شکست فراخوان‌ها در میدان و جنگ روایت‌ها در رسانه/ معاندان در بن‌بست عملیات روانی

تجمعات مسالمت‌آمیز اخیر برخی بازاریان در اعتراض به مشکلات معیشتی و نوسانات قیمت ارز، ریشه در دغدغه‌های واقعی اقتصادی دارد، اما جریان‌های معاند بار دیگر کوشیده‌‌اند با مصادره رسانه‌ای این مطالبات و القای فراخوان‌های ساختگی، آن را به سوی پروژه‌ای برای ناآرامی هدایت کنند؛ تلاشی که بررسی‌ها نشان می‌دهد نه‌ تنها در میدان با شکست مواجه شده، بلکه سرمایه عملیات روانی دشمن را نیز با فرسایشی محسوس روبه‌رو کرده است.

به گزارش خبرگزاری آنا، در روز‌های اخیر، برخی از کسبه و بازاریان در نقاط مختلف کشور، با برگزاری تجمعات مسالمت‌آمیز، نسبت به فشار‌های معیشتی، نوسانات قیمت ارز و بی‌ثباتی در فضای کسب‌وکار اعتراض کردند؛ تجمعاتی که ریشه در دغدغه‌های واقعی اقتصادی و نگرانی از آینده تولید و تجارت داشتو نمی‌توان آن را صرفاً واکنشی مقطعی یا احساسی تلقی کرد. همزمان با این مطالبات صنفی، جریان‌های معاند تلاش کردند با مصادره خبری این اعتراضات و پیوند زدن آن به فراخوان‌های ساختگی و روایت‌های اغراق‌آمیز، آن را به بستری برای پروژه‌های بی‌ثبات‌ساز خود تبدیل کنند.

اما تحلیل روند‌های رسانه‌ای و میدانی طی ساعات و روز‌های اخیر نشان می‌دهد این فراخوان‌ها که حجمشان نیز کم نبوده، علی‌رغم حجم بالای تولید محتوا و تبلیغات فشرده در شبکه‌های اجتماعی، نتوانسته است به شکل‌گیری پاسخ اجتماعی معنادار منجر شود. بررسی‌ها حاکی از آن است که فاصله میان روایت ساخته‌شده در اتاق‌های عملیات روانی دشمن و واقعیت‌های میدانی، بیش از گذشته عیان شده و برآورد‌های خوش‌بینانه اپوزیسیون از «موج‌سازی خیابانی» در عمل محقق نشده است.

کانال‌ها و حساب‌های وابسته به جریان‌های ضدانقلاب طی این دوره، تلاش کردند با برجسته‌سازی کلیدواژه‌هایی نظیر «لحظه سرنوشت‌ساز»، «فراخوان نهایی» و «ریزش سراسری»، فضای ذهنی مخاطب را برای حضور گسترده در خیابان‌ها آماده کنند. با این حال، داده‌های میدانی و گزارش‌های محلی نشان می‌دهد چنین القائاتی بیش از آن‌که به تحرک اجتماعی واقعی منجر شود، به نوعی تورم پیام و فرسایش اثرگذاری انجامیده است.

در واقع، تکرار بی‌وقفه فراخوان‌ها بدون پشتوانه اجتماعی، موجب بروز نشانه‌های آشکار خستگی در میان مخاطبان این رسانه‌ها شده است. کاهش تعامل کاربران، تکرار محتوا‌های مشابه و افت واکنش‌های واقعی به ادعا‌های مطرح‌شده، بیانگر آن است که سرمایه هیجانی ایجادشده در مقاطع پیشین، دیگر توان بازتولید خود را ندارد و عملیات روانی دشمن وارد فاز فرسایشی شده است.

این شکاف میان روایت و واقعیت، نه‌تنها در سطح اجتماعی بلکه در سطح درون‌گفتمانی جریان معاند نیز خود را نشان داده است؛ به‌گونه‌ای که برخی کاربران و حتی چهره‌های همسوی معاندین، نسبت به بی‌نتیجه ماندن فراخوان‌های پی‌درپی ابراز تردید کرده و از «اشباع خبری» و «بی‌برنامگی میدانی» گلایه کرده‌اند. این وضعیت، نشانه‌ای از کاهش انسجام و افت قدرت اقناع در شبکه رسانه‌ای دشمن تلقی می‌شود.

گذار از فراخوان خیابانی به جعل خبر و هیجان‌سازی کاذب

در پی ناکامی فراخوان‌های خیابانی، تمرکز جریان‌های معاند به‌وضوح به سمت تشدید دروغ‌پردازی و جعل اخبار هیجانی تغییر یافته است. بررسی محتوای منتشرشده نشان می‌دهد که برخی کانال‌ها و حساب‌های پرمخاطب، به انتشار ادعا‌هایی روی آورده‌اند که فاقد هرگونه سند معتبر، منبع مستقل یا تأیید میدانی است و صرفاً با هدف شوک‌آفرینی روانی تولید می‌شود.

از جمله این موارد، ادعا‌های بی‌پایه‌ای نظیر «فروش تسلیحات نظامی جمهوری اسلامی برای تأمین مخارج فرار مقامات» یا «آتش‌زدن اماکن وابسته به مراجع تقلید» است که در کوتاه‌ترین زمان ممکن، با فقدان شواهد عینی و تکذیب‌های محلی مواجه شده‌اند. سرعت فرسایش این‌گونه اخبار، نشان‌دهنده کاهش توان دشمن در تحمیل روایت‌های ساختگی به افکار عمومی است.

بخش دیگری از این خبرسازی‌ها، معطوف به برداشت‌های عامدانه نادرست از تصمیمات اداری یا فنی عادی بوده است. برای نمونه، اعمال محدودیت‌های پروازی شبانه یا تنظیم برنامه برخی خطوط هوایی، به‌عنوان نشانه‌ای از «فروپاشی امنیتی» یا «مداخله قریب‌الوقوع خارجی» بازنمایی شده؛ در حالی که چنین تصمیماتی مسبوق به سابقه بوده و در چارچوب رویه‌های معمول هوانوردی تعریف می‌شود.

این وارونه‌نمایی داده‌های عادی، یکی از الگو‌های شناخته‌شده عملیات روانی است که هدف آن، تولید حس نااطمینانی و بحران دائمی در افکار عمومی است. با این حال، تکرار بیش از حد این الگو و آشکار شدن تناقض میان ادعا‌ها و واقعیت، موجب شده مخاطبان نسبت به چنین روایت‌هایی حساسیت‌زدایی شوند و با تردید بیشتری آنها را دنبال کنند.

فرسایش اعتماد مخاطب و شکست پیوند شایعه با تحرک میدانی

برآیند داده‌های رسانه‌ای و میدانی نشان می‌دهد اتکای جریان‌های معاند به اغراق، جعل و فراخوان‌های پراکنده، نه‌تنها به بسیج اجتماعی منجر نشده، بلکه به فرسایش جدی سرمایه اعتماد مخاطبان انجامیده است. در شرایطی که عملیات روانی نیازمند حداقلی از باورپذیری است، تداوم تناقض‌گویی و اغراق، این پیش‌نیاز را از روایت دشمن سلب کرده است.

گزارش‌های میدانی از شهر‌های مختلف حاکی از بی‌اعتنایی عمومی به فراخوان‌های اعلام‌شده و نبود تحرکات قابل توجه در مقایسه با فضاسازی رسانه‌ای است. این فاصله، نشان می‌دهد تلاش برای پیوند دادن شایعه، تهدید خارجی و تحرک خیابانی با شکست مواجه شده و جامعه، روایت‌های هیجانی بدون پشتوانه را مبنای کنش جمعی قرار نمی‌دهد.

در چنین شرایطی، افزایش حجم محتوا نه‌تنها به تقویت اثرگذاری منجر نشده، بلکه خود به عاملی برای آشکار شدن ضعف ساختاری جریان معاند تبدیل شده است. مصرف بیش از حد کلیدواژه‌های تکراری، تهدید‌های اغراق‌آمیز و وعده‌های تحقق‌نیافته، قدرت بسیج‌کنندگی پیام‌ها را به‌شدت کاهش داده و روایت غالب را دچار فرسودگی کرده است.

ادامه این روند، هزینه‌های عملیات روانی را برای جریان‌های ضدانقلاب افزایش داده و کارآمدی روایت‌های القایی آنان را به‌طور محسوسی کاهش می‌دهد. در واقع، هر موج ناموفق، به تثبیت این برداشت در افکار عمومی منجر می‌شود که فراخوان‌های آتی نیز فاقد پشتوانه واقعی است و بیشتر کارکرد تبلیغاتی و مصرف درون‌گروهی دارد.

ضرورت هوشیاری در برابر سناریو‌های کاتالیزوری و شگفتانه‌های میدانی

با وجود نشانه‌های روشن از ناکامی فراخوان‌ها و فرسایش اعتبار رسانه‌ای دشمن، این وضعیت نباید به‌منزله انسداد کامل ظرفیت‌های ضدانقلاب تلقی شود. تجربه‌های پیشین نشان داده است که جریان‌های معاند، در شرایط افت اجتماعی، به‌دنبال طراحی اقدامات کاتالیزوری یا رخداد‌های غیرمنتظره برای احیای موقت فضا هستند.

چنین شگفتانه‌هایی می‌تواند شامل بزرگ‌نمایی حوادث محدود، سوءاستفاده از رخداد‌های ناگهانی یا تلاش برای پیوند زدن مسائل واقعی اقتصادی و اجتماعی با پروژه‌های بی‌ثبات‌ساز باشد. هدف از این اقدامات، تزریق شوک کوتاه‌مدت به افکار عمومی و جبران فرسودگی روایت‌های پیشین است؛ هرچند پایداری این شوک‌ها نیز با توجه به کاهش اعتماد عمومی، محل تردید جدی است.

در این میان، تفکیک میان مطالبات واقعی و عملیات هدایت‌شده رسانه‌ای، نقش کلیدی در خنثی‌سازی این سناریو‌ها دارد. نادیده گرفتن مشکلات واقعی یا تقلیل همه اعتراضات به پروژه دشمن، خود می‌تواند زمینه‌ساز سوءاستفاده رسانه‌های معاند شود؛ در حالی که پاسخ‌گویی دقیق، شفاف و به‌موقع، از قدرت مانور روایت‌های جعلی می‌کاهد.

با این تفاسیر آنچه از رصد تحولات اخیر برمی‌آید، ورود عملیات روانی دشمن به مرحله فرسایش و کاهش اثرگذاری است؛ مرحله‌ای که اگرچه نشانه ضعف جدی است، اما همچنان می‌تواند با تحرکات مقطعی همراه شود. هوشیاری رسانه‌ای، تقویت مرجعیت خبر داخلی و تبیین واقعیت‌ها، مهم‌ترین عوامل در جلوگیری از احیای مصنوعی ناآرامی‌ها و خنثی‌سازی سناریو‌های پیش‌رو خواهد بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر