میراث ماندگار «رهبرِ دانشمند»؛ از جهاد در سنگر ولایت تا بنای تمدن نوین علمی
به گزارش خبرگزاری آنا، آیتالله خامنهای همواره با نگاهی راهبردی، دانشگاه را مرکز اساسی و حیاتی برای پیشرفت و استقلال کشور میدانستند. ایشان بارها در بیاناتشان تأکید داشتند که «اگر دانشگاه را نداشته باشیم، پیشرفت درونی ما تأمین نخواهد شد.» در تحلیل ایشان، دانشگاه لکوموتیو حرکت کشور بود که وظیفه داشت قطار توسعه ملی را به حرکت درآورد. ایشان نهاد علم را ابزاری حیاتی برای تحقق «تمدن نوین اسلامی» برمیشمردند و به همین دلیل، در بیانیه گام دوم انقلاب، علم و پژوهش را به عنوان اولین و مهمترین سرفصل مأموریتهای نسل جوان قرار دادند.
دکترین «العلمُ سلطان»؛ تبیین علم به مثابه قدرت
یکی از استراتژیکترین گزارههایی که ایشان در دوران حیاتشان بر آن پای میفشردند، پیوند میان دانش و قدرت بود. ایشان با استناد به حدیث شریف «العلمُ سلطان»، معتقد بودند که علم منشأ اصلی قدرت است. رهبر فقید انقلاب تبیین میکردند که هر ملتی دانش را بیابد، دست برتر را در معادلات جهانی خواهد داشت و هر کس از آن تهی باشد، زیر سلطه قرار خواهد گرفت.
ایشان افقی بلندبالا را برای ایران ترسیم کرده بودند و تصریح داشتند که هدف نباید صرفاً رسیدن به استانداردهای فعلی غرب باشد. آرمان ایشان «مرجعیت علمی» بود؛ به طوری که میفرمودند: «ما باید به جایی برسیم که در یک دوره پنجاهساله، زبان فارسی زبان علم دنیا شود.» این نگاه، نشاندهنده عزم ایشان برای عبور از خودکمبینی تاریخی و بازگشت به عصر طلایی تمدن اسلامی بود.
ریلگذاری برای جهاد علمی از مسیر نقشه جامع
ایشان بر این باور بودند که حرکت علمی نباید پراکنده و اتفاقی باشد. بر همین اساس، بر تدوین و اجرای دقیق «نقشه جامع علمی کشور» تأکید ویژهای داشتند. از منظر رهبری، این نقشه در واقع «ریلگذاری» اصلی حرکت دانشگاهها بود. ایشان همواره تذکر میدادند که این سند نباید در کتابخانهها خاک بخورد، بلکه باید در بودجهبندیها، جذب هیئت علمی و انتخاب پروژههای مقاطع تحصیلات تکمیلی تجلی یابد. ایشان همواره بر «علم نافع» تأکید داشتند؛ دانشی که بتواند گرهای از مشکلات معیشتی، صنعتی و دفاعی کشور باز کند و با نیازهای بومی جفتوجور شود.
هشدار نسبت به توقف شتاب علمی؛ جبران عقبماندگی تاریخی
رهبر فقید انقلاب نسبت به هرگونه سستی در مسیر دانش حساس بودند. ایشان در سالهای پایانی عمر پربرکتشان نسبت به خطر «کاهش سرعت رشد علمی» هشدار میدادند. اگرچه ایشان با افتخار به آمارهای جهانی استناد میکردند که شتاب رشد علمی ایران چندین برابر متوسط جهانی است، اما همواره تأکید داشتند که این نباید منجر به غرور شود؛ چرا که «ما عقبماندگی تاریخی داریم.» ایشان معتقد بودند اگر سرعت ما کم شود، فاصله با دنیا زیاد خواهد شد و توقف در این مسیر را بازگشت به دوران وابستگی به مستکبران میدانستند.
شکستن انحصار علمی غرب و عبور از «علمِ ترجمهای»
نقطه عطف نگاه ایشان به استقلال علمی، در سال ۱۳۸۷ (سال نوآوری و شکوفایی) به وضوح نمایان شد. ایشان به شدت با «شاگردی ابدی» در پیشگاه غرب مخالف بودند و میفرمودند: «ما ابایی نداریم که شاگردی کنیم، اما نباید همیشه شاگرد بمانیم.» ایشان معتقد بودند تقلید صرف از متون غربی، دانشگاه را به بنبست میکشاند و به همین دلیل بر نوآوری و تولید نظریه تأکید داشتند. پیشرفتهای شگرف ایران در حوزههای هستهای، نانو و سلولهای بنیادی از نظر ایشان، نه فقط یک موفقیت فنی، بلکه «شکستن طلسم ناتوانی ایرانی» و ثمره شعار مقدس «ما میتوانیم» بود.
دانشگاه اسلامی؛ کارخانه انسانسازی و بصیرت
هویت و فرهنگ، دغدغه همیشگی آیتالله خامنهای در فضای دانشگاه بود. ایشان دانشگاه اسلامی را محیطی میدانستند که در آن «علم با اخلاق» و «تخصص با تعهد» همراه باشد. ایشان تبیین میکردند که اسلامی شدن به معنای ظواهر نیست، بلکه باید روح دین، استقلال و غیرت ملی بر دانشگاه حاکم باشد. ایشان دانشگاه را «کارخانه آدمسازی» مینامیدند و تأکید داشتند خروجی این نهاد نباید نخبگانی باشند که آرزوی خدمت به بیگانگان را دارند، بلکه باید مدیرانی متعهد و دلسوز وطن تربیت شوند.
اقتصاد دانشبنیان؛ تبدیل ایده به ثروت ملی
در منظومه فکری ایشان، علم باید به ثروت تبدیل میشد. ایشان شرکتهای دانشبنیان را ستون فقرات اقتصاد مقاومتی میدانستند. رهبری همواره از قطع بودن رابطه صنعت و دانشگاه گلایه داشتند و معتقد بودند صنعت باید نیازهای پژوهشی خود را به دانشگاه بسپارد تا پایاننامهها به سمت حل مسائل واقعی کشور سوق یافته و مقاله به تولید محصول منتهی شود.
فضای سیاسی؛ آزاداندیشی در برابر سیاسیکاری
ایشان دانشگاه را محیطی برای «فهم سیاسی» میدانستند، نه «سیاسیکاری» و بازیچه احزاب شدن. رهبر فقید انقلاب بارها بر ضرورت تشکیل «کرسیهای آزاداندیشی» تأکید کردند و میخواستند که دانشجویان با منطق و استدلال به نقد و گفتگو بپردازند. ایشان معتقد بودند دانشجو باید «بصیرت» داشته باشد تا بتواند نقشه دشمن را در جبهه جنگ نرم تشخیص دهد.
تحول در علوم انسانی؛ جهاد در برابر مبانی سکولار
آیتالله خامنهای به طور خاص بر تحول در علوم انسانی تأکید داشتند. ایشان منتقد تدریس علومی بودند که بر پایه جهانبینی مادی غربی بنا شده است. ایشان میفرمودند که وقتی مبانی درسی با توحید و معاد در تضاد باشد، نمیتوان انتظار داشت مدیرانی مؤمن به آرمانهای انقلاب خروجی آن باشند. لذا از اساتید میخواستند با شجاعت علمی، به نقد نظریات غربی پرداخته و علوم انسانی بومی را تدوین کنند.
میراثی که با شهادت امضا شد
آیتالله خامنهای در حالی به مقام رفیع شهادت نائل آمدند که میراثی عظیم از خودباوری علمی را برای نسلهای آینده بر جای گذاشتند. ایشان معتقد بودند که دهه آینده، دهه تثبیت اقتدار علمی ایران است. حمله جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به این استوانه بزرگ انقلاب، اگرچه جسم ایشان را از ما گرفت، اما راهبردهای ایشان در «بیانیه گام دوم» و تأکید ایشان بر اینکه «علم، آشکارترین وسیله عزت و قدرت است»، همچنان نقشه راه دانشگاهیان خواهد بود.
میراث ایشان، گذار از یک نظام آموزشی تقلیدی به یک نظام «تولیدمحور، مقتدر و هویتساز» است. خون پاک ایشان، انگیزه دانشمندان جوان را برای رسیدن به آن قلهای که ایشان ترسیم کرده بودند یعنی تبدیل ایران به مرکز نورافشانی علمی جهان، صدچندان خواهد کرد. اکنون وظیفه دانشگاه است که با ادامه این جهاد علمی، پاسخ محکمی به استکبار جهانی بدهد.
انتهای پیام/
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس