سایه وابستگی؛ سیاستهای استعماری و تحقیر ملی در دوران پهلوی
حجتالاسلام وحید پورعلی در یادداشت اختصاصی برای خبرگزاری آنا نوشت: در سپهر تاریخ ایران، دوران حکومت پهلوی با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بوده است. اگرچه پتانسیلها و استعدادهای ذاتی در جوان ایرانی همواره وجود داشته، اما در آن دوره شاهد سیاستهایی بودیم که به جای تشویق و حمایت از این ظرفیتها، بستری برای وابستگی و سرکوب استعدادها فراهم میکرد.
آن دوران، نه تنها فرصتهای پیشرفت را از ایران سلب کرد، بلکه زخمهای عمیقی بر پیکره هویت ملی وارد ساخت.در دوران رضاخان، شاهد دخالتهای خارجی و بهویژه انگلیسیها و روسیها در امور کشور بودیم. رضاخان، با حمایت قدرتهای استعماری به قدرت رسید و پس از اتمام مصلحتشان، به طرز تحقیرآمیزی از قدرت خلع شد و محمدرضا پهلوی جایگزین او شد.
این تغییرات، صرفاً یک انتقال قدرت ساده نبود، بلکه تداوم یک سیاست استعماری بود که هدف آن، حفظ وابستگی ایران به قدرتهای بیگانه بود.این وابستگی در تمام ابعاد کشور نمود داشت؛ از کشاورزی گرفته تا صنعت و اقتصاد. برای نمونه، در حوزه کشاورزی، سیاستهای نادرستی در پیش گرفته شد که منجر به واردات گسترده گندم از آمریکا شد، در حالی که بسیاری از مناطق ایران ظرفیت تولید گندم را داشتند.
انبارهای نگهداری گندم نیز توسط شوروی ساخته میشد؛ گویی ایران در هر دو مرحله خرید و نگهداری، وابسته بود. این سیاستها، کشاورزان ایرانی را به مرز ورشکستگی کشانده و تولید داخلی را فلج میکرد.در حوزه صنعت نیز، سیاستهایی در پیش گرفته شد که مانع از توسعه صنایع داخلی شده و وابستگی به واردات را افزایش داد.
تعرفههای گمرکی به گونهای تنظیم شده بود که واردات ارزانتر از تولید داخلی میشد. شرکتهای خارجی بر منابع اقتصادی کشور تسلط یافتند و بخش عمدهای از ذخایر نفتی ایران، به رایگان یا با قیمتهای بسیار پایین به دست بیگانگان افتاد. قراردادهای نفتی، که در دوران قاجار آغاز شده بود، در دوران پهلوی نیز ادامه یافت و حقوق حاکمیتی ایران را نقض میکرد.اما آنچه که این دوران را غمانگیزتر میسازد، نگرش تحقیرآمیز خاندان پهلوی نسبت به مردم ایران بود. این خاندان، خود را فراتر از مردم میدانستند و در بسیاری از موارد، به آنها توهین میکردند. این رفتار ناشی از روحیه استکباری و بیاعتنایی به خواستههای مردم بود.
محمدرضا شاه، در کنفرانسهای مطبوعاتی، به صراحت مردم ایران را «بیسواد و تنبل» خطاب میکرد و معتقد بود که مردم ایران، توانایی اداره کشور را ندارند.اسدالله علم در کتاب خود به کنفرانسی اشاره میکند که در آن محمدرضا شاه، مردم ایران را «تنبل» معرفی میکند و با صراحت بیان میکند که هر کسی که به آرای مردم متکی نباشد، آزاد است تا هرگونه قضاوتی درباره آنها داشته باشد.
حتی فراتر از این، شاه مردم ایران را موجوداتی ناتوان و شبیه به گوسفند میدانست. این اظهارات، نه تنها توهین به مردم ایران بود، بلکه تلاشی برای بیاعتبار کردن خواستههای مردمی و سرکوب اعتراضات بود.این روحیه تحقیر نه تنها در محمدرضا شاه، بلکه در تمام درباریان رواج داشت. نقل است که ملکه پهلوی، مردم ایران را «حسود و مضطرب» میدانست و حتی حکومت بر آنان را افتخار نمیدانست.
به گفته شهبازی، سر تیم محافظ شاه، فرح، مردم جنوب تهران را از حیوانات پستتر میدانست. این اظهارات، نشاندهنده عمق بیاعتنایی و تحقیر درباریان نسبت به مردم ایران بود.علاوه بر این، خاندان پهلوی، با سرکوب آزادیهای بیان و مطبوعات، مانع از انتقاد و اعتراض مردم میشد. مخالفان سیاسی به زندان انداخته میشدند و اعدام میشدند. در سال ۱۳۳۲ شمسی، نهضت ملی نفت، که خواستار ملی شدن صنعت نفت بود، به شدت سرکوب شد و هزاران نفر از مردم بیگناه به شهادت رسیدند.

جمعبندی
دوران پهلوی، دورانی سرشار از وابستگی و تحقیر ملی بود. سیاستهای استعماری و نگرشهای استکباری حاکمان، مانع از شکوفایی استعدادهای ایرانی شد و کشور را در گرداب وابستگی فرو برد. این دوران، نه تنها فرصتهای پیشرفت را از ایران سلب کرد، بلکه زخمهای عمیقی بر پیکره هویت ملی وارد ساخت. شناخت این دوران و درس گرفتن از آن، برای ساختن ایرانی آزاد، مستقل و مقتدر، ضروری است. باید به یاد داشته باشیم که عزت و استقلال ملی، ارزشی است که باید همواره پاس داشته شود و از آن دفاع کرد.
انتهای پیام/
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس