جهان در سوگ نظم بین‌المللی

با بازگشت ترامپ و اعتراف‌های صریح در داووس، پرده توهم «حاکمیت قانون» در جهان کنار رفته است؛ از هشدار رهبران اروپا تا اعتراف تلخ کانادا، پیام واحد است: عصر تازه‌ای آغاز شده که در آن قدرت بی‌پروا بر قواعد می‌تازد و کشور‌های متوسط برای بقا ناچار به هم‌پیمانی‌اند؛ عصری که «نظم بین‌المللی» بیش از هر زمان به آزمون واقع‌گرایی و بازسازی قدرت گره خورده است.

به گزارش خبرگزاری آنا، کمال حبیب، حقوقدان لبنانی، سه سال پیش کلاس‌های حقوق بین‌المللش را تعطیل کرد. چون معتقد بود وقتی دنیا در برابر نسل کشی علنی صهیونیسم فقط تماشاگر است باید مرگ نظام جهانی را اعلام کرد و این واحد‌های درسی دیگر ارزشی ندارد. حالا بازگشت ترامپ به کاخ سفید کم‌کم این حرف را برای همة دنیا معنی می‌کند. کسی که با ورودش پنتاگون اسم وزارت «دفاع» را به وزارت «جنگ» تغییر داد و بدون هیچ شرمی اعلام کرد می‌خواهد نظام سیاسی برخی کشور‌ها را عوض و برخی دیگر را تصاحب کند؛ این کار را هم کرد و به جهان گفت قدرت دیگر به عرف‌ها و اخلاقیات گذشته اهمیت نمی‌دهد و درنهایت برخلاف قوانین واضح بین‌المللی حماسة دزدیدن رییس‌جمهور قانونی ونزوئلا را خلق کرد. جهان هنوز در شوک دیدن نمایش مادوروی زنجیربسته در نیویورک بود که ترامپ تاکید کرد از عزمش برای کنترل گرینلند عقب‌نشینی نخواهد کرد و با حفظ همین موضع سه‌شنبة گذشته در تریبون داووس اروپا را به سرزنش و تحقیر و تهدید بست.

در این نقطه بود که کشور‌های مهمی سوگوار نظم بین‌المللی شدند و اعلام کردند برای ورود به عصری که در آن، قدرت حرف آخر را در تصاحب ثروت و تغییر مرز‌ها می‌زند دیگر چاره‌ای جز مقابله با این غرور و تکبر ندارند.

 کانادا و گریه بر نعش قوانین

کانادا یکی از ده اقتصاد قدرتمند جهان را دارد؛ عضو ناتو است و دهه‌ها در صف مقدم تمدن غربی ایستاده است. اما حالا سوژة طمع‌ورزی ترامپ شده و او بدون هیچ خجالتی از الحاق کانادا به آمریکا حرف می‌زند و نخست‌وزیرش را استاندار خودش می‌خواند و مدام در پرونده‌های اقتصادی از او باج می‌گیرد.

کار به جایی رسید که نخست‌وزیر کانادا، مارک کارنی، در داووس دربارة کارکرد قواعد بین‌المللی اعتراف کرد: «ما می‌دانستیم که این روایت تا حدی نادرست است؛ می‌دانستیم قدرتمندان هر زمان که به نفعشان باشد، خود را مستثنا می‌کنند و می‌دانستیم حقوق بین‌الملل بسته به هویت متهم یا قربانی، متفاوت اعمال می‌شود. ولی این داستانِ ساختگی به نفعمان بود. پس ما هم این تابلو را در ویترینمان گذاشتیم و از اشاره به شکاف میان حرف و واقعیت پرهیز کردیم. اما این معامله دیگر کار نمی‌کند! حالا نهاد‌های بین‌المللی دیگر اثری ندارند و بسیاری از کشور‌ها فهمیده‌اند باید برای خودشان استقلال راهبردی ایجاد کنند. ما باید جهان را آنگونه که هست باور کنیم نه آن‌طور که آرزو داریم باشد! ما به ارزش قدرتمان متکی هستیم و این قدرت را در داخل می‌سازیم و تا سال ۲۰۳۰ هزینه‌های دفاعی‌مان را دوبرابر می‌کنیم. حالا جهان وارد عصری پرخطر شده است؛ عصری که در آن قدرت‌های بزرگ با هم رقابت می‌کنند و کشور‌های متوسط برای بقا ناچار به یکی‌کردن توانشان هستند. کشور‌های متوسط باید با هم حرکت کنند، زیرا اگر پشت میز ننشینند بخشی از غذای روی میز خواهند شد»؛ و کارنی در این اعتراض به سلطة آمریکایی تنها نبود. نخست وزیر بلژیک، بارت دی‌وفر هم هشدار داد که آمریکا دیگر رفتارش شبیه یک متحد نیست.

 آلمان و یک یادآوری حیاتی!

در میان کشور‌های اروپایی آلمان موقعیت ویژه‌ای دارد. سرامد نژادپرستی است و در جنگ‌های جهانی مرکز غرور نظامی بوده‌است. صدر اعظم این کشور در نطق داووس ابتدا دربارة لرزش نظم جهانی و شکل‌گیری نظم جدید مبتنی بر قدرت هشداد و با لحن مطمئنی گفت «اروپا تحت این نظم نیست و گزینة ترسیم آینده را در اختیار دارد». او هم کشور‌های اروپا را به واقع‌گرایی در شرایط جدید و سرمایه‌گذاری بیشتر در صنایع نظامی برای دفاع از خود دعوت کرد و گفت: «اگر جهان فقط بر قدرت بنا شود، مکانی بسیار خطرناک خواهد بود؛ زیرا در این صورت، تنها به نفع قوی‌تر‌ها تمام می‌شود»؛ و وقتی آلمان از قدرت سخن می‌گوید، جهان باید آن را جدی بگیرد؛ چرا که بزرگ‌ترین اقتصاد اروپاست و سابقه‌هایی در محاصره و تسلیم‌کردن کشور‌ها دارد.

فرانسه و یک «نه» بلند

از بین اروپایی‌ها کمتر رییس‌جمهوری به اندازه ماکرون تلاش کرده ترامپ را راضی نگه دارد. اما هم‌زمان در پرونده‌های جهانی هم صدای مخالفت خود با آمریکا را بالا می‌برد. برای همین ترامپ اخیرا بیشتر او را هجو می‌کند و عزتش را به بازی می‌گیرد. ماکرون که قبلا پیوستن به شورای صلح ترامپ برای غزه را رد کرده و رفتارش دربارة گرینلند را دیوانه‌وار خوانده بود از داووس به جمع رهبرانی پیوست که ورود به عصر استبداد را هشدار دادند و اعلام کرد «اروپا در برابر زورگویان تسلیم نخواهد شد و دربرابر ارعاب سر فرود نخواهد آورد».

حالا باید دید این فریاد جمعی به زبان آمده، در عمل چه صحنه‌ای را پیش روی ترامپ خواهد گذاشت و او را به چه حد از جنون دعوت خواهد کرد...

انتهای پیام/

ارسال نظر