پیشنهاد سردبیر
کابوس «پاسخ آنی»؛ چرا عقربه‌های جنگ در مسقط متوقف شد؟

واکاوی تغییر دکترین نظامی پنتاگون از «ضربه اول» به «انفعال استراتژیک»

 قمار با کارت‌های سوخته 

چرا واشنگتن همزمان با لبخند در مسقط تحریم جدید وضع می‌کند؟

عقب نشینی کاخ سفید و سکوت رسانه‌های عبری در برابر گرز تهران

چرا دکترین جنگ منطقه‌ای ترامپ را به زانو درآورد؟

وقتی «درد معیشت» از «رنج بیماری» پیشی می‌گیرد

بررسی یک چرخه معیوب در نظام سلامت

واکاوی تغییر دکترین نظامی پنتاگون از «ضربه اول» به «انفعال استراتژیک»

کابوس «پاسخ آنی»؛ چرا عقربه‌های جنگ در مسقط متوقف شد؟

سایه جنگ همواره بر سر خاورمیانه سنگینی کرده است، اما امروز این سایه تفاوتی اساسی با گذشته دارد. حالا سخن از «جهنم روز دوم» است؛ کابوسی که پس از تجربه درس‌آموز جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، در محاسبات واشنگتن نفوذ کرده است. اگرچه ناو‌های هواپیمابر همچنان در آب‌های منطقه پرسه می‌زنند، اما واقعیت این است که دست‌های لرزان روی ماشه، بیش از هر زمان دیگری از عواقب احتمالی بازی هراسان‌اند. 

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، برای درک چرایی سکون نظامی فعلی، باید به عقب بازگشت؛ به بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴. در آن روز، محاسبات کلاسیک غربی بر پایه «ضربه اول» بنا شده بود. تصور بر این بود که با یک یورش هوایی برق‌آسا، توان دفاعی تهران فلج خواهد شد.اما جنگ ۱۲ روزه نشان داد که ایران نه تنها ظرفیت جذب ضربه اولیه را دارد، بلکه قادر است در کمتر از چند دقیقه، ابتکار عمل را به دست گرفته و در فاز دوم نبرد، میدان جنگ را به عمق استراتژیک دشمن و پایگاه‌های پشتیبان آن در سراسر منطقه گسترش دهد. واشنگتن دیگر دغدغه آغاز یک درگیری را ندارد؛ نگرانی اصلی، توانایی مدیریت پیامد‌های آن است. موازنه وحشت کنونی نتیجه تغییر چشمگیر توازن قواست: برتری هوایی دیگر تعیین‌کننده نیست و قدرت موشکی و پهپادی ایران، هرگونه اقدام محدود و «عملیات جراحی» را به خطر وقوع یک «درگیری تمام‌عیار و بی‌نتیجه» می‌کشاند.

هوشیاری در سنگر دیپلماسی

تفاوت ماهوی وضعیت کنونی با دوران پیش از دفاع مقدس دوم، در از بین رفتن عنصر غافلگیری است. در بهار امسال، ایران در فضای خوش‌بینی ناشی از میانجی‌گری‌ها، با خنجر غافلگیری رو‌به‌رو شد. اما امروز، تیم مذاکره‌کننده در مسقط در حالی پشت میز نشسته که سامانه‌های پدافندی و شهر‌های موشکی در وضعیت «هوشیاری قرمز» قرار دارند. این آمادگی که در ادبیات نظامی به آن هوشیاری فعال گفته می‌شود، شانس موفقیت هرگونه ماجراجویی جدید را به صفر نزدیک کرده است. پنتاگون به خوبی می‌داند که حمله به حریفی که چشمان خود را نبسته و دستش روی دکمه شلیک هایپرسونیک‌هاست، فرجامی جز فرو رفتن در باتلاقی عمیق‌تر از عراق و افغانستان نخواهد داشت.

ترمز‌های اضطراری در واشنگتن و منطقه

فراتر از میدان نبرد، موانع ساختاری در ساختار قدرت ایالات متحده، دستان دونالد ترامپ را برای فشردن دکمه جنگ بسته است. ترامپِ درحال حاضر با کنگره‌ای روبروست که به شدت نسبت به هزینه‌های سرسام‌آور درگیری جدید واکنش نشان می‌دهد. دموکرات‌ها و بخش بزرگی از بدنه عاقل جمهوری‌خواه، از تکرار فجایع پرهزینه در غرب آسیا هراسانند. علاوه بر این، اقتصاد جهانی در این مقطع زمانی، تاب‌آوری شوک نفتی ناشی از بستن تنگه هرمز را ندارد. انفجار قیمت انرژی می‌تواند به معنای پایان حیات سیاسی حزب حاکم در واشنگتن باشد. این محدودیت‌های قانونی و اقتصادی، گزینه نظامی را از روی میز به زیر کشو‌های بایگانی منتقل کرده است.

انزوای مهاجمان

یکی از جالب‌ترین پیامد‌های جنگ ۱۲ روزه، تغییر موضع صد در صدی متحدان منطقه‌ای آمریکا بود. پایتخت‌های حاشیه خلیج فارس که روزگاری فرش قرمز برای بمب‌افکن‌های آمریکایی پهن می‌کردند، اکنون به بزرگترین مخالفان جنگ تبدیل شده‌اند. آنها در نبرد خردادماه لمس کردند که چگونه برج‌های شیشه‌ای و پروژه‌های تریلیون دلاری‌شان در فازدوم جنگ به اهداف مشروع برای پاسخ ایران تبدیل می‌شوند. پیام ریاض و ابوظبی به کاخ سفید صریح بود: «خاک و آسمان ما نباید منشا هیچ حمله‌ای باشد». این انزوای لجستیکی، عملاً هرگونه اقدام نظامی گسترده را برای آمریکا بدون پشتیبانی همسایگان ایران ناممکن ساخته و اسرائیل را در تهاجمات احتمالی تنها رها کرده است.

میراث خون و اقتدار

در نهایت، آنچه امروز در عمان رخ داد، صرفاً یک گفت‌وگوی ساده نبود، بلکه مذاکره‌ای تحت عنوان «صلح مسلح» بود. ایران با اتکا به تجربه درس‌آموز جنگ ۱۲ روزه و توان دفاعی بومی، توانسته است هزینه هر گونه جنگ احتمالی را برای دشمن به سطحی غیرقابل پرداخت برساند. کارشناسان و نظامیان آمریکایی بار‌ها به رشد توان موشکی ایران اشاره کرده‌اند و معتقدند این قدرت، چالشی جدی برای سامانه‌های دفاعی موجود ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی، دیپلماسی از حالت التماسی به حالت اقتداری تغییر شکل می‌یابد و ایران با اتکا به توان واقعی خود، موقعیتش را در میز مذاکره تقویت می‌کند. صلح کنونی، محصول مهربانی دشمن نیست، بلکه نتیجه درک این واقعیت است که هرگونه اقدام محدود، پیامد‌های گسترده و غیرقابل پیش‌بینی به دنبال خواهد داشت.

انتهای پیام/

ارسال نظر