میناب در خون و قلم؛ واکنش نشریات دانشجویی به حمله به مدرسه
به گزارش خبرگزاری آنا، امیرحسین خسروی، عضو شورای مرکزی ناظر بر نشریات دانشجویی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری آنا نوشت:
هنگامهای که قلم، خود سرباز میگردد…
زمینِ ایران، امروز بیش از همیشه، داغدارِ فرزندانِ خویش است. حمله جنگندههای دشمن به مدرسهای در میناب، تنها یک خبرِ تلخِ نیست؛ این زخمی عمیق بر جانِ فرهنگ، بر قلبِ آموزش و بر تار و پودِ آرزوهایِ نسلی نو است. در آن لحظاتِ هولناک، صدایِ انفجار، لالاییِ امنیتِ کودکانِ این سرزمین را خاموش کرد و دودِ ناشی از آن، آسمانِ روشنِ امید را تیره ساخت. ما، دانشجویانِ دانشگاههایِ ایران، که قلم را سلاحِ خود و روشناییِ اندیشه را راهِ خویش میدانیم، امروز در سوگِ آن پروانههایِ بیگناه، نه تنها اندوهگین که مصمم به ایستادگی هستیم.
در چنین ایامی، وقتی آوایِ «حسبیالله» محسن چاوشی، این صدایِ زخمخورده و ریشهدارِ این سرزمین، در فضا میپیچد، گویی پژواکِ همان فریادِ هزار سالهیِ ملتِ ایران است. این ترانه، تنها موسیقی نیست؛ این ضجهیِ روحی است که از دلِ تاریخِ پر فراز و نشیبِ این دیار برمیآید. صدایی که یادآورِ دانشآموزانِ پرپرشدهی میناب است. این آوا، به ما یادآوری میکند که در اوجِ تلاطم و ناامنی، امیدِ حقیقی، نه در پناهِ سازش، که در دلِ اتکاء به خدا و غیرتِ ملی است.
حمله به مدرسه میناب، نقطهای نیست که در تاریخِ مظلومیتِ ایران گم شود؛ این نقطهای است که صلابتِ ملتِ ما را به نمایش میگذارد. دشمن گمان کرده با از بین بردنِ کودکانِ معصوم، ایران را به زانو درمیآورد، غافل از آنکه هر قطره خونِ ریخته شده بر خاکِ این وطن، بذری است برایِ روییدنِ هزاران ارادهی پولادین. امروز، سخن از «ایران» گفتن، یعنی سخن از انسجامِ ملی، یعنی پیوندِ ناگسستنیِ میانِ مردمانِ این سرزمین، فارغ از هر دین، نژاد و منطقهای. وحدت، نه یک انتخاب، که منشورِ بقا و رمزِ عبور از این دوران است.
ما، نویسندگانِ نشریاتِ دانشجویی، به نمایندگی از بیش از هزاران رسانهیِ دانشگاهیِ کشور، این مسئولیتِ خطیر را بر دوشِ خویش حس میکنیم که پیامِ زخمدیدگانِ میناب و پیامِ ایستادگیِ ملتِ ایران را به گوشِ جهانیان برسانیم. ما باور داریم که دانشگاه، همواره قلبِ بیدارِ تپندهیِ این ملت بوده است. قلمِ ما فریادی است برایِ احیایِ وجدانِ بشری و یادآوریِ ارزشهایِ بنیادینِ انسانیت. این متن، نه تنها یک تحلیلِ صرف، که دلنوشتهای است از جنسِ خون، امید و غیرتِ ایرانی.
دلم میخواهد برای هر مادر مینابی بنویسم: ما صدای فرزندت را شنیدیم. ما یادش را فراموش نمیکنیم. ما قصهاش را به تمام ایران میگوییم و برای هر دانشآموزی که هنوز زنده است و به دفترِ خونینشان نگاه میکند، بنویسم: نترس جانم… صدای تو بلندتر از انفجارهاست. هنوز در همین خاک، هزار دل میتپد برای آیندهی تو.
ما وطن را دوست داریم نه، چون کامل است، بلکه، چون خانه است. خانه را ترک نمیکنیم، حتی وقتی سقفش فرو میریزد. میمانیم، آجر روی آجر، امید را بازمیسازیم. من نمیخواهم شعار بدهم، فقط میخواهم بگویم دلم از دردِ این وطن گرفته — از این همه داغ، از این همه کودکی که رفت، از این همه پرسش بیجواب.
آینده را نه در سکوتِ اندوه، که در آگاهیِ جمعی و ارادهیِ ملی میسازیم. هر داغِ تازه، تلنگری است برایِ هوشیاریِ بیشتر. ما از دلِ خاکسترِ میناب، افقهایِ روشنی از تلاش، همبستگی و اعتلایِ ایران را ترسیم میکنیم.
ما به نمایندگی از فرزندانِ این آب و خاک، یادِ گلهایِ پرپرشدهیِ میناب را زنده نگه میداریم. یادِ آنانی که برایِ سربلندیِ این پرچم، جان فدا کردند با قلمِ خویش، شکوهِ گذشته را به رخ میکشیم، و با فریادمان، فردایی روشنتر برایِ ایرانِ عزیز خواهیم ساخت.
برای ایران...
انتهای پیام/
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس