حق غنی‌سازی و بازی دوگانه آمریکا

تهران با پافشاری بر حق غنی‌سازی خود، تعادل قدرت میدانی را حفظ کرده و رفتار دوگانه واشینگتن میان تهدید نظامی و تمایل به توافق، بن‌بستی راهبردی را برای آمریکا رقم زده است.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در حالی که نگاه جهان به میز مذاکرات هسته‌ای دوخته شده، فضای دیپلماسی بیش از آنکه تحت تأثیر کلمات باشد، تحت تأثیر موازنه قدرت میدانی است. تهران با نقشه‌ای روشن و غیرقابل تفسیر وارد میدان شده، اما واشینگتن میان تهدید توخالی و تمایل به توافق سردرگم است. در این وضعیت، ناو‌های آمریکایی به جای ابزار فشار، نماد ناتوانی ایالات متحده در برابر حق تثبیت‌شده ملت ایران شده‌اند. این وضعیت پیچیده و حساس منطقه، نشان می‌دهد که قدرت نظامی تنها بخشی از معادله است و دیپلماسی هوشمندانه ایران توانسته است واشینگتن را در موقعیتی دشوار قرار دهد.

شمارش معکوس برای دور جدید مذاکرات آغاز شده و انسجام موضع تهران در برابر تزلزل تصمیم‌سازی واشینگتن قرار گرفته است. برای جمهوری اسلامی ایران، مذاکره نه یک معامله بر سر اصول، بلکه بستری برای تثبیت حقوق قانونی است. تهران با صراحت اعلام کرده که افسانه غنی‌سازی صفر به تاریخ پیوسته و حق غنی‌سازی در چارچوب NPT بخشی از هویت ملی و فنی کشور است. این پافشاری، نه لجبازی سیاسی، بلکه بخشی از یک راهبرد هوشمندانه است که میان اصل حق و سطح عملیاتی تفکیک قائل می‌شود؛ یعنی ایران آماده است درباره درصد غنی‌سازی متناسب با نیاز‌های صلح‌آمیز خود گفت‌و‌گو کند، اما اصل فناوری هسته‌ای قابل مذاکره نیست. همچنین این رویکرد به جهان نشان می‌دهد که ایران به دنبال امنیت و توسعه علمی خود است و قصد ندارد از اصول ملی کوتاه بیاید.

وقتی تهدید کارساز نیست

تیم ترامپ طی هفته‌های اخیر با پیام‌های متناقض تلاش کرد ترکیبی از هویج و چماق را نشان دهد؛ از یک سو اعزام ناو‌های جنگی برای مرعوب‌سازی و از سوی دیگر سیگنال‌های ملتمسانه برای توافق. اما پاسخ قاطع ایران، یعنی نادیده گرفتن نمایش قدرت شناور‌های آمریکایی، واشینگتن را در بن‌بست ذهنی قرار داده است. این نادیده گرفتن عملاً نشان می‌دهد که ایران توانسته است از ابزار‌های نمایشی و تهدید‌های رسانه‌ای آمریکا عبور کند و روی زمین سیاست خود را پیش ببرد.

گزینه جنگ برای آمریکا، فراتر از یک ریسک، یک خودکشی است. هرگونه ماجراجویی نظامی می‌تواند تمام پایگاه‌های آمریکا در منطقه و امنیت رژیم صهیونیستی را تهدید کند. ایران با نشان دادن اینکه هیچ هدف محدودی در جنگ وجود ندارد، عملاً هزینه هرگونه درگیری را برای متحدان منطقه‌ای آمریکا غیرقابل تحمل کرده است. واشینگتن اکنون میان ناتوانی از جنگ و هراس از عقب‌نشینی مفتضحانه گرفتار شده است. این واقعیت، قدرت بازدارندگی ایران را به عنوان یک عنصر کلیدی در معادلات منطقه‌ای تثبیت می‌کند.

پیامی روشن به واشینگتن

یکی از نکات کلیدی، برخورد محکم دیپلماسی ایران با تلاش‌های آمریکا برای گسترش مذاکرات بود. خودداری معنادار وزیر امور خارجه از گشودن بسته‌ای حاوی مباحث موشکی و منطقه‌ای، پیام روشنی داشت؛ فقط درباره هسته‌ای مذاکره می‌کنیم، آن هم با حفظ عزت. این اقدام، فراتر از نمادین بودن، ضربه‌ای به رویای آمریکایی‌ها برای برجام پلاس و توافق‌های گسترده‌تر بود. این رفتار دیپلماتیک نشان می‌دهد که ایران همزمان قدرت دیپلماسی و ابزار‌های نظامی خود را به گونه‌ای مدیریت می‌کند که هم بازدارنده باشد و هم قابل مذاکره در چارچوب اصول باشد.

بازدارندگی موشکی و پهپادی ایران اکنون به سطحی رسیده که قابل مذاکره نیست. تجربه نشان داده که هر بار واشینگتن از زور استفاده کرده، پاسخ ایران در زمین فنی افزایش سطح غنی‌سازی بوده است. این چرخه فشار–پیشرفت، محاسبات سنتی غرب را برهم زده و ثابت کرده که راهبرد فشار حداکثری دیگر حتی روی کاغذ کارایی ندارد. علاوه بر این، ایران با ارتقاء توان موشکی و پهپادی خود، پیام روشنی به متحدان منطقه‌ای و دشمنان احتمالی فرستاده که هرگونه اشتباه محاسباتی هزینه‌های سنگینی خواهد داشت.

آزمون واقع‌گرایی

مذاکرات پیش‌رو، پیش از بحث فنی درباره درصد سانتریفیوژها، آزمونی برای سنجش فهم واقعیت در واشینگتن است. ایران مسیر دیپلماسی را ترک نکرده، اما آن را بر مدار حکمت و مصلحت دنبال می‌کند. اگر واشینگتن به دنبال توافق برد–برد است، باید از فضای تهدید خارج شود و حق غنی‌سازی ایران را به عنوان واقعیتی غیرقابل تغییر بپذیرد. این به معنای آن است که سیاستمداران آمریکایی باید به جای تمرکز بر نمایش قدرت، واقعیت‌های میدانی و علمی ایران را بپذیرند تا مسیر مذاکرات به نتیجه برسد.

بی‌تصمیمی و رفتار‌های متناقض دولت ترامپ، تنها به فرسایش اعتبار آمریکا و افزایش ریسک‌های ناخواسته منجر می‌شود. ایران ثابت کرده که نه از تهدید می‌هراسد و نه تحت فشار روانی عقب می‌نشیند. اکنون توپ در زمین کاخ سفید است: پذیرش ایران هسته‌ای یا تداوم بن‌بست پرهزینه. موازنه جدید قدرت در منطقه دیگر اجازه بازگشت به عصر دیکته کردن امتیازات را نمی‌دهد. این وضعیت همچنین نشان می‌دهد که دوران یکجانبه‌گرایی به پایان رسیده و قدرت‌های منطقه‌ای نقش تعیین‌کننده‌ای در ثبات یا بی‌ثباتی منطقه دارند.

انتهای پیام/

ارسال نظر