پیشنهاد سردبیر
مردم بازنده رقابت قیمت و یارانه

تاخت‌وتاز قیمت‌ها و عقب‌ماندگی یارانه‌ها

تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

راهبرد عبور تهران از تله زمان و تهدید‌های نظامی

تهران در فضای پیچیده و خاکستری دیپلماسی، با ترکیب دانش هسته‌ای بومی و توان دفاعی، ابتکار عمل را در دست گرفته است. راهبرد ایران عبور از تله زمان و تهدید‌های نظامی، تضمین‌کننده حفظ منافع ملی و اقتدار کشور است.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در فضای پیچیده و گرگ‌ومیش دیپلماسی فعلی، جریانی در غرب با هدایت تندرو‌های واشنگتن سعی دارد آرایش نظامی در منطقه و جابه‌جایی ناو‌ها را به عنوان اهرم فشار اصلی بر میز مذاکره تحمیل کند. اما واقعیت‌های میدانی، روایت متفاوتی را بازگو می‌کنند. تهران این بار با یک دکترین دووجهی و هوشمندانه وارد کارزار شده است؛ پیوند زدن بنیه دفاعی به منطق فنی. اگر به ادبیات حاکم بر این روز‌های دستگاه سیاست خارجی نگاه کنیم، نشانی از عقب‌نشینی در برابر تهدید‌های موسوم به آخر هفته دیده نمی‌شود. برعکس، نوعی اعتمادبه‌نفس استراتژیک در رگ‌های این ساختار جریان دارد که ریشه در یک درک عمیق تاریخی دارد. این اعتمادبه‌نفس ناشی از عبور ایران از گردنه‌های سخت تحریمی در دهه‌های گذشته است که باعث شده تحریم‌های جدید دیگر کارکرد فلج‌کننده سابق را نداشته باشند.

تثبیت دانش بومی

برنامه هسته‌ای ایران دیگر فقط یک سازه فیزیکی یا مجموعه‌ای از سانتریفیوژ‌ها نیست که با بمب یا حملات سایبری نابود شود؛ این برنامه در واقع یک دانش بومی است که طی سال‌ها مجاهدت علمی شکل گرفته است. این یعنی ایران از مرحله تهدیدپذیری فنی عبور کرده و به مرحله تثبیت نخبگانی رسیده است. حتی در صورت تخریب فیزیکی تاسیسات، دانش فنی در ذهن دانشمندان ایرانی نهادینه شده و قدرت بازسازی سریع را به کشور می‌دهد؛ موضوعی که غرب به خوبی از آن آگاه است و به همین دلیل گزینه‌های نظامی را عملاً ناکارآمد می‌بیند.

واقعیت روی میز

آدرس‌های غلطی که رسانه‌های غربی درباره تعلیق دائمی یا توقف غنی‌سازی مخابره می‌کنند، بیشتر شبیه به یک عملیات روانی گسترده برای مصرف داخلی در آمریکا و آرام کردن تندرو‌های کنگره است. برخلاف این هیاهوی رسانه‌ای، آنچه در اتاق‌های مذاکرات ژنو گذشت، نشان‌دهنده عبور قطعی از خط قرمز‌های خیالی غرب بود. آنطور که سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه گفته است نه ایران پیشنهاد تعلیق غنی سازی را داده و نه آمریکا از غنی سازی صفر حرف زده است.

نقطه ثقل این تحول استراتژیک، ورود راهکار‌های فنی خلاقانه به متن مذاکرات است. ایران به دنبال آن است که ثابت کند می‌توان هم غنی‌سازی را به عنوان یک حق ملی حفظ کرد و هم اطمینان جهانی را جلب کرد. در واقع، تهران با استفاده از ظرفیت‌های نظارتی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در حال خلع سلاح کردن بهانه‌جویان بین‌المللی است. توافق مدنظر ایران، نسخه‌ای ارتقایافته و بسیار مستحکم‌تر از برجام سال است. در این نسخه جدید، برخلاف برجام قبلی، رفع تحریم‌ها دیگر یک وعده کاغذی یا امضای نمادین نیست؛ بلکه یک ضرورت عملیاتی و متناظر با اقدامات فنی ایران تعریف شده است؛ یعنی هر گام ایران باید با یک گام ملموس اقتصادی از سوی طرف مقابل همراه شود.

تله زمان و ابتکار عمل متنی

واشنگتن همواره از عنصر زمان و ضرب‌الاجل‌های ساختگی به عنوان مترسکی برای فراری دادن یا به وحشت انداختن مذاکره‌کنندگان ایرانی استفاده کرده است. اما پاسخ فعلی تیم ایرانی، ابطال تمام این مهلت‌های مصنوعی است. ایران با تدوین یک پیش‌نویس جامع که قرار است به زودی روی میز تیم ویتکاف-کوشنر قرار بگیرد، نشان داد که نه تنها وقت‌کشی نمی‌کند، بلکه ابتکار عمل را هم در دست دارد. این پیش‌نویس، حاصل تجربه تلخ ایران از خروج یک‌جانبه آمریکا از توافقات قبلی است. انتظار میرود متولین امر در این متن، مکانیسم‌های برگشت‌ناپذیری فنی را طراحی کرده باشند که در صورت بدعهدی مجدد آمریکا، ایران بتواند در کمترین زمان ممکن به وضعیتی پیشرفته‌تر از قبل بازگردد. منطق حاکم بر این سند، عدالت و انصاف است؛ واژگانی که شاید در قاموس سیاستمداران عمل‌گرای واشنگتن غریبه باشد، اما ایران آنها را به عنوان پیش‌شرط قطعی هرگونه امضایی قرار داده است.

تنها راه خروج از بن‌بست

تاریخ روابط دو کشور نشان داده که سیاست فشار حداکثری همواره به «دیوار سخت مقاومت» برخورد کرده است. پیام فعلی ایران به کاخ سفید و کنگره، یک صورت‌بندی ساده، اما راهبردی است: «زبان زور در ایران ترجمه نمی‌شود.» ملت ایران نشان داده که در برابر تکریم، با سعه‌صدر رفتار می‌کند، اما در برابر زبان تهدید و تجمع نظامی، دستش روی ماشه است. این دوگانه دیپلماسی و دفاع، پیامی به متحدان منطقه‌ای آمریکا نیز هست که ایران برای هر دو سناریوی صلح و تقابل، آمادگی کامل دارد.

انتخاب بزرگ واشنگتن

گام‌های بعدی، عیار واقعی ادعا‌های ترامپ را مشخص خواهد کرد. ایران با ارائه پیش‌نویس جامع و شفاف‌سازی‌های لازم، حجت را بر جامعه جهانی تمام کرده است. اکنون نوبت طرف آمریکایی است که نشان دهد آیا واقعاً به دنبال یک «توافق خوب و پایدار» است یا هنوز در سودای رویا‌های تعبیرناشدنی تغییر رفتار از طریق فشار نظامی به‌سر می‌برد. در این میان، توان دفاعی و موشکی ایران به عنوان پشتیبان سخت‌افزاری دیپلماسی، تضمین می‌کند که هیچ توافقی بدون تامین منافع واقعی و اقتصادی ملت ایران، منعقد نخواهد شد. ایران اکنون در موضع قدرت قرار دارد و این واشنگتن است که باید بین تعامل محترمانه یا ادامه بن‌بست بی‌حاصل، یکی را انتخاب کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر