پیشنهاد سردبیر
سکوت در برابر ترور، فریاد برای استعفا؛ چرا رگ سلبریتی‌ها گزینشی می‌جنبد؟

واکاوی استاندارد‌های دوگانه در مواجهه با تهدیدات امنیت ملی 

کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

فیلم‌های فجر ۴۴ از نگاه آنا؛

«پروانه»؛ سایکودرامی که اسیر غافلگیری شد

«پروانه» فیلمی است با نیت‌های جدی، اما اجرایی ناپخته. اثری که می‌خواست وارد قلمرو سایکودرام شود، اما به‌دلیل اتکای افراطی به غافلگیری، از ساختن یک درام روان‌شناختی منسجم بازمی‌ماند.

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، ندا الماسیان طهرانی- فیلم سینمایی «پروانه» ساخته محمد برزویی‌پور، تلاشی است برای ورود به قلمرو سینمای روان‌شناختی؛ سینمایی که بر ذهن آشفته، روایت غیرقابل اعتماد و فروپاشی تدریجی حقیقت بنا می‌شود. اما آنچه در نهایت روی پرده دیده می‌شود، بیش از آنکه یک سایکودرام منسجم باشد، فیلمی است که تمام سرمایه خود را روی «غافلگیری پایانی» می‌گذارد و در مسیر رسیدن به آن، از درام، شخصیت‌پردازی و حتی منطق روایی غافل می‌ماند.

قصه حول پدرام شکل می‌گیرد؛ مردی که در آغاز فیلم در موقعیت یک زندانیِ تحت بازجویی قرار دارد. بازجو با پرسش‌های مداوم، او را به گذشته پرتاب می‌کند: شراکت با آرمان، حضور زنی به نام پروانه – همسر آرمان و معشوقه پدرام – و همکاری این گروه با کریمی، یک مفسد اقتصادی، برای ساخت پروژه‌هایی موسوم به «بهشت». فیلم با رفت‌وآمد مداوم میان حال و گذشته، تلاش می‌کند قطعات این پازل را به‌تدریج کنار هم بچیند؛ اما مشکل آنجاست که این فلاش‌بک‌ها نه در خدمت تعمیق شخصیت‌اند و نه به پیشبرد درام کمک می‌کنند.

روایت غیرخطی در «پروانه» به‌جای آنکه به تعلیق منجر شود، به سردرگمی می‌انجامد. مرز میان واقعیت، خاطره و توهم آن‌قدر مخدوش است که نه از روی طراحی دقیق، بلکه بیشتر به دلیل ضعف در فیلمنامه به نظر می‌رسد. مخاطب مدام در حال حدس زدن است، اما نه از سر کنجکاوی، بلکه برای پیدا کردن یک نقطه اتکا در روایت.

ریتم فیلم یکی از آسیب‌های جدی آن است. سکانس‌ها طولانی‌اند، گفت‌و‌گو‌ها کش می‌آیند و بسیاری از لحظات، فاقد تنش دراماتیک‌اند. این کندی ریتم در فیلمی که قرار است بر اضطراب ذهنی و فشار روانی استوار باشد، به‌جای افزایش خفقان، موجب فرسایش تماشاگر می‌شود. فیلم هرگز موفق نمی‌شود ضرباهنگ ذهن آشفته پدرام را به زبان سینما ترجمه کند.

بازی‌ها نیز در همین چارچوب قابل نقدند. نقش پدرام، که ستون اصلی فیلم است، نیازمند بازی‌ای چندلایه و تدریجی بود؛ بازی‌ای که بتواند مرز میان عقل و جنون را کم‌کم جابه‌جا کند. اما بازی ارائه‌شده اغلب یکنواخت است و نوسان‌های روحی شخصیت را منتقل نمی‌کند. دیگر بازی‌ها، از جمله آرمان، پروانه و کریمی، بیشتر تیپ‌اند تا شخصیت و حضورشان در روایت عمق لازم را پیدا نمی‌کند.

از منظر بصری، فیلمبرداری و نورپردازی آگاهانه به سمت فضایی سرد، تیره و خشن حرکت کرده‌اند. این انتخاب در سطح ایده درست به نظر می‌رسد و با جهان ذهنی پدرام هم‌خوان است، اما در اجرا به یکنواختی می‌رسد. استفاده مداوم از نور‌های کم‌جان و قاب‌های بسته، بدون تنوع و منطق روایی، پس از مدتی تأثیر خود را از دست می‌دهد و حتی مانع شکل‌گیری لحظات برجسته می‌شود.

نقطه اوج فیلم، افشای نهایی است: پدرام نه زندانی است و نه بازجویی می‌شود؛ این چرخش، که در نشست خبری نیز به‌عنوان برگ برنده فیلم از آن یاد شد، بیش از آنکه تکان‌دهنده باشد، کارکردی توجیهی دارد. گویی فیلم با این افشاگری می‌خواهد تمام ضعف‌های روایی پیشین را به «توهم ذهنی» نسبت دهد.

در مجموع، «پروانه» فیلمی است با نیت‌های جدی، اما اجرایی ناپخته. اثری که می‌خواست وارد قلمرو سایکودرام شود، اما به‌دلیل اتکای افراطی به غافلگیری، از ساختن یک درام روان‌شناختی منسجم بازمی‌ماند.

انتهای پیام/

ارسال نظر