تا کور شود هر آنکه نتواند دید

هیچکس هیئت را ول نمی‌کند؛ همه پای کارند، انگار محرم از دلِ رمضان سر برآورده و شروع شده. دقیقا عین شب دهم که زن‌ها توی تکاپو هستند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، سیده مریم گلچمن، نویسنده اهل بوشهر: دی فریدون سرخوانی می‌کند. چند نفر رحل جلویشان هست و مشغول خواندن سوره‌ فتح و صحیفه سجادیه هستند. عده‌ای هم به فکر پختن سحری برای عزاداران. پری زائرحسین و سکینه معلی، پشت موکب پای آتش نشسته‌اند و بساط چای و قیلون‌شان به راه است.

رفتم پشت موکب و گفتم: الان عزاداری دی فریدون تمومه، سریع قیلونشه آماده کنین و الا جلو ملت رسوامون میکنه.

دی فریدون برعکس رفتار تندش صدای نرم و دلسوزی دارد. وقتی می‌خواند دلِ مسلمون که هیچ دلِ کافر هم ریش می‌شود.

آخرِ عزاداری یک جمله برای حسن‌ختام عزا می‌گوید و خلاص. امان از همان جمله، چنان آتش‌ات می‌زند که چاره نداری یقه چاک چاک کنی.

یک روز بهش گفتم: دی فریدون،‌ای جمله‌های قشنگو از کجات در میاری؟

گفت: بی‌بی، از وقتی دخترُم گوشی لمسی برام گرفت هوش و گوشُم باز شد. حکمِ خدا همه چی توشه.

دیشب چشم‌های پر دردش را رو به آسمان گرفت و جمله‌ پایانی را گفت:‌ای کشته‌ روز دهم، با دست سقای حرم افطار کردی؟

صدای جیغ و شیون از جای جای موکب بلند شد.

مرد‌های هیئت از موکب بغلی که کمی آنطرف‌تر از موکب زنانه است سرازیر شدند سمت ما. از چشمان پرسش‌گرشان معلوم بود می‌خواهند بفهمند چشده. سریع گفتم: نترسین، کسی طوریش نشده.

سُلیمون گفت: دی فریدون کُشتی‌شون، کمی ترمزه بکش.

دی فریدون گلوی قیلون را محکم گرفته بود. چند پک پشت سر هم زد و گفت: به یهودیان بی‌پدر و بی‌شرف بگویید‌ای حرام‌زادگان، شیعیان علی ابن ابی طالب در میدان‌اند.

انتهای پیام/

ارسال نظر