رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی:

دولت جای نوابغ است/ گره‌های کشور باید به دست علوم انسانی باز شود

رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با تأکید بر اینکه دولت جایگاه نوابغ است و اگر میانگین هوشی در دولت‌ها پایین باشد، کشور متضرر خواهد شد، گفت: ما ۶.۷ درصد منابع جهان را در اختیار داریم اما تولید ناخالص ملی و بودجه ما تناسبی با این ثروت ندارد؛ حل این معما و باز کردن گره‌های اقتصادی و مدیریتی، وظیفه متخصصان علوم انسانی است، نه مهندسان و پزشکان.

 

به گزارش خبرگزاری آنا، دکتر سعید رضا عاملی رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی به ریاست دکتر سعیدرضا عاملی برگزار شد. وی در ابتدای این جلسه ضمن تبریک ایام ولادت حضرت زهرا (س)، امیرالمؤمنین (ع) و حضرت عیسی (ع)، به تبیین جایگاه راهبردی شورای عالی انقلاب فرهنگی و نقش حیاتی علوم انسانی در حل چالش‌های کلان کشور پرداخت.

دکتر عاملی با اشاره به حکم رهبر معظم انقلاب در سال ۱۴۰۰ خطاب به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: تأکید و توقع ایشان این بود که شورای عالی به عنوان «اتاق فکر» کشور در عرصه‌های فرهنگ، علم و فناوری عمل کند. تأکید بر جنبه قرارگاهی و اتاق فکر بودن شورا بدین معناست که کشور در این حوزه‌ها نیازمند خلاقیت‌های گسترده است.

رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با اشاره به چالش‌های بزرگ فرهنگی ناشی از ظهور اینترنت و فناوری‌های نوین گفت: امروز شاهد یک «تخالط فرهنگی» گسترده در سطح جهانی هستیم. این فضای جدید منجر به شکل‌گیری پدیده‌ای شده است که بنده آن را «هویت‌های دورگه»، «نامعین» و «سردرگم» می‌نامم.

وی با استناد به نظریات استوارت هال (جامعه‌شناس)، وضعیت کنونی را به «خواب ناآرام» تشبیه کرد و افزود: خواب آرام زمانی محقق می‌شود که انسان هویت خود را دریافته باشد و بداند کیست، اما اکنون آشفتگی‌های ذهنی مانع این آرامش شده است.

دکتر عاملی در ادامه به نقش محوری علوم انسانی اشاره کرد و گفت: هرچه جلوتر می‌رویم احساس می‌کنم گره‌های کشور باید به دست علوم انسانی و علوم اجتماعی باز شود. این علوم در کارآمدسازی جمهوری اسلامی، انسجام اجتماعی، مدیریت منابع انسانی و مدل حکمرانی نقش بسزایی دارند.

وی افزود: جمهوری اسلامی ایران در شاخص توسعه انسانی (HDI) جایگاه خوبی دارد و در رده کشورهای با سرمایه انسانی بالا قرار می‌گیرد، اما سوال اینجاست که چرا این سرمایه انسانی نمی‌تواند مشکلات را حل کند؟ عده‌ای موانع پیشرفت را عامل می‌دانند، اما واقعیت این است که چرخه منابع انسانی و تخصص‌گرایی باید به درستی بچرخد.

رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با انتقاد از عدم بکارگیری نخبگان در جایگاه‌های مدیریتی تصریح کرد: تعبیر بنده این است که «دولت جای نوابغ است». اگر میانگین ضریب هوشی (IQ) در دولت‌ها زیر متوسط باشد، این یک ضرر بزرگ برای کشور است. نوابغ باید وارد دولت شوند تا بتوانند کشور را درست اداره کنند و چرخه امور به درستی بگردد.

دکتر عاملی با ارائه آماری از منابع و اقتصاد کشور گفت: ایران یک درصد جمعیت جهان را دارد اما ۶.۷ درصد منابع انرژی و معدنی جهان (با ارزش تقریبی ۲۷ تریلیون دلار) را در اختیار دارد. با این حال، تولید ناخالص ملی (GDP) ما حدود ۴۰۰ میلیارد دلار و بودجه کشور حدود ۵۶ میلیارد دلار است.

وی با بیان اینکه بودجه استاندارد باید ۲۵ درصد تولید ناخالص ملی باشد، به مقایسه درآمدهای گردشگری پرداخت و گفت: بودجه گردشگری ترکیه ۵۶ میلیارد دلار، آمریکا ۲.۴ تریلیون دلار و چین ۱.۳ تریلیون دلار است. این در حالی است که ما حدود ۷.۵ میلیون گردشگر داریم که قریب به ۷ میلیون نفر آن زائران امام رضا (ع) هستند.

عاملی افزود: درآمد گردشگری حدود ۷ میلیارد دلار برآورد می‌شود. وزارت گردشگری به امام رضا (ع) بدهکار است، زیرا اگر ایشان نبود، همین میزان گردشگر هم وجود نداشت.

دکتر عاملی با طرح این پرسش که «چرا با وجود پیشرفت‌های چشمگیر علمی، مسائل اقتصادی و تورم حل نمی‌شود؟» اظهار داشت: نباید انتظار داشت مهندس مکانیک، متخصص برق یا پزشک مشکل تورم را حل کند. این کار حوزه جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد و مدیریت کسب‌وکاره است.

وی تأکید کرد: ما رشته‌های تخصصی فراوانی داریم اما در جلسات، بیشتر بحث‌های جانبی مطرح می‌شود. باید به مسئله «کارآمدی علوم انسانی» برسیم.

رئیس شورای تحول خاطرنشان کرد: ۴۸ درصد از ظرفیت آموزش عالی کشور به حوزه علوم انسانی اختصاص دارد که سهم بسیار بزرگی است، اما نقش‌آفرینی آن در حل مسائل کشور متناسب با این سهم نیست.

وی هدف از این جلسه را همفکری آزاد برای رسیدن به یک تفاهم فکری در خصوص استفاده بهینه از ظرفیت علوم انسانی دانست و گفت: باید مشخص شود هنر استفاده از این علوم برای حل مشکلات کشور چیست.

عاملی در ادامه جلسه شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، ضمن جمع‌بندی مباحث نظری مطرح شده توسط دکتر پارسانیا و پیش از ورود به دستور کار بعدی، به تبیین ضرورت رویکرد کاربردی در علوم انسانی پرداخت.

دکتر عاملی با مقایسه ماهیت علوم مختلف اظهار داشت: واقعیت این است که علومی مانند مهندسی، پزشکی و علوم پایه، معطوف به مسائل خاصی هستند و آن مسائل را به خوبی حل می‌کنند. اما مقوله «کارآمدی» در ابعاد کلان آن، جنس متفاوتی دارد.

وی افزود: مسائلی همچون مدیریت حکمرانی، رفتار و کنش‌های اجتماعی، نظم و انسجام ملی، سرمایه اجتماعی، رشد اقتصادی و اصل موضوع توسعه و پیشرفت، همگی در قلمرو علوم انسانی و علوم اجتماعی تعریف می‌شوند؛ حتی حوزه هنر نیز با ابعاد زیبایی‌شناسانه خود در این منظومه قرار می‌گیرد.

رئیس شورای تحول با طرح این پرسش که چرا تاکنون نتوانسته‌ایم از این ظرفیت بهره ببریم، گفت: یا ما به عنوان خانواده علوم انسانی درست عمل نکرده‌ایم و یا مشکلات ماهیتی در این علوم وجود دارد که نیازمند واکاوی است.

وی با اشاره به سخنان دکتر پارسانیا یادآور شد: همان‌طور که بیان شد، علم اساساً با «مسئله» متولد می‌شود و خودش نیز مولد مسائل و تشکیکات جدید است؛ بنابراین ما باید به سمت نگاهی کاربردی‌تر حرکت کنیم و ببینیم برای حل مشکلات کشور چه اتفاقی باید بیفتد.

دکتر عاملی با خطاب قرار دادن نهادهای اجرایی کشور تصریح کرد: من واقعاً معتقدم که در این دوره، اگر دولت محترم بخواد از بحران‌های موجود خارج شود، باید «میدان‌داری جدی‌تری» برای حوزه علوم اجتماعی، علوم انسانی و هنر به وجود بیاورد.

وی تأکید کرد: اگر این حوزه به فعلیت معناداری برسد، شاهد «استفاده ناموزون از منابع» نخواهیم بود و قاعدتاً بحث «ناترازی‌ها» که امروز گریبان‌گیر کشور است، نباید به وجود بیاید. ریشه بسیاری از این ناترازی‌ها در عدم توجه به اقتضائات علوم انسانی در حکمرانی است.

پارسانیا: ترجمه «Humanities» به «علوم انسانی» خطای راهبردی بود/ غرب با «عقلانیت ابزاری» حقیقت علم را مسخ کرد

حجت‌الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا در جلسه شورای تحول و ارتقای علوم انسانی که به ریاست دکتر عاملی برگزار شد، به تبیین «چارچوب مفهومی نظریه علوم انسانی بر مبنای کارآمدی» پرداخت. وی سخنان خود را با تحلیل ماهیت شکل‌گیری علم آغاز کرد و گفت: در یک فضای طبیعی، علم زاییده «مسئله» است و می‌آید تا مشکلی را حل کند. بدون وجود مشکل، پرسشی ایجاد نمی‌شود و نظام معرفتی تحریک نخواهد شد. اما برای حل مسئله، تنها ظرفیت منطقی کافی نیست، بلکه عوامل غیرمعرفتی همچون بودجه، مدیریت و امکانات نیز باید به کار گرفته شوند.

دکتر پارسانیا با بیان اینکه «مسئله» همواره در بستر فرهنگ شکل می‌گیرد، به نقش «قدرت» در تعاملات فرهنگی اشاره کرد و گفت: وقتی دو جامعه با هم مواجه می‌شوند، جامعه‌ای که در موضع ضعف است، دچار انفعال می‌شود. ما در صدر اسلام در موضع اقتدار و یک فرهنگ «مولد» بودیم؛ لذا وقتی با میراث یونان مواجه شدیم، دست به گزینش زدیم. ما «عنصر مقتول» فرهنگ یونان (عقلانیت سقراطی) را اخذ کردیم و «عنصر غالب» (اسطوره) را که حکم به قتل سقراط داده بود، نپذیرفتیم. این نشان‌دهنده فاعلیت فرهنگی ما در آن دوران بود.

وی با ابراز تأسف از وضعیت کنونی افزود: اما امروز در موضع انتخاب نیستیم. اکنون غرب است که با اعطای بورس و گرند، تعیین می‌کند دانشجویان ما چه بخوانند. آن‌ها به دانشجویان ما اجازه ورود به رشته‌های استراتژیک را نمی‌دهند اما برای رشته‌هایی مثل «فلسفه تکنولوژی» بورس رایگان می‌دهند، زیرا به تکنسین و منتقد در چارچوب مسائل خودشان نیاز دارند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی به مواجهه دوگانه غرب با آثار بوعلی سینا اشاره کرد و گفت: غرب در دوران مدرن متناسب با هویت سکولار خود، کتاب «قانون» (طب) ابن‌سینا را برد و بازسازی کرد، اما کتاب «شفا» (فلسفه) او را رها کرد.

وی تصریح کرد: شفا یعنی سلامت حقیقتِ انسانی و روح، اما قانون مربوط به تنظیم جسم است. در غرب جای این دو عوض شد؛ چون تمرکز بر بُعد حیوانی و فیزیکی انسان قرار گرفت و حقیقت متعالی به حاشیه رفت. پزشکی مدرن دیگر به پارادایم‌های فلسفی سینوی باز نمی‌گردد.

دکتر پارسانیا ریشه ناکارآمدی علوم انسانی وارداتی را در تغییر مفهوم «علم» و «عقل» دانست و با استناد به نظریات ماکس وبر گفت: در فرهنگ مدرن، چیزی به نام «عقل» (Intellect) حضور فرهنگی ندارد، بلکه «عقلانیت» (Rationality) حاکم است. این عقلانیت، از نوع «ابزاری» و معطوف به اهداف دنیوی و سلطه بر طبیعت است.

وی افزود: در این پارادایم، «عقلانیت معطوف به ارزش» جایگاهی ندارد. وقتی ما علوم انسانی مدرن را بدون توجه به این مبانی وارد می‌کنیم، به دنبال کارآمدی در نظامی هستیم که با مبانی ارزشی ما در تضاد است. در این دیدگاه، برای حوزه‌های آزمون‌ناپذیر (مانند هستی‌شناسی و ارزش‌ها) داوری علمی وجود ندارد و «عقیده» جایگزین حقیقت می‌شود.

رئیس شورای حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی با تشریح سیر تحول علم از دکارت تا کانت و اگوست کنت، اظهار داشت: در نگاه مدرن، متافیزیک و فلسفه دیگر «Science» (علم به معنای شناخت واقعیت) نیستند، بلکه نوعی ذهن‌شناسی یا ادبیات محسوب می‌شوند.

وی تأکید کرد: «یکی از خطاهای راهبردی ما در ترجمه این بود که Humanities را به "علوم انسانی" برگرداندیم.» اعراب هوشمندانه واژه «الانسانیات» را به کار بردند، اما ما به دلیل عقبه حکمی خود که همه این‌ها را علم می‌دانستیم، لفظ «علوم» را به کار بردیم و متوجه نشدیم که در غرب، این حوزه‌ها (Humanities) در مقابل (Science) قرار دارند و اصلاً علم محسوب نمی‌شوند. این ترجمه باعث شد بار معنایی مدرن که نفی علمیت متافیزیک است، به صورت پنهان وارد نظام آموزشی ما شود.

دکتر پارسانیا در ادامه به نتایج یک تحقیق میدانی در دهه ۷۰ اشاره کرد و گفت: این تحقیق نشان می‌داد که کمترین میزان تغییر هویت دینی در دانشجویان رشته‌های فنی و مهندسی رخ می‌دهد، زیرا آن‌ها علم را «ابزار» می‌بینند. اما بیشترین تغییر و بحران هویتی در علوم انسانی و به‌ویژه «دانشکده‌های الهیات» مشاهده می‌شد.

وی تحلیل کرد: دلیل این امر آن بود که در دانشکده الهیات، ادبیاتی تدریس می‌شد که محصول نزاع علم و دین در غرب و متأثر از فضای پروتستانی بود. این ادبیات با ذهنیت مذهبی دانشجویان تعارض پیدا می‌کرد و منجر به سکولاریسم می‌شد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با انتقاد از تغییر واژگان گفت: ما در گذشته «علما» داشتیم که بار علمی داشت، اما واژه مدرن «روحانیت» جعل شد تا وجهه علمی (Science) را از نهاد دین بگیرد و آن را به حوزه معنویات شخصی تقلیل دهد.

وی در پایان به ناتوانی نظریات غربی در تبیین انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: انقلاب اسلامی یک تحول عظیم بود که نظریات مارکسیستی و کارکردگرایی (پارسونز) توان توضیح آن را نداشتند. چپ‌ها نمی‌توانستند باور کنند که انقلابی دینی رخ داده است.

پارسانیا افزود: در این بن‌بست، بسیاری به نظریه «کاریزما»ی ماکس وبر پناه بردند تا نقش امام خمینی(ره) را توضیح دهند. اما این نظریه نیز ناقص بود، زیرا وبر کاریزما را رابطه‌ای عاطفی و شخصی می‌دانست، در حالی که رابطه امام و امت مبتنی بر عقلانیت دینی و ارزش‌های الهی بود. هنر امام(ره) این بود که فقه را از حوزه خصوصی به عرصه عمومی آورد و «ولایت فقیه» را به عنوان یک تئوری منسجم برای اداره جامعه تئوریزه کرد.

 

حاجیلویی: علوم انسانی موجود مصرف‌کننده نظریات غربی است

دکتر مرتضی حاجیلویی در جلسه شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، به ارائه طرحی با عنوان «مسئله تحول علوم انسانی در ایران و نظریه سیاستی آن؛ دلالت‌هایی برای تدوین سند» پرداخت. وی در ابتدای سخنان خود با تبریک ایام ماه رجب و میلاد امیرالمؤمنین (ع)، هدف از تدوین سند تحول را نشانه‎‌گیری مسائل کانونی و ایجاد تقسیم کار ملی میان دستگاه‌ها برای حل این مسائل دانست.

دکتر حاجیلویی با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب گفت: تحول علوم انسانی صرفاً به معنای اصلاح برنامه درسی نیست، بلکه بازسازی این دانش بر پایه الگوی اسلامی و کاربردی است تا بتواند مشکلات کشور را حل کند.

وی تأکید کرد: برداشت ما از منظومه فکری رهبری این است که تحول علوم انسانی نه فقط یک پروژه معرفتی، بلکه یک «پیش‌شرط بنیادین» برای کارآمدی و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی است.

معاون شورای تحول، مسئله اصلی و کانونی سند تحول را این‌گونه صورت‌بندی کرد: «ناکارآمدی، وابستگی و انفعال علوم انسانی موجود در پاسخگویی به نیازهای فکری و اجتماعی جامعه ایران و ناتوانی در ایفای نقش پیشران برای تمدن نوین اسلامی.»

وی افزود: مسئله اصلی، شکاف میان گفتمان پیشرفت متعهد به آرمان‌های انقلاب و دستگاه معرفتی ناکارآمد فعلی است. البته این به معنای نفی کامل کارآمدی علوم انسانی موجود نیست، اما ظرفیت فعلی برای مهندسی تحول تمدنی کافی نیست.

دکتر حاجیلویی شش بُعد اصلی برای این مسئله برشمرد و گفت: علوم انسانی ایران بیشتر مصرف‌کننده نظریه‌هایی است که در بافت تمدنی غرب ساخته شده‌اند و مسائل ایران را با مفاهیم غیربومی تقلیل یا تحریف می‌کنند. نیاز به نظریه‌پردازی مبتنی بر جهان‌بینی اسلامی و فرهنگ ایرانی. ناتوانی در حل مسائل ملموس مانند فساد، شکاف نسلی، نابرابری و ناکارآمدی مدیریتی، فقدان توافق بر سر نظریه پیشرفت ایران پس از گذشت ۵۰ سال. نیاز به طرحی نو برای تربیت نیروی انسانی تراز. محدودیت در روش‌ها و عدم بهره‌گیری خلاقانه از ترکیب متن دین، تجربه بومی و دستاوردهای بشری.

وی با بیان اینکه ریشه‌های این مشکلات تاریخی، سیاسی و نهادی است، گفت: اگر این مسئله حل نشود، سرمایه اجتماعی دچار فروریزی شده، مدیریت کلان بی‌ثبات می‌ماند و روحیه انقلابی جامعه به واسطه ناکارآمدی‌های نهادی تخریب می‌شود.

دکتر حاجیلویی مفهوم کلیدی سند تحول را «کارآمدی بایسته» معرفی کرد و در تعریف آن گفت: کارآمدی بایسته یعنی توان علوم انسانی برای جهت‌دهی صحیح به حرکت جامعه، تربیت مدیران متناسب با جهان‌بینی اسلامی، حل مسائل واقعی کشور و تولید نظریه مستقل و بومی.

معاون شورای تحول در تشریح دلالت‌های این نظریه برای سند گفت: راهبران اصلی تحول (استادان متعهد، پژوهشگران و حوزویان) وظیفه دارند از شعار عبور کرده و به تولید علمی بپردازند.

وی تصریح کرد: «صرف نقد غرب کافی نیست؛ باید نظریه جایگزین تولید شود.» موافقان تحول باید در عمل نشان دهند که علوم انسانی اسلامی در سیاست‌گذاری اقتصادی و حکمرانی فرهنگی کارآمدتر است.

دکتر حاجیلویی در خصوص تعامل با جریان‌های منتقد تأکید کرد: مواجهه با منتقدان تحول علوم انسانی (اعم از مخالفان علمی، ایدئولوژیک یا محافظه‌کار) باید هوشمندانه و اخلاق‌مدار باشد.

وی افزود: باید از برچسب‌زنی پرهیز کرد و با ارائه بدیل علمی پاسخ داد. منتقدان حذف نمی‌شوند بلکه باید در چارچوب علمی به گفتگو بپردازند و امکان تنوع پارادایمی پذیرفته شود.

وی در پایان به وظایف ساختاری مراکز علمی اشاره کرد و گفت: اصلاح نظام آموزشی، اتصال دانشگاه به نهادهای اجرایی و حمایت از جریان‌های نوآور سه لایه اصلی اصلاحات ساختاری هستند. همچنین تحقق این اهداف نیازمند هفت زیرساخت شامل زیرساخت‌های معرفتی، نهادی، انسانی، حقوقی، فرهنگی، تعاملاتی و دیجیتال است.

در ادامه، گزارش خبری از نظرات دکتر محمدحسین ساعی و دکتر ابراهیم سوزنچی، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، تنظیم شده است:

 

دکتر محمدحسین ساعی: علوم انسانی در ایران؛ هم درد و هم درمان/ لزوم ایجاد واسطه‌ای میان دانشگاه و اجرا

دکتر محمدحسین ساعی در جلسه شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، با اشاره به ماهیت دوگانه این علوم در ایران اظهار داشت: علوم انسانی اگر منطبق با اهداف بومی نباشد، می‌تواند مفاهیمی چون انحطاط و تضاد درونی را گسترش دهد و به عامل ضعف تبدیل شود، اما در رویکرد صحیح، عامل قدرت خواهد بود.

وی افزود: پرسش بنیادین این است که آیا علوم انسانی دانشی «پیشینی» و مبتنی بر هندسه ذهنی است یا «پسینی» و برآمده از نظم‌بخشی به تجربیات بیرونی؟ پاسخ به این سوال تبعات گسترده‌ای در سیاست‌گذاری خواهد داشت.

دکتر ساعی راهکار خروج از وضعیت فعلی را ایجاد ساختارهای واسط میان دانشگاه و جامعه دانست و گفت: مدل موفق پژوهشگاه‌های متصل به وزارتخانه‌ها و اندیشکده‌ها می‌تواند این خلاء را پر کند. این مراکز با مسائل واقعی و عینی درگیر می‌شوند و می‌توانند علوم انسانی را از انزوا خارج کنند.

وی خاطرنشان کرد: ما نیاز به شناسایی و بسط تجربیات موفق در همین چند دهه داریم، نه لزوماً ایجاد سازمان‌های عریض و طویل جدید. همچنین باید در تحصیلات تکمیلی، دروسی مانند فلسفه علم، فلسفه تاریخ و تمدن‌شناسی تقویت شود تا نگاه کلان‌نگر در دانشجویان شکل بگیرد.

دکتر ابراهیم سوزنچی: ترجمه‌گرایی سطحی بلای جان دانشگاه شده است/ لزوم ترکیب تفکر تحلیلی و طراحی برای حل مسائل

دکتر ابراهیم سوزنچی در این جلسه با تفکیک میان علوم (Science) که به چیستی پدیده‌ها می‌پردازد و علوم انسانی (Humanities) که جنبه تجویزی پررنگی دارد، اظهار داشت: مشکل اصلی ما این است که دنیا را اشتباه فهمیده‌ایم و با ابزارهای نظری غلط به سراغ حل مسائل رفته‌ایم.

وی افزود: غربی‌ها برای فهم تمدن ما قرن‌ها وقت گذاشتند، اما ما دچار ترجمه‌گرایی سطحی شده‌ایم و نتوانسته‌ایم عمق نظریات آن‌ها و کارکرد واقعی‌شان را درک کنیم.

دکتر سوزنچی راهکار رسیدن به کارآمدی را در ترکیب دو نوع تفکر دانست و تصریح کرد: ما با دو رویکرد مواجهیم؛ یکی تفکر «آنالیتیک» (علمی و تحلیلی) که از پدیده به مدل می‌رسد و دیگری تفکر «سنتتیک» (طراحی یا Design) که مسئله‌محور است و به دنبال راه حل می‌گردد.

وی تأکید کرد: دانشگاه‌های ما عمدتاً مدل‌های تحلیلی را یاد می‌دهند که در عمل جواب نمی‌دهد. هنر ما باید این باشد که این دو نوع تفکر را با هم ترکیب کنیم تا بتوانیم نظریه را به عمل پیوند بزنیم و مسائل بومی کشور را حل کنیم.

در ادامه نشست شورای تحول، دکتر جمشیدیان، عضو شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با اشاره به نظریه «دولت و تمدن» گفت: تمدن‌سازی سه مؤلفه اصلی دارد: توسعه شهر، اقتصاد و تولید. بر اساس این نظریه، هرجا قدرت سیاسی مقتدری وجود داشته، علم و تمدن نیز شکوفا شده است؛ چنانکه در دوران طلایی تمدن اسلامی، قدرت سیاسی زمینه آرامش و امکانات را فراهم کرد و علم رشد یافت.

وی با بیان اینکه عدم توسعه علوم انسانی در ایران ناشی از درک نادرست دولت‌ها و عدم پشتیبانی مالی و معنوی آن‌هاست، افزود: اگر تنها ۱۰ درصد بودجه‌های فنی و مهندسی به علوم انسانی اختصاص یابد، تحول بزرگی رخ خواهد داد.

همچنین دکتر شجاع احمدوند رئیس دانشگاه علامه طباطبایی با ریشه‌یابی تاریخی مفهوم دانشگاه از افلاطون تا دوران مدرن، چهار سنت اصلی دانشگاهی را برشمرد: دانشگاه در خدمت الهیات (مانند دانشگاه‌های کاتولیک)، دانشگاه در جستجوی حقیقت (سنت هومبولتی آلمان)، دانشگاه در خدمت دولت-ملت (برای حل مسائل کشور) و دانشگاه کارآفرین و درآمدزا (الگوی آمریکایی).

وی با اشاره به یک پژوهش میدانی در دانشگاه علامه طباطبایی گفت: نتایج نشان داد ۴۹ درصد اساتید این دانشگاه رویکرد «حل مسئله»، ۱۴ درصد رویکرد «کارآفرینی» و ۳۷ درصد رویکرد «جستجوی حقیقت و الهیات» دارند.

دکتر احمدوند تأکید کرد: ما باید از دل گفتگوهای درون‌دانشگاهی و ظرفیت اساتید، مشخص کنیم که دانشگاه‌های ما در ایران امروز کدام‌یک از این الگوها را دنبال می‌کنند و ساختارها را متناسب با آن ساماندهی کنیم، نه اینکه صرفاً با بخشنامه و دستور از بالا عمل کنیم.

«کارآمدی مطلوب» هدف نهایی سند تحول است/ تعیین ترکیب جدید کارگروه تعلیم و تربیت

دکتر سعیدرضا عاملی در بخش پایانی جلسه ضمن تأکید بر لزوم تداوم گفتگوها پیرامون سند تحول در جلسه آینده، اظهار داشت که صورت‌مسئله اصلی شورا باید رسیدن به «کارآمدی مطلوب» باشد؛ مفهومی جامع که هر چهار رکن شورای تحول (بومی‌سازی، اسلامی‌سازی، روزآمدی و کارآمدی) را پوشش می‌دهد. دکتر عاملی با ذکر مثالی از دانشگاه تهران در خصوص حل مسئله آب و یا معضل «مصرف‌گرایی» در کشور، تأکید کرد که اگر علم درگیر مسئله شود (مانند الگوی علوم پزشکی)، هم در دانشگاه و هم در حوزه با استقبال و همفکری بیشتری مواجه خواهد شد.

با توجه به استعفای دکتر جمیله علم‌الهدی، دکتر ایراندخت فیاض (دانشیار فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه علامه طباطبایی) با رأی اعضا به عنوان رئیس جدید «کارگروه تعلیم و تربیت» شورای تحول منصوب شد.

دکتر عاملی اعلام کرد برای تعامل با وزارت علوم، ترکیب اعضای کارگروه‌ها به صورت «۱۰ نفر انتصابی توسط شورا» و «۵ نفر انتخابی توسط جامعه دانشگاهی» خواهد بود. در این جلسه، لیست پیشنهادی اعضای کارگروه بررسی شد و مقرر گردید ۱۰ نفر از اعضای شاخص تثبیت شوند و ۵ نفر دیگر از طریق سازوکار انتخابی وزارت علوم تعیین گردند. همچنین تأکید شد که افراد معرفی شده باید تناسب علمی و تخصصی لازم را با مأموریت‌های شورا داشته باشند.

انتهای پیام/

ارسال نظر