دادگاه رسیدگی به اقدامات دولت آمریکا در تأسیس ساواک با دادخواهی حدود ۵۱ نفر در استان خراسان رضوی برگزار شد
به گزارش خبرگزاری آنا، جلسه رسیدگی به اقدامات دولت آمریکا در تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در دوران پهلوی بهطور رسمی در شعبه ۵۵ دادگاه حقوقی ویژه رسیدگی به دعاوی بینالملل تهران در استان خراسان رضوی برگزار شد.
قاضی در ابتدای جلسه گفت: موضوع پرونده کلاسه حاضر، دادخواهی حدود ۵۱ نفر از اتباع ایرانی به طرفیت ۱۳ نفر از جمله دولت آمریکا، به خواسته مطالبه خسارت مادی، معنوی و تنبیهی ناشی از تألمات، دردها، رنجها و آلام ناشی از بازداشتهای غیرقانونی تحت تسبیب دولت آمریکا است.علیرضا درویشزاده با حضور در جایگاه دادگاه، جزئیات بازداشت، بازجویی و شکنجههای جسمی و روانی خود توسط مأموران ساواک در کمیته مشترک ضدخرابکاری را تشریح کرد و از نقش آموزشها و حمایتهای خارجی در این اقدامات سخن گفت.
علیرضا درویشزاده، اظهار کرد: در سال ۱۳۵۳، در تهران، برای سومین بار توسط مأموران ساواک دستگیر شدم. در دفعات قبل نیز زمانی که ۱۵ و ۱۶ ساله بودم و در دبیرستان تحصیل میکردم، بازداشت شده بودم. به گفته همسایگان یک تیم حدوداً ۴۰ نفره برای دستگیری یک دانشآموز اعزام شده بود بهگونهای که گویی یکی از مبارزان بسیار بزرگ را دستگیر کردهاند.
این خواهان پرونده افزود: همان شب مرا به کمیته مشترک ضدخرابکاری منتقل کردند. به سلول انفرادی منتقل شدم و از روز بعد بازجوییها آغاز شد. در نخستین روز بازجویی، مطالبی از من مطالبه میکردند که اطلاعی از آنها نداشتم. به همین دلیل، مرا به فردی که شکنجهگر معروفی بود تحویل دادند و به او گفتند این را ببر و یک مقداری خدمات بده.
درویشزاده بیان کرد: مرا به تخت فلزی بستند. در تمام مدت چشمهایم بسته بود و فقط در اتاق بازجویی چشمها باز میشد. پاهایم را بستند و با کابلهای مختلف که از نظر ضخامت متفاوت بودند کف پاهایم را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از مدتی، مرا باز کردند و مجبورم کردند بر روی زمین سیمانی راه بروم. به دلیل ورم شدید، پوست پاها شکافته شد و خون جاری شد.
وی ادامه داد: بدترین شکنجهای که در کمیته مشترک علیه ما و اکثر زندانیان اعمال میشد شنیدن صدای شکنجههای مکرر دیگر زندانیان بود. ما در تمام طول شبانهروز صدای فریاد خواهران و برادران زندانی را میشنیدیم و شاهد توهینهای بسیار زشت مأموران بودیم. از نظر من، شکنجه روانی از همه شکنجهها آزاردهندهتر بود.
این خواهان پرونده گفت: در دومین جلسه بازجویی با ادامه انکار مطالبی که از من میخواستند مرا به اتاق حسینی که شکنجهگر معروف ساواک بود بردند و به دستگاه موسوم به آپولو بستند. آپولو یک صندلی کاملاً فلزی بود که دستها و پاها را به حالتی خاص میبستند. سپس یک کلاه آهنی تا گردن روی سر قرار میدادند که فشار شدیدی وارد میکرد و بخشی از آن بهطور غیرارادی جلوی دهان را میگرفت.
وی افزود: در این وضعیت شکنجههای مختلفی اعمال میشد از جمله شوک الکتریکی و ضربات کابل به کف پاها، پس از آن کلاه را برداشتند و دو گیره فلزی به گوشهایم وصل کردند و با وارد کردن شوک الکتریکی دچار لرزشهای شدید شدم و از حال رفتم.
درویشزاده ادامه داد: در روزهای بعد به دلیل وخامت شدید وضعیت پاهایم دیگر با کابل شلاق نمیزدند و به جای آن با لگد شکنجه میکردند. به این صورت که میگفتند برای فلانی فوتبال راه بیندازیم مرا وسط قرار میدادند و چند نفر با مشت و لگد میزدند تا به اطراف پرتاب شوم. همچنین با شعله شمع، دستها و سایر نقاط بدنم را میسوزاندند که آثار برخی از آنها هنوز روی دستهایم باقی است.
وی اظهار کرد: در یکی از موارد در حالی که در اتاق بازجویی بودم یکی از شکنجهگران دستش را روی دست من گذاشت و دو انگشت دستم را شکست که پس از آن از حال رفتم. علت بازداشت من از نظر آنها مسائل متعددی بود، اما به دلیل پخش اعلامیههای حضرت امام خمینی (ره) و کشف چند اعلامیه از من بازداشت شده بودم.
درویشزاده در بخش دیگری از اظهارات خود گفت: آموزش این نیروها توسط دولت آمریکا صورت میگرفت. در زمان بازداشت و شکنجه بارها حضور مستشاران خارجی را احساس میکردیم. اگرچه اغلب چشمها بسته بود، اما در برخی موارد صدای افراد خارجی شنیده میشد.
این خواهان پرونده در ادامه اظهارات خود تصاویر و عکسهایی از آثار شکنجههای جسمی وارد شده در دوران بازداشت توسط ساواک را به دادگاه ارائه داد و به نمایش گذاشت.علیرضا درویشزاده با حضور در جایگاه دادگاه، جزئیات بازداشت، بازجویی و شکنجههای جسمی و روانی خود توسط مأموران ساواک در کمیته مشترک ضدخرابکاری را تشریح کرد و از نقش آموزشها و حمایتهای خارجی در این اقدامات سخن گفت.
علیرضا درویشزاده، اظهار کرد: در سال ۱۳۵۳، در تهران، برای سومین بار توسط مأموران ساواک دستگیر شدم. در دفعات قبل نیز زمانی که ۱۵ و ۱۶ ساله بودم و در دبیرستان تحصیل میکردم، بازداشت شده بودم. به گفته همسایگان یک تیم حدوداً ۴۰ نفره برای دستگیری یک دانشآموز اعزام شده بود بهگونهای که گویی یکی از مبارزان بسیار بزرگ را دستگیر کردهاند.
این خواهان پرونده افزود: همان شب مرا به کمیته مشترک ضدخرابکاری منتقل کردند. به سلول انفرادی منتقل شدم و از روز بعد بازجوییها آغاز شد. در نخستین روز بازجویی، مطالبی از من مطالبه میکردند که اطلاعی از آنها نداشتم. به همین دلیل، مرا به فردی که شکنجهگر معروفی بود تحویل دادند و به او گفتند این را ببر و یک مقداری خدمات بده.
درویشزاده بیان کرد: مرا به تخت فلزی بستند. در تمام مدت چشمهایم بسته بود و فقط در اتاق بازجویی چشمها باز میشد. پاهایم را بستند و با کابلهای مختلف که از نظر ضخامت متفاوت بودند کف پاهایم را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از مدتی، مرا باز کردند و مجبورم کردند بر روی زمین سیمانی راه بروم. به دلیل ورم شدید، پوست پاها شکافته شد و خون جاری شد.
وی ادامه داد: بدترین شکنجهای که در کمیته مشترک علیه ما و اکثر زندانیان اعمال میشد شنیدن صدای شکنجههای مکرر دیگر زندانیان بود. ما در تمام طول شبانهروز صدای فریاد خواهران و برادران زندانی را میشنیدیم و شاهد توهینهای بسیار زشت مأموران بودیم. از نظر من، شکنجه روانی از همه شکنجهها آزاردهندهتر بود.
این خواهان پرونده گفت: در دومین جلسه بازجویی با ادامه انکار مطالبی که از من میخواستند مرا به اتاق حسینی که شکنجهگر معروف ساواک بود بردند و به دستگاه موسوم به آپولو بستند. آپولو یک صندلی کاملاً فلزی بود که دستها و پاها را به حالتی خاص میبستند. سپس یک کلاه آهنی تا گردن روی سر قرار میدادند که فشار شدیدی وارد میکرد و بخشی از آن بهطور غیرارادی جلوی دهان را میگرفت.
وی افزود: در این وضعیت شکنجههای مختلفی اعمال میشد از جمله شوک الکتریکی و ضربات کابل به کف پاها، پس از آن کلاه را برداشتند و دو گیره فلزی به گوشهایم وصل کردند و با وارد کردن شوک الکتریکی دچار لرزشهای شدید شدم و از حال رفتم.
درویشزاده ادامه داد: در روزهای بعد به دلیل وخامت شدید وضعیت پاهایم دیگر با کابل شلاق نمیزدند و به جای آن با لگد شکنجه میکردند. به این صورت که میگفتند برای فلانی فوتبال راه بیندازیم مرا وسط قرار میدادند و چند نفر با مشت و لگد میزدند تا به اطراف پرتاب شوم. همچنین با شعله شمع، دستها و سایر نقاط بدنم را میسوزاندند که آثار برخی از آنها هنوز روی دستهایم باقی است.
وی اظهار کرد: در یکی از موارد در حالی که در اتاق بازجویی بودم یکی از شکنجهگران دستش را روی دست من گذاشت و دو انگشت دستم را شکست که پس از آن از حال رفتم. علت بازداشت من از نظر آنها مسائل متعددی بود، اما به دلیل پخش اعلامیههای حضرت امام خمینی (ره) و کشف چند اعلامیه از من بازداشت شده بودم.
درویشزاده در بخش دیگری از اظهارات خود گفت: آموزش این نیروها توسط دولت آمریکا صورت میگرفت. در زمان بازداشت و شکنجه بارها حضور مستشاران خارجی را احساس میکردیم. اگرچه اغلب چشمها بسته بود، اما در برخی موارد صدای افراد خارجی شنیده میشد.
این خواهان پرونده در ادامه اظهارات خود تصاویر و عکسهایی از آثار شکنجههای جسمی وارد شده در دوران بازداشت توسط ساواک را به دادگاه ارائه داد و به نمایش گذاشت.سید قاسم بخشیان، از دیگر خواهانهای پرونده، با حضور در جایگاه دادگاه، جزئیات سه مرحله بازداشت، شکنجههای شدید جسمی و روانی و آسیبهای دائمی وارد شده بر خود توسط مأموران ساواک را تشریح کرد.
وی اظهار کرد: سه مرحله توسط ساواک دستگیر شدم. مرحله اول دستگیری من در یازدهم شهریور ۱۳۵۴ اتفاق افتاد. این دستگیری در پی قیام ۱۵ خرداد سال ۵۴ در قم و به تبع آن، پس از سخنرانی شهید هاشم نژاد در مشهد که در تاریخ ۱۷ و ۱۸ خرداد ۵۴ انجام شد، صورت گرفت.
وی ادامه داد: در زندان، شکنجههای سنگینی را مشاهده کردم. در ورودی زندان، مسیری ایجاد کرده بودند که از اتوبوس تا قرنطینه، مأموران با هرچه در دست داشتند زندانیان را میزدند مرا در فضایی که بهاصطلاح زمین فوتبال نامیده میشد رها کردند. بیش از ده نفر با مشت و لگد به من حمله میکردند. هوا بسیار گرم بود و در تیرماه این اتفاق افتاد. در زندان شهربانی بازداشت بودم نه دارویی، نه درمانی و نه غذای مناسبی وجود داشت.
بخشیان خطاب به دادگاه اظهار کرد: امروز پس از ۴۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز روزی چند بار درد و ناراحتی عصبی دارم و تحت درمان هستم.
در ادامه جلسه دادگاه، کلیپی مستند درباره نحوه تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) و شکنجههای اعمالشده توسط این سازمان در صحن علنی دادگاه پخش شد.
خانم معصومه ذبیحی خیرآبادی، از دیگر خواهانهای پرونده و همسر شهید سید عباس موسوی قوچانی، از زندانیان سیاسی دوران پهلوی در جایگاه حاضر شد. این شهید به دلیل عوارض ناشی از جانبازی و شکنجههایی که در طول دوران زندان متحمل شده بود، به شهادت رسیده است.
همسر شهید سید عباس موسوی قوچانی، گفت: در دوران مبارزات انقلاب اسلامی چندین بار توسط رژیم پهلوی دستگیر و تحت شکنجه قرار گرفته بود. همسرم در جریان بازداشتهای متعدد، حتی زمانی که آزاد میشد، دوباره دستگیر میشد و تحت فشارهای بیرحمانه قرار میگرفت.
وی در ادامه گفت: شهید موسوی قوچانی بهطور مداوم در معرض شکنجههای فیزیکی قرار میگرفت. به یاد دارم که در برخی مواقع، شکنجهها آنقدر شدید بود که تا مدتها از آثار آن روی بدنش باقی میماند. او هیچ وقت از شکنجههای روحی و جسمی که در زندانها کشیده بود، حرف نمیزد و با این حال هیچگاه از مسیر انقلاب و مبارزه با رژیم ستمشاهی بازنگشت.
همسر شهید همچنین به ذکر خاطراتی از دوران زندان و وضعیت همسرش در بندهای مختلف زندانها پرداخت و گفت: همسرم پس از آزاد شدن از زندان، بهرغم شکنجهها و آسیبهایی که دیده بود، همچنان به فعالیتهای انقلابی خود ادامه داد و در جبهه به شهادت رسید.
رضا حضرتی، وکیل دیگر خواهان پرونده در بخش دیگری از جلسه دادگاه با اشاره به اسناد، منابع تاریخی و گزارشهای بینالمللی، به تشریح نقش مستقیم دولت آمریکا و سازمانهای وابسته به آن از جمله سازمان سیا و وزارت خارجه آمریکا در مداخلات غیرقانونی و اقدامات متخلفانه در امور داخلی ایران از زمان جنگ جهانی دوم تا پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت.
وی اظهار کرد: بررسی مستندات تاریخی نشان میدهد که دولت آمریکا در فرآیند تحمیل کودتا، تعیین و حمایت از مقامات دولتی، تأسیس، آموزش و هدایت سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) و سرکوب مردم ایران نقش مؤثر و مستقیم داشته است.
حضرتی افزود: سازمان سیا دستورالعملهایی مشخص برای کنترل قیامهای مردمی و سرکوب مخالفان سیاسی در اختیار مأموران ساواک قرار میداد و این حمایتها تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.
وکیل خواهان همچنین با اشاره به گزارشهای سازمان عفو بینالملل تصریح کرد: طبق این گزارشها هیچ کشور دیگری در جهان در آن مقطع از نظر میزان نقض حقوق بشر، سابقه شکنجه و فقدان نهادهای مدنی به پای رژیم شاه نمیرسید.
حضرتی افزود: مهمترین اسناد دال بر رابطه مستقیم سازمان سیا با ساواک اسنادی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی از بایگانی ساواک با طبقهبندی محرمانه و سری به دست آمده است.
این اسناد، توسط تیم وکلا در چند محور دستهبندی و به دادگاه ارائه شده و شامل مواردی از جمله متن مذاکرات حضوری رئیس ساواک با نماینده سازمان سیا در سال ۱۳۴۹، گزارش دورههای آموزشی مأموران ساواک در آمریکا، ارائه فهرست اسامی فعالان سیاسی به ساواک توسط سیا در سال ۱۳۵۲ و برنامهریزی اعزام مأموران ساواک به مراکز آموزشی سیا در سال ۱۳۵۵ است.
وی در بخش پایانی اظهارات خود با استناد به کنوانسیون منع شکنجه سازمان ملل متحد، شکنجه را یک جرم بینالمللی دانست و تأکید کرد هیچ شرایط استثنایی نمیتواند توجیهکننده اعمال شکنجه باشد.
حضرتی با تأکید بر مستندات ارائهشده، از دادگاه خواست ضمن رسیدگی عادلانه به خواستههای موکلان، حکم مقتضی و منطبق با خواستههای مطروحه علیه دولت آمریکا و اشخاص حقوقی طرف دعوا صادر شود.در پایان جلسه، قاضی با اشاره به آگاهی خواندگان از جلسه حاضر از طریق دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن، اعلام کرد که ابلاغ به صورت رسمی و مطابق ضوابط قانونی انجام شده و براساس گزارش دفتر دادگاه و اظهارات موجود، خواندگان از جلسه حاضر کاملاً آگاه و مطلع بودهاند.
قاضی با تأکید بر مستندات ارائهشده توسط خواهانها، وکلای آنها و مدارک موجود گفت: در این پرونده، تمامی خواهانها اجماع داشتهاند که توسط ساواک شکنجه شدهاند. این رفتارها در هر صورت خلاف شرع، حقوق بشر و قواعد بینالمللی است و محدود به حقوق داخلی نیست.
قاضی در ادامه اظهار کرد: بر اساس اظهارات خواهانها آنها بدون حکم یا دستور مقام قضایی تحت شکنجه قرار گرفتهاند و این امر از نظر قانونی و شرعی محرز و مسلم است. این افراد علاوه بر خسارات جسمی، خسارات معنوی و روانی نیز متحمل شدهاند.
نکته دیگری که قاضی به آن اشاره کرد، اقدامات انجامشده از سوی دادگاه پس از طرح پرونده بود.
دادگاه به محض طرح پرونده، اقدامات مختلفی از جمله استعلام و پیگیری از نهادهای ذیربط را انجام داده است و بر اساس جوابیههای واصلشده و اظهارات خواهانها، نقش دولت آمریکا و سیستمهای اطلاعاتی آن در تأسیس، تشکیل، تجهیز، آموزش و تربیت بازجویان ساواک علیه ایرانیها، غیرقابل انکار و مبرهن است. این نقش، در اسناد و مدارک موجود به وضوح قابل مشاهده است و دادگاه در ادامه روند رسیدگی، استناد به مسئولیت مدنی و سایر مبانی قانونی را مورد بررسی قرار خواهد داد. دادگاه در مهلت قانونی رای را صادر خواهد کرد.
انتهای پیام/