پیشنهاد سردبیر
عقب نشینی کاخ سفید و سکوت رسانه‌های عبری در برابر گرز تهران

چرا دکترین جنگ منطقه‌ای ترامپ را به زانو درآورد؟

وقتی «درد معیشت» از «رنج بیماری» پیشی می‌گیرد

بررسی یک چرخه معیوب در نظام سلامت

خیبر چگونه گنبد آهنین را سوراخ می‌کند؟

وقتی سرعت ماخ ۱۶ معادلات پاتریوت و پیکان را برهم می‌زند؛ انقلاب در شهر‌های زیرزمینی

وقتی سرعت ماخ ۱۶ معادلات پاتریوت و پیکان را برهم می‌زند؛ انقلاب در شهر‌های زیرزمینی

خیبر چگونه گنبد آهنین را سوراخ می‌کند؟

رونمایی از نسل چهارم خانواده خرمشهر در دل شهر‌های زیرزمینی سپاه، فراتر از یک نمایش رسانه‌ای، اعلام رسمی ورود تهران به دوران «بازدارندگی غیرقابل مهار» بود. موشک خیبر با ویژگی‌های منحصر به فردی همچون موتور غوطه‌ور در مخزن، سرعت هایپرسونیک و سر جنگی سنگین وزن، عملاً منطق دفاع موشکی لایه پایه را که آمریکا و رژیم صهیونیستی سال‌ها بر آن تکیه داشتند به چالش کشیده است.

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری آنا، آنچه در رونمایی از «خرمشهر ۴» در بستر شهر‌های موشکی سپاه رخ داد، یک تغییر پارادایم در دکترین نظامی ایران محسوب می‌شود. تا پیش از این، تصور غرب بر این بود که سایت‌های موشکی ایران نیازمند یک بازه زمانی طولانی برای سوخت‌گیری و آماده‌سازی هستند که همین امر پنجره فرصت را برای حمله پیش‌دستانه فراهم می‌کرد. اما استقرار موشک خیبر در سیلو‌های زیرزمینی این معادله را معکوس کرد.

استفاده از سوخت هایپرگولیک (خودمشتعل) در موتور پیشرفته اروند به این معناست که این موشک می‌تواند سال‌ها با مخازن پر از سوخت در اعماق زمین به صورت «آماده شلیک» باقی بماند. کاهش زمان آماده‌سازی به کمتر از ۱۵ دقیقه عملاً فرصت رصد ماهواره‌ای و واکنش سریع را از دشمن می‌گیرد. این ویژگی خرمشهر ۴ را از یک سلاح تلافی‌جو به یک سلاح واکنش سریع تبدیل کرده است که در صورت بروز هرگونه حماقت می‌تواند پیش از آنکه جنگنده‌های دشمن به پایگاه بازگردند اهداف راهبردی را منهدم کند.

شاهکار طراحی سازه

در بررسی فنی این ابرسازه ۳۰ تنی با یک نوآوری جسورانه رو‌به‌رو هستیم: قرارگیری موتور در داخل مخزن سوخت. این تکنیک که در جهان موشکی کم‌نظیر است دو دستاورد بزرگ داشته است. نخست اینکه طول کلی موشک را به حدود ۱۳ متر کاهش داده که این امر قدرت مانور تاکتیکی و قابلیت اختفا را به شدت افزایش می‌دهد. دوم اینکه با بهبود نسبت قطر به طول پایداری بالستیکی موشک در سرعت‌های بالا تضمین شده است. موتور اروند با تکیه بر این معماری توانسته است نیروی پیشران لازم برای حمل یکی از سنگین‌ترین کلاهک‌های جنگی ایران (۱۵۰۰ کیلوگرم) را فراهم کند. تصور اصابت جسمی با وزن ۱.۵ تن مواد منفجره که با سرعتی چندین برابر صوت فرود می‌آید برای هر طراح پدافندی یک کابوس محاسباتی است. این حجم از انرژی جنبشی و شیمیایی قادر است مستحکم‌ترین پناهگاه‌های فرماندهی و باند‌های فرودگاهی را از مدار عملیاتی خارج سازد.

رقص مرگ در ماخ ۱۶؛ چالش رهگیری

پاشنه آشیل سامانه‌های پدافندی غربی نظیر تاد، پاتریوت و ارو (Arrow) زمان واکنش است. خرمشهر ۴ با دستیابی به سرعت ۱۶ ماخ در خارج از جو و ۸ ماخ در لحظه ورود به جو غلیظ زمان کل سفر خود تا برد ۲۰۰۰ کیلومتر را به حدود ۱۰ تا ۱۲ دقیقه کاهش داده است. این یعنی سامانه هشدار دشمن تنها چند دقیقه برای تشخیص، قفل و شلیک فرصت دارد. اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. حذف بالک‌های کنترلی و استفاده از سامانه کنترل بردار رانش (TVC) سطح مقطع راداری موشک را به شدت کاهش داده و آن را برای رادار‌های جستجوگر نامرئی‌تر کرده است. علاوه بر این حرکت چرخشی مته‌ای سر جنگی در فاز نهایی امکان قفل پایدار لیزری یا راداری را از موشک‌های رهگیر سلب می‌کند. در واقع خیبر با ترکیبی از سرعت هایپرسونیک و پروفایل پروازی خاص از تور پدافندی چندلایه عبور می‌کند.

هدایت میانی و سکوت رادیویی

یکی از هوشمندانه‌ترین ویژگی‌های خرمشهر ۴ استراتژی هدایت آن است. بر خلاف بسیاری از موشک‌ها که تا لحظه آخر نیازمند سیگنال‌های اصلاحی هستند خیبر کار اصلی خود را در فاز میانی (خارج از جو) انجام می‌دهد. سامانه هدایت و کنترل تمام خطا‌های مسیر را پیش از ورود مجدد به جو اصلاح می‌کند و پس از آن سیستم‌های الکترونیکی خاموش می‌شوند. موشک در فاز نهایی به یک پرتابه مکانیکی محض تبدیل می‌شود که عملاً هیچ سیگنالی برای جنگ الکترونیک دشمن وجود ندارد که بخواهد روی آن اخلال ایجاد کند. این «سکوت الکترونیکی» در فاز شیرجه ضریب نفوذ موشک را به نزدیک صد در صد می‌رساند چرا که تنها راه توقف آن برخورد فیزیکی مستقیم (Kinetic Hit) است که با توجه به مانور‌های اصلاحی موتور‌های کوچک سر جنگی امری نزدیک به محال به نظر می‌رسد.

دکترین بارش آتش

سردار شهید نیروی هوافضا در توصیفی تکان‌دهنده از این موشک گفته بود که هر فروند خرمشهر ۴ می‌تواند ۸۰ هدف را در سرزمین دشمن مورد اصابت قرار دهد. این گزاره اشاره به قابلیت حمل بمبلت‌ها یا ریزمهمات هدایت‌شونده در کلاهک قطور این موشک دارد. وقتی صحبت از شلیک ۱۰۰ فروند موشک می‌شود ما با ۸۰۰۰ نقطه انفجار رو‌به‌رو هستیم. هیچ سامانه پدافندی در جهان اعم از گنبد آهنین یا فلاخن داوود ظرفیت خشاب‌گذاری و رهگیری همزمان این حجم از پرتابه را ندارد. این یعنی دکترین ایران از «نقطه‌زنی صرف» به «اشباع پدافندی و تخریب منطقه‌ای» ارتقا یافته است. این قابلیت هزینه‌های امنیتی رژیم صهیونیستی و پایگاه‌های آمریکا را به صورت تصاعدی بالا می‌برد و آنها را در برابر یک دوراهی وحشتناک قرار می‌دهد: تحمل ضربات سنگین یا ورشکستگی اقتصادی برای ساخت هزاران موشک رهگیر گران‌قیمت.

دیپلماسی با پیوست خیبر

زمان‌بندی رونمایی و عملیاتی شدن این موشک پیامی روشن برای فضای سیاسی و دیپلماتیک داشت. تهران با قرار دادن خیبر روی میز نشان داد که راهبرد «بازدارندگی فعال» صرفاً یک شعار نیست. وقتی طرف غربی بداند که ایران سلاحی در اختیار دارد که پدافند‌ها را نادیده می‌گیرد و عمق استراتژیک خاک دشمن را تهدید می‌کند و در برابر ضربه اول اتمی یا متعارف دشمن (به دلیل استقرار در شهر موشکی) مصونیت دارد زبان تهدید نظامی کارایی خود را از دست می‌دهد. خرمشهر ۴ وزن ژئوپلیتیک ایران را در مذاکرات بالا برد و به دلالان امنیت در منطقه فهماند که امنیت وارداتی در برابر توفان ساخت داخل دوامی نخواهد داشت. این موشک نماد اراده‌ای است که تحریم‌ها را نه تنها دور زد بلکه از دل آنها پیشرفته‌ترین سامانه بالستیک تاکتیکی غرب آسیا را بیرون کشید.

انتهای پیام/

ارسال نظر