و حتی بین‌المللی، ما می‌توانیم از شناوری که وارد تنگه می‌شود و برای آن امنیت و ترافیک دریایی تامین می‌کنیم؛ عوارض دریافت کنیم و این مسئله عجیبی نیست.

انتهای پیام/

ارسال نظر