دوگانگی رفتاری در فضای مجازی؛ سکوت در برابر تهدیدات کلان، هیاهو برای خطاهای کوچک
محمد شیربیگی، کارشناس رسانه، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، با اشاره به وضعیت کنونی فضای مجازی کشور و بروز رفتارهای متناقض از سوی برخی فعالان رسانهای و جریانهای اثرگذار، اظهار کرد: امروز در فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران با نوعی دوگانگی رفتاری آشکار مواجه هستیم؛ به این معنا که در برابر تهدیدات بزرگ، مستقیم و راهبردی علیه کشور، از جمله تهدیدات نظامی، امنیتی و سیاسی آمریکا و متحدانش، سکوت معناداری از سوی برخی جریانها و چهرههای رسانهای مشاهده میشود، اما در مقابل، نسبت به یک خطای محدود یا کماهمیت رسانهای، آن هم در سطح یک برنامه کمبیننده یا یک خطای کوچک، واکنشهایی حداکثری، هیجانی و بعضاً سازمانیافته شکل میگیرد.
نتوانستهایم به یک سیاست واحد در حوزه رسانه دست پیدا کنیم
وی افزود: این سؤال کاملاً جدی است که چرا در برابر تهدیدات کلان ملی که امنیت، تمامیت ارضی و منافع راهبردی کشور را هدف قرار میدهد، چنین سکوتی حاکم میشود، اما در برابر یک خطای رسانهای، آن هم خطایی که اساساً اهمیت و اثرگذاری گستردهای ندارد، شاهد موجسازی، هجمه و عملیات رسانهای سنگین هستیم. پاسخ این پرسش را باید در ساختار سیاستگذاری رسانهای کشور جستوجو کرد؛ جایی که متأسفانه نتوانستهایم به یک سیاست واحد، منسجم و فراگیر در حوزه رسانه و اطلاعرسانی دست پیدا کنیم.
این کارشناس رسانه با اشاره به نقش نهادهای سیاستگذار در این حوزه گفت: بخشی از سیاستگذاری رسانهای کشور در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بخشی در صداوسیما و بخشهای دیگری در شوراهای عالی همچون شورای عالی اطلاعرسانی دولت یا سایر نهادهای بالادستی صورت میگیرد، اما خروجی این ساختارها، یک سیاست رسانهای هماهنگ و همافزا نبوده است. در شرایطی که کشور با تهدیدات جدی خارجی مواجه است، انتظار میرود کل بدنه رسانهای کشور، اعم از رسانههای رسمی، فعالان فضای مجازی و چهرههای اثرگذار، در یک مسیر واحد حرکت کنند و اولویتهای اصلی کشور را برای افکار عمومی تبیین کنند.
شیربیگی ادامه داد: وقتی این سیاست واحد شکل نمیگیرد، فضای رسانهای کشور دچار مدیریت جزیرهای میشود. مدیریت جزیرهای یعنی هر رسانه، هر جریان و حتی هر فرد، بر اساس منافع شخصی، جناحی، گروهی یا سلیقهای خود موضعگیری میکند. در چنین فضایی، طبیعی است که منافع فردی یا گروهی بر منافع ملی غلبه پیدا کند و شاهد رفتارهای متناقض و بعضاً غیرقابل توجیه باشیم.
وی تصریح کرد: برای نمونه، رسانهها یا افرادی که نسبت به یک برنامه بسیار محدود در یک شبکه کمبیننده، واکنشهای تند و گسترده نشان میدهند، اگر سوابق رسانهای آنها بررسی شود، مشخص میشود که در برابر تهدیدات جدی آمریکا در منطقه، آرایش نظامی این کشور یا اقدامات خصمانه آشکار علیه ایران، هیچگاه چنین حساسیتی از خود نشان ندادهاند. این تفاوت واکنش، بهروشنی نشان میدهد که موضوع، دغدغه ملی نیست، بلکه منافع خاص، علمی، جناحی یا شخصی در میان است.
این کارشناس رسانه با اشاره به وقایع اخیر کشور تأکید کرد: با قاطعیت میگویم بسیاری از افرادی که نسبت به یک خطای رسانهای کوچک واکنشهای شدید نشان دادند، در برابر اغتشاشات اخیر، خشونتها، تخریب اموال عمومی و تهدیدات آشکار خارجی، واکنش محکم، شفاف و قابل توجهی نداشتند. این یعنی موضعگیریها بر اساس منافع و مطامع خاص صورت میگیرد و نه بر اساس تشخیص اولویتهای واقعی کشور.
ضرورت انسجام رسانهای
شیربیگی با تأکید بر ضرورت انسجام رسانهای گفت: اگر سیاست رسانهای واحدی وجود داشت، همه میدانستند که مسئله اصلی امروز کشور، تهدیدات خارجی و تلاش دشمن برای ایجاد ناامنی، تفرقه و بیثباتی است. در چنین شرایطی، وظیفه رسانهها باید ایجاد انسجام، افزایش آگاهی عمومی و تقویت روحیه ملی باشد، نه پرداختن افراطی به حاشیهها و مسائل کماهمیت.
وی در ادامه، به موضوع مرزبندی میان دغدغه اجتماعی صادقانه و غرضورزی سیاسی در فضای مجازی پرداخت و اظهار کرد: ما برای تشخیص این دو، دو مسیر مشخص داریم. مسیر اول، وجدان درونی، اخلاقیات فردی و باورهای انسانی و اعتقادی است. برخی افراد و گروهها بهصورت درونی به اخلاق رسانهای پایبند هستند و تلاش میکنند اصول حرفهای، انسانی و ملی را رعایت کنند. اگر این درونیسازی اخلاقی شکل گرفته باشد، نیازی به ورود سازوکارهای بیرونی نیست.
وی افزود: اما اگر این مرحله محقق نشود، وارد مسیر دوم میشویم که همان قوانین، هنجارها و قواعد اجتماعی است. قوانین و هنجارهای اجتماعی باید بهقدری شفاف، مستدل و محکم باشند که اجازه ندهند افراد یا جریانها بهراحتی بر اساس غرضورزی سیاسی، منافع شخصی یا جناحی، به تفرقهافکنی یا تضعیف منافع ملی بپردازند. متأسفانه در این حوزه نیز با ضعف جدی مواجه هستیم.
سیاستگذار رسانهای نتوانسته منافع ملی را بهدرستی تبیین و اولویتبندی کند
این کارشناس رسانه تصریح کرد: سیاستگذار رسانهای ما نتوانسته منافع ملی را بهدرستی تبیین و اولویتبندی کند. در نتیجه، افراد به سمت احساسات شخصی یا منافع فردی خود سوق پیدا میکنند. وقتی نه بازدارندگی اخلاقی بهاندازه کافی وجود دارد و نه بازدارندگی قانونی، طبیعی است که فضای رسانهای کشور دچار آشفتگی، چندصدایی مخرب و دوگانگی رفتاری شود.
شیربیگی در بخش دیگری از سخنان خود، به واکنشنشان ندادن برخی فعالان فضای مجازی و چهرههای اثرگذار نسبت به اقدامات خشونتآمیز و ضد دینی اشاره کرد و گفت: در ماههای اخیر شاهد اقداماتی مانند قرآنسوزی، تخریب مساجد و حسینیهها، حمله به اماکن مذهبی و تهدیدات آشکار علیه مقدسات بودهایم، اما متأسفانه واکنشهای پررنگ و فراگیر از سوی بسیاری از فعالان فضای مجازی که امروز خود را دغدغهمند نشان میدهند، مشاهده نشد. این مسئله واقعاً جای تأسف دارد.
وی افزود: یکی از مهمترین منابع قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، دین، اعتقادات مذهبی، قرآن، اهلبیت(ع) و معنویت دینی است. این مؤلفهها همواره نقش مهمی در انسجام اجتماعی و اقتدار ملی کشور داشتهاند. در اغتشاشات اخیر، دشمن دقیقاً همین منابع قدرت نرم را هدف قرار داد، اما واکنش متناسب و درخور از سوی بسیاری از نخبگان، شخصیتها و حتی برخی بزرگان مشاهده نشد.
دچار خودسانسوری هستیم
این کارشناس رسانه با اشاره به نظریه «مارپیچ سکوت» الیزابت نوئل نویمان اظهار کرد: بر اساس این نظریه، فضایی ایجاد شد که بسیاری از نیروهای ارزشی، نخبگان و حتی برخی شخصیتهای تأثیرگذار، دچار سکوت و نوعی خودسانسوری شدند. فضای رسانهای بهگونهای مرعوب شد که حتی در برابر اقدامات بسیار خشونتآمیز و غیرانسانی، واکنش درخوری شکل نگرفت. در حالی که اگر در غرب یک مورد قرآنسوزی اتفاق بیفتد، شاهد واکنشهای شدید و گسترده هستیم، در داخل کشور، با وجود تخریب گسترده اماکن مذهبی، واکنشها بسیار محدود بود.
شیربیگی ادامه داد: این وضعیت نشان میدهد که بخش ارزشی و انقلابی جامعه دچار نوعی سانسور خودخواسته شده و در مقابل، رسانههای معاند و ماهوارهای میداندار شدهاند. این رسانهها بدون هیچ مانعی روایت خود را تحمیل میکنند و از خلأ حضور فعال نیروهای داخلی بهرهبرداری میکنند.
وی تأکید کرد: این وضعیت وارونه باید اصلاح شود. نیروهای انقلابی، انسانگرا و کسانی که هویت ملی و ایرانی برایشان اهمیت دارد، باید از این سکوت خارج شوند. اگر این اتفاق نیفتد، روایت دشمن غالب میشود و هزینههای آن در آینده بسیار سنگین خواهد بود.
این کارشناس رسانه در ادامه، به حملات رسانهای برخی جریانهای حاضر در ساختار اجرایی کشور به صداوسیما پرداخت و گفت: یکی از تناقضهای جدی فضای رسانهای کشور این است که برخی افرادی که خود در ساختار اجرایی و اطلاعرسانی دولت حضور دارند، به جای پاسخگویی درباره عملکردشان، در نقش منتقد و مطالبهگر ظاهر میشوند و حتی صداوسیما را به خط مقدم حملات رسانهای تبدیل میکنند.
وی افزود: بسیاری از این افراد خود صاحب رسانه هستند و در حوزه ارتباطات دولت نقش دارند. سؤال اساسی این است که اگر دغدغه شنیدهشدن مطالبات مردمی وجود دارد، چرا این افراد در یک ماه گذشته در دانشگاهها یا میان مردم حاضر نشدند تا درباره تصمیمات مهم اقتصادی، مانند افزایش شدید قیمتها یا حذف ارز ترجیحی، توضیح دهند و افکار عمومی را اقناع کنند.
شیربیگی تصریح کرد: وقتی این افراد از پاسخگویی طفره میروند و سپس در قامت مطالبهگر ظاهر میشوند، تناقض رفتاری آنها آشکار میشود. اگر همین شرایط در دولتهای دیگر وجود داشت، شاهد واکنشهای بسیار تندتری از سوی همین جریانها بودیم. این نشان میدهد که ادعای ملیگرایی و مسئولیتپذیری، در عمل با منافع جناحی در تضاد قرار گرفته است.
مرز میان نقد مصلحانه و تخریب مغرضانه
وی در جمعبندی و در پاسخ به پرسشی درباره مرز میان نقد مصلحانه و تخریب مغرضانه گفت: تنها یک شاخص شفاف برای تشخیص این دو وجود دارد و آن ارائه پیشنهاد و راهکار است. هر نقدی که همراه با پیشنهاد عملی، منطقی و قابل اجرا باشد، نقدی مصلحانه است و باید شنیده شود. اما اگر نقدی صرفاً بر پایه تخریب، منفیبافی و سیاهنمایی باشد و هیچ راهکاری ارائه ندهد، میتوان مطمئن بود که هدف آن اصلاح نیست.
این کارشناس رسانه در پایان تأکید کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند وحدت در برابر دشمن خارجی هستیم. اگر دچار تفرقه شویم و هرکس ساز خود را بزند، دقیقاً در زمین رسانهای دشمن بازی کردهایم. باید منافع شخصی، جناحی و گروهی کنار گذاشته شود و همه برای انسجام ملی و اعتلای ایران اسلامی تلاش کنیم؛ چراکه هزینه تفرقه، برای همه ما بسیار سنگین خواهد بود.
انتهای پیام/