پیشنهاد سردبیر
کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

چرا نسخه «فشار حداکثری» دیگر در تهران شفا نمی‌دهد؟

خطای محاسباتی در اتاق‌های فکر واشنگتن

«غبار میمون»؛ زمین‌گیر شدن کمدی‌ساز در زمین مضمون امنیتی

«غبار میمون» یادآور این واقعیت تلخ است که فیلم راهبردی، تخصص می‌خواهد. معیریان اگرچه کمدی‌ساز موفقی است، اما در این فیلم نشان می‌دهد هنوز زبان سینمای امنیتی را نیاموخته است.

گروه فرهنگ خبرگزاری آناـ لاله محمودی شرق عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران: «غبار میمون» می‌خواهد فیلمی امنیتی راهبردی باشد؛ فیلمی درباره جنگ اطلاعاتی، نفوذ، دانشمندان هدف و دشمنی که باید افشا شود. اما نتیجه، بیش از آن‌که یک تریلر سیاسی دقیق باشد، اثری است که نشان می‌دهد صرفِ داشتن مضمون مهم، به‌تنهایی فیلم مهم نمی‌سازد؛ به‌ویژه وقتی سازنده‌اش قواعد ژانر امنیتی را جدی نگرفته است.

آرش معیریان فیلمساز ناشناخته‌ای نیست. او سال‌هاست که در سینمای ایران کمدی‌ساز موفق و بازارشناس محسوب می‌شود؛ فیلمسازی که ریتم، شوخی، ذائقه مخاطب عام و سازوکار گیشه را می‌شناسد. مسئله «غبار میمون» دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: فیلم امنیتی، زمین بازی کمدی نیست و با همان ابزار‌ها هم ساخته نمی‌شود.

غبار میمون داستان مأمور امنیتی‌ به نام صدرا را روایت می‌کند که مأموریت دارد ایمانوئل، دانشمند علوم شناختی و منبع اطلاعاتی‌اش را از یونان خارج و به ایران منتقل کند؛ مأموریتی حساس که هم‌زمان به شبکه‌ای پیچیده از توزیع ماده‌ای مخدر به نام «غبار میمون» و یک سرکرده صهیونیستی به نام آنتونی گره می‌خورد. روی کاغذ، همه‌چیز برای ساخت یک تریلر اطلاعاتی پرتعلیق مهیاست؛ اما فیلم هرگز نمی‌داند با این امکانات چه کار کند.

«غبار میمون»؛ زمینگیر شدن کمدی‌ساز در زمین مضمون امنیتی

مشکل اصلی «غبار میمون» نفهمیدن ظرائف ژانر امنیتی است. فیلم امنیتی نه با دیالوگ‌های توضیحی پیش می‌رود، نه با شعار، و نه با انباشتن شخصیت‌ها و خرده‌پیرنگ‌ها. این ژانر نیازمند ایجاز، تعلیق، منطق عملیاتی، شخصیت‌پردازی تدریجی و اعتماد به هوش مخاطب است؛ عناصری که فیلم تقریباً هیچ‌کدام را جدی نمی‌گیرد.

شخصیت صدرا قرار است تلفیقی باشد از مأمور امنیتی، عارف‌پیشه و استاد فلسفه ملاصدرا. ایده‌ای که اگر درست پرداخته می‌شد، می‌توانست به یکی از متفاوت‌ترین قهرمانان سینمای امنیتی ایران بدل شود. اما این ایده، فقط در حد «اطلاع دادن» باقی می‌ماند. فیلم به‌جای آن‌که عرفان و فلسفه را در کنش و تصمیم‌گیری صدرا جاری کند، آنها را به چند دیالوگ مستقیم و نماد‌های سطحی تقلیل می‌دهد؛ نتیجه، شخصیتی است که بیش از آن‌که عمیق باشد، شعاری به نظر می‌رسد.

از سوی دیگر، فیلم گرفتار شلوغی بی‌هدف است. خرده‌پیرنگ‌ها، شخصیت‌های فرعی و موقعیت‌هایی که نه تعلیق می‌سازند، نه اطلاعات تازه می‌دهند و نه مأموریت اصلی را جلو می‌برند، مدام روی هم تلنبار می‌شوند. این شلوغی نه نشانه پیچیدگی جهان امنیتی، بلکه علامت سردرگمی فیلمنامه است.

اینجاست که سابقه معیریان در کمدی‌سازی به نقطه ضعف تبدیل می‌شود. کمدی می‌تواند با اغراق، توضیح، تیپ‌سازی و ضربه‌های مستقیم جلو برود؛ اما فیلم امنیتی چنین بخششی ندارد. کوچک‌ترین بی‌دقتی، بزرگ‌ترین لطمه را به باورپذیری می‌زند. «غبار میمون» بار‌ها این مرز را می‌شکند و عملاً فضای امنیتی را ساده‌سازی می‌کند؛ ساده‌سازی‌ای که خطرناک‌تر از ضعف تکنیکی است.

«غبار میمون»؛ زمینگیر شدن کمدی‌ساز در زمین مضمون امنیتی

در شرایطی که پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی، انتظار می‌رود سینما بتواند تصویری دقیق، پیچیده و غیرکلیشه‌ای از نبرد اطلاعاتی ارائه دهد، «غبار میمون» به اثری تبدیل می‌شود که بیش از آن‌که قدرت را نمایش دهد، فرصت را هدر می‌دهد.

«غبار میمون» یادآور این واقعیت تلخ است که فیلم راهبردی، تخصص می‌خواهد. معیریان اگرچه کمدی‌ساز موفقی است، اما در این فیلم نشان می‌دهد که هنوز زبان سینمای امنیتی را نیاموخته. نیت سیاسی درست است، اما سینما جای نیتِ تنها نیست؛ این‌جا یا قواعد را می‌شناسی، یا زمین بازی تو را حذف می‌کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر