نسل هوشیار: دانشجویان ایرانی، خط مقدم دفاع شناختی در برابر توطئههای خارجی
به گزارش خبرگزاری آنا، در حالی که جهان شاهد تشدید چالشها و پیچیدگیهای فزاینده در حوزه جنگهای شناختی است، جبهه داخلی جمهوری اسلامی ایران، بهویژه در دانشگاهها، صحنه یک کنشگری فکری عمیق شده است؛ این کنشگری نه از جنس اعتراض صرف، بلکه از جنس پاسداری فعالانه از اصول بنیادین ملی است.
در آستانه یک دوره جدید از فشارهای بینالمللی و همزمان با عملیات روانی گستردهای که از سوی شبکههای معاند و پشتیبانان مالی آنها در خارج از مرزها هدایت میشود، تلاش مذبوحانه برای القای این باور که ارکان اصلی نظام در برابر اتهامات اثباتنشده آسیبپذیرند، شدت گرفته است؛ هدف نهایی این عملیات، به زعم تحلیلگران سیاسی، بازگرداندن دانشجویان نخبه کشور از مسیر پرشتاب و متعالی توسعه علمی و استقلال راهبردی و تبدیل آنها به ابزاری برای اهداف خارجی است که در بلندمدت منجر به از دست رفتن سرمایههای انسانی و فکری نظام خواهد شد.
اما در پاسخی تاریخی و یکپارچه، دانشجویان دانشگاههای ایران، اعم از فنی، پزشکی، علوم انسانی و علوم پایه، با صدایی رسا و مبتنی بر درک عمیق از مقتضیات زمانه، نه تنها در برابر این القائات ایستادهاند، بلکه خود را به عنوان خطوط مقدم دفاع از کیان علمی و هویتی کشور معرفی کردهاند؛ این موضعگیری، فراتر از موضعگیری صرفاً سیاسی، یک انتخاب هویتی برای نسلی است که آینده خود را در گرو استقلال کشور میبیند.
گزارش اختصاصی پیش رو، کوششی است برای ثبت و انعکاس روایتی دست اول از گفتوگو با این قشر فرهیخته از سراسر میهن؛ دانشجویانی که با تحلیل دقیق تحولات جهانی و منطق درونی پیشرفت کشور، هرگونه ادعای خارجی مبنی بر امکان مدیریت بحرانهای داخلی توسط بازیگران منفعل تاریخی نظیر رضا پهلوی یا سناریوهای دیکتهشده از واشنگتن تحت دوران رهبریهایی همچون دونالد ترامپ را از اساس مردود شمردهاند؛ آنها به درستی دریافتند که تکیه بر چهرههای شکستخورده گذشته، نه راهکار که تداوم یک توهم است. این نسل، با تأکید بر ظرفیتهای عظیمی که در بطن علم، صنعت و فرهنگ ایرانی نهفته است، پیمان مجدد خود را با آرمانهای بنیادین انقلاب اسلامی و هدایت حکیمانه رهبری آیتالله خامنهای تجدید کردهاند، چرا که مکتب فکری موجود را تنها مسیر قابل اتکا برای پرهیز از تکرار تاریخ وابستگی میدانند.

نبض بیداری و هوشیاری در دانشگاههای ایران به شدت میتپد؛ نسلی که خود را نه صرفاً مصرفکننده دانش، بلکه خادمان و نگهبانان اصلی مدل حکمرانی مبتنی بر مردمسالاری دینی میداند و این پشتوانه فکری و عملی دانشجویی، به عنوان مهمترین و مستحکمترین سرمایه نظام در رویارویی با فشارها و ابعاد مختلف جنگ شناختی دشمن در عصر حاضر تعریف میشود و ابعاد این مقابله، فراتر از مسائل سیاسی صرف، متوجه اصالت فکری و علمی کشور است که دشمنان به دنبال تضعیف آن هستند.
سیمای توطئه؛ رد اتهامات خارجی از زبان دانشجویان نخبه
تحولات اخیر در فضای رسانهای و مجازی بینالمللی، یک الگوی مشخص و قابل ردیابی را آشکار میسازد که مبتنی بر تلاش سیستماتیک برای القای یک روایت تخریبی و یکطرفه است؛ روایتی که میکوشد تا جنبشهای دانشجویی و مطالبات مشروع داخلی را به طور کامل مهندسیشده و تحت تأثیر عوامل خارجی جلوه دهد، خواه این عوامل از طریق حمایت رهبران ناکام تاریخی که مشروعیت خود را در متن جامعه از دست دادهاند (مانند رضا پهلوی که مدل حکومتی پیشنهادیاش در هیچ کجای جهان پذیرفته نیست) صورت پذیرد، خواه از طریق دخالت مستقیم دولتهای متخاصمی، چون آمریکای دوران ترامپ، که سابقه مداخله در امور داخلی کشورهای مستقل جهان بر پیشانیاش حک شده است و هر دخالتی را به مثابه نفوذ قلمداد میکند. از دیدگاه دانشجویان نخبه این سرزمین، چنین ادعاهایی نه تنها از منظر شواهد، کاملاً بیاساس و متزلزل هستند، بلکه در سطح بنیادین، توهینی آشکار به شعور ملی، سابقه تاریخی مبارزاتی و ظرفیت خودگردانی و مدیریت بحران دانشجویان ایرانی محسوب میشوند؛ زیرا نخبگی یعنی توانایی تحلیل عمیقتر از سطوح ظاهری.

زهرا، دانشجوی پزشکی، با اشاره به دروس تخصصی خود در زمینه بیولوژی و سیستمهای پیچیده که مبتنی بر خودتنظیمی و پاسخ به محرکهای محیطی است، این تلاش رسانهای را مشابه تلاش برای نادیده گرفتن قوانین اساسی حاکم بر یک سیستم زنده میداند؛ سیستمی که اجزای آن، خود قدرت ترمیم و هویتبخشی دارند و نمیتوان با تزریق یک عامل خارجی، کل ساختار را وادار به رفتاری کرد که با منطق درونیاش سازگار نیست.
سارا، دانشجوی دکتری علوم سیاسی، با عمق بخشیدن به این تحلیل، اظهار میدارد که بزرگترین درسی که میتوان از تلاشهای مداوم بیگانگان برای القای مدیریت خارجی بر دانشگاهها گرفت، این است که دشمنان، درک درستی از واقعیتهای لایهلایه جامعه ایران و عمق ریشههای تمدنی و استقلالخواهانه آن ندارند؛ آنها در محاسبه خود دچار یک خطای پارادایمیک شدهاند که اساساً جامعه ایران را یک پدیده منفعل فرض میکنند، در حالی که مطالبهگری مشروع از سر آگاهی به مسئولیت شهروندی است، نه یک پروژه سفارشی که از پشت دروازههای مرزی دیکته شده باشد. این ادبیات دخالتجویانه و کودکانه، دقیقاً همان کاتالیزوری است که هر ایرانی با هر گرایش سیاسی را به صف مدافعان اصلی ساختار سیاسی و حاکمیت ملی خود میکشاند؛ زیرا مفهوم استقلال برای ایرانی، یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه با تجربه تاریخی تحمیل اراده دیگران بر این سرزمین گره خورده است و درک این تجربه تاریخی، دلیل ایستادگی آنان است.
احمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی صنعتی از دانشگاه صنعتی شریف، که روزانه با چالشهای واقعی تولید و تحریم در محیط کار و آزمایشگاه دست و پنجه نرم میکند، نگاهی فنیتر و مبتنی بر شواهد مادی به این مقوله دارد و استدلال میکند که دشمنان، هرگز نمیتوانند درک کنند که زیرساختهای علمی و صنعتی ما، چگونه با تکیه بر نوآوری و انضباط سختگیرانه و با نادیده گرفتن نظریات مرسوم اقتصادی، با وجود همه محدودیتها و تحریمهای ظالمانه، به خودکفایی و در مواردی حتی به مرزهای صادرات دانش رسیدهاند؛ منطق بنیادین این است که زمانی که ما موفق میشویم یک سیستم پیچیده مکانیکی، یک شبکه کنترل صنعتی، یا یک مدل نرمافزاری پیشرفته را طراحی و پیادهسازی کنیم که دشمنان پیشبینی آن را نمیکردند، به طور قطع میتوانیم پیچیدگیهای به مراتب پایینتر اجتماعی و سیاسی خود را نیز مدیریت کرده و مسیر اصلاح را درون ساختار خود پیدا کنیم و نیازی به دخالت خارجی نداریم. ادعای کنترل خارجی، نه تنها یک ارزیابی اشتباه، بلکه توهینی مستقیم به کار شبانهروزی است که در آزمایشگاههای نیمهصنعتی و کارگاههای تولیدی انجام میشود و هزینههای مادی و معنوی گزافی برای دستیابی به این سطح از خوداتکایی پرداخت شده است و این دستاوردها، زبان گویای عدم نیاز به قیمومت خارجی هستند.

استقلال ما در حوزه فناوری، تبدیل به پیششرطی بنیادین و اجتنابناپذیر برای استقلال واقعی ما در عرصه سیاست و تصمیمگیریهای ملی شده است و این پیوستگی میان پیشرفت فناورانه و اقتدار سیاسی توسط تئوریسینهای جنگ شناختی به درستی درک نشده است.
این دانشجویان، اتهامات خارجی را تلاشی مذبوحانه برای مهندسی معکوس دستاوردهای علمی، امنیتی و صنعتی کشور دانستهاند و معتقدند این عملیات روانی با طراحی اتاقهای فکر خارج از کشور، هدفش تضعیف اعتمادبهنفس ملی، ایجاد شکافهای ادراکی میان نسل جدید و ساختارهای مدیریتی است و دانشجویان هوشیار، این ترفند را به خوبی درک کردهاند و در برابر آن موضع گرفتهاند.
دانشجویان به طور مشترک، هرگونه تلاش برای دخالت خارجی در تعیین خطمشی داخلی کشور را نقض آشکار و غیرقابل قبول حاکمیت ملی تلقی کرده و این را خط قرمزی میدانند که عبور از آن، به معنای نادیده گرفتن خون شهدا و زحمات ملت در راه استقلال کامل است.
تجلی تعهد مشترک به استقلال در سپهر انقلاب اسلامی و ضرورت توسعه درونزا
طیف دیدگاههایی که در این گزارش مورد بررسی قرار گرفت، گستره وسیعی از حوزههای علمی و جغرافیایی کشور را در بر میگیرد؛ از دانشگاههای مادر و مراکز اصلی وزارت علوم و تحقیقات گرفته تا مراکز تخصصی فنی و همچنین دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان بزرگترین نهاد آموزش عالی کشور که هر کدام از زاویه تخصصی خود به این مسئله نگاه کردهاند، اما محور گفتوگوی مشترک همه این دانشجویان، تأکید قاطع بر دو اصل اساسی بود: یکی، تعهد مطلق به استقلال ملی به عنوان شاهرگ حیات کشور در برابر هرگونه نفوذ خارجی، و دیگری، عزم راسخ بر پیشرفت همهجانبه و رفع نواقص درونی در سایه چارچوبهای تعریفشده توسط انقلاب اسلامی؛ این انسجام فکری نشان میدهد که دانشجویان نخبه، مرز میان حمایت از کشور و نقد سازنده درونسیستمی را به خوبی تفکیک کرده و معتقدند که اصلاح، باید از دل ساختار و با تکیه بر توانمندیهای خودی صورت پذیرد.
علی، دانشجوی دکتری مهندسی برق سیستمهای کنترل از دانشگاه علم و صنعت ایران، بر نقش بنیادین دانشگاههای فنی در اثبات کارآمدی مدل حکومتی در عصر دانشبنیان تمرکز دارد و میگوید: وظیفه ذاتی ما در دانشگاههای فنی، اثبات مستمر این حقیقت است که نظام جمهوری اسلامی ایران، سیستمی کارآمد و پویا برای حل پیچیدهترین مسائل مهندسی، محاسباتی و زیرساختی است که بسیاری از کشورهای توسعهیافته نیز در حل آنها با چالش روبهرو هستند؛ پیشرفتهای حیرتانگیز ما در حوزههایی نظیر هوش مصنوعی پیشرفته، طراحی سیستمهای کنترل پیشرفته در صنایع حساس و ورود موفقیتآمیز به حوزه انرژیهای نوین، بهترین برهان و سند زنده است که مسیر انتخابشده برای توسعه، مسیری صحیح، مبتنی بر عقلانیت و فراتر از بلوکهای سنتی قدرت است. در این میدان استراتژیک، بهترین و قاطعترین پاسخ به همه بدخواهان خارجی، نه لفاظی سیاسی و مرزبندیهای احساسی، بلکه تولید علم نافع و فناوریهایی است که وابستگی ما را به منابع خارجی بهویژه در حوزههای استراتژیک کاهش دهد؛ ما در آزمایشگاهها، روی کاغذها و در محیطهای شبیهسازی، نگهبانان پایداری کشور در مرزهای دانش هستیم و هر موفقیت ما، یک سد دفاعی جدید در برابر تهدیدات تکنولوژیک و تحریمی دشمن میسازد که تأثیر آن از یک بیانیه سیاسی هزاران برابر بیشتر است.
رضایی، دانشجوی کارشناسی حقوق از دانشگاه شهید بهشتی، به چارچوب بنیادین نظام سیاسی اشاره و استدلال میکند که نظام جمهوری اسلامی ایران بر پایههای یک چارچوب حقوقی منسجم و عقلانی بنا شده است که ریشههای عمیقی در مبانی فقهی، عدالتخواهی ذاتی و ارزشهای انسانی دارد و این امر به آن مشروعیتی درونی میبخشد که دخالت خارجی نمیتواند آن را نادیده بگیرد؛ بنابراین، هرگونه حرکت دانشجویی مشروع و قانونی، باید دقیقاً در چارچوب قانون اساسی کشور تعریف شود و از مرزهای آن عبور نکند، زیرا هدف نهایی، اعتلای قانون است، نه هرج و مرج؛ ما دانشجویان حقوق را صرفاً برای پاس کردن دروس نمیخوانیم؛ هدف اصلی ما آن است که مکانیزمهای تحقق عدالت را در جامعه تقویت کنیم، نه اینکه با پیروی کورکورانه از مدلهای سیاسی شکستخوردهای که در غرب یا شرق تاریخ مصرفشان گذشته است، نظم اجتماعی و بنیانهای قانونی کشور را به چالش بکشیم و باید توجه داشت که نقد ما به عملکردها و کاستیها، همواره سازنده و در جهت تقویت ساختار بوده است، اما تلاش برای دست بردن در اصل نظام و تغییر پارادایم اساسی حکمرانی، عملی است که در نگاه این نسل، خیانت به زحمات تاریخی گذشتگان و آرمانهای ملت تلقی میشود و هیچ توجیهی برای آن پذیرفته نیست.
محدثه، دانشجوی ترم آخر داروسازی از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، بر اهمیت حفظ تمرکز بر اهداف کلان سلامت و توسعه درونی تأکید میکند و توضیح میدهد که دشمنان به خوبی میدانند که یکی از اهرمهای فشار روانی و اجتماعی، مشغول کردن نخبگان به مسائل سطحی و حاشیهای است تا آنها از دستاوردهای بزرگ ملی در حوزههای حیاتی مانند تولید داروهای نوترکیب و بومیسازی تکنولوژیهای پیچیده دارویی غافل شوند و این یک تاکتیک کلاسیک است؛ ما در دوران بحران پاندمی کرونا، بهطور عینی و عملی ثابت کردیم که ایران میتواند با اتکاء مطلق به توانمندیهای داخلی، از دانشجو تا دانشمند، نیازهای حیاتی مردم را در حوزه سلامت تأمین کند و جلوی صفهای طولانی و ناامیدی در کشورهای پیشرفته را بگیرد و این سطح از استقلال در حوزه سلامت، به معنای استقلال در تأمین امنیت ملی است و هرگز قابل معامله نیست و نباید با هیاهوهای رسانهای تحتالشعاع قرار گیرد، بلکه باید این دستاوردها را به عنوان پشتوانه قدرت ملی تقویت کرد.
دانشگاه آزاد اسلامی؛ ستون فکری در حفظ آرامش و تفکیک مشروعیت از تحریک
دانشگاه آزاد اسلامی، به عنوان بزرگترین نهاد آموزش عالی کشور از حیث تعداد دانشجو و تنوع جغرافیایی که به طور مستقیم با بخش بزرگی از بدنه جامعه در ارتباط است، نقش محوری و حیاتی در حفظ آرامش فکری و استمرار گفتمان وحدت در میان اقشار گوناگون جامعه و خانوادهها ایفا میکند و نقش آن در این برهه حساس، بسیار فراتر از یک نهاد آموزشی صرف است.
رضا، دانشجوی مهندسی عمران از دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجفآباد، که ارتباط تنگاتنگی با محیط کار و خانوادههای کارگری و متوسط جامعه دارد، بیان میدارد که در فضای دانشگاه آزاد، تعاملات ما با خانوادهها و محیطهای شغلی بسیار نزدیک و ملموس است و این نزدیکی باعث میشود تا دانشجویان، پیامدهای واقعی تحریمها و سیاستهای اقتصادی را از نزدیک لمس کنند و همین امر، آنها را به سمت راهحلهای داخلی سوق میدهد؛ اساتید ما تنها مدرسان دروس تخصصی نیستند؛ آنها در واقع مربیان اجتماعی هستند که با درک عمیق از شرایط اقتصادی کشور و پیچیدگیهای سیاسی، به خوبی توانستهاند مرز میان مطالبهگری مشروع و تحریک بیگانگان را برای دانشجویان روشن سازند و این آموزش غیررسمی، در بسیاری مواقع مؤثرتر از آموزشهای رسمی است؛ این دانشگاه، با حفظ ارتباط خود با بدنه اجتماعی جامعه، توانسته است به عنوان یک ستون فکری محکم، مانع از نفوذ و اثرگذاری روایتهای تفرقهانگیز و ضد ایرانی که از خارج دیکته میشوند، جلوگیری کند و مسیر گفتوگو را در چارچوب حفظ اصول و منافع ملی باز نگه دارد.
زهرا، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تجربه زیسته همکلاسیهایش را بازتاب دهنده این واقعیت میداند که مواجهه مستقیم با مسائل، بهترین عامل روشنگری است. بخش قابل توجهی از همکلاسیهای من همزمان با تحصیل مشغول به کار هستند و از نزدیک شاهد تأثیرات مخرب تحریمها و تبلیغات هدفمند خارجی بر نوسانات بازار کار و امنیت اقتصادی خانوادههایشان بودهاند و این تجربهمندی، به آنها این درس اساسی را آموخته است که راه نجات و عبور از مشکلات، نه در بازگشت به دامن چهرههای خارجنشین با وعدههای پوچ و تکراری، بلکه در تقویت تواناییهای درونی، افزایش بهرهوری ملی و اعتماد مطلق به توانمندیهای خدادادی و ملی است؛ آنها میفهمند که وعده کمک خارجی، غالباً با از دست دادن استقلال همراه است و این قیمت برای نسل آنها قابل قبول نیست.
منشور دانشجویی برای پایداری نظام
دانشجویان، در یک جمعبندی مشترک، مجموعهای از توصیههای راهبردی و عملیاتی را خطاب به همترازان خود و کل جامعه دانشگاهی مطرح کردند که میتوان آن را به عنوان «منشور دانشجویی برای پایداری نظام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر علم و اندیشه» نامگذاری کرد که در واقع یک بیانیه عملیاتی برای مدیریت افکار عمومی در محیطهای دانشگاهی است؛ این منشور بر چند اصل اساسی استوار است که ماهیت جدید دفاع از منافع ملی را در عصر اطلاعات تعریف میکند و نشان میدهد که دفاع، دیگر صرفاً نظامی نیست، بلکه فکری و روایتی است.

بصیرت سیاسی و تشخیص دقیق مرز میان نقد سازنده و تخریب سازماندهیشده: دانشجویان باید ابزارهای تحلیلی لازم برای تفکیک نقد اصیل و درونزا که هدفش اصلاح و بهبود است و بر اساس شواهد داخلی بنا شده از تخریب سازماندهیشده و سازمانیافتهای که از خارج تغذیه میشود و هدفش فروپاشی سیستمی است را به کار گیرند؛ هرگونه حرکت اعتراضی یا مطالبهگری باید به طور واضح، هدفمند و معطوف به اصلاح ساختارها و رویهها باشد، نه اینکه به طور ناخواسته یا عامدانه به تضعیف بنیانهای ملی و مشروعیت ساختار کلی منجر شود؛ این امر نیازمند سواد رسانهای پیشرفته و درک عمیق لایههای پنهان عملیاتهای روانی است که به صورت فصلی بهروزرسانی میشوند.
تولید قدرت به عنوان بهترین و مؤثرترین دفاع استراتژیک: در شرایط جنگ ترکیبی، بهترین دفاع از جمهوری اسلامی، نه صرفاً موضعگیریهای انفعالی و پاسخ به اتهامات، بلکه پیشرفتهای جهشی و بیوقفه در علوم پایه و فناوریهای راهبردی و کاهش هدفمند وابستگی در تمام سطوح است؛ این اصل میگوید که هر پژوهش جدیدی که در یک آزمایشگاه انجام میشود، هر اختراع ثبتشدهای و هر دستاورد علمی که به تولید ملی میانجامد، حکم یک سنگر دفاعی مستحکم در برابر تمامی محورهای تهاجم دشمن را دارا است؛ این پیشرفتها، پشتوانه عینی استقلال سیاسی ما هستند و دشمن از همین قدرت علمی وحشت دارد، چرا که درک کرده است که علم، تبدیل به گلوگاه قدرت شده است.
حفظ حرمت و پذیرش مرجعیت نهاد رهبری به عنوان عامل وحدت در بزنگاههای تاریخی: تأکید بر جایگاه رفیع مرجعیت فکری، سیاسی و اخلاقی مقام معظم رهبری به عنوان مهمترین عامل وحدتبخش در بزنگاههای تاریخی و حساس کشور امری ضروری است؛ دانشجویان باید به درستی درک کنند که رهبری، نه یک جایگاه اداری، بلکه حافظ منافع بلندمدت انقلاب و ملت است که مسیر پیشرفت متوازن و مستدام کشور را در برابر هجمههای دشمنان خارجی و فتنههای داخلی ترسیم و مشخص میکند؛ نقض این محور وحدت، دقیقاً همان هدفی است که عملیاتهای روانی دشمن دنبال میکنند، زیرا شکاف در این نقطه، کل ساختار را آسیبپذیر میسازد.
مقابله فعال با روایتسازی و تبدیل شدن به روایتگر موفق: یکی از عوامل کلیدی در خنثیسازی جنگ شناختی، هوشیاری کامل در برابر پروژههای رسانهای پیچیده دشمن و در مقابل، تبدیل شدن به روایتگر فعال، مستدل و پرقدرت از دستاوردهای ملی و واقعی کشور است؛ دانشجویان باید با استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی، سفیران واقعی پیشرفت و اقتدار ایران باشند و با ارائه مستندات علمی و منطقی، اجازه ندهند روایتهای منفی، غیرواقعی، یا اغراقآمیز که هدفشان ایجاد سرخوردگی اجتماعی و بیاعتمادی است بر فضای عمومی و ادراکی جامعه غالب شود؛ این روایتگری باید از سطح شعار فراتر رفته و به سطح مستندسازی علمی و فنی برسد.
دانشگاهیان، پاسداران امروز و معماران فردا در عرصه نبرد شناختی
بنابراین بررسی ها نشان میدهد که سرمایههای اصلی کشور، یعنی جوانان نخبه و تحصیلکرده، نه تنها از روند تحولات پیچیده داخلی و بینالمللی بیگانه نیستند، بلکه با درکی عمیق، خود را حافظان اصلی میراث گرانبهای انقلاب اسلامی در عرصههای علمی و فکری میدانند و این سطح از آگاهی، ناشی از تجربیات زیسته و تحلیلهای درونی است؛ حمایت قاطع و بیقید و شرط این قشر فرهیخته از نظام جمهوری اسلامی ایران، به منزله خط بطلانی محکم و مستدل بر تمام تلاشهای سازمانیافته خارجی است که با صرف هزینههای هنگفت، در پی نفوذ، براندازی نرم و القای شکست به ملت ایران هستند.
دانشجویان وطن پرست ایرانی به درستی فهمیدهاند که استقلال، ارزش از دست دادن ندارد. این دانشگاهیان، آیندهای را متصورند که مبتنی بر استقلال کامل، خوداتکایی فناورانه و توسعه همهجانبه باشد و عزم راسخ خود را برای ایستادگی در این مسیر دشوار و پرافتخار اعلام کردهاند و این ایستادگی، نه از سر اجبار، که از سر انتخاب آگاهانه است. پشتوانه دانشجویی که در این گزارش به تصویر کشیده شد، نمادی کوچک از موجی بزرگ از آگاهی، تعهد و بصیرت که تمام رشتهها و دانشگاهها را دربر گرفته است؛ نشان میدهد که در هر مقطع حساس که کیان کشور احساس خطر کند، دانشگاههای ایران آمادهاند تا نه تنها به وظیفه اصلی علمآموزی پایبند باشند، بلکه در قامت خط مقدم دفاع، برای پاسداری از استقلال و ارزشهای کشور ایستادگی کنند؛ این دانشجویان، فراتر از اینکه معماران فردای ایران باشند، مدافعان هوشیار و فعال سرفصلهای بنیادین انقلاب اسلامی در پهنه نبرد روایتها و جنگهای نوین محسوب میشوند که آمادهاند با علم و اندیشه خود، نقشههای دشمن را خنثی سازند.
انتهای پیام/