اگر ایران سقوط کند کل منطقه سقوط خواهد کرد/ هدف اصلی تحریمها مردم ایران است
به گزارش خبرگزاری آنا، تحولات خاورمیانه در سالهای اخیر وارد مرحلهای کمسابقه از تنش، بیثباتی و بازآرایی موازنههای قدرت شده است. از تشدید درگیریها میان اسرائیل و بازیگران منطقهای گرفته تا افزایش فشارهای سیاسی و نظامی بر ایران، منطقه در وضعیتی قرار دارد که بسیاری آن را آستانه یک تغییر راهبردی میدانند. همزمان، نقش ایالات متحده و رقابت قدرتهای جهانی، بر پیچیدگی این معادلات افزوده و چشمانداز ثبات را بیش از پیش مبهم کرده است.
در چنین فضایی، ارزیابی وضعیت کنونی خاورمیانه تنها محدود به بررسی تحولات میدانی نیست، بلکه مستلزم توجه به پیوندهای سیاسی، نظامی و ژئوپلیتیکی گستردهتری است که بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را به یکدیگر متصل میکند. در گفتوگوی پیشرو با الیجا مگنایر، تلاش شده است تصویری از این شرایط ناپایدار و پیامدهای احتمالی آن برای منطقه و جهان ترسیم شود.
گفتنی است الیجا مگنیر خبرنگار باسابقه جنگ و تحلیلگر سیاسی است که بیش از ۳۵ سال تجربه در پوشش تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا دارد. تمرکز اصلی او بر گزارشدهی دقیق و بهروز از تحولات سیاسی، برنامهریزیهای راهبردی و نظامی، مسائل مرتبط با تروریسم و سیاستهای مقابلهای با آن است. توان بالای تحلیل سیاسی و امنیتی، گزارشهای میدانی او را به منابعی قابل اتکا برای فهم تحولات پیچیده منطقه تبدیل کرده است. تجربه گسترده، شبکه ارتباطی عمیق و شناخت واقعبینانه او از معادلات سیاسی کشورهایی چون ایران، عراق، لبنان، لیبی، سودان و سوریه سبب شده آثارش برای مخاطبانی که در پی درک واقعیتهای میدانی فراتر از روایتهای رایج و غالب در رسانههای غربی هستند، اهمیت ویژهای داشته باشد.
مگنیر در طول فعالیت حرفهای خود، بسیاری از جنگها و منازعات سرنوشتساز منطقه از جمله اشغال لبنان توسط اسرائیل در سال ۱۹۸۲، جنگ ایران و عراق، جنگ داخلی لبنان، جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، درگیریهای سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ در یوگسلاوی سابق، تهاجم ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳، جنگ ۳۳روزه لبنان در سال ۲۰۰۶ و نیز جنگها و بحرانهای سالهای اخیر در لیبی و سوریه را پوشش داده است.
او سالهای متمادی در کشورهایی نظیر لبنان، بوسنی، عراق، ایران، لیبی و سوریه سکونت داشته و همین تجربه زیسته طولانیمدت، درکی عمیق و میدانی از فرهنگهای محلی، ساختارهای اجتماعی و قبیلهای، واقعیتهای ژئوپلیتیکی و زمینههای تاریخی منطقه به او بخشیده است؛ منطقهای که همچنان یکی از پیچیدهترین و چالشبرانگیزترین عرصههای سیاست و امنیت در جهان بهشمار میرود.
مجری: نخستین سوالم در مورد خاورمیانه است و قصد دارم ابتدا با یک سوال تقریبا کلی شروع کنم. در حال حاضر شرایط خاورمیانه را چطور ارزیابی میکنید؟
مگنیر: به خاطر کارهایی که اسرائیل در دو سال گذشته انجام داده شرایط این روزهای خاورمیانه کاملا ناپایدار است.. اسرائیل چندین کشور را بمباران کرد، اسرائیل باعث سقوط بشار اسد شد و حمله به ایران را انجام داد و الان نیز تهدیدات ترامپ که در برابر کشورهای مختلف هنوز هم ادامه دارد. پس ثباتی وجود ندارد؛ بخصوص که اسرائیل قطر را هم بمباران کرد که یکی از متحدین آمریکا است و هیچ توجهی به نتایج این اتفاق نداشت.
پس میبینیم که چطور اسرائیلیها از آمریکا برای القای سلطه خود در خاورمیانه بهره میبرند. تنها کشوری تا به امروز در برابر اسرائیل ایستاده است ایران است.
مجری: بسیاری از تحلیلگران امروز معتقدند که سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه بیشتر توسط اسرائیل دیکته میشود. به نظر شما این گزاره درستی است؟
مگنیر: در بخشهای زیادی بله. در حوزه نظامی کشور کوچکی مثل اسرائیل نمیتواند برای مدت زمان طولانی و در چندین جبهه بدون حمایت مادی و تسلیحاتی آمریکا دوام بیاورد. پس، از میلیاردها دلار تسلیحات و کمکهای مالی حرف میزنیم که آمریکاییها در اقتصاد و ماشین جنگ اسرائیل تزریق میکنند. اسرائیل بدون کمک آمریکا نمیتواند همزمان به چندین کشور حمله کند.
نکته بعدی اینکه ایران برای امنیت ملی آمریکا خطری ایجاد نمیکند، بلکه ایران برای سلطه اسرائیل در خاورمیانه خطرناک است. اگر آمریکاییها به ایران حمله کنند، همانند آنچه که در ژوئن (خرداد) ۲۰۲۵ انجام دادند، دقیقا همان کاری را که اسرائیل از آنها خواسته است به انجام رساندهاند. به همین دلیل الان در لحظه بسیار حساسی قرار داریم. اگر آمریکا به ایران حمله نکند اسرائیل هر چه در توان دارد خواهد گذاشت تا با خرابکاری در مذاکرات، آمریکا به خواست آنها تن بدهد. در غیر این صورت نتانیاهو ناامید خواهد شد.
مجری: اخیرا سخنان بحثبرانگیزی از کشورهای غربی به خصوص اروپاییها را شاهد بودیم. آنها سپاه را گروه تروریستی اعلام کردند و تحریمهای جدیدی وضع کردهاند. علاوه بر تحریم، در سازمانهای بینالمللی علیه ایران قطعنامههایی را هم با ادعای دفاع از حقوق بشر به تصویب رساندند. اما در مورد قتل عام مردم و نسل کشی در غزه توسط اسرائیل چنین رویکردی را شاهد نبودیم. این شرایط به نظر شما چگونه جایگاه سازمانها و نهادهای بینالمللی به خصوص شورای امنیت و سازمان ملل را را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟
مگنیر: مدت زمان زیادی است که عمر سازمانهای بینالمللی تمام شده است. اگر زمان به قدرت رسیدن رکس تیلرسون در آمریکا را بررسی کنیم میبینیم وقتی وی به قدرت رسید، همزمان یادداشتی در پولیتیکو منتشر شد با این عنوان که «ما از عناوینی، چون حقوق بشر و دموکراسی فقط در برابر دشمنانمان همچون کره شمالی، ایران، چین، روسیه، کوبا و ونزوئلا استفاده میکنیم، نه در برابر همپیمانانمان».
الان هم ترامپ در آمریکا در مسند قدرت نشسته اس؛ وی هم که با صراحت گفت سازمان ملل اصلا برایش اهمیتی ندارد. دیدیم که فرانچسکا آلبانیزه، گزارشگر ویژه سازمان ملل را هم به خاطر گزارشش در مورد نسل کشی اسرائیل در غزه تحریم کرد. ترامپ قضات دیوان بینالمللی دادگستری را تحریم کرد. باور وی بر این است که تنها مرجع قدرت در جهان خودش است. با آدمربایی رئیس جمهور ونزوئلا را گرفت و برد. گفت به زور یا با مذاکره گرینلند را میخواهد. هیچ چیز هم برایش اهمیتی ندارد.
پس خیلی وقت است که چیزی به نام نظم جهانی و حقوق بینالملل وجود ندارد. الان قانون فقط قانون قدرت است. اروپا هم پیرو همین سیاست است، با معیارهای دوگانه و ریاکاری. البته اروپا زمانی وارد این بازی شد که ترامپ علیه اروپا موضع گرفت و خواست که اروپاییها از مطالبات او تبعیت کنند و تسلیم خواستههایش شوند و به جنگ اوکراین خاتمه دهند و مجموعهای از مطالبات دیگر را نیز بپذیرند. وقتی در برابر گرینلند «نه» گفتند و به حمایت از اوکراین ادامه دادند، آنها را تهدید کرد.
پس اروپا عملا هیچ نقشی ندارد. دیگر جایگاهی برای اروپا باقی نمانده است. آنها با اقدامات خود، جایگاهشان را از دست دادهاند. استاندارهای دوگانه آنها در رابطه با نسل کشی اسرائیل در غزه ماهیت واقعی تمام کشورهایی را که درباره حقوق بشر صحبت میکردند افشا کرد. اینکه هیچ کدام در برابر ظلمهایی که بر مردم غزه روا میشد دم نزدند. نه تنها اقدامات اسرائیل را محکوم نکردند بلکه با تسلیحات و کمکهای مالی از آن حمایت نیز کردند تا تلآویو نسل کشی در غزه و علیه فلسطینیان را ادامه دهد.
مجری: روز گذشته شاهد مذاکرات ایران و آمریکا بودیم. به نظر شما هرگونه تعهد از جانب آمریکا برای ایران و ایرانی قابلیت اعتماد و اتکا دارد؟ چرا که در آخرین دور از مذاکرات بین ایران و آمریکا، آنها به ایران حمله کردند و هزاران نفر از مردم ایران را به قتل رساندند. آیا اتفاق مشابهی ممکن است در این دور از مذاکرات رخ دهد؟
مگنیر: قبل از هر چیز باید گفت هیچ اعتمادی به دولت آمریکا نیست. آمریکاییها این قابلیت را دارند که میز مذاکره را چپه کنند و سراغ جنگ بروند. اما از نظر من محتمل نیست آمریکا بخواهد به ایران حمله کند. هر چند بعید هم نیست. آخرین بار که آمریکاییها و اسرائیلیها به ایران حمله کردند، تنها ۴۸ ساعت قبل از زمان تعیینشده برای مذاکراتی بود که در مسقط برگزار ش؛ و اسرائیلیها همراه با آمریکاییها در ژوئن ۲۰۲۵ جنگ را آغاز کردند؛ بنابراین ایران اینبار خیلی باید حواسش را جمع کند.
اما ادامه مذاکرات هم برای ایران بسیار مهم است. از طرفی ایران باید خود را برای جنگ نیز آماده کند. چرا که آمریکاییها و اسرائیلیها قابلاعتماد نیستند. پس ایران نباید از موضع ضعف وارد مذاکره شود. ایران باید به عنوان یک کشور کاملا مستقل و از موضع برابر مذاکره کند. هرچند آمریکا قدرتمندترین کشور جهان باشد، اما ایران نیز نباید تسلیم شود.
اگر قرار بود ایران تسلیم شود از سال ۱۹۸۰ تحریم نمیشد. دورهای که کارتر اولین تحریمها را علیه ایران اعمال کرد. به خاطر همین هم ایران محل مذاکرات را از ترکیه به مسقط منتقل کرد. پیام هم این بود که این مذاکرات ادامه همان مذاکرات قبلی است. مذاکراتی که به واسطه حملات آمریکا و اسرائیل لغو شد. مهمتر اینکه ایران فقط در مورد موضع هستهای مذاکره میکن؛ و با این هدف که حق غنیسازی ایران به رسمیت شناخته شود. تحت همان شرایطی که ایران ذیل برجام پذیرفته بود.
اما نکته بسیار مهم دیگری نیز وجود دارد. برجام عملا در اکتبر ۲۰۲۵ به پایان رسید. پس اینکه آمریکاییها بگویند خب، حالا ایرانیها بدون کنترل میتوانند هر کاری که میخواهند انجام دهند، یک سناریوی فولکلوریکِ برای جمعآوری نیروها در جهت تحمیل بازدارندگی است. نه رفتن به جنگ.
مجری: با در نظر گرفتن شرایط کنونی در منطقه، به نظر شما درگیری نظامی بین ایران و آمریکا رخ خواهد داد؟
مگنیر: ببینید اینجا یک معضل وجود دارد. اگر ایران اورانیومی را که الان در دست دارد تحت کنترل درآورد یا تحویل دهد، همان مقداری که به خاطر خروج آمریکا از برجام ذخیره و غنی کرده است، و در واقع پاسخ متناسب ایران به خروج آمریکا از برجام بود که باعث ذخیره ایران مقدار اورانیوم از سال ۲۰۱۹ شد، آمریکا خواهد پذیرفت که تحریمها را بردارد و برنامه هستهای ایران را کنترل کند؟ هر چند با برداشته شدن تحریمها ایران بسیار قدرتمندتر و مقاومتر خواهد شد و اقتصادش شکوفاتر خواهد شد.
این مسئله با سیاستهای اسرائیل و همچنین با برداشت و درک کشورهای حوزه خلیج فارس در اطراف ایران در تضاد است. کشورهایی که همین الان هم از ایرانی که تحت تحریم است هراس دارند. اما اگر ایران مسیر خود را ادامه دهد و برنامه موشکی خود را حفظ کند، اگر ایران بدون تحریم باشد و بسیار قدرتمندتر باشد، در این صورت از دیدگاه اسرائیل یک تهدید واقعی محسوب خواهد شد.
اما نکته اینجا است که آیا ترامپ میتواند به آمریکاییها، صهیونیستها و اسرائیلیها؛ منظورم صهیونیستهای آمریکایی است، بگوید که من با ایران به توافق رسیدم و ایران را قویتر کردم؟ این جای تردید بسیار دارد.
مجری: الان شاهد یک نظم جدید در جهان هستیم. نقش کشورهایی مثل ایران، چین و روسیه در این نظم چیست؟ و البته چه چیزی است که آمریکا را میترساند؟
مگنیر: برای آمریکاییها مهم است که چین را از ایران و روسیه دور نگه دارند. اما این هدف شکست خورده است. زیرا به نفع چین نیست که ایران و روسیه را ضعیف ببیند. در غیر این صورت آمریکاییها سلاحهای خود را به سمت چین نشانه خواهند رفت؛ بنابراین به سود چین است که ببیند آمریکاییها درگیر ایران و روسیه هست؛ و این جنگها دور از خاک چین رخ میدهد. چینیها بسیار خوشحالاند که به حمایت از ایران و روسها ادامه دهند تا این کشورها همچنان در حال مقابله باشند و این حق آنهاست که با ایالات متحده و هژمونی آن مقابله کنند.
این همان چیزی است که دونالد ترامپ آن را درک میکند و از قبل هم درک کرده بود. زمانی که نوعی جنگ اقتصادی علیه چین را آغاز کرد. وقتی تعرفهها را اعمال کرد، شکست خورد و سپس بر همان سیاستها پافشاری بیشتری کرد؛ بنابراین امروز نظم جدیدی وجود ندارد.
در سراسر جهان درک کاملی میان کشورها شکل گرفته است، در شمال و در جنوب، که یک آمریکای قدرتمند تحت رهبری فردی مانند دونالد ترامپ برای نظم بینالمللی و قوانین بینالمللی بسیار خطرناک است چرا که آمریکاییها به هیچ قانونی پایبند نیستند. آمریکاییها همانند اسرائیلیها امروز بر این نظریه تکیه دارند که صلح از طرق قدرت باید برقرار شود که همان جنگ است و کشورها را وادار به تسلیم کنند.
این در هیچ جایی از جهان مورد استقبال قرار نمیگیرد. به همین دلیل است که نوعی ائتلاف شکل گرفته است. زیرا کشورهایی که از ایران حمایت میکنند بهشدت از سوی آمریکاییها نادیده گرفته میشوند و کشورهایی که از روسیه حمایت میکنند نیز با همین وضعیت مواجهاند. به همین دلیل است که چین حمایت خود را یا پنهانی و یا نه چندان مشخص نگه داشته است و اگر گاهی این حمایت علنی شود، آمریکاییها و اروپاییها نمیتوانند کاری بکنند، زیرا توان مقابله با چین را ندارند؛ بنابراین نظمی که امروز در حال شکلگیری است نظمی متفاوت است. متفاوتتر از هر آنچه از آغاز تاریخ بشر وجود داشته است و هدف آن این است که چگونه میتوان مطمئن شد که کشورها در برابر قویترین قدرت تسلیم نشوند آن هم با استفاده از نوعی ائتلاف. اما بیش از هر چیز با تکیه بر مردم. ایران فقط به این دلیل دوام آورد که مردمش نپذیرفتند تسلیم آمریکاییها و اسرائیلیها شوند.
مجری: در روزهای اخیر دیدیم که دونالد ترامپ ایران را تهدید کرد و رهبر معظم انقلاب پاسخ دادند که در صورت تجاوز نظامی جنگ منطقهای رخ خواهد داد. ما در حمله آمریکا به عراق دیدیم که هزاران سرباز آنها در طول سالها کشته شدند. در صورت تجاوز به ایران چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و البته کشورهای اطراف ایران، به خصوص کشورهای حاشیه خلیج فارس چگونه تحت تأثیر قرار خواهند گرفت؟
مگنیر: اگر ایران سقوط کند، عراق سقوط خواهد کرد، لبنان سقوط خواهد کرد و پس از آن یمن نیز سقوط خواهد کرد. آنچه آمریکاییها و اسرائیلیها میگویند، و سفیر آمریکا، توماس باراک گفته است که «باید سر مار را قطع کنیم»، منظور او ایران بود. این سخن از سوی اسرائیلیها نیز تکرار شده است که نشان میدهد هر دو هدف مشترکی دارند؛ که تا این لحظه شکست دادن حماس و حزبالله ممکن نبوده است.
هیچ کدام با وجود ویرانیهایی که در نتیجه جنگهای اسرائیل متحمل شدند، شکست نخوردند. مهم است که ایران نابود شود و با سقوط ایران دیگران هم سقوط خواهند کرد. این یک واقعیت است. واقعیتی که لبنانیها، عراقیها و یمنیها هم آن را میدانند.
همانطور که رهبر معظم انقلاب گفته، یک جنگ تمام عیار علیه ایران از سه جبهه در جریان است. کسی که نهتنها رهبر انقلاب اسلامی است بلکه مرجع و منبع تقلید در دنیای شیعه نیز به شمار میرود؛ بنابراین وقتی میگوید که این جنگ، یک جنگ منطقهای خواهد بود، به این دلیل است که میداند پیروانش درک خواهند کرد که این جنگ به آنها هم مربوط میشود و بدون تردید، جبهه حزبالله، عراق و یمن به محض آنکه ایران زیر بمباران قرار بگیرد و به حمایت نیاز داشته باشد، شعلهور خواهد شد.
مجری: پس فکر میکنید ایالات متحده متحمل خسارات سنگین خواهد شد؟
مگنیر: البته که بله. بین ۳۰ تا ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در خاورمیانه حضور دارند. کشورهای حاشیه خلیج فارس امروز، نه از سر علاقه به ایران و نه از سر علاقه به اسرائیل، بلکه از این میترسند که کشورهایی که میزبان پایگاههای آمریکا هستند هدف بمباران قرار بگیرند و ویران شوند. این بار ایران شوخی ندارد، چون این یک جنگ موجودیتی برای ایران است. یا زنده میماند، یا از بین میرود.
ایران میتواند آسیبدیده بماند، اما میتواند دوام بیاورد. ایران در طول دههها، با همه تحریمها آسیب دیده است و جنگ ۱۲ روزه به ایران چیزهای زیادی آموخت. اینکه چگونه روی پای خود بایستد و چگونه همه شکافها را پوشش دهد و چگونه باید جبهه داخلی خود را تقویت کند و همین اتفاق باز هم خواهد افتاد. به همین دلیل است که آمریکاییها، برخلاف اسرائیل، در حمله به ایران مردد هستند. چون اسرائیل واقعاً اهمیتی نمیدهد.
اگر آمریکاییها وارد شوند، پایگاههای آمریکا هدف قرار خواهند گرفت. اسرائیل هم هدف قرار خواهد گرفت. اما بهای شکست دادن ایران آنقدر بالاست که اسرائیلیها حاضرند این خسارتها و پیامدها را بپذیرند. این چیزی نیست که آمریکاییها بخواهند ریسک کنند و شاهد نابودی پایگاههایشان باشند.
مجری: پس در مقایسه با گذشته، فکر میکنید ایران اکنون قدرتمند است یا ضعیف؟ فرض کنیم بعد از توافق هستهای، با همه تحریمهای کشورهای غربی و البته پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران، فکر میکنید ایران در حال حاضر ضعیف است یا قدرتمند؟
مگنیر: ایران هم ضعیف است و هم قدرتمند، و توضیح میدهم. تحریمها اقتصاد ایران را تضعیف کردهاند. در این شکی نیست. مردم ایران بهشدت از تحریمهای آمریکا و اروپا آسیب دیدهاند و ادعای آمریکاییها و اروپاییها که میگویند ما نگران مردم ایران هستیم، بیمعناست. چون مردم نخستین هدف این تحریمها هستند. از این منظر، ایران بهواسطه این تحریمها تضعیف شده است. اما ایران تسلیم نشده است.
جنگ ۱۲ روزه درس بزرگی برای ایران بود. ایران یاد گرفت که چگونه جبهه داخلی خود را تقویت کند. در داخل کشور صنعت پهپاد وجود داشت، مأموران موساد و سیا حضور داشتند. آنها فرصت داشتند چند روزی باعث ایجاد آشفتگی شوند.
اما این مانع پاسخ ایران به اسرائیلیها نشد. نکته مهم دیگر این که ایران آموخت که حرکت کامیونهای حامل موشک، آنها را در معرض دید اسرائیلیها و حملات پهپادی و آمریکایی قرار میدهد. بنابراین، ایران سیاست خود را تغییر میدهد و اطمینان حاصل میکند که میتواند موشکها را بدون افشای موقعیت کامیونها، مثلاً از سیلوهایی در سراسر کشور پرتاب کند.
ایران ۶۴/۱ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد. این برای ایران بر خلاف اسرائیل یک امتیاز است، چرا که فلسطین ۲۰ هزار کیلومتر مربع است. تقریباً شبیه به یک استان کوچک در ایران. بنابراین، هر جایی که موشک ایرانی فرود بیاید، به اسرائیل آسیب خواهد زد. ایران این نکته را آموخته و این ایران را قویتر کرده است.
نکته دیگر این است که ایران فناوری و رهگیری اینترنت جدیدی به دست آورده است. استارلینک قبلاً غیرقابل شکست و غیرقابل رهگیری بود. ایران بین ۴۰ تا ۶۰ هزار ترمینال استارلینک را ردیابی و ضبط کرد. این یک دستاورد بزرگ است که پیش از این دیده نشده بود. بنابراین، تقویت جبهه داخلی اولویت مقامات ایرانی است.
آنها فهمیدهاند که مردم، چه راضی و چه ناراضی از عملکرد دولت، هرگز قبول نخواهند کرد کسی از خارج بیاید و به آنها بگوید که میخواهند نظام حاکم را تغییر دهند یا نه. این تصمیم به خود مردم ایران مربوط است. هر زمان که بخواهند. نه وقتی کشورها یا نهادهای دیگر مثل اسرائیل یا آمریکا شروع به بمباران شهرهای ایرانی کنند.
این چیزی بود که در ایران دیده شد و بیسابقه بود. مردم داخل و خارج ایران، چه با دولت و چه علیه آن، در کنار ملت خود ایستادند. همین موضوع برنامه آمریکاییها و اسرائیلیها را خراب کرد و به همین دلیل است که آمریکاییها اکنون نیروهای خود را خارج از ایران مستقر کردهاند و روی اغتشاشگران حساب نمیکنند. چون در دسامبر و ژانویه این را امتحان کرده بودند و دیدیم ایرانیها چقدر سریع آنها را مهار کردند.
بنابراین، میبینیم که ایرانیها درسهای زیادی آموختهاند. اما این به معنای این نیست که میتوانند بهطور کامل پیروز شوند، چون پیروزی تعاریف مختلفی دارد. اگر ایران پرچم سفید را بالا نبرد، این خود یک پیروزی است.
مجری: میخواهم در مورد یک عامل مهم صحبت کنم و آن اقتصاد از گذر خلیج فارس است که مهمترین قسمت آن توسط ایران کنترل میشود. هر جنگ یا حمله نظامی به ایران چگونه بر اقتصاد و البته تأمین انرژی جهان تأثیر خواهد گذاشت؟
مگنیر: ایران هیچگاه همه کارتهای خود را یکجا استفاده نکرده است. برای ایران مهم است که پاسخها بهطور تدریجی باشد. به همین دلیل، در طول جنگ ۱۲ روزه، ایران تنگه هرمز را نبست. چون احساس میکرد کافی نیست.
رهبران ایران در طول جنگ ۱۲ روزه درست عمل کردند، چون دونالد ترامپ گفت که پس از پنج یا شش روز، اسرائیلیها درخواست آتشبس کردند؛ و ایران پس از ۱۲ روز آتشبس را پذیرفت. البته توافقی برای آتشبس وجود ندارد و ایران فقط پذیرفت حمله را متوقف کند. بنابراین، ایران نیازی نداشت که تنگه هرمز را ببندد.
اما اگر جنگی موجودیتی باشد و مثلاً آمریکاییها بخواهند نیروی دریایی ایران را نابود کنند، کاری که با نیروی دریایی سوریه کردند و بخواهند نفت و گاز ایران را نابود کنند تا اقتصاد ایران واقعاً آسیب ببیند، آنگاه رهبران ایران در بستن تنگه هرمز و دریای سرخ تردید نخواهند کرد.
انصارالله نیز در یمن این کار را در جنگ غزه انجام داد. قطعاً برای ایران هم انجام خواهد داد و حزبالله نیز میتواند مدیترانه را ببندد. چون این یک جنگ موجودیتی برای ایران، انصارالله، حزبالله و مقاومت عراق است. بنابراین، یک جبهه متحد در تمام دریاها میتواند شکل بگیرد و این میتواند به اقتصاد جهان آسیب بزند.
بخش اعظم انرژی جهان از تنگه هرمز عبور میکند. تجارت و بازرگانی هم از تنگه هرمز میگذرد. بستن آن تریلیونها دلار خسارت خواهد داشت که آمریکاییها و اروپاییها قادر به تحمل آن نیستند. این عامل دیگری است که آمریکاییها را مردد کرده است.
مجری: دیدهایم که کشورهای اروپایی جایگاهی در سیاستهای آمریکا درباره ایران و خاورمیانه و البته سایر کشورها ندارند. همین دیروز دیدیم کشورهای اروپایی جزو مذاکرات نبودند و هر دو طرف، ایران و آمریکا، آنها را نادیده گرفتند. این محدود به مذاکرات ایران و آمریکا است یا هر تصمیم دیگری در جهان و البته ایالات متحده؟ البته، در مذاکرات اوکراین و همچنین مذاکرات منطقهای و اروپایی بین آمریکا، همین موضوع دیده شده است. به نظر شما این شرایط در آینده هم ادامه خواهد داشت؟
مگنیر: اروپا قدرت و نفوذ خود را در سطح جهان از دست داده است. هیچکس نمیخواهد با یک واسطه مذاکره کند. آنها مستقیماً با رئیس مذاکره میکنند. به همین دلیل است که روسیه میگوید: «من با آمریکا مذاکره میکنم. نیازی به گفتوگو با اروپاییها ندارم.» و اگر اروپاییها بخواهند به حمایت از اوکراین ادامه دهند، در واقع در حال خودکشی هستند. امروز در اروپا شاهد کاهش ارزش پولهای محلی هستیم. قیمتها سر به فلک کشیده است. همه چیز غیرقابل خرید شده است. مردم احساس نااطمینانی شدیدی دارند. چون نمیدانند چه آیندهای در انتظارشان است؛ و دولتها پولی را خرج میکنند که ندارند. کسری بودجه در همه کشورهای اروپایی بسیار بالا است. فرانسه: ۳٫۸ تریلیون. ایتالیا: ۳٫۵ تریلیون؛ بنابراین همه کشورها کسری بودجه دارند. پس اروپا … تحت فشار و حمله آمریکاست.
آمریکاییها اروپا را تحت فشار گذاشتهاند و تهدید به تحریم و تعرفه میکنند؛ که همین موضوع اروپا را حتی ضعیفتر از وضعیت کنونی میکند. پس چه کسی است که بخواهد اروپاییها را دور میز مذاکره بیاورد؟ برای چه هدفی؟ آنها نفوذی ندارند. اگر آمریکاییها بگویند باشه، تحریمهای ایران را برمیداریم، تمام کشورهای اروپایی به سمت ایران خواهند رفت. چون توتال در ایران حضور داشت و وقتی رفت، مقدار زیادی پول از دست دادند؛ بنابراین حضور آنها دور میز مذاکره واقعاً ارزش افزوده ندارد. وقتی وزیر خارجه ایران میگوید اروپاییها با اقدامات خود جایگاهشان را از دست دادند، با فعال کردن اسنپبک جایگاهشان را از دست دادند، درست میگوید، اما در قالب دیپلماتیک بیان میکند.
اروپاییها جایگاه خود را از دست دادهاند، چون دیگر قدرتی که اهمیت داشته باشد نیستند. آنها سلاح ندارند. مهمات ندارند به اوکراین بدهند. اوکراینیها امروز تمام مهمات خود را از آمریکاییها دریافت میکنند. اروپا بسیار آسیبپذیر است. اروپا به ناتو که تحت رهبری آمریکاست متکی است. پس چرا با یک قاره حاشیهای مذاکره کنیم، وقتی تصمیم نهایی در دست آمریکاست؟
فیلم کامل این گفتگو را اینجا مشاهده کنید
انتهای پیام/