پیشنهاد سردبیر
«خرمشهر ۴» بن‌بست‌شکن میز مذاکرات

تبیین دکترین هماهنگی سردار و سفیر در عصر جدید قدرت 

خط قرمز جدید برای داوطلبان شورا‌ها

چه کسانی از قطار انتخابات شورا‌ها پیاده می‌شوند؟

گزارش آنا از بحران هویتی ارتش تل‌آویو و فروپاشی استقلال نظامی پس از جنگ ۱۲ روزه

تنهایی اسرائیل در اتاق جنگ/ پایان افسانه مشت آهنین

رفتار سینوسی دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی طی روز‌های گذشته، از بحران هویتی ارتش تل‌آویو حکایت دارد، شواهد میدانی پساجنگ ۱۲ روزه ناتوانی ساختاری این رژیم در مدیریت نبرد‌های چندجبهه‌ای را نشان می‌دهد و لفاظی‌های اخیر بیشتر تلاشی برای حفظ وجهه و اثرگذاری سیاسی است تا طرح عملیاتی واقعی.

به گزارش خبرنگار گروه بین الملل  خبرگزاری آنا، تحلیل دقیق مکاتبات و تحرکات اخیر میان کاخ سفید و اقامتگاه نتانیاهو، یک حقیقت تلخ را برای صهیونیست‌ها فاش می‌کند؛ دوران جنگ‌های مستقل به پایان رسیده است. رژیم صهیونیستی در یک تله استراتژیک گرفتار شده که یک سوی آن راهبرد حمله و خروج ترامپ است و سوی دیگر، توان تلافی‌جویانه و اشباع‌گر ایران.
برخلاف لفاظی‌های رسانه‌ای که از آمادگی برای حمله به ایران سخن می‌گویند، در لایه‌های پنهان نظامی، وحشت عمیقی از تنهایی استراتژیک وجود دارد.

نتانیاهو به خوبی می‌داند که آمریکا به دنبال یک درگیری فرسایشی به نفع اسرائیل نیست. درخواست‌های مکرر او برای تضمین حضور دائمی ارتش آمریکا در صورت وقوع نبرد، اعترافی صریح به این واقعیت است که گنبد آهنین و سیستم‌های پدافندی چندلایه، در برابر دقت میلی‌متری و حجم آتش ایران، تنها یک سپر سوراخ هستند. این وابستگی مطلق، پارادوکس عجیبی را رقم زده است؛ رژیمی که روزگاری مدعی بود امنیت خود را به هیچ بازیگر خارجی گره نمی‌زند، اکنون برای بقای اتمسفر سیاسی خود، ملتمسانه به دنبال امضای تفاهم‌نامه‌های امنیتی است که واشنگتن تمایلی به اجرای هزینه‌زای آنها ندارد.

درس‌های نبرد ۱۲ روزه

آنچه این روز‌ها به عنوان آمادگی برای نبرد در رسانه‌های عبری مطرح می‌شود، در تضاد مطلق با یافته‌های کارشناسان بین‌المللی از نبرد ۱۲ روزه است. وقتی نظریه‌پردازان برجسته رئالیسم در روابط بین‌الملل، ادعا‌های پیروزی اسرائیل را به چالش می‌کشند، به واقعیت‌های سختی اشاره دارند که در تصاویر ماهواره‌ای از پایگاه‌های حساس رژیم دیده شد. تغییر موازنه به نفع قدرت موشکی ایران، ارتش اسرائیل را با یک بن‌بست تاکتیکی رو‌به‌رو کرده است. 

گزارش‌های فاش شده از درگیری‌های لفظی میان افسران عالی‌رتبه و مقامات سیاسی در روز‌های پایانی جنگ اخیر، نشان داد که میدان دیگر از سیاست فرمان نمی‌برد؛ چرا که هزینه هر اشتباه در محاسبه قدرت موشکی ایران، نه فقط خسارت نظامی، بلکه یک تهدید موجودیتی تمام‌عیار برای سرزمین‌های اشغالی است.

شکاف میان ستاد کل ارتش و کابینه امنیتی زمانی عمیق‌تر شد که ارزیابی‌های فنی نشان داد پدافند هوایی رژیم صهیونیستی در برابر پرتابه‌هایی با سرعت بیش از ۵ ماخ، عملاً کارایی خود را از دست داده است. این ناتوانی، تنها یک نقص فنی نیست، بلکه فروپاشی روانی لایه‌های فرماندهی است که دهه‌ها بر برتری مطلق هوایی تکیه کرده بودند. اکنون، افسران اسرائیلی با واقعیتی رو‌به‌رو هستند که در آن عمق استراتژیک معنای معکوسی پیدا کرده است؛ هر متر از خاک اشغالی، هدفی در دسترس برای پهپاد‌های انتحاری و موشک‌های نقطه‌زن است که از چندین جبهه به صورت همزمان هدایت می‌شوند.

از میدان جنگ تا میز مذاکره

درحال حاضر، ما شاهد تولد یک واقعیت ژئوپلیتیک جدید هستیم. اگر تا دو سال پیش، بازدارندگی هوایی اسرائیل بر پایه تسلط نسبی و برتری پدافندی استوار بود، امروز در سال ۲۰۲۶ این برتری به دلیل نفوذپذیری شدید در برابر تکنولوژی‌های نوین موشکی به طور کامل سقوط کرده است. در حالی که پیش‌تر رژیم از حمایت‌های لجستیک آمریکا بهره می‌برد، اکنون به مرحله‌ای از درماندگی رسیده که بقای خود را منوط به حضور مستقیم و فیزیکی ارتش ایالات متحده در میدان می‌بیند؛ امری که به معنای پایان رسمی استقلال نظامی تل‌آویو است.

علاوه بر این، جغرافیای نبرد نیز دستخوش تغییری بنیادین شده است. استراتژی سنتی اسرائیل مبنی بر انتقال جنگ به خاک دشمن شکست خورده و اکنون میدان اصلی نبرد به قلب سرزمین‌های اشغالی منتقل شده است. این تغییر وضعیت، ابزار فشار رژیم را از یک گزینه نظامی واقعی به لفاظی‌های رسانه‌ای و عملیات فریب تقلیل داده است. به عبارت ساده‌تر، قدرت نظامی سخت که زمانی ستون فقرات سیاست خارجی صهیونیست‌ها بود، جای خود را به قدرت کلامی و هیاهوی توخالی داده تا شاید از این طریق، در مذاکرات مسقط و استانبول، امتیازاتی برای جلوگیری از فروپاشی نهایی به دست آورند.

عملیات فریب

تشدید حملات رسانه‌ای آکسیوس و حساب‌های کاربری مرتبط با دستگاه‌های اطلاعاتی، تلاشی برای پر کردن خلأ قدرت نظامی است. انتشار اخبار دروغین درباره لغو مذاکرات یا تعیین ساعت صفر برای حمله، هدفی جز تخریب تمرکز دیپلماتیک تهران ندارد. این جنگ سایه‌ها، آخرین ابزار رژیمی است که می‌داند در یک نبرد کلاسیک، عمق استراتژیکش در دقایق اولیه زیر ضربات سنگین موشک‌های مافوق صوت ذوب خواهد شد.

رژیم صهیونیستی امروز بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود، به یک بار امنیتی برای متحدانش تبدیل شده است. لفاظی‌های اخیر، تلاشی برای پنهان کردن این حقیقت است که موازنه قدرت در غرب آسیا به نقطه‌ای رسیده که بازگشت به عقب در آن ممکن نیست. هرگونه ماجراجویی ناشیانه، نه تنها به پایان مذاکرات، بلکه به باز شدن جعبه پاندورایی منجر خواهد شد که تل‌آویو نخستین قربانی آن خواهد بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر